تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر روش های مختلف تمرین بر یادگیری و انتقال برنامة حرکتی تعمیم یافته و پارامتر زمان در یک تکلیف زنجیره ای انجام گرفت. به منظور اجرای این طرح، 80 آزمودنی داوطلب مرد (با دامنة سنی 23-19 سال) به طور تصادفی در چهار گروه تمرینی قالبی، تصادفی و ترکیبی (قالبی – تصادفی و تصادفی – قالبی) قرار گرفتند. آزمایش شامل اجرای تکالیف زنجیره ای با برنامة حرکتی تعمیم یافتة متفاوت (تغییر ابعاد فضایی) و پارامتر زمان متغیر بود. آزمودنی ها پس از آشنایی با آزمون و انجام 108 کوشش، براساس گروه تمرینی، در آزمون های یادداری و انتقال شرکت کردند. پس از مراحل مختلف آزمایش، مقدار خطای زمان بندی نسبی (شاخص کارایی برنامة حرکتی تعمیم یافته) و خطای زمان بندی مطلق (شاخص دقت و کارایی پارامتر) محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی انجام گرفت. نتایج اختلاف معنی داری (05/0 ? P). را بین روش های مختلف تمرین در مرحلة اکتساب نشان داد، ولی در مراحل یادداری و انتقال، با وجود برتری نسبی طرح های تمرینی ترکیبی بر مقدار خطاهای زمان بندی نسبی و مطلق، تفاوت بین گروه های تمرینی معنی دار نبود. بنابراین نتایج تحقیق با اثر تداخل زمینه ای و نظریة شی و کهل و ایندرمیل (1990)، لندین و هبرت (1997) و لی و سیمون (2004) مبنی بر سودمندی طرح تمرین ترکیبی بر یادگیری مغایر است.
این مقاله به بررسی رابطه بین اضطراب وجودی و اضطراب مرضی، و مقایسه آنها در سه گروه افراد بزهکار، عادی و مذهبی می پردازد. روش پژوهش، از نوع پس رویدادی ـ مقایسه ای به روش هم بستگی است. برای جمع آوری داده ها از دو مقیاس «اضطراب وجودیگود» و «اضطراب کتل» که از اعتبار و روایی خوبی برخوردارند، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهم بستگیپیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه، تحلیل رگرسیون استفاده شد.
یافته های پژوهش نشان داد که بین اضطراب وجودی و اضطراب مرضی هم بستگی معنادار مثبت وجود دارد. اضطراب وجودی پیش بینی کننده اضطراب مرضیاست. مقایسه افراد بزهکار، عادی و مذهبی در میزان اضطراب وجودی و مرضی معنادار بوده، دین داری و تحصیلات سهم زیادی در تاثیرگذاری بر کاهش اضطراب، به ویژه اضطراب وجودی داشت.در نهایت، اضطراب وجودییکی از پایه ها و منشا اضطراب مرضیاست. افراد مذهبیکمتر از اضطرابوجودی رنج می برند؛ در مقابل، بزهکاران بیشتر به این نوع اضطراب مبتلایند؛ و این نشانگر تاثیر مثبت پایبندی مذهبی، و اثر منفی بزهکاریبر اضطراب است.
هدف این تحقیق بررسی رابطه دین داری با میزان شادمانی در بین دانشجویان است. برای انجام تحقیق حاضر، تعداد 756 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی منطقه دو انتخاب شدند. سپس مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد) و پرسش نامه شادمانی آکسفورد درباره آنها اجرا شد. پس از جمع آوری داده ها، فرضیه های تحقیق با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t آزموده شدند. نتیجه نشان داد که بین دین داری و میزان شادمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (P<0/01). رابطه دین داری و میزان شادمانی در بین دانشجویان مذکر قوی تر است؛ این رابطه در بین دانشجویان مجرد و متاهل متفاوت نیست. میزان دین داری افراد مؤنث از افراد مذکر بیشتر است؛ اما تفاوت معناداری بین میزان شادمانی آنها وجود ندارد. همچنین نتیجه تحقیق نشان داد افراد متاهل در مقایسه با افراد مجرد دین دارترند؛ اما بین میزان شادمانی آنها تفاوت معناداری وجود ندارد.
پ ژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد جهت گیری مذهبی با مرزهای ارتباطی خانواده صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه خانواده های ساکن در شهرستان نکا تشکیل می دهند. گروه نمونه شامل 100 زوج بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه «ابعاد جهت گیری مذهبی، بهرامی احسان1381» و پرسشنامه محقق ساخته «مرزهای ارتباطی خانواده» بودند. ضریب پایایی پرسشنامه ابعاد چهت گیری بین 91/0و 85/0 گزارش شده است و ضریب پایایی پرسشنامه مرز های ارتباطی خانواده 67/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل چندمتغیری همبستگی بنیادی استفاده شد. نتایج نخستین همبستگی بنیادی نشان داد که با افزایش مذهب گرایی و ارزنده سازی و کاهش سازمان نیافتگی، تنیدگی مرزهای بیرون خانواده و مرزهای بهنجار درون خانواده کاهش می یابند. همچنین نتایج دومین همبستگی بنیادی نشان داد که با افزایش مذهب گرایی و ارزنده سازی مذهبی، تنیدگی مرزهای درون و بیرون خانواده، گسستگی مرزهای درون خانواده و مرزهای بهنجار درون خانواده کاهش می یابند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه جهت گیری مذهبی اسلامی و عوامل آن، با خودمهارگری در میان زنان و مردان و نیز رابطه این عوامل با سطح اقتصادی و اجتماعی انجام شده است. برای انجام این پژوهش، 120 نفر از دانشجویان با روش تصادفی انتخاب شدند و پرسش نامه های جهت گیری مذهبی ـ اسلامی و خودکنترلی را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون، t مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین عامل جهت گیری مذهبی و عامل اخلاق با خودمهارگری رابطه معناداری وجود دارد. در گروه مردان، عامل عقاید ـ مناسک و خودمهارگری دارای رابطه معناداری است. از سوی دیگر، تفاوت میانگین جهت گیری مذهبی و عامل اخلاق در دو طبقه خودمهارگری بالا و پایین معنادار است؛ اما تفاوت معناداری در عامل عقاید ـ مناسک مشاهده نمی شود. بین سطوح اقتصادی خانواده، در عوامل جهت گیری مذهبی افراد، تفاوت معناداری وجود ندارد؛ اما بین این سطوح در میانگین خودمهارگری تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین، با افزایش نمره مذهبی افراد، نمره های خودمهارگری آنها افزایش می یابد و هرچه تقید به اخلاق بالاتر می رود، توانایی در خودمهارگری افزایش می یابد. همچنین با افزایش تقید مردان در مناسک ـ عقاید اسلامی، بر میزان خودمهارگری آنها افزوده می شود. ازسوی دیگر، افراد با خودمهارگری بالا، در مقایسه با افراد دارای خودمهارگری پایین سطوح بالاتری از جهت گیری مذهبی را نشان می دهند و با تغییر سطوح اقتصادی افراد، تفاوتی در سطح دین داری آنها مشاهده نمی شود
در پژوهش حاضر رابطه بین پیامدهای کمال گرایی، مشکلات هیجانی و رضایت از زندگی اندازه گیری شدند. شرکتکنندگان، شامل 297 (81 پسر و 216 دختر) دانشـجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بودند و مقیاسهای چند بعـدی کمال گرایی (فراست، مارتن، لاهارت و روزنبلیت، 1990)، مقیاس افسردگی، اضـطراب و تنیدگی (لاویبوند و لاویبوند، 1995)و مقیاس رضایت از زندگی (هبنر، 1994) را تکمیل کردند. تحلیل رگرسیون چند متغیری به شیوه همزمـان نشان دادند که ابعاد کمال گرایی شامل نگرانی درباره اشتباهها، انتقادگری والدینی، شک درباره اعمال و هنجارهای شخصی، رضایت از زندگی را تبیین میکنند (21/0= 2R ). دو بُعد هنجارهای شخصی و سازماندهی، اضطراب (33/0= 2R)، افسردگی (41/0= 2R) و تنیدگی (28/0= 2R) را تبیین کردند.
این پژوهش با هدف بررسیِ ضرورت مفهوم شناسی، در پژوهش های روان شناختی و ارائة برخی تفاوت دیدگاه ها در مفاهیم روش شناختی، از دیدگاه روان شناسی اسلامی ‐ بومی انجام شده است. برای پاسخگویی به این پرسش که آیا در فلسفة روان شناسی، دربارة مفاهیم روش شناختی مانند «روش علمی»، «نیمه علمی»، «غیر علمی»، «مشاهده»، «درون نگری»، «اندازه گیری» و... اتفاق نظر وجود دارد یا خیر، به دیدگاه های برخی فیلسوفان روان شناسی، به ویژه بونگه، فیلسوف روان شناسی در دانشگاه مک گیل کانادا، و فیلسوفان اسلامی، مراجعه و با روش تحلیل عقلی و نظریِ دیدگاه های آنان، از دیدگاه دینی ‐ بومی و با توجه به اقتضای آن مفاهیم، جایگاه روش های مورد بحث در روان شناسی دینی ‐ بومی بررسی شد. برخی یافته های پژوهش عبارت است از: وجود اختلاف نظر در باب مفاهیمی مانند روش علمی، نیمه علمی و...، قابل جمع نبودن این همانی روان ‐ عصبی با پذیرش درون نگری، ضرورت قطعیِ انجام آزمایش و داشتن تجربه اما ناکافی بودن آن، قابل تعمیم نبودن برخی یافته های مطالعات حیوانی به انسان.
مـدل های شـناختی در تبیین اختلالات روان شـناختی به اثر طرحواره های مـنفی موثـر در شکل گیری علائم آسیب شناسی روانی اشاره دارد. هدف این پژوهش پیش بینی علائم سلامت روان با استفاده از طرحواره های ناسازگار اولیه بود. به این منظور دو پرسشنامه ی فرم کوتاه طرحوره یانگ (SQ) در چارچوب نظریه ی درمانی مبتنی بر طرحواره ی جفری یانگ و پرسشنامه ی سلامت روان(GHQ) بر 159 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا گردید. تحلیل نتایج این پژوهش با استفاده از نسخه 17 نرم افزار SPSS با روش تحلیل رگرسیون چـندگانه صورت گرفت. نتایج بیانگر رابـطه ی معنادار طرحواره هـای ناسازگار اولیه و علائم سه گانه ی جسمانی سازی، اضطراب و افسردگی بود. در این میان طرحواره نقص/ شرم به طرز معناداری (01/0>P ) هر سه علامت را پیش بینی کرد. از طرفی بخشی از واریانس هر اختلال توسط طرحواره های خاصی به صورت معنادار پیش بینی شد. نتایج به دست آمده با بررسی های پیشین همخوان بوده و بیانگر این است که این چارچوب نظری تلویحات درمانی و تبیینی مهمی در رابطه با اختلالات روانشناختی دارد. بر این اساس می توان نیمرخ خاصی از طرحواره های ناسازگار مربوط به هر اختلال را ترسیم کرد.