هدف: ذهن آگاهی ، آگاهی پذیرا و عاری از قضاوت از آنچه در لحظه جاری در حال وقوع است تعریف می گردد. هدف از مطالعه حاضر، اثربخشی آموزش تکنیک های ذهن آگاهی بر سلامت عمومی دختران مقطع راهنمایی شهر اراک بود. روش: روش تحقیق آزمایشی وطرح پژوهش دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود.جامعه آماری،شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهر اراک بود.نمونه گیری به شیوه خوشه ای و با حجم ۳۰ نفرانتخاب شد. افرادی که در پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-۲۸) بیشترین نمره را کسب کرده بودند،انتخاب گردید، که به روش تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند .گروه آزمایش هشت جلسه ذهن آگاهی را در فاصله زمانی پیش آزمون و پس آزمون دریافت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها:یافته های تحقیق با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.داده ها حاکی از تفاوت معنادار بین نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی بود. به عبارتی دیگر، آموزش ذهن آگاهی بر سلامت عمومی دختران و خرده مقیاس های اضطراب و بی خوابی،افسردگی و عملکرد اجتماعی موثر بوده است و شرکت در این دوره آموزشی ، به کاهش میانگین گروه آزمایش در اضطراب و آشفتگی روانشناختی منجر شده است.
هدف اصلی در این مطالعه بررسی اثر مستقیم متغیرهای تجربه، اضطراب، خوکارآمدی رایانه و درگیری تحصیلی با موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان فارس می باشد. تحقیق حاضر از نظر روش، همبستگی است. با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان، تعداد 410 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان فارس به روش نمونه گیری تصادفی جهت انجام پژوهش انتخاب شدند ابزارهای جمع آوری اطلاعات پژوهش حاضر، پرسشنامه های استانداردیبودند که با روش آماری تحلیل مسیر و نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. متغیرهای درگیری شناختی، انگیزشی، رفتاری، خودکارآمدی رایانه، اضطراب رایانه اثری مستقیم و معنی داری با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دارد بنابراین فرض های پژوهش تأیید می شود، متغیر خودکارآمدی رایانه اثری مستقیم و معنی داری با درگیری شناختی، انگیزشی و رفتاری دانشجویان دارد، متغیرهای تجارب رایانه، اضطراب رایانه اثری معنی داری با خودکارآمدی رایانه دانشجویان دارد و در نهایت متغیر تجارب رایانه اثری معکوس و معنی داری با اضطراب رایانه دانشجویان دارد. در بررسی اثرات کل و مستقیم، از بین متغیرهای مؤثر بر موفقیت تحصیلی، خودکارآمدی رایانه با اثر کل (0.39) بیشترین تأثیر بر موفقیت تحصیلی و درگیری شناختی با اثر مستقیم (0.24) نسبت به سایر متغیرها، بیشترین تأثیر را بر موفقیت تحصیلی دانشجویان دارد، متغیر اضطراب رایانه تنها متغیری است که با سایر متغیرهای پژوهش دارای اثر معکوس می باشد همچنین مدل با داده ها برازش مناسب و قابل قبولی را نشان داد.
اهداف: الگوی ترتیب نام نویسندگان در مقالات پزشکی، نقش نویسندگان در پژوهش انجام شده و رعایت عدالت در ترتیب ظهور اسامی نویسندگان با توجه به میزان مشارکت آنها در مجلات خارجی بسیار بیش از مجلات داخلی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مقاله بررسی میزان ظهور و ترتیب نام نویسندگان در مقالات استخراج شده از پایان نامه ها و رساله های دانشجویی پزشکی بود.
روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 132 مقاله منتشرشده از 363 پایان نامه و رساله دانشجویی (1380 الی 1390) دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران مورد بررسی قرار گرفتند. فراوانی، ترتیب و روند ظهور نام نویسندگان اول تا چهارم مقالات بر حسب مسئولیت شان در پژوهش (دانشجو، استاد راهنما، اساتید مشاور و سایرین) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با نرم افزار SPSS 15 و با کمک آزمون مجذور کای و نسبت شانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: در 100% اسامی 132 مقاله مورد بررسی نام دانشجوی مجری، در 1/90% مقالات نام استاد راهنما و در 1/87% مقالات نام مشاور درج شده بود. بین ترتیب نویسندگان و مسئولیت فرد ارتباط معنی داری مشاهده شد (0001/0=p). جایگاه نویسنده اول در غالب موارد متعلق به استاد راهنما یا دانشجوی مجری پایان نامه یا رساله بود.
نتیجه گیری: روال ثابتی در درج نام نویسندگان و رتبه آنان در مقالات مستخرج از پایان نامه ها و رساله های دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران وجود ندارد. در تمامی مقالات نام دانشجو و در اکثریت قریب به اتفاق مقالات نام استاد راهنما و مشاور درج می شود.
هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر الگوی شناختی- رفتاری مذهب محور، بر ناسازگاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر سال اول الی چهارم دبیرستان بوده است. از میان زوجین مراجعه کننده به کلینیک تخصصی محقق، برای مشاوره خانواده و حل تعارضات خانوادگی از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 40 نفر انتخاب شدند. آنان به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه ارزیابی عملکرد خانواده، پرسش نامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان بودند. گروه آزمایش 10 جلسه ٤٥ دقیقه ای خانواده درمانی شناختی- رفتاری مذهب محور دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. نتایج حاصل آشکار ساخت که تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ عملکرد خانواده، سازگاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان وجود دارد (001/ 0>p). در گروه آزمایش، در مقایسه با پیش آزمون و گروه کنترل عملکرد خانواده به طور معنی داری افزایش یافته بود. همچنین میزان سازگاری رفتاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش، به طور معنی داری در مقایسه با پیش آزمون و گروه کنترل افزایش یافت. نتایج پژوهش حاضر حاکی از این است که خانواده درمانی مبتنی بر الگوی شناختی - رفتاری مذهب محور، بر بهبود عملکرد خانواده، سازگاری و عملکرد تحصیلی دانش آ موزان پسر دبیرستانی شهر اهواز مؤثر بوده است.
هدف: سایکوآکوستیک، ویژگی های فیزیکی صوت را به احساس و درک برخاسته از آن مربوط می سازد. در این مطالعه ، کمترین تفاوت محسوس (JND) در شدت، فرکانس و زمان صوت بررسی می گردد.
روش: مطالعه مقطعی – تحلیلی حاضر روی 28 فرد طبیعی راست دست (14 مرد و 14 زن) در محدوده سنی 30-18 انجام شد. این افراد به طور تصادفی از بین کسانی که سابقه هیچ گونه بیماری یا جراحی گوش، اختلال عصب شناختی و مشکلات شنوایی، گفتاری و زبانی نداشتند، انتخاب شدند. با انجام سه آزمایش «تمایز شدت»، «تمایز فرکانس» و «کشف وقفه» صوت، JND به نسبت سطح شدت محرک، کمترین اختلاف فرکانس قابل تشخیص به نسبت فرکانس تحریک، و کوتاه ترین زمان وقفه قابل کشف به نسبت سطح شدت تحریک، اندازه گیری و بر اساس گوش تحت بررسی و جنسیت افراد تحلیل شد.
یافته ها: در آزمایش های «تمایز شدت» و «کشف وقفه» با افزایش سطح شدت تحریک ارایه شده، JND در شدت صوت و کوتاه ترین زمان وقفه قابل کشف، بهبود (کاهش) یافت. در آزمایش «تمایز فرکانس» با افزایش فرکانس تحریک در باندهای اکتاوی، JND فرکانس افزایش نشان داد و گوش تحت بررسی و جنسیت فرد بر نتایج تاثیری نداشت.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر مؤید نتایج مطالعات قبلی در این زمینه است و می تواند به عنوان مبنای مطالعات پژوهشی مرتبط و نیز ارزیابی های بالینی اختلالات شنوایی قرار گیرد.
مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر تئوری عمل منطقی در پیشگیری از سوء مصرف اکستازی در بین دانشجویان شهر همدان انجام گردید.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که روی 140 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر همدان انجام شد. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده بود که با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد در دوبخش کلی آگاهی از عوارض سوء مصرف اکستازی و سازه های تئوری عمل منطقی بود که قبل و 2 ماه بعد از انجام مداخله آموزشی توسط دانشجویان تکمیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که در بین سازه های تئوری عمل منطقی، هنجارهای انتزاعی قویترین پیش بینی کننده سوء مصرف اکستازی بود. اختلاف معنی داری برای میانگین نمرات سازه های این تئوری از قبیل نگرش نسبت به مصرف، هنجارهای انتزاعی ترغیب کننده و قصد مصرف اکستازی در گروه های مداخله و شاهد به دست آمد. همچنین ارتباط معنی داری بین بهره گیری از مداخله آموزشی در افزیش آگاهی دانشجویان از پیامدهای سوء مصرف اکستازی بین گروه مداخله و گروه شاهد مشاهده گردید.
نتیجه گیری: با توجه با یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که آموزش اختصاصی بر اساس تئوری عمل منطقی در بهبود نگرش، هنجارهای انتزاعی و قصد رفتاری دانشجویان موثر بوده است، لذا پیشنهاد می گردد از این الگو در آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد استفاده گردد.
هدف: هدف این پژوهش بررسی ارتباط سندرم فرسودگی شغلی مادران پرستار با مشکلات رفتاری کودکان آنها بوده است.
روش: آزمودنی های این پژوهش مقطعی- تحلیلی پرستاران زن متاهل (دارای فرزند 4 تا 16 ساله) شاغل در بخش های مختلف بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) بودند. روش نمونه گیری در دسترس بود. اطلاعات لازم به وسیله پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاک (MBI) و پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان (CBCL) به دست آمد.
یافته ها: از 29 پرستار شرکت کننده در تحقیق، 16 نفر (55%) دارای فرسودگی شغلی و 13 نفر (45%) فاقد آن بودند. فرزندان مادران دارای فرسودگی شغلی در مقایسه با فرزندان مادران فاقد این سندرم، در زمینه گروه مشکلات درون سازی، برون سازی و کلی تفاوت معنی داری داشتند. نمره میزان خستگی هیجانی با مشکلات درون سازی و برون سازی کودکان در CBCL نسبت مستقیم داشت. نمره میزان کفایت شخصی با مشکلات برون سازی کودکان در CBCL نسبت معکوس داشت.
نتیجه گیری: با توجه به بالاتر بودن مشکلات درون سازی (افسردگی، اضطراب)، برون سازی (دروغگویی، آتش افروزی و بزهکاری) و کلی فرزندان مادران مبتلا به سندرم فرسودگی شغلی، لازم است در جهت کاهش آثار فرسودگی شغلی مادران پرستار بر کودکانشان تدابیری اندیشیده شود.
هدف از این پژوهش بررسی مقایسه ای رابطه بین سبک زندگی وسبک های مقابله با استرس با فرسودگی شغلی آموزگاران آموزش وپرورش استثنایی و عادی شهر بیرجند می باشد. پژوهش حاضر به دلیل این که به دنبال یافتن رابطه ی بین متغیرهاست از نوع همبستگی می-باشد. جامعه آماری، تمامی آموزگاران مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنائی مقطع ابتدایی شهر بیرجند در سال تحصیلی 90-89 می باشند که شامل 507 نفر زن و 126 مرد در آموزش و پرورش عادی و 39 زن و 4 مرد در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش استثنایی می باشند. به علت کم بودن تعداد آموزگاران استثنایی، کل آنها انتخاب شدند. در گروه معلمان مدارس عادی براساس جدول مورگان تعداد 170 زن و 39 مرد انتخاب شدند. در گروه معلمان عادی، نمونه به صورت خوشه ای انتخاب شد. داده ها از طریق سه پرسشنامه سبک زندگی کرن (Kern)، شاخص مقابله با شرایط پر استرس فرم کوتاه (CISS-21) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش به دست آمد. نتایج پژوهش نشان دادکه بین مؤلفه کنترل با متغیر مسخ شخصیت و بین کمال گرایی با احساس کفایت شخصی در آموزگاران استثنائی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین مؤلفه انتظار و کمال گرایی باخستگی هیجانی، بین مؤلفه های کمال گرایی وکنترل با احساس کفایت شخصی در آموزگاران عادی رابطه معنی داری به دست آمد. بین میانگین سبک های مقابله با استرس، فرسودگی شغلی و سبک زندگی در آموزگاران مذکر ومونث تفاوت معنی داری مشاهده نشد. میانگین احساس کفایت شخصی، سبک زندگی ومؤلفه های انتظار وعزت نفس در آموزگاران عادی نسبت به استثنایی به طور معنی داری بیشتر بود ولی تفاوت میانگین سبک های مقابله با استرس در آموزگاران استثنایی و عادی معنی دار نبود. پیشنهاد گردید مدیریت استرس به عنوان یک برنامه ی ثابت و دائمی برای معلمان جهت پیشگیری از فرسودگی شغلی در نظر گرفته شود.
هدف این پژوهش، بررسی مدل پیشنهادی رابطة بین دلبستگی به خدا و رضایت زناشویی، با میانجی گری معنویت زناشویی و بهزیستی معنوی در میان زنان متأهل شاغل در اداره های دولتی شهرستان اهواز بود. اعتباریابی ابزار پژوهش، بر روی نمونة 103 نفری انجام شد. نمونه اصلی شامل 193 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامة دلبستگی به خدا پرسش نامة رضایت زناشویی، پرسش نامة معنویت زناشویی پرسش نامة بهزیستی معنوی بود. ارزیابی مدل فرضی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. آزمون مدل در نمونه، برازندگی مناسبی داشت. نتایج نشان داد که بین متغیرهای دلبستگی به خدا و معنویت زناشویی، دلبستگی به خدا و بهزیستی معنوی، معنویت زناشویی و رضایت زناشویی و بهزیستی معنوی و رضایت زناشویی، رابطة مستقیم مثبت معنادار وجود دارد. همچنین متغیر دلبستگی به خدا از طریق معنویت زناشویی و بهزیستی معنوی با رضایت زناشویی رابطه دارد.
در محیط کاری پویای امروزکه کارها بیش از پیش در تیم ها انجام می شود و انعطاف پذیری محیط اهمیت بالایی دارد، سازمان ها به کارمندانی نیاز دارند که دارای رفتارهای مناسب شهروندی باشند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر سیرت نیکو و کیفیت زندگی کاری بر رفتار شهروندی سازمانی، با مطالعه موردی در دانشگاه اصفهان بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان دانشگاه اصفهان بوده که با استفاده از فرمول کوکران در سطح اطمینان 95% حجم نمونه آماری 108 نفر برآورد شد. در این پژوهش از پرسشنامه های سیرت نیکوی بارکر و کوی (2003)، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی اُرگان (1988) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. پس از جمع آوری اطلاعات، با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری و نرم افزار Amos ویرایش 18 به بررسی و آزمون سه فرضیه پرداخته شد: 1) سیرت نیکو بر کیفیت زندگی کاری تأثیر مثبت دارد؛ 2) سیرت نیکو بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت دارد. 3) کیفیت زندگی کاری بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت دارد. با توجه به تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده، تمامی فرضیات پژوهش تایید شدند (05/0> .(p
هدف پژوهش، بررسی رابطه بین تعهد دینی و دلبستگی دینی با پرخاشگری است، که همدلی نیز به عنوان متغیر واسطه ای در نظر گرفته شده است. روش پژوهش همبستگی است و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان دوره دبیرستان شهر اصفهان تشکیل می دهند. نمونه آماری شامل 321 دانش آموز دبیرستانی است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و مطالعه شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه پرخاشگری راین (2006)، تعهد دینی ورتینگتون (2003)، دلبستگی دینی هیل و هود (1999)، همدلی دیوید (1983) و پرسشنامه جمعیت شناختی محقق ساخته جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادله ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که اثر مستقیم تعهد دینی بر همدلی 07/0 و اثر مستقیم دلبستگی دینی بر همدلی 25/0است (01/0≥p) و اثر مستقیم همدلی بر پرخاشگری 33/0- است (01/0≥p)؛ در حالی که اثر غیرمستقیم تعهد دینی بر پرخاشگری 0231/0- و اثر غیرمستقیم دلبستگی دینی بر پرخاشگری 74/21 است که نشان دهنده رابطه معکوس بین تعهد دینی و دلبستگی دینی با پرخاشگری بود و یافته های مدل سازی معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل با داده ها برازش دارد؛ هر چند تأثیر تعهد دینی بر همدلی تأیید نشد.
