فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۲۱ تا ۵٬۱۴۰ مورد از کل ۶٬۴۵۹ مورد.
بررسی رابطه بین خودکارآمدی،حمایت اجتماعی و اضطراب امتحان با سلامت روانی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علامه طباطبایی
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین خودکارآمدی، حمایت اجتماعی و اضطراب امتحان با سلامت روان در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده است.روش: این پژوهش، از نوع همبستگی است. آزمودنیهای پژوهش 300 دانشجوی دختر و پسر (210 دختر و 90 پسر) مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 84-85 را تشکیل می دادند، که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند و به کمک پرسشنامه های خودکارآمدی شرر (1982)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (1986)، پرسشنامه اضطراب امتحان (1375)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1979) مورد ارزیابی قرار گرفته اند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون آماری ضریب همبستگی و t مستقل تحلیل شده اند.یافته ها: این بررسی نشان داد که رابطه بین خودکارآمدی و سلامت روان و نیز رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت روان مثبت بوده و رابطه بین اضطراب امتحان و سلامت روان منفی است. همچنین دریافتیم که بین میانگین های خودکارآمدی، حمایت اجتماعی و اضطراب امتحان در دو جنس، تفاوتی وجود ندارد، با این وجود میانگین سلامت روان دانشجویان پسر بطور معنی داری پایین تر از میانگین سلامت روان دانشجویان دختر است.نتایج: به طور کلی نتایج پژوهش نشان دادند که خودکارآمدی و حمایت اجتماعی در ارتقا سلامت روانی موثر بوده و اضطراب امتحان سلامت روانی را کاهش می دهد.
روان شناسی و سینما
حوزههای تخصصی:
بازیهای ویدیویی و جامعه پذیری در راستای اهداف طراحان
حوزههای تخصصی:
بررسی جایگاه مدیریت دانش بر اساس نظریه نوناکا و رابطه آن با فرهنگ سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
اثربخشی آموزش کنترل استرس در کاهش اضطراب و افسردگی شرکت کنندگان در کلاس کنکور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین اثربخشی روش آموزش کنترل استرس در جمعیت شرکت کنندگان در کلاس های کنکور.
روش: این تحقیق در قالب یک کار نیمه آزمایشی، با تخصیص تصادفی 217 نفر در هشت گروه (چهار گروه آزمایشی و چهار گروه گواه در دو گروه جنسی) به آزمون اثر هشت جلسه آموزش کنترل استرس بر کاهش افسردگی و اضطراب آزمودنی ها پرداخت. آنها در آغاز و پایان طرح توسط پرسش نامه های افسردگی و اضطراب بک آزمون شدند.
یافته ها: یافته های مطالعه دوم حاکی از اثربخشی شایان توجه روش کنترل استرس برای کاهش سطح اضطراب و افسردگی شرکت کنندگان در مطالعه است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد سیاست گذاران جامعه باید به آوردن آموزش کنترل استرس در کنار آموزش های فشرده کنکور برای کاهش سطح اضطراب و افسردگی افراد توجه خاص داشته باشند.
آسیب شناسی فرهنگی زنان (با تاکید بر تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیون ایران) از دیدگاه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان سال تحصیلی 86 1385
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی تاثیر تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیون ایران بر آسیبهای فرهنگی زنان از دیدگاه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی86 ـ 1385 اجرا گردید. به همین منظور از تعداد 6575 دانشجوی زن دانشگاه با روش نمونه گیری چند مرحله ای، 380 نفر انتخاب گردیدند. از میان 380 پرسشنامه توزیع شده 366 مورد تکمیل شده و عودت داده شد که همین تعداد در ارزیابی ها مورد استفاده قرار گرفت. ابزار مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای بودکه 49 سؤال بسته پاسخ برای بررسی آسیبهای فرهنگی زنان در 5 محور؛ معیارهای همسرگزینی، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران، بروز خشونت علیه زنان، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان و یک سؤال باز پاسخ داشت. روش تحقیق غالب، توصیفی ـ پیمایشی بود. آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 94/0 به دست آمد که بیانگر اعتبار بالای پرسشنامه بود. تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت، در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، نمودار میانگین و در سطح آمار استنباطی از آزمون T تک متغیره، T هتلینگ، تحلیل واریانس، آزمون توکی و رگرسیون استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که از نظر دانشجویان زن شرکت کننده در پژوهش، تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیونی ایران بر معیارهای همسرگزینی (با میانگین 56/3)، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران (با میانگین 56/3)، خشونت علیه زنان (با میانگین 74/3)، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش (با میانگین 97/3) و بر توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان (با میانگین 72/3) تاثیرگذار بوده است. با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی بین دیدگاههای دانشجویان زن در سطح 01/0 برحسب سن، رشته تحصیلی، وضعیت تاهل و شغل در مورد میزان تاثیرگذاری تولیدات فرهنگی بر محورهای پنجگانه آسیب فرهنگی مورد مطالعه، تفاوت معنادار وجود داشت و بیشترین نمره تاثیر بر گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و کمترین نمره به معیارهای همسر گزینی و روابط خانوادگی اختصاص یافت.
رابطه صفات شخصیتی و سلامت روان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه صفات شخصیتی و سلامتِ روان پرداخته است. روش تحقیق همبستگی بود. 142 دانشجوی دوره کارشناسی به شیوه تصادفی چند مرحله ای برای گروه نمونه انتخاب شدند. متغیرهای تحقیق با دو پرسشنامه پنج عاملی نئو و پرسشنامه سلامت عمومی اندازه گیری شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، وظیفه شناسی، برون گرایی و نوروزگرایی سهم معناداری در پیش بینی سلامت روان دارند. افزایش وظیفه شناسی و برون گرایی، و کاهش نوروزگرایی با سلامت روانی بیشتر ارتباط معناداری دارند.
مقایسه اثربخشی کاربرد رسانه های مختلف آموزشی در مفهوم سازی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش میزان اثربخشی رسانه های شنیداری- دیداری متحرک مختلف بر مفهوم سازی مفاهیم درس فیزیک- مبحث نیرو در یادگیرندگان سال اول راهنمایی را مورد بررسی قرار داده است. هدف کلی مقایسه اثربخشی سه رسانه تلفیقی (ترکیب آموزش برنامه ای اسکینر، مراحل یادگیری گانیه، و طرح درس روزانه)، رسانه آموزشی دانش یار (موجود در مراکز فروش)، و رسانه انسانی (معلم) با یکدیگر بود.
طرح این پژوهش آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی است. جامعه آماری شامل تمامی یادگیرندگان پسر و دختر سال اول راهنمایی شهر کرمان در سال تحصیلی87- 1386 بود. روش نمونه گیری شش کلاس در شش مدرسه راهنمایی مختلف به صورت تصادفی خوشه ای و ابزار گردآوری داده ها آزمون پیشرفت تحصیلی فیزیک چهارگزینه ای پژوهشگر ساخته بود که به صورت پیش آزمون و پس آزمون در گروه های آزمایشی (دانش یار و تلفیقی) و گروه های گواه (انسانی) اجرا شد. برای تعیین میزان اثربخشی هر رسانه بر مفهوم سازی این مراحل به ترتیب اجرا شد: اجرای پیش آزمون، اعمال متغیر مستقل (اجرای آموزش توسط رسانه)، و اجرای پس آزمون. برای تحلیل داده های بدست آمده از آمارهای توصیفی و استنباطی استفاده شد.
نتایج داده های توصیفی نشان داد یادگیرندگان پسر و دختر در درس فیزیک ضعیف هستند و رسانه تلفیقی بر مفهوم سازی مفهوم های فیزیک اثربخش بوده است. نتایج کلی داده های تحلیلی نشان دادند مفهوم سازی گروه های یادگیرنده ای که از طریق رسانه تلفیقی آموزش دیده بودند بر مفهوم سازی یادگیرندگانی که از طریق دو رسانه انسانی و دانش یار آموزش دیده بودند برتری داشت و مفهوم سازی یادگیرندگانی که از طریق رسانه انسانی آموزش دیده بودند بر مفهوم سازی گروه های یادگیرنده ای که از طریق رسانه دانش یار آموزش دیده اند برتری دارد.
رابطه بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت روان و مقایسه آن بین دانشجویان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به رابطه بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت روان در دانشجویان و مقایسه آن بین گروه های دختر و پسر پرداخته شد. با توجه به مساله پژوهش، فرضیه های تحقیق به این صورت مطرح گردید: بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت روان دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین این رابطه در گروه های دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد. برای آزمون فرضیه های مذکور به کمک روش تحقیق همبستگی و با استفاده از پرسش نامه های کارایی خانواده (FAD) و دینداری و سلامت روان اطلاعات لازم جمع آوری شد. آزمودنی های این پژوهش 120 نفر بودند شامل 60 دختر و 60 پسر دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی که به صورت روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. پس از جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد. اما بین این رابطه در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود نداشت.
بررسی ارتباط بین شیوه های رویارویی با فشار روانی (استرس) و سلامت روانی در گروهی از دانشجویان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی رویارویی با استرس و ارتباط آن با سلامت روانی انجام شد و 311 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان با پرسشنامه های رویدادهای زندگی دوران دانشجویی، روش های رویارویی و سلامت عمومی (GHQ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های حاصل با استفاده از مجذور خی (X2) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد آن دسته از دانشجویانی که از استرس های خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی به شدت ناراحت می شوند از سلامت روانی کمتری برخوردارند. همچنین کسانی که از رویارویی متمرکز بر مساله استفاده می کنند سالم تر از افرادی هستند که رویارویی متمرکز بر هیجان را به کار می گیرند. فرضیه مبنی بر ارتباط بین شیوه های تبیین و سلامت روانی در مورد شیوه تبیین درونی - بیرونی و کلی - اختصاصی تایید نشد.
