فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱٬۲۷۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به منظور بررسی ارتباط بین هیجان ها و ابعاد اسناد علی (ابعاد مرکز کنترل و کنترل پذیری و پایداری) با عزت نفس، پژوهشگر آزمون های عزت نفس روزنبرگ، هیجان های واتسون و کلارک و مقیاس سنجش ابعاد علی (واینر) را در مورد 367 شرکت کننده دانشجو از دانشگاه تبریز اجرا کرده است. در تحلیل فرضیه ها از برنامه های آماری SPSS و تحلیل رگرسیونی و همبستگی پیرسون استفاده کرده است و متغیرهای مربوط به ابعاد اسناد علی در دو موقعیت (موفقیت) و (شکست) مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد، از عمده ترین عواملی که در افزایش عزت نفس موثرند، هیجان های مثبت و به تبع ان انتساب های کنترل پذیر و درونی و پایدار در موقعیت موفقیت است و فرد می تواند با درونی کردن و کنترل پذیر و پایدار دانستن آن، هیجان های مثبت خود را بالا برده و عزت نفسش را افزایش دهد. همچنین انتساب های درونی و کنترل پذیر در موقعیت شکست در افزایش هیجان های منفی موثرند. احتمال می رود، هیجان های منفی در پایین بردن عزت نفس موثر باشند و به تبع آن سلامت جسمی و روحی فرد به مخاطره افتد.
راه های تقویت تفکر و کنجکاوی در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
تأثیر بافت مفهومی سئوال ها بر عملکرد حافظه روزمره در آزمون های بازشناسی و یادآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه عملکرد حافظه آینده نگر- گذشته نگر، کوتاه مدت- بلندمدت و فردمحور- پیرامون محور در بیماران MS با افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مالتیپل اسکلروزیس یا بیماری ام اس یک بیماری مزمن و تخریبی اعصاب مرکزی است که در دو دهه اخیر شیوع روزافزونی داشته است و تاثیر مخربی بر فرآیندهای شناختی در بیماران دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مقایسه انواع حافظه در بیماران مبتلا بهMS ، و افراد سالم انجام گرفت. روش: این تحقیق از نوع مطالعات علی- مقایسه ای است که به روش پس رویدادی به مقایسه انواع حافظه در این بیماران با یک گروه سالم پرداخت. در این راستا، عملکرد انواع حافظه 37 بیمار مبتلا به MS(26 زن و 11 مرد) و 37 فرد سالم (24 زن و 13 مرد) بوسیله یرسشنامه حافظه آینده نگر/ گذشته نگر (PRMQ) سنجش و مقایسه شد. یافته ها: نتایج آزمون تعقیبی LSD، نشان داد که تقریباً در همه انواع حافظه؛ حافظه آینده نگر، حافظه گذشته نگر، حافظه کوتاه مدت، حافظه بلندمدت، حافظه فرد محور و حافظه پیرامون محور در کل چه زنان و چه مردان دارای ام اس خطای بیشتری نسبت به مردان و زنان سالم گزارش کرده اند (P
رابطه نگرانی و نشخوار فکری با باورهای فراشناختی و نشانگان افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه باورهای فراشناختی با نگرانی و نشخوار فکری و نیز پیش بینی و تبیین نشانگان نباتی و غیر نباتی افسردگی اساسی بر مبنای این سازه ها انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود که 45 (18 مرد و 27 زن) فرد مبتلا به افسردگی اساسی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه های نگرانی ایالت پنسیلوانیا، مقیاس پاسخ های نشخواری ، فراشناخت30، مقیاس باورهای مثبت و منفی درباره نشخوار فکری و افسردگی بِک را تکمیل کردند. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین باورهای فراشناختی مثبت و منفی درباره نشخوار فکری با شدت نشخوارفکری همبستگی معنادار وجود دارد و همچنین بین شدت نشخوار فکری با نشانگان نباتی و غیرنباتی همبستگی مثبت معناداری وجود داشت (01/0P<). به علاوه، نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نشان دادکه، ترکیب متغیرهای شدت نشخواری و شدت نگرانی 26 درصد از واریانس نشانه های نباتی و غیرنباتی را تبیین می کنند (01/0P<). یافته ها حاکی از اثرگذاری سطح سوم شناخت (فراشناخت) بر سطح دوم شناخت (سبک تفکر) در مورد نشخوار فکری است.
قصه گویی برای بچه ها (برای هر دسته از بچه ها چه قصه هائی مفید است)
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۶ شماره ۹۱
حوزههای تخصصی:
پیکار با بی سوادی
مقایسه نحوه بازشناسی حافظه در دو گروه دانش آموزان دختر افسرده و عادی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: حالات خلقی، بسیاری از متغیرهای شناختی از جمله توجه و حافظه را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، مقایسه نحوه بازشناسی حافظه در افراد افسرده و عادی (دانش آموزان تهرانی) است.
روش: در این پژوهش با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، از میان 200 دانش آموز دختر دبیرستانی شهر تهران، 60 نفر انتخاب شدند. کلیه آزمودنی ها به سؤال های پرسشنامه افسردگی بک (1978) و مجموعه واژگان دارای بار عاطفی افسردگی و خنثی پاسخ دادند. حافظه بازشناسی از طریق بازشناسی واژگان مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: پس از جمع آوری داده ها، با استفاده از آزمون t، اطمینان در سطح 99/0 بررسی شد. نتایج نشان داد که سوگیری حافظه نسبت به واژگان دارای بار عاطفی، در افراد افسرده (در مقایسه با افراد عادی) معنادار است.
نتیجه گیری: افسردگی باعث سوگیری حافظه مبتلایان نسبت به واژگان و اطلاعات دارای بار عاطفی می شود.
عملکرد افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) در حافظه اخباری: با کنترل نقش فراشناخت
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضربررسی و مقایسه عملکرد حافظه اخباری در میان بازمانده گان جنگ مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه، بازمانده گان جنگ بدون ابتلا به اختلال استرس پس ار سانحه، و افراد عادی فاقد تجربه جبهه و همچنین کنترل نقشواسطه ای فراشناخت ها بر عملکرد حافظه اخباری است. با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر، شامل 20 نفربازمانده جنگ مبتلا به PTSDمطابق با معیارهای تشخیصی DSMIV-TR، 20 نفربازمانده جنگ بدون ابتلا به PTSD و 20 نفر افراد سالم عادی بدون سابقه حضور در جبههدر مطالعه شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های PTSD واتسون، حافظه اخباری (مصاحبه حافظه شرح حال و داستان بازیابی تاخیری بر گرفته از آزمون حافظه روزمره ریورمید) و پرسشنامه فراشناخت،جمع آوری، و با استفاده از آزمونهای آماریتحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد حافظه اخباری در سه گروه پژوهش بدون کنترل اثر تعدیل گر فراشناخت ها معنا دار است، به عبارت دیگر عملکرد حافظه اخباری بازمانده گان جنگ مبتلا به PTSD با دو گروه دیگر تفاوت دارد. اما نتایج نشان داد که عملکرد حافظه اخباری در سه گروه پژوهش هنگامی که فراشناخت کنترل می شود، بین گروه ها معنادار نیست که نشان دهنده نقش تعدیل گر فراشناخت ها در کاهش عملکرد حافظه اخباری بازمانده گان جنگ مبتلا به PTSD نسبت به دو گروه دیگر است.
اثربخشی آموزش راهبردی برنامه ریزی عصبی - کلامی بر سلامت عمومی و انگیزش تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
نقاش باورهای معرفت شناختی ، سبک های تفکر و راهبردهای یادگیری در عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش میانجی تفکر ارجاعی در ارتباط بین کمال گرایی و اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر تفکر ارجاعی در رابطه بین کمال گرایی و اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) شهر قزوین به تعداد 7030 نفر در سال 1394 بود؛ که به روش نمونه گیری تصادفی ساده 200 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. ابزار پژوهش مقیاس های تفکر ارجاعی اهرینگ (2010)، کمال گرایی فراست (1990) و اضطراب اجتماعی کانور (2000) بود. داده های آزمودنی ها با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفکر ارجاعی رابطه بین کمال گرایی و اضطراب اجتماعی را میانجی گری می کند. نتیجه-گیری: کمال گرایی و تفکر ارجاعی به نوعی نقش پیش بینی کننده برای اضطراب اجتماعی دارند. به طوری که با افزایش کمال گرایی و تفکر ارجاعی، اضطراب اجتماعی نیز افزایش می یابد. افراد کمال گرایی که مشخصه های تفکر ارجاعی را دارند، اضطراب اجتماعی بیشتری را متحمل می شوند. در تدوین برنامه های درمانی برای اضطراب اجتماعی باید به کمال گرایی و تفکر ارجاعی که به عنوان فرآیندهای فراتشخیصی مطرح می شوند توجه ویژه شود.
تأثیر آموزش راهبردهای شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکارآمدی بیماران معتاد تحت درمان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی با رویکرد ذهن آگاهی بر خودکارآمدی بیماران معتاد تحت درمان انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه معتادان تحت درمان در مراکز درمان و بازتوانی اقامتی تحت نظارت بهزیستی شهرستان بجنورد بود. برای انتخاب نمونه از بین معتادان تحت درمان مراکز 100 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس پاسخ دادند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بودکه پایین ترین نمره را بر اساس مقیاس خودکارآمدی کسب کرده بودند و به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی( تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که بین میانگین نمرات پس آزمون خودکارآمدی بعد از حذف اثر پیش آزمون، در گروه آزمایشی تفاوت معنی داری وجود دارد . به عبارتی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معنی داری موجب افزایش خودکارآمدی در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون در مقایسه با گروه کنترل شده بود. نتایج این مطالعه نشان داد شناخت درمانی با رویکرد ذهن آگاهی بر خود کارآمدی بیماران معتاد تحت درمان موثر است.
مقایسه سبک های شناختی یادگیری دانش آموزان دبیرستانی و هنرستانی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال تبیین تفاوت سبک های شناختی یادگیری دانش آموزان دبیرستانی و هنرستانی و مقایسه بین این دانش آموزان بود. این پژوهش از نوع علی-مقایسه ای می باشد. گروه نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل170 دانش آموز دختر و پسر دبیرستانی و هنرستانی(84 دانش آموز هنرستانی و 86 دانش آموز دبیرستانی)از ناحیه 3 شهر شیراز بود که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند .پرسشنامه سبک های یادگیری کلب به منظور مشخص کردن سبک یادگیری گروه نمونه استفاده شد.نتایج نشان داد که سبک های یادگیری دبیرستانی ها بیشتر واگرا و در هنرستانی ها بیشتر انطباق یابنده بود.همچنین نتایج محور عمودی(عینی /انتزاعی) و افقی (فعال /تاملی)سبک یادگیری نشان داد که سبک یادگیری دبیرستانی ها بیشتر انتزاعی و سبک یادگیری هنرستانی ها فعال است.دانش آموزان هنرستانی با عملکرد پایین از سبک واگراو با عملکرد بالا از سبک همگرا استفاده می کند.دانش آموزان دبیرستانی با عملکرد بالا از سبک یادگیری جذب کننده و با عملکرد پایین از سبک یادگیری واگرا استفاده می کند.همچنین دانش آموزان دبیرستانی و هنرستانی با عملکرد بالای تحصیلی فعال تر و انتزاعی تر بودند.
"تئوری های روانشناسی پرورشی "
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۶ شماره ۹۳
حوزههای تخصصی: