مقدمه: هدف پژوهش حاضر تمیز افراد مصرف کننده دخانیات از افراد سالم بر اساس خلق وخوی و تنظیم شناختی هیجانی بود. روش: پژوهش حاضر دارای طرح طبقه بندی گروهی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دختر و پسر گروه فنی مهندسی و علوم پایه شهر کرمان بودند. نمونه نهایی پژوهش 200 شرکت کننده بود (هر گروه 100 شرکت کننده). برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خلق وخوی کلونینجر و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی استفاده شد. یافته ها: در مقایسه به گروه سالم، در گروه مصرف کننده دخانیات میانگین نوجویی و تنظیم شناختی هیجانی ناکارآمد بیشتر و میانگین پشتکار، خودراهبری، پاداش وابستگی و همکاری کمتر بود؛ اما ازنظر آسیب گریزی، خودفراروی و تنظیم هیجان کارآمد تفاوت معناداری نبود. نتیجه گیری: بالا بودن میزان استفاده فرد از راهبردهای ناکارآمد تنظیم شناختی هیجانی و گرایش افراطی به پاداش وابستگی و خودراهبری بالا و نوجویی پایین می تواند فرد را در برابر تمایل به مصرف دخانیات آسیب پذیر کند.
این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی و هنجاریابی مقیاس شکوفایی در نمونه ای متشکل از504 دانش آموز دختر پایه سوم دبیرستان های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1394-1393 با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انجام شد. جهت بررسی ویژگی های روانسنجی از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی بازآزمایی روایی محتوایی، روایی همزمان (مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف) و روایی سازه استفاده شد. پس از تایید روایی محتوایی، نتایج نشان داد که پایایی مقیاس شکوفایی با استفاده از دو روش ضریب آلفای کرونباخ 84/0 و روش باز آزمایی 83/0 و روایی همزمان با مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف 73/0 است. همچنین نتایج تحلیل عامل تاییدی نشان داد که این مقیاس دارای یک عامل با شاخص های برازش مطلوب است. بنابراین مقیاس شکوفایی از پایایی و روایی مطلوبی برخوردار است و می توان آن را برای سنجش شکوفایی بخصوص در مطالعات روانشناسی مثبت در همین محدوده سنی به کار برد.
اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر به مثابه مسئله یی اجتماعی، پدیده یی است که همراه با آن، توانایی جامعه در سازمان یابی و حفظ نظم موجود از بین می رود و عملکرد بهنجار حیات اجتماعی مختل می گردد ونیز موجب دگرگونی های ساختاری در نظام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه می شود. از این رو، هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی روان درمانی معنوی- مذهبی بر کاهش استرس، اضطراب و افسردگی زنان دارای همسر معتاد شهر ایلام است. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع آزمایشی(پیش آزمون و پس آزمون) با گروه کنترل و دوره ی پیگیری بوده است. جامعه ی پژوهش شامل 45 نفر از زنان دارای همسر معتاد بوده که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده، تست(هامیلتون) برای سنجش استرس؛ و تست افسردگی(بک) بوده است. یافته ها: نتیجه های تحلیل واریانس، نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه، در مرحله ی پیگیری، از نظر سطح استرس و افسردگی وجود دارد(p<0/001). نتیجه گیری: نتیجه های به دست آمده نشان داد، رفتار درمانی مبتنی بر مذهب، بر کاهش میزان استرس و افسردگی زنان دارای همسر معتاد تأثیر معنی داری دارد. پس با توجه به نقش مذهب و معنویت در فرآیند بهبودی، پرداختن به مقوله ی معنویت درکاهش میزان استرس و افسردگی افراد، امری ضروری است.