تاثیر مشاهده فیلم های حادثه ای بر غلظت ایمونوگلوبولین نوع A ترشحی موجود در بزاق
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر اثر مشاهده فیلمهای حادثه ای بر سیستم ایمنی بدن، بویژه بر دستگاه تنفسی، تغییرات در مقدار غلظت « sIgA»موجود در بزاف آزمودنیها مورد بررسی قرار گرفت. آزمودنی ها 22 دانشجوی دختر که در مقطع کارشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تهران و الزهرا مشغول به تحصیل بودند به روش داوطلبانه انتخاب گردید و پیش از اجرای آزمایش، یک پزشک عمومی، سلامت جسمی آزمودنیها را تایید کرد. آزمودنیها به شکل تصادفی در دو گروه 11 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به گروه آزمایش فیلمی حادثه ای و به گروه کنترل فیلمی خانوادگی نشان داده شد.
بر اساس طرح اندازه گیری های مکرر از آزمودنیهای دو گروه قبل و بعد از مشاهده فیلمها به مدت پنج دقیقه در شرایط کاملا یکسان نمونه بزاق جمع آوری شد. داده های هر دو گروه بر اساس روش آزمایشگاهی ایلایزا و با روش تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد غلظت « sIgA» در گروه آزمایشی بعد از تماشای فیلم حادثه ای در مقایسه با غلظت آن قبل از تماشای فیلم بشکل معناداری افزایش یافته بود. همچنین این افزایش غلظت « sIgA» در مقایسه با غلظت « sIgA»قبل و پس از مشاهده فیلم خانوادگی در گروه کنترل از نظرآماری معنادار بود. می توان نتیجه گرفت که مشاهده فیلم حادثه ای بر میزان غلظت « sIgA» بزاق دختران دانشجو اثر گذار است. همسو با سایر نتایج تحقیقات گذشته مشاهده یک فیلم حادثه ای همچون تماشای یک فیلم ترسناک و پرخاشگرانه و قرار گرفتن در معرض یک استرس حاد به افزایش غلظت « sIgA» منجر می گردد.
بررسی رفتار ناسالم و مدیریت استرس
حوزههای تخصصی:
تاثیر روشهای درمانی پیاده روی و دویدن بر نشانگان پیش از قاعدگی دانش آموزان دختر دبیرستانهای شهر اهواز
حوزههای تخصصی:
"هدف از این پژوهش مقایسه تاثیر 8 هفته پیادهروی و دویدن بر علایم نشانگان پیش از قاعدگی (PMS) دختران غیرورزشکار دبیرستانهای شهر اهواز بود. به همین منظور پس از اجرای آزمون سرند با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای 75 نفر از دانشآموزان داوطلب دختر غیرورزشکار از دبیرستانهای شهر اهواز انتخاب گردید. آزمودنیها با روش تصادفی در سه گروه 25 نفری قرار گرفتند. پس از انجام مرحله پیشآزمون و تکمیل پرسشنامه PMS و استخراج نتایج اولیه، گروه تمرین دویدن به مدت 8 هفته، هفتهای 3 جلسه 45 دقیقهای با شدت 65 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه به تمرین دویدن پرداختند. گروه تمرین پیادهروی نیز به مدت 2 ماه، هفتهای 5 جلسه 30 دقیقهای در روز با شدتهای مختلف معمولی و تند و کند فعالیت خود را انجام دادند. گروه گواه در مدت 8 هفته پژوهش، هیچگونه فعالیت ورزشی نداشت. پس از اجرای مطالعه آزمایشی، آزمودنیهای سه گروه پرسشنامه PMS را در دو مرحله (یک ماه پس از تمرین و دو ماه پس از تمرین) تکمیل کردند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار 5/11SPSS انجام گرفت. یافتهها نشان دادند که تمرین دویدن تاثیر مثبت و معناداری بر کاهش علایم جسمی PMS (001/0 P<) داشت، همچنین تمرین پیادهروی نیز تاثیر معناداری بر کاهش علایم جسمی PMS (001/0 P<) و علایم روانی (002/0 P<) داشته است. نتیجه دیگر پژوهش این بود که بین تاثیر تمرین پیادهروی و انجام تمرین دویدن بر علایم جسمی (001/0 P<) تفاوت معناداری وجود داشت بهطوری که تمرین دویدن مؤثرتر از پیادهروی بود.
"