فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱٬۰۰۲ مورد.
واکاوی انتقادی رابطه استاد- دانشجو در فرایند پایان نامه نویسی؛ از منظر دانشجو: (رشته فلسفه تعلیم و تربیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد بود با رویکردی کیفی به واکاوی مسائل و معضلاتِ ارتباط دانشجویان با اساتیدِ راهنما و مشاور در فرایند پایان نامه نویسی اقدام کند. با توجه به سلطه خیز بودن این رابطه، روش هرمنوتیک انتقادی برای تحلیل داده های پژوهش برگزیده شد. با رعایت کامل اصول اخلاقی و حرفه ای پژوهش کیفی، با 14 نفر از دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری رشته فلسفه تعلیم و تربیت که حداقل یک ترم از تصویب پیشنهاده آن ها می گذشت، مصاحبه هایی انجام شد. درنهایت داده های پژوهش پیرامون سه مقوله دانشجو، استاد و فضای تعامل استاد و دانشجو تحلیل شد. با توجه به نارضایتی اکثر مصاحبه شوندگان از این فرایند، در پایان پیشنهاد شد ضمن تقویت بنیه پژوهشی و مهارتی دانشجویان قبل از درگیر شدن در این فرایند، حیطه اختیارات و وظایف هرکدام از طرفین این رابطه دقیق و شفاف تر تبیین شود تا ضمن جلوگیری از سردرگمی ها و انتظارات بی مورد، زمینه مطالبه گری قانونی برای طرفین نیز فراهم آید.
بررسی اثرمتغیرهای روانشناختی نرم و سخت بر سوانح در یکی از کارخانه های صنعتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان کاربست مؤلفه های دانشگاه یاددهنده از نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، برای بررسی میزان کاربست مؤلفه های دانشگاه یاددهنده [دیدگاه قابل یاددهی، ایده ها، ارزش ها، انرژی، و قاطعیت در تصمیم گیری] در دانشگاه های دولتی از روش تحقیق پیمایشی استفاده شده است. جامعة آماری پژوهش تمام اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی در سال تحصیلی 86-85 بوده که از میان آنان یک نمونة 315 نفری به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به صورت تصادفی انتخاب شده است. برای جمع آوری اطلاعات، پرسشنامة محقق ساختة 74 سؤالی در قالب طیف 5 درجه ای لیکرت به کار برده شده است. جهت آزمون سؤال های پژوهش از آزمون های آماری پارامتریک از جمله t تک نمونه ای و تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین نمرات پاسخ گویان در خصوص تمام مؤلفه های دانشگاه یاددهنده کمتر از حد متوسط (3) بوده و در تمام مؤلفه ها تفاوت معنی دار است. بررسی تفاوت بین نظرات نمونة آماری در مورد میزان کاربست مؤلفه های سازمان یاددهنده با توجه به متغیرهای دموگرافیک نیز، f مشاهده شده نشان می دهد که براساس رتبة علمی اعضای هیئت علمی و مدیران دانشگاه در سه مورد انرژی، ایده ها و ارزش ها، تفاوت معنی دار بود. تفاوت بین میانگین های زنان و مردان و نیزتفاوت بین میانگین براساس سنوات خدمت پاسخ گویان معنی دار نبود، ولی در خصوص سمت های مدیر و عضو هیئت علمی در تمام موارد تفاوت بین میانگین ها معنی دار بود. تحلیل نتایج همچنین نشان داد که میانگین نمرات کاربست مؤلفه های سازمان یاددهنده در دانشگاه های علوم پزشکی بالاتر از میانگین نمرات دانشگاه های غیر پزشکی است. در مورد مؤلفه های انرژی، ایده ها و ارزش ها، f مشاهده شده معنی دار می باشد.
رابطه هوش هیجانی با سبک های حل مسأله و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 *
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ""رابطه هوش هیجانی با سبک های حل مسأله و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12"" است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 که در نیم سال اول سال تحصیلی 89-1388 مشغول به تحصیل بوده اند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای ساده است، که از بین واحدهای منطقه 12 دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای رودهن، دماوند، کرج، پرند و قزوین براساس جدول مورگان 384 نفر انتخاب شده است. ابزار پژوهش شامل 3 پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی، سبک های حل مسأله و سلامت عمومی می باشد،که به ترتیب ضریب آلفای کرنباخ آنها 84/.، 89/. و 92 % محاسبه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون بین هوش هیجانی و سبک های حل مسأله رابطه خطی وجود دارد. اما بین هوش هیجانی و سلامت عمومی رابطه وجود ندارد. هوش هیجانی و سبک های حل مسأله بر سلامت عمومی تأثیرگذار نیست.
شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت توسعه علوم انسانی با رویکردی مبتنی بر نظریه داده بنیاد با نگاهی به آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت توسعه علوم انسانی با رویکردی مبتنی بر نظریه داده بنیاد و آزمون این عوامل در وضعیت موجود آموزش عالی صورت گرفته است. بدین منظور با روش تحقیق توصیفی پیمایشی و رویکردی آمیخته، پژوهش در دو بخش کیفی و کمی به صورت متوالی انجام پذیرفت. در بخش کیفی 14 نفر از صاحب نظرترین افراد به کمک روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی، تعداد 245 نفر به روش تصادفی ساده از بین اعضای هیئت علمی رشته های علوم انسانی دانشگاه های دولتی و پیام نور استان اصفهان (تعداد 670 نفر) گزینش شدند. روایی سوالات مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه محقق ساخته به روش محتوایی و هم زمان و پایایی به ترتیب با روش ضریب توافق (04/90) و آلفای کرونباخ (87/.) محاسبه گردید. یافته های کیفی مبتنی بر تحلیل داده ها به روش داده بنیاد و یافته های کمی حاصل تحلیل رگرسیون چندگانه و شاخص های توصیفی می باشد. نتایج کلی پژوهش حاکی از آن است که 9 عامل اصلی و 33 عامل فرعی به طور کلی بر مقوله محوری مطالعه حاضر مؤثر می باشد که در قالب شرایط عِلّی، زمینه ای و میانجی قابل تبیین می باشند.
ارائه مدل ساختاری از رابطه ی بین شایستگی های تدریس ادراک شده اعضای هیأت علمی و دستاوردهای تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه مدل ساختاری از رابطه ی بین شایستگی های تدریس ادراک شده اعضای هیأت علمی و دستاوردهای تحصیلی دانشجویان علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شیراز بود. شرکت کنندگان در پژوهش، 220 نفر از دانشجویان (123 زن، 97 مرد) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. همه آنها مقیاس های محقق ساخته شایستگی های تدریس ادراک شده اعضای هیأت علمی و دستاوردهای تحصیلی دانشجویان را تکمیل کردند. یافته ها نشان داد، اثر ابعاد شایستگی های تدریس ادراک شده اساتید (ایجاد جوّ مساعد یادگیری؛ درگیر کردن فعالانه فراگیران؛ ارزیابی دانش، مهارت و نگرش فراگیران؛ تسهیل دستیابی به اهداف آموزشی برای فراگیران؛ دادن بازخورد به فراگیران؛ آگاهی از میزان شایستگی و توانایی تدریس خود؛ پرورش خودراهبری و یادگیری مادام العمر)، بر ابعاد دستاوردهای تحصیلی دانشجویان (دستاورد حرفه ای؛ دستاورد رشد فردی؛ دستاورد تحصیلی؛ دستاورد ذهنی) مثبت و معنادار است. در این پژوهش، تلویحات کاربردی یافته ها مورد بحث قرار گرفته است.
پیش بینی فرسودگی شغلی بر مبنای تعارض زناشویی و خود متمایز سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسودگی شغلی یکی از عوامل اساسی در کاهش کارآیی، از دست رفتن نیروی انسانی و ایجاد عوارض جسمی و روانی، به خصوص در حرفه های خدمات انسانی، می باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بین فرسودگی شغلی بر مبنای تعارض زناشویی، خود متمایز سازی معلمان زن شهر تهران انجام شد. جامعه این پژوهش کلیه معلمان زن ابتدایی شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 245 معلم انتخاب و با پرسشنامه های تعارض زناشویی ثنایی ، خود متمایزسازی بوئن و پرسشنامه فرسودگی شغلی گلدارد مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون به شیوه همزمان و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. تحلیل داده ها به شیوه رگرسیون همزمان نشان داد که که متغیر های پیش بین حدود 7/41 از واریانس فرسودگی شغلی را پیش بینی می نمایند. فرسودگی شغلی بر مبنای تعارض زناشویی و خود متمایز سازی قابل پیش بینی است. بنابراین ترسیم اهداف و ارزش های واقعی، دست یافتنی و درعین حال به دوراز تعارض برای یادگیری فراگیران نقش مؤثری در عملکرد آتی و آینده ی شغلی شان ایفا می نماید. همچنین این پژوهش می تواند چراغ راهی برای مدیران برای کارآمدسازی نیروی انسانی در رسیدن به اهداف سازمانی باشد.
اثربخشی برنامة شناخت و مقابله با قلدری بر باورها و دیدگاه های معلمان دربارة قلدری و خودکارآمدی آنان در مدیریت رفتار کلاس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامة شناخت و مقابله با قلدری دانش آموزان بر باورها و دیدگاه های معلمان دربارة قلدری و خودکارآمدی ادراک شدة آنان در مدیریت رفتار کلاس بود. به منظور اجرای پژوهش، 40 نفر از معلمان زن دورة ابتدایی به شکل تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. برای اندازه گیری متغیرها از پرسش نامه های رفتار اجتماعی دانش آموزان و خودکارآمدی معلمان استفاده شد. برنامة طراحی شده برای گروه آزمایش با محتوای شناخت و مقابله با قلدری، در شش جلسة نود دقیقه ای به کار گرفته شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که مداخلة تربیتی توانسته تغییرات معناداری در دو نوع از باورهای معلمان به قلدری (باورهای جرأت مندانه و هنجاری) و میزان خودکارآمدی آنان در مدیریت رفتار کلاس به وجود آورد. با توجه به اینکه افزایش آگاهی و دانش معلمان دربارة قلدری و کسب مهارت در مقابله با آن نتایج مثبتی داشته است. یافته های پژوهش حاضر بر ضرورت اجرای دوره های آماده سازی و رشد حرفه ای معلمان و مشاوران مدارس برای مواجة صحیح با مسائل رفتاری دانش آموزان تأکید دارد و می تواند در طراحی محتوای برنامه های ضمن خدمت معلمان اثرگذار باشند.
بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی در محیط کار بر افزایش کنترل استرس کارکنان کارخانه ماشین سازی تبریز
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش گروهی مهارت زندگی (مقابله با استرس) در افزایش کنترل استرس کارکنان کارخانه ماشین سازی تبریز انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان کارخانه ماشین سازی تبریز بود. نمونه آماری پژوهش حاضر 60 نفر از کارکنان کارخانه ماشین سازی تبریز می باشند، که به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شده اند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس استرس کوهن 1983 می باشد که یک بار پیش از آغاز برنامه ی آموزش مهارت زندگی و یک بار نیز در پایان دوره ی آموزشی توسط کارکنان تکمیل شدند. داده های بدست آمده با روش های آمار توصیفی از جمله فراوانی، درصد، میانگین و انحراف استاندارد و فرضیه های تحقیق با استفاده از تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد برنامه آموزش گروهی مهارت زندگی در محیط کار در افزایش مدیریت استرس کارکنان مؤثر است.
بررسی تأثیر دوره های ٓاموزشی فن ٓاوری اطلاعات بر بهبود عملکرد کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر دوره های آموزشی فنآوری اطلاعات بر بهبود عملکرد کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی مازندران، با روش توصیفی پیمایشی انجام شد. جامعه آماری، متشکل از کلیه کارکنان ستادی (1024 نفر) و مدیران (113 نفر) دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده که از این جامعه، تعداد 281 نفر از کارکنان و 88 نفر از مدیران با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به صورت تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. به منظور تعیین روایی از قضاوت استادان این رشته استفاده گردید و میزان پایایی پرسش نامه از طریق محاسبه آلفای کرونباخ معادل 89/0حاصل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با آمار توصیفی (محاسبه فراوانی، درصد، میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمون های ناپارامتریک باینومیال و فریدمن) انجام گردید. نتایج حاصل نشان داد که آموزش فن آوری اطلاعات (ICDL) بر هر شش مؤلفه عملکرد (مهارت های جدید، دقت و اثربخشی در انجام کار، سرعت و مقدار انجام کار، موفقیت شغلی، جاذبه و علاقه مندی در انجام کار، استرس شغلی) تأثیر معناداری داشته و نهایتاً موجب بهبود عملکرد کارکنان شده است.
تبیین نقش مؤلفه های فردی و سازمانی کارکنان به منظورتدوین مدل جهت ارتقاء و انتصاب به سمت مدیریتی میانی با تأکید بر شایستگی (مطالعه موردی: شرکت ملی نفت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ارتقاء و انتصاب ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮیﻦ ﻧیﺮوی اﻧﺴﺎﻧی ﺑﻪ ﺻﻮرت دﻗیﻖ و ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ، یکی از ﻋﻮاﻣﻞ اساسی اﺳﺖ کﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘیﺖ یک ﺳﺎزﻣﺎن ﻣیﮔﺮدد. نیروی انسانی شایسته می تواند با قدرت تعلق و تفکر خود بهترین استفاده را از منابع موجود ببرد. ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی در خصوص اﻧﺘﺼﺎب و ارتقاء کارکنان با توجه به مسأله شایستگی به ﻋﻨﻮان ﻣﻮﺿﻮع روز در ﺳﺎزﻣﺎن ها ﻣﻄﺮح اﺳﺖ. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل جهت ارتقاء و انتصاب کارکنان به سطح مدیریتی میانی براساس مؤلفه های فردی و سازمانی انجام شد. روش: جامعه پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکت ملی نفت ایران بودند که در کارراهه مدیریتی میانی قرار داشتند تعداد افراد مورد بررسی 1312 بودند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و Amos تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود اثرات مستقیم و غیرمستقیم و اثرات کلی متغیرهای تجربه مدیریتی، مرتبه شغلی و شایستگی بر متغیر وابسته(سمت مدیریتی) بود، به گونه ای که متغیرهای تجربه مدیریتی، مرتبه شغلی و شایستگی بر سمت مدیریتی میانی اثر معنادار نشان دادند. متغیر مرتبه شغلی اثر مستقیم با سمت مدیریتی داشت. از دیگر نتایج حاصل شده در این پژوهش کسب شاخص های برازش مطلوب و مناسب داده های پژوهش با مدل تدوین شده است. بحث و نتیجه گیری: صاحب نظران متغیرهای متفاوتی را اثرگذار بر ارتقاء و انتصاب معرفی کرده اند که می توان آن ها را متأثر از مؤلفه های فردی و سازمانی کارکنان دانست. به دلیل اثرگذاری متغیرهای تجربه مدیریتی، مرتبه شغلی و شایستگی بر سمت مدیریتی میانی، استفاده از یافته های پژوهش حاضر به سازمان ها و شرکت-های دولتی و خصوصی توصیه می شود. واژگان کلیدی: تجربه، مرتبه شغلی، شایستگی، سمت مدیریتی
مفهوم پردازی هویت حرفه ای اعضای هیات علمی؛ ارائه یک مدل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین و کاوش الگوی کیفی هویت حرفه ای اعضای هیات علمی انجام شد. پژوهش، از نظر طرح، جزء پژوهش های کیفی و از منظر راهبرد، جزء پژوهش های مطالعه موردی کیفی است. مشارکت کنندگان بالقوه ی پژوهش، اعضای هیات علمی دانشگاه های کشور در حوزه ی روانشناسی و آموزش عالی هستند که با روش نمونه گیری هدفمند صاحب نظران کلیدی و در ادامه تکنیک اشباع نظری، 12 تن از اعضای هیات علمی دانشگاه های؛ شیراز، تربیت مدرس، رازی کرمانشاه، یزد و علوم تحقیقات تهران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو ابزار""بررسی اسناد"" و ""مصاحبه نیمه ساختار یافته"" استفاده گردید. با روش همسو سازی، اعتبارپذیری داده ها تایید شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. پس از آن اقدام به کدگذاری داده ها برای شناخت عوامل، ملاک ها و نشانگرهای الگو گردید. سرانجام یافته اصلی پژوهش، طراحی مدل هویت حرفه ای اعضای هیات علمی با 5 مضمون فراگیر 1) زمینه ای 2) شخصی 3) فرهنگی اجتماعی 4) حرفه ای و 5) سیاسی اقتصادی بود. یافته های این مطالعه می تواند در سیاست گذاری در زمینه ارتقای هویت حرفه ای اعضای هیات علمی مورد توجه برنامه ریزان و مدیران آموزش عالی قرار گیرد.
ارزیابی استانداردهای سواد اطلاعاتی دانشجویان و رابطه آن با گرایش به یادگیری الکترونیکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This research aimed at evaluating the students’ information literacy and its relation with their tendency to e-learning. The research method was descriptive (correlation) from the point of view of gathering data, and an applied one from the point of view of objective (goal). The statistical population included all 9335 humanity major students of Islamic Azad University of Tehran Central Branch. 384 were selected as the statistical sample using Morgan table and through the use of classified random sampling method. The instruments for data-gathering were two researcher-made questionnaires, one for assessing students’ information literacy (on a scale of 7) and the other for e-learning (on a scale of 6). Formal, content and construct validity of both instruments were evaluated, and their reliability was estimated through Cronbach Alpha 0/80 and 0/73 respectively. Using SPSS software, the gathered data was analyzed through the use of descriptive and inferential methods such as Kolmogorov- Smirnov, one sample t-test, independent t and Freedman and Pearson correlation coefficient. The results showed that student's tendency toward e-learning and their level of awareness regarding the five above mentioned standards of information literacy were higher than average level. The results also showed that there was a meaningful relationship between the level of information literacy of students and their tendency toward e-learning.