فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۱٬۱۷۷ مورد.
تأثیر آموزش چرتکه بر خلّاقیّت و خودکارآمدی دانش آموزان دورة ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلّاقیّت و خودکارآمدی، از جمله اهداف آموزشی است که امروزه در رأس امور آموزشی و پرورشی قرار دارد. به منظور نیل به این امر و تسهیل یادگیری، وسیله ای شبیه «چرتکه» وارد فرایند آموزشی شده که مورد استقبال دانش آموزان و معلمان قرار گرفته است و به باور آنان، نتایج مشهودی در پی داشته است. پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش چرتکه بر خلّاقیّت و خودکارآمدی دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی و از نظرِ هدف کاربردی بود. طرح پژوهش پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است . جامعة آماری را دانش آموزان پسر پایة چهارم ابتدایی تشکیل می دادند که از بین آنها نمونه ای با حجم 50 نفر به شیوة نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل در قالب دو کلاس درس قرار گرفتند. در هر دو گروه، همتا سازی از نظرِ سن و هوش (با استفاده از تست هوش ریون) انجام شد. سپس در هر دو گروه، پیش آزمون به عمل آمد و بعد از اجرای پیش آزمون، آموزش ریاضی با چرتکه برای گروه آموزش اجرا شد و گروه کنترل، آموزشی دریافت نکرد و بعد پس آزمون انجام گرفت. در این پژوهش، از ابزار خلّاقیّت تورنس و خودکارآمدی شرر استفاده شد که پایایی آنها با آلفای کرونباخ به ترتیب 85/0 و 81/0 به دست آمد. داده های حاصل با آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و تحلیل کوواریانس) توصیف و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان داد که آموزش چرتکه در درس ریاضی بر خلّاقیّت و خود کارآمدی دانش آموزان کلاس چهارم تأثیر دارد و باعث بهبود خلّاقیّت و خودکارآمدی می شود ؛ بنابراین، با آموزش چرتکه می توان مهارت ها و توانایی های خلّاقیّت در ریاضی و خودکارآمدی کودکان را افزایش داد.
تاثیر تیپ های شخصیتی بر میزان مشارکت یادگیرندگان در سیستم مدیریت یادگیری مودل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: در یادگیری الکترونیکی، افراد با تفاوت های فردی وارد محیط آموزشی می شوند، بنابراین در سنجش بازده های یادگیری نیز تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. این پژوهش با هدف بررسی میزان تاثیر تیپ های شخصیتی درون گرایی و برون گرایی بر میزان مشارکت یادگیرندگان در سیستم مدیریت یادگیری مودل انجام شد.
روش ها: این پژوهش به شیوه علی- مقایسه ای در سال 1392روی 86 نفر از دانشجویان ترم دوم حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی ارشد انجام شد. این افراد براساس جدول کرجسی و مورگان و به شیوه طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. این دانشجویان برای درس آشنایی با کامپیوتر در کنار جلسات حضوری خود، برخی تمرین ها را در فضای مجازی انجام دادند. برای پژوهش از دو ابزار پرسش نامه تیپ های شخصیتی آیزنک (درون گرایی، برون گرایی) و رابریک ها بهره گرفته شد. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS 19 و با استفاده از آزمون های T مستقل و تحلیل واریانس دوراهه انجام گرفت.
یافته ها: بین میانگین نمرات دختران و پسران از نظر تیپ های شخصیتی درون گرا و برون گرا و همچنین از نظر میزان مشارکت، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. اما میانگین نمرات مشارکت دانشجویان در دو تیپ شخصیتی برون گرا و درون گرا با یکدیگر تفاوت آماری معنی داری داشت. تاثیر تعامل دو متغیر تیپ شخصیتی و جنسیت نیز بر میزان مشارکت دانشجویان معنی دار نبود (0/05).