هدف این پژوهش مطالعه رابطة هوش معنوی، دینداری و بخشندگی با سازگاری اجتماعی دانشجویان سال اول است. نمونة پژوهش 327 نفر از دانشجویان کارشناسی سال اول دانشگاه ارومیه هستند که به صورت نمونه گیری «تصادفی خوشه ای» از بین جامعة دانشجویان سال اول انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس «سنجش دینداری» سراج زاده، مقیاس «سنجش هوش معنوی» بدیع و همکاران، مقیاس «سنجش بخشش» والکر و گارسوخ، مقیاس «سنجش سازگاری اجتماعی» بیکر و سیریاک استفاده شد. داده های به دست آمده با بهره گیری از ضریب همبستگی و رگرسیون سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شد. نتایج این مطالعه نشان داد هوش معنوی، دینداری، بخشش و مؤلفه های آنها با سازگاری اجتماعی رابطه ای مثبت معنادار داشته، قادرند سازگاری اجتماعی را پیش بینی و تبیین کنند (37/0=R2 و 01/0=P). بر این اساس، می توان نتیجه گرفت متغیرهای دینداری، هوش معنوی و بخشندگی نقش تعیین کننده ای در تطابق دانشجویان سال اول با محیط دانشگاه و مسائل و مشکلات آن دارند. از این رو، می توان با تمرکز بر متغیرهای پیش بین این تحقیق برنامه هایی کارآمد برای ارتقای سازگاری اجتماعی فراهم کرد.
این پژوهش با هدف بررسی کفایت روانسنجی مقیاس شفقت خود در بین دانشجویان ایرانی انجام شد. در مرحله ی اول پرسشنامه ی شفقت خود توسط دو تن از دانشجویان کارشناسی ارشد ترجمه و پس از بررسی اساتید فرم فارسی پرسشنامه جهت اصلاح و ویرایش نهایی در اختیار 30 تن از دانشجویان کارشناسی ارشد قرار گرفت و پس از رفع نواقص در نهایت بر روی 619 نفر از دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی واحدهای علوم و تحقیقات فارس و یاسوج، دانشگاه های شیراز و یاسوج و دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج به روش نمونه گیری در دسترس داوطلبانه اجرا شد. با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی ساختار شش عاملی پرسشنامه تایید شد و شش عامل به دست آمد. روایی مقیاس کل نیز با روش آلفای کرانباخ 86/0 به دست آمد. به طور کلی ضرایب اعتبار و روایی مقیاس شفقت خود رضایت بخش بود. بنابراین فرم 26 سوالی مجموعه ی همگنی را تشکیل می دهد که از ساختار عاملی مناسبی برخوردار بوده و واجد شرایط لازم جهت پژوهش های روانشناختی و فعالیت های کلینیکی و تشخیصی می باشد.