آسیب ها و رنجش های بین فردی نقش مهمی در شکل گیری و تداوم اختلالات روانشناختی دارند. با توجه به یافته های پژوهشی مبنی بر ارتباط بین بخشیدن آسیب های بین فردی گذشته و کاهش علائم افسردگی، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر بخشش بر علائم افسردگی و نشخوار فکری زنان مبتلا به افسرده خویی پرداخت. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با حجم نمونه 16 زن بود. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس از یک مرکز درمانی روانپزشکی، بر اساس ملاک های ورود و تشخیص روانپزشک انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 8 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در گروه آزمایش درمان مبتنی بر بخشش به صورت گروهی در قالب 6 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک بار) برگزار شد. اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت ننمود. اطلاعات پژوهش از طریق پرسشنامه افسردگی بک (BDI)، مقیاس انگیزه های بین فردی مرتبط با آسیب (TRIM-12) و مقیاس نشخوار فکری درباره یک ناراحتی بین فردی (RIO) جمع آوری شد. برای تحلیل داده های این پژوهش، از تحلیل کوواریانس استفاده شد. ارزیابی پس از درمان نشان داد که درمان گروهی مبتنی بر بخشش بر کاهش علائم افسردگی و نشخوار فکری زنان مبتلا به افسرده خویی مؤثر بوده است و این تأثیر از لحاظ آماری (05/0 p<) معنادار بود. از یافته های بدست آمده از این مطالعه چنین نتیجه گیری می شود که می توان از درمان گروهی مبتنی بر بخشش برای کاهش علائم افسردگی و نشخوارفکری سود جست.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه علّی بین کمال گرایی، هدف های پیشرفت با اضطراب امتحان با میانجیگری باورهای خودکارآمدی است. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی 1392-1391 تشکیل داده اند، که از میان آنها، تعداد 360 نفر با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای نسبتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای سنجش متغیر های پژوهش از مقیاس اضطراب امتحان اهواز، مقیاس خودکارآمدی عمومی، مقیاس کمال گرایی چندبعدی (فرم کوتاه) و پرسشنامه تجدیدنظرشده هدف های پیشرفت استفاده شد. همچنین، برای آزمون برازندگی مدل پیشنهادی از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد مسیرهای مستقیم کمال گرایی خودمحور به خودکارآمدی و اضطراب امتحان از لحاظ آماری معنی دار بودند (05/0p<). همچنین، رابطه کمال گرایی دیگر محور و جامعه محور با خودکارآمدی غیرمعنی دار و کمال گرایی دیگرمحور با اضطراب امتحان معنی دار بود(05/0p<). علاوه بر این، رابطه هدف تبحرگرا، عملکردگرا و تبحرگریز با خودکارآمدی و رابطه هدف تبحرگریز با اضطراب امتحان معنی دار است(05/0p<). از سوی دیگر، رابطه هدف عملکردگریز با خودکارآمدی غیرمعنی دار و هدف عملکردگریز و خودکارآمدی به اضطراب امتحان معنی دار بوده است(05/0p<). همچنین، نتایج نشان داد که رابطه غیرمستقیم کمال گرایی خودمحور به اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی معنی دار، کمال گرایی دیگر محور و کمال گرایی جامعه محور به اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی غیرمعنی دار است. دیگر نتایج نشان داد که رابطه هدف تبحرگرا، تبحرگریز و عملکرگرا با اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی معنی دار و هدف عملکردگریز با اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی غیرمعنی دار بوده است.
از آنجایی که سلامت روان به عنوان یکی از عوامل اساسی درکاهش کارایی و ایجاد عوارض جسمی و روانی در حرفه معلمی عنوان شده است، هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه عوامل فردی و رضایت شغلی بر سلامت روان معلمین می باشد. در راستای هدف پژوهش حاضر تعداد397 نفر معلم(211زن و186مرد)، از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتصاب متناسب انتخاب شدند و پرسشنامه های اطلاعات فردی، سلامت روان(GHQ12) و پرسشنامه رضایت شغلی بری فیلدورث در بین آن ها به اجرا درآمد. نتایج آزمون تی مستقل بیانگر این امر است که در پرسشنامه سلامت روانی(GHQ12) بین معلمین ازنظر جنسیت(زن و مرد) و نوع منطقه(روستایی وشهری)تفاوت معناداری وجود دارد و نتایج آزمون اف فیشر بیانگر این امر است که در پرسشنامه سلامت روانی(GHQ12) بین معلمین از نظر سنوات خدمت، فاصله محل کار تا منزل و وضعیت اقتصادی تفاوت معناداری مشاهده گردید و در پرسشنامه رضایت شغلی بری فیلدورث نیز بین معلمین تنها از نظر سنوات خدمت و وضعیت اقتصادی تفاوت معنادار بوده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی بر موفقیت شغلی با نقش میانجی اشتیاق شغلی کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی به روش توصیفی – همبستگی از نوع معادلات ساختاری صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی به تعداد 754 نفر تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران 254 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های مربوط از پرسشنامه اشتیاق شغلی سالوناوا و شوفلی (2001)، پرسشنامه موفقیت شغلی رادسیپ(1984) و پرسشنامه ویژگی های شخصیتی رامستت و جوهن(2007) استفاده گردید؛ که پایایی آن ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 85/.، 88/؛ و 74/. به دست آمد. جهت تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج آزمون حاکی از آن بود که نقش میانجی گری اشتیاق شغلی در تاثیرگذاری موافقت و وجدان بر موفقیت تحصیلی پذیرفته می شود. اما نقش میانجی گری اشتیاق تحصیلی در تاثیرگذاری برون گرایی، ثبات عاطفی و گرایش به تجربه جدید بر موفقیت شغلی پذیرفته نمی شود. بنابراین پیشنهاد می شود کارکنان موقع استخدام از لحاظ ویژگی های شخصیتی مورد آزمون قرار گیرند.
بـر پایه رویآورد ساختاری مبتنی بر تحلیل سطح ارزشهـای حرفه ای (الیزور، 1984)، این پژوهش رابطه بین ارزشهای حرفه ای و کار در حین تحصیل دانشگـاهی را بررسی کرد. نمونه ای به حجم 400 داتشجو (200 زن، 200 مرد، 200 شاغل و 200 غیرشاغل) از دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگـاه آزاد اسلامی انتخاب شدند و به پرسشنامه ارزشهای حرفه ای (الیزور و دیگران، 1991) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشـان دادند که سطوح ارزشهای حرفه ای در بین دانشجویان شاغل و غیر شاغل معنادار نبودند. زنان در سطوح ارزشهای عاطفی (45/6=F، 011/0 (P<و ابزاری (09/17 =F، 001/0(P< و امکانات (54/11=F، 001/0(P< نمره بالاتری نسبت به مردان به دست آوردند. اثر تعاملی شغل و جنس نیز در هیچ سطحی معنادار نبود.