نتیجه گیری: در فضای یادگیری الکترونیکی، افراد درون گرا از میزان مشارکت بیشتری نسبت به افراد برون گرا برخوردار هستند. به عبارتی در یادگیری الکترونیکی، افراد درون گرا میزان مشارکت بیشتری در فعالیت ها و تعاملات دارند.
رابطه بین راهبردهای مدیریت منابع یادگیری و راهبردهای یادگیری با خودکار آمدی (مورد مطالعه دانش آموزان متوسطه شهرستان آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش رابطه بین راهبردهای مدیریت منابع یادگیری و راهبردهای یادگیری با خودکارآمدی دانش آموزان متوسطه آمل بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 2950 نفر از دانش آموزان متوسطه ی دوم و سوم ریاضی فیزیک شهرستان آمل بود. از بین جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 339 نفر دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. ابزار پژوهش، بخشی از پرسشنامه ی راهبردهای انگیزش برای یادگیری پینتریچ و همکاران شامل راهبردهای مدیریت منابع یادگیری، راهبردهای یادگیری و خودکارامدی بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد، بین راهبردهای مدیریت منابع یادگیری و راهبردهای یادگیری با خودکارآمدی دانش آموزان در سطح اطمینان 99 درصد رابطه معنی داری وجود دارد. راهبردهای مدیریت منابع یادگیری (مدیریت زمان و مکان مطالعه و کمک طلبی) خودکارآمدی دانش آموزان را پیش بینی می کند، همچنین راهبردهای یادگیری (تکرار و مرور، بسط معنایی، سازماندهی) خودکارآمدی دانش آموزان را پیش بینی می کند، ولی سایر راهبردهای مدیریت منابع یادگیری و راهبردهای یادگیری پیش بینی نشد.
رابطه ی سبک خودگویی و مشکلات عاطفی در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سبک خودگویی، هستهی مرکزی در تنظیم شناختیرفتاری است که نقش مهمی در ایجاد و تداوم مشکلات عاطفی دارد. با شناخت سبک خودگویی و مولفههای آن میتوان به خودکنترلی که در احساس خودکارآمدی افراد تاثیر به سزایی دارد، دست یافت. پژوهش حاضر با هدف بررسیرابطهی خودگویی و مشکلات عاطفی در دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد انجام شد.
روشکار: در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 375 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد در سال 1389 به روش نمونهگیری داوطلبانه انتخاب شدند. برای ارزیابی خودگویی و مشکلات عاطفی از پرسشنامهی خودگویی (ST) کالوت و همکاران و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) استفاده شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری، تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج همبستگی پیرسون نشان میدهد که خودگویی منفی، رابطهی مثبت معنیداری با دو مولفهی افسردگی و اضطراب دارد (001/0P≤) در حالی که با استرس، همبستگی معنیداری را نشان نمیدهد. همچنین خودگویی مثبت با استرس، رابطهی منفی معنیداری دارد (05/0P≤). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان میدهد خودگویی منفی در پیشبینی افسردگی و اضطراب (001/0P≤) و خودگویی مثبت در پیشبینی استرس، توان بیشتری دارند (05/0P≤).
نتیجهگیری: سبکخودگویی در پیشبینی مشکلات عاطفی دانشجویان نقش دارد. با افزایش آگاهی و حساسیت شناختی از طریق آموزشهای لازم جهت تغییر سبک خودگویی میتوان به ارتقای سلامت روان و عملکرد دانشجویان کمک نمود.
رابطه بین ذهن آگاهی و تنظیم هیجان با تعلل ورزی تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: تعلل ورزی یکی از مؤلفه های روانشناختی تأثیرگذار در کاهش عملکرد تحصیلی دانشجویان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ذهن آگاهی و تنظیم هیجان با تعلل ورزی دانشجویان بود.\nروش بررسی: این پژوهش از نوع همبستگی است که برای اجرای آن تعداد 335 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 93- 1392 به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و پرسش نامه تعلل ورزی، فرم کوتاه پرسش نامه ذهن آگاهی و مقیاس تنظیم هیجانی پاسخ دادند و داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.\nیافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین ذهن آگاهی و تنظیم هیجان با تعلل ورزی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (0/01>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ذهن آگاهی و تنظیم هیجان می توانند به طور معناداری 18 درصد تعلل ورزی در دانشجویان را به صورت منفی و معنادار پیش بینی نمایند.\nنتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشانگر اهمیت ذهن آگاهی و تنظیم هیجان به عنوان مهارت های روانشناختی و هیجانی در تعلل ورزی دانشجویان است. بنابراین ارائه آموزش هایی مبتنی بر ارتقای ذهن آگاهی و تنظیم هیجان در محیط های آموزشی، منجر به کاهش تعلل ورزی در دانشجویان خواهد شد.
نقش خود پنداره در موفقیت تحصیلی دانش آموزان با تکیه بر وظایف معلمان
حوزههای تخصصی:
راهبردهای درمانی مرتبط با عزت نفس پایین
حوزههای تخصصی:
نقش منابع اطلاعات خود – کارامدی و ویژگی های میانجی شخصی در خود- کارآمدی و عملکرد ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه بر مبنای نظریه شناختی – اجتماعی بندورا (1986 ، 1997)و با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری به بررسی اثرات مفروض منابع اطلاعات خود – کارآمدی بر ویژگی های شخصی ، خود کار آمدی ریاضی و عملکرد ریاضی پرداخته است . 848 نفراز دانش آموزان پسر و دختر دو ناحیه آموزشی شهر یزد به چهار پرشسنامه و دو آزمون روا سازی شده در این مطالعه پاسخ دادند . پس از تایید الگوهای اندازه گیری متغییرهای نهفته و نیکویی برارزش الگوی تابع ساختاری ، ضرائب معنادار مسیر از اثرات متغییر مستقل منابع اطلاعات خود – کارامدی بر ویژگی های شخصی و خود- کارامدی ریاضی و اثرات توانایی ریاضی مهارتهای خود تنظیمی بر خود- کارامدی و عملکرد ریاضی حمایت می کند . این الگو با تبیین 50 درصد از واریانس عملکرد ریاضی ، از ادعای بندورا مبتنی بر نقش موث بارورهای خود- کارامدی در تعدیل اثرات متغییرهای شناختی و انگیزشی بر عملکرد تحصیلی حمایت می کند.
معجزه اراده
اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر افزایش خودکارآمدی و بهبود خودپنداره دانش آموزان کم پیشرفت مدارس متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی در افزایش خودکارآمدی و بهبود خودپنداره دانش آموزان کم پیشرفت بود. بدین منظور در چارچوب روش پژوهشی نیمه-آزمایشی 32نفر به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای از دانش آموزان پسر سال اول متوسطه ناحیه یک شهر ارومیه به عنوان دانش آموزان کم پیشرفت انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی (16نفر) و گروه کنترل (16 نفر) تقسیم شدند. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بوده است. شرکت کنندگان قبل از شروع مداخله و دو هفته بعد از آخرین جلسه مداخله پرسشنامه های خودکارآمدی شی رر (1983) و خودپنداره راجرز (1951)را تکمیل کردند. پس از انجام پیش آزمون، برنامه مصاحبه انگیزشی به مدت 5 جلسه، هر جلسه به مدت 75 دقیقه و دو بار در هفته برای گروه مصاحبه انگیزشی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که خودکارآمدی و خودپنداره شرکت کنندگان پس از مصاحبه انگیزشی بهبود و ارتقاء معناداری یافتند. درزمینه کار با دانش آموزان کم پیشرفت، مصاحبه انگیزشی با توجه به ماهیّت آن به مثابه یک سبک مشاوره ای بسیار کارا و نویدبخش به نظر می رسد و می توان از این روش در کاهش افت تحصیلی دانش آموزان که با مشکل آموزشی مواجه شده اند بهره جست.
پیش بینی رضایت شغلی اعضاء هیات علمی بر اساس ادراک آنان از عوامل انگیزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
ارتباط خود تنظیمی تحصیلی و خود اثربخشی با گرایش به تکالیف درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بنا به شواهد پژوهشی، گرایش به تکالیف درسی در موفقیت تحصیلی دانش آموزان تأثیر گذار بوده و به همین مناسبت در تحقیق حاضر ارتباط خود تنظیمی تحصیلی و خود اثربخشی با گرایش به تکالیف درسی مورد بررسی قرار گرفت. روش: تحقیق حاضر توصیفی – از نوع همبستگی است و دانش آموزان دختر و پسر آموزش و پرورش ناحیه یک اهواز جامعه آماری تحقیق را تشکیل داده اند که از بین آنان150 نفر (70 پسر و 80 دختر) به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته راهبردهای خود تنظیمی تحصیلی، گرایش به تکالیف درسی و خود اثربخشی اولندیک (1984) استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین خود تنظیمی تحصیلی و خود اثربخشی با گرایش به تکالیف درسی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین دو متغیر پیش بین فقط خودتنظیمی تحصیلی توانست گرایش به انجام تکالیف درسی را پیش بینی کند. نتایج: تحقیق حاضر نشان داد که از طریق خود تنظیمی تحصیلی می توان گرایش به تکالیف درسی را پیش بینی کرد.
رابطه ی هویت اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی: بررسی نقش تعدیلی جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی صداقتی تحصیلی شامل عدول از اصول اخلاقی و قوانین در انجام تکالیف تحصیلی است که برای فرد امتیاز یا اعتبار علمی و آموزشی به همراه دارد. تحول اخلاقی و سطح درونی شدن اخلاقیات ازجمله عوامل تعیین کننده ی بی صداقتی تحصیلی به حساب آمده است. ازاین رو پژوهش حاضر نقش هویت اخلاقی را به عنوان شاخصی از تحول اخلاقی، در پیش بینی ابعاد بی صداقتی تحصیلی (تقلب در آزمون و تقلب در تکلیف) مورد کنکاش قرار داد. شرکت کنندگان پژوهش 352 دانش آموز (65 دختر و 87 پسر) مقطع دوم دبیرستان شهر شیراز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و مقیاس «اهمیت هویت اخلاقی برای خود» آکینو و رید و «پرسش نامه ی بی صداقتی تحصیلی» مک کابی و تروینییو را تکمیل نمودند. با استفاده از ویرایش پنجم نرم افزار WarpPLS متغیرهای پژوهش به صورت مکنون، وارد معادلات رگرسیون چندگانه به روش هم زمان شدند و قدرت پیش بینی ابعاد هویت اخلاقی (درونی سازی و نمادسازی) در ابعاد بی صداقتی تحصیلی (تقلب در تکلیف و تقلب در امتحان)، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بعد نمادسازی هویت اخلاقی، بعد تقلب در تکلیف را به صورت منفی و معنادار و بعد تقلب در آزمون را به صورت منفی اما در حد مرزی پیش بینی نمود. همچنین، بعد درونی سازی هویت اخلاقی، برخلاف انتظار، تنها بعد تقلب در آزمون را به صورت منفی و معنادار پیش بینی کرد. به بیان دیگر، بعد خصوصی هویت اخلاقی پیش بینی کننده ی گونه ی فردی بی صداقتی تحصیلی، یعنی تقلب در آزمون و بعد عمومی هویت اخلاقی پیش بینی کننده ی گونه ی اجتماعی بی صداقتی تحصیلی، یعنی تقلب در تکلیف بود. بررسی نقش تعدیل کنندگی جنسیت در رابطه ی ابعاد هویت اخلاقی با ابعاد بی صداقتی تحصیلی نشان داد که الگوی رابطه ی بین درونی سازی و ابعاد بی صداقتی تحصیلی در دختران و پسران متفاوت است، بدین صورت که رابطه ی بعد درونی سازی هویت اخلاقی با بعد تقلب در آزمون در