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه باورهای فرانگرانی و نشانه های یائسگی با حس انسجام درونی در زنان یائسه 50 تا 55 ساله انجام گرفت. برای انجام این پژوهش 160 زن یائسه 50 تا 55 ساله، به روش نمونه گیری دردسترس از بین زنانی که به متخصصین زنان و زایمان سطح شهر تهران مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. روش این پژوهش توصیفی- همبستگی بود و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های باورهای فرانگرانی ولز (ANTI)، نشانه های یائسگی (MRS) و مقیاس حس انسجام درونی آنتونوسکی استفاده شد. تحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره انجام گرفت. همانطور که همبستگی منفی معناداری بین باورهای فرانگرانی با حس انسجام (05/0>P و 290/0-=r) و بین نشانگان یائسگی با حس انسجام (01/0>P و 349/0-=r) وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که باورهای فرانگرانی و نشانگان یائسگی، حس انسجام درونی را به طور معناداری در جهت منفی پیش بینی می کنند (05/0˂P). یا توجه به نتایج حاصله می توان گفت که زنانی که در سنین یائسگی قرار دارند، به دلیل شرایط سنی شان، با مشکلات جسمی و روانی عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند بنابراین این افراد نیازمند توجه از طرف اعضای خانواده و نظام های سلامت می باشند
سابقه و هدف: شادکامی یکی از مفاهیم روان شناسی مثبت گرا است که امروزه اهمیت آن در زندگی زوجین و همچنین بهداشت و سلامت روان مطرح شده است. تشکیل و حفظ خانواده و پیشگیری از فروپاشی آن مستلزم برخورداری اعضای خانواده از توانمندی ها و مهارت هایی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تبیین نقش بخشایش و معنویت گرایی در شادکامی زوجین انجام شده است. روش کار: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زوجین ساکن شهر کرمانشاه بود که در سال 1398 با روش نمونه گیری دردسترس تعداد 300 نفر از آنان برای نمونه انتخاب شدند و به پرسش نامه های پژوهش پاسخ دادند. ابزارهای استفاده شده در مطالعه عبارت است از مقیاس شادکامی آکسفورد (هیلز و آرجیل)، مقیاس سنجش بخشش در خانواده (پولارد و همکاران) و مقیاس معنویت (شهیدی و فرج نیا). درنهایت، تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی، ماتریس همبستگی و رگرسیون گام به گام انجام شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین بخشایش (519/0=r و 05/0>P) و معنویت گرایی (688/0=r و 05/0>P) با شادکامی زوجین رابطه معنی داری وجود داشت. از سوی دیگر، در بین ابعاد بخشایش؛ زیرمقیاس های احساس بهبودی و سبک بالی، تشخیص/تصدیق و درک واقع بینانه پیش بینی کننده های قوی تری برای شادکامی زوجین بودند. همچنین، در بین زیرمقیاس های معنویت به ترتیب توانایی معنوی و نگرش معنوی قدرت پیش بینی کنندگی قوی تری برای شادکامی زوجین داشتند (05/0>P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت بخشایش و معنویت گرایی می توانند در ارتقای شادکامی زوجین نقش مؤثری داشته باشند و در مراکز مشاوره لازم است به این سازه ها بیشتر توجه شود.
مقدمه: زنان به عنوان هسته اصلی خانواده، نقش مهمی دارند، سلامت و بیماری آن ها به طور مستقیم سلامت کل خانواده و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکرد شناختی رفتاری بر استحکام ایگو و الگوهای ارتباطی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد. روش: طرح پژوهشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان متاهل۴۰ تا ۶۰ ساله مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به سه بیمارستان شهر تبریز بود که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه استحکام ایگو (PIES) و پرسشنامه الگو های ارتباطی کریستنسن و سالاوی (CPQ) بود و داده ها از طریق تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل در استحکام ایگو (01/0P
هدف از پژوهش، بررسی نقش واسطه خودکارآمدی تغییر در رابطه بین سرمایه روانشناختی و تعهد به تغییر کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. با توجه به جدول مورگان و با استفاده از روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، 180 نفر (136 نفر مرد و 44 نفر زن) برای نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز، پرسشنامه خودکارآمدی تغییر چن، گولی و ادن و پرسشنامه تعهد به تغییر مایرز و هرسکویچ پاسخ دادند. نتایج براساس روش الگو یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان دادند سرمایه روانشناختی و خودکارآمدی تغییر، اثر مستقیمی بر تعهد به تغییر داشتند؛ همچنین سرمایه روانشناختی اثر مستقیمی بر خودکارآمدی تغییر داشت و سرمایه روانشناختی نیز اثر غیرمستقیمی بر تعهد به تغییر با میانجی گری خودکارآمدی تغییر داشت و الگوی فرضی پژوهش نیز برازش مناسبی نشان داد؛ بنابراین می توان گفت سرمایه روانشناختی و خودکارآمدی تغییر از متغیرهای مهم و مرتبط با تعهد به تغییر در کارکنان هستند.
Objective: Chronic pain is one of the most important medical problems that affect many people every year. The highest prevalence of chronic pain is in adulthood. Sleep problems are one of common symptoms of chronic pain. The aim of this study was to compare sleep quality in mothers with chronic pain and healthy mothers. Methods: This study was comparative and its statistical population was included all women referred to the Pain Clinic of Imam Hossein Hospital, Tehran, Iran. Among them, 159 persons were selected using convenience sampling method. Pittsburgh Sleep Quality Index, Von korff Pain Intensity Scale and demographic information Form were used to collect data. Data analysis was done using t-test and one way analysis of variance. Results: The results showed that sleep quality in mothers with chronic pain was significantly different from healthy mothers, and with increase in pain intensity, sleep quality decreased. Conclusions: Results of this study have implications on need pay attention to quality of sleep in mothers with chronic pain and its impact on daily routine and their duties as a parent.
سرطان پستان شایع ترین سرطان زنان است که بر جنبه های مختلف روانشناختی فرد اثر می گذارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی – رفتاری بر تاب آوری و امیدواری زنان مبتلا به سرطان پستان بود. این پژوهش ازجمله طرح های نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. 30 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انجمن حمایت از بیماران سرطانی یاس کرمان به شیوه نمونه گیری دردسترس در تابستان سال 1394 انتخاب شدند. بیماران به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس 30 نفر پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون و پرسشنامه امیدواری اشنایدر را تکمیل کردند. گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای مشاوره گروهی شرکت کردند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه پس از خاتمه جلسات درمانی و دوره پیگیری یک ماهه مجدداً ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان دادند گروه درمانی شناختی – رفتاری مدیریت استرس سبب افزایش میزان تاب آوری و امیدواری در گروه آزمایش شده است. پیگیری یک ماهه، نتایج به دست آمده در دو گروه را تأیید کرد. با توجه به تأثیر آموزش مداخله بر افزایش تاب آوری و امیدواری زنان مبتلا به سرطان پستان، به کارگیری فنون شناختی – رفتاری در کنار درمان های پزشکی می تواند در درمان این بیماران مؤثر باشد.
مقدمه: سؤتغذیه در کودکان از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر رشد و تحول جسمی و ذهنی آنان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی علایم روان شناختی، سبک های دلبستگی و تنظیم شناختی هیجان مادران به عنوان پیش بین های مرتبط با شاخص های تن سنجی کودکان 2-7 ساله ی شهر اصفهان بود. روش: جامعه این پژوهش شامل کلیه کودکان 2-7 ساله شهر اصفهان و مادران آنها بود که تعداد 130 نفر از آنها با شیوه نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش پاسخ دادند. ابزار های استفاده شده عبارت بودند از پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال، فرم کوتاه SCL-90، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان . داده های جمع آوری شده با استفاده از روشهای آمار توصیفی و تحلیل تشخیص (تمایز) مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد علایم روان شناختی، سبک های دلبستگی و تنظیم شناختی هیجان مادران توان پیش بینی مشکلات تغذیه ای کودکان را دارد. نتیجه گیری: این نتایج بیانگر اهمیت وضعیت روانی، توانایی تنظیم بهینه هیجانات و سبکهای دلبستگی مادران در سلامت جسمانی کودکان 2-7 ساله بود.
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش خود بخشودگی مبتنی بر کتاب درمانی بر مسئولیت پذیری و تمایل به جبران در دانشجویان انجام شد. ابتدا با استفاده از پرسشنامه بخشش خود از میان 380 نفر از آزمودنی ها 40 نفر که دارای کمترین نمره های بخشش خود بودند انتخاب شده و سپس با استفاده از روش جایگزینی تصادفی به عنوان نمونه پژوهش در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود. گروه آزمایش به مدت ده جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش خودبخشش گری مبتنی بر کتاب درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت هیچ آموزشی دریافت نکردند. هر دو گروه پیش و پس از مداخله به پرسشنامه های مسئولیت پذیری کالیفرنیا و تمایل به جبران وودیات و ونزل پاسخ دادند. نتایج نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل در مسئولیت پذیری و تمایل به جبران تفاوت معناداری وجود داشت و آموزش خودبخشش گری مبتنی بر کتاب درمانی در ارتقای مسئولیت پذیری و تمایل به جبران دانشجویان مؤثر بوده است. همچنین نتایج نشان داد اثرات مداخله در طول زمان (از پس آزمون تا پیگیری) پایدار بوده است. به طور کلی، خودبخشش گری توانسته است با کاهش احساسات منفی و افزایش احساسات مثبت، تغییراتی را در مسئولیت پذیری فردی ایجاد کند و با افزایش راهبردهای سازگارانه در دانشجویان، تمایل به جبران را در آن ها ارتقاء بخشد. نتایج این تحقیق تلویحات مهمی در زمینه شیوه های آموزشی ترکیبی در ارتقاء خودبخششگری در بردارد.
سابقه و هدف: بیماری های قلبی-عروقی یکی از مهم ترین بیماری های مزمن است که عوارض روان شناختی بسیاری همچون خستگی مفرط، اضطراب و افسردگی دارد و کیفیت زندگی بیماران را کاهش می دهد. در این میان توجه به نقش امید حائز اهمیت است. امید سازه روان شناسی مثبتی به حساب می آید که در مواجهه با سختی ها از افراد محافظت می کند. با توجه به اهمیت امید، اسنایدر سازه امید و پرسش نامه آن را تدوین کرده است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه امیددرمانی با توجه به آموزه های اسلامی و دستاوردهای روان شناسی کلاسیک بود. روش کار: روش این پژوهش متن محور و تحلیل محتوا است. بدین منظور مطالب مرتبط با نظریه امید در روان شناسی و آموزه های اسلامی جمع آوری و تحلیل محتوا شد. بر اساس نتایج تحلیل محتوا، سازه امید شامل هفت مؤلفه شناخت هدف زندگی و گرایش به آن، مهارت هدف گذاری، انگیزش و مهارت خودانگیزشی، توکل، تدبیر و مسیریابی، تلاش و پشتکار و مهارت مقابله با موانع بود. سپس بسته امیددرمانی با رویکرد اسلامی برای بیماران قلبی طراحی و روایی محتوایی آن ارزیابی شد. پس از جمع آوری نظر کارشناسان، برنامه امیددرمانی با رویکرد اسلامی نهایی تدوین شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که برنامه امیددرمانی با رویکرد اسلامی برای بیماران قلبی شامل هشت جلسه نود دقیقه ای بود که عبارت است از: 1) ایجاد رابطه درمانی و ارائه اهداف و منطق درمان، 2) آشنایی با هدف و معنای زندگی در اسلام و تقویت گرایش به آن و نقش آن در امید، 3) آموزش مهارت هدف گذاری در جهت هدف اصلی زندگی و تعیین اهداف معنادار، شفاف و منطقی، 4) تبیین انگیزش و اهمیت آن و تقویت خودآگاهی فرد نسبت به انگیزه هایش، 5) مهارت های انگیزش معنوی، 6) تدبیر و انتخاب مسیر مناسب، تقویت خلاقیت و مهارت برنامه ریزی، 7) مهارت مقابله با موانع و مهارت انعطاف پذیری و 8) تقویت یاد خدا و توکل به او و جمع بندی. نتیجه گیری: برنامه امیددرمانی با رویکرد اسلامی دارای ابعاد مثبت معنوی و روان شناختی است و با برنامه امیددرمانی کلاسیک متفاوت است.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر مرگ آگاهی بر اختلال وحشتزدگی و اضطراب مرگ و مقایسه آن با مداخله شناختی-رفتاری بود. جامعه آماری شامل بیماران زن مبتلا به اختلال وحشتزدگی که در سال 98-97 (زمستان 97 بهار 98) شهر قم بود که جهت درمان به یکی از مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی و روانپزشکی مراجعه نمودند. با توجه به محدودیت جامعه آماری، نمونه ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مراجعین علاوه بر تشخیص روانپزشک توسط پژوهشگر مصاحبه بالینی شدند و در گروه اول آزمایشی 10 نفر، گروه دوم آزمایشی 11 نفر و در گروه گواه 9 نفر با پژوهشگر همکاری نمودند. به منظور رعایت اصول اخلاقی، همه شرکت کنندگان، رضایت داوطلبانه جهت شرکت در طرح پژوهشی در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری داشتند. ابزار مورد استفاده عبارت بود از مقیاس اضطراب مرگ تمپلر، پرسشنامه حساسیت اضطرابی، مداخله شناختی-رفتاری و مداخله مبتنی بر مرگ آگاهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد میانگین نمره اضطراب مرگ و علائم وحشتزدگی هم در پس آزمون و هم در پیگیری در گروه مداخله مبتنی بر مرگ آگاهی نسبت به گروه شناختی-رفتاری و گروه کنترل پایین تر است و این اثر معنادار بود. با توجه به یافته ها می توان این گونه نتیجه گرفت که لازم است همزمان با درمان اختلال وحشتزدگی، اضطراب مرگ آن ها نیز با مداخلات روانشناختی مؤثر؛ کاهش یا برطرف شود تا درمان اختلال وحشتزدگی آن ها اثربخشی بیشتری داشته و از عود مجدد جلوگیری شود
این پژوهش با هدف بررسی رابطه دینداری، مقبولیت اجتماعی و خودکارآمدی، با استرس دانش آموزان دبیرستانی انجام شد. این مطالعه، توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دبیرستانی شهر ارومیه در سال تحصیلی 94-1393 بودند. از میان آنان 360 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. آنان پرسش نامه های دینداری، مقبولیت اجتماعی، خودکارآمدی و استرس را تکمیل کردند. داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که دینداری (36/0-r=)، مقبولیت اجتماعی (29/0-r=) و خودکارآمدی (41/0-r=) با استرس رابطه منفی و معنادار داشتند (01/0p≤). در یک مدل پیش بین خودکارآمدی، دینداری و مقبولیت اجتماعی توانستند 9/40 درصد از تغییرات استرس را پیش بینی کنند. سهم خودکارآمدی بیش از سایر متغیرها بود. با توجه به یافته ها خودکارآمدی، دینداری و مقبولیت اجتماعی مهم ترین پیش بینی کننده های استرس بودند. بنابراین، توصیه می شود درمانگران و مشاوران به نشانه های متغیرهای مذکور توجه کرده و بر اساس آنها برنامه های مناسبی برای کاهش استرس دانش آموزان طراحی کنند.
از آنجا که افسردگی جزء شایع ترین اختلالات روانی در زنان به شمار می رود و مؤلفه های صبر و امیدواری نقش مهمی در تسکین این اختلال دارند، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی بر بهبود سه مؤلفه صبر، امید و اضطراب وجودی در زنان افسرده بود. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون−پس آزمون و گروه گواه است. گروه نمونه را 40 نفر از زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد بندرعباس تشکیل می دهند که براساس مقیاس افسردگی بک، افسرده تشخیص داده شدند. سپس این افراد به شیوه گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای گردآوری داده های مورد نیاز از مقیاس های افسردگی بک، امید، صبر و اضطراب وجودی استفاده شد. اعضای گروه آزمایش طی دوازده جلسه مشاوره فردی، تحت درمان یکپارچه توحیدی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده های حاصل از پیش آزمون و پس آزمون، تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد پس از مداخله، در متغیرهای صبر (37/376=F و 0001/0=p)، امید (91/22=F و 0001/0=p) و اضطراب وجودی (37/27=F و 0001/0=p)، بین گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معنا داری حاصل شده است؛ بنابراین با توجه به نتایج پژوهش می توان ادعا کرد که درمان یکپارچه توحیدی در بهبود مؤلفه های صبر، امید و اضطراب وجودی در زنان افسرده مؤثر بوده است.
این پژوهش برای ارزیابی تأثیر قرائت قرآن بر اضطراب و راهبردهای مقابله ای شناختی / رفتاری در بیماران همودیالیزی انجام شد. این پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. آزمودنی های پژوهش به شیوه نمونه گیری تصادفی منظم از میان بیماران همودیالیزی بخش همودیالز بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد، در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) بررسی شدند. همه شرکت کنندگان، در آغاز پژوهش و دو ماه پس از پایان درمان، پرسش نامه اضطراب حالت صفت اشپیل برگر و پرسش نامه مقابله با استرس بیلینگز و موس را تکمیل کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که قرائت قرآن، میانگین نمرات اضطراب و راهبردهای مقابله ای هیجانی را در پس آزمون به طور معناداری کاهش داد. قرائت قرآن، تأثیر مثبت در کاهش میزان اضطراب و راهبردهای مقابله ای هیجانی بیماران همودیالیزی داشت.
هدف پژوهش، ارزیابی مدل تبیین فرسودگی تحصیلی براساس متغیرهای حل مسئله اجتماعی، سرمایه روانشناختی، وجدان تحصیلی و کمک طلبی از همسالان بود. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی - همبستگی با تأکید بر روابط علّی ممکن بر پایه مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری را دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی رشته علوم تجربی ناحیه یک اردبیل در سال تحصیلی 1396- 1395 تشکیل دادند. برای نمونه گیری از روش تصادفی طبقه ای نسبتی استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 1970 به تعداد 291 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های فرسودگی تحصیلی سالملا-آرو و ناتانن، حل مسئله اجتماعی دیزوریلا، سرمایه روانشناختی لوتانز، وجدان تحصیلی ایلروی و بانتیک و کمک طلبی ریان و پنتریچ بودند. نتایج پژوهش همسو با فرضیه ها نشان دادند مهارت حل مسئله اجتماعی و سرمایه روانشناختی بر فرسودگی تحصیلی اثر منفی دارد. علاوه بر این، اثر منفی کمک طلبی تحصیلی به عنوان متغیر میانجی در رابطه بین حل مسئله اجتماعی و فرسودگی تحصیلی نیز به تأیید رسید. اثر منفی وجدان تحصیلی هم تأیید شد که متغیر میانجی بین سرمایه روانشناختی و فرسودگی تحصیلی بود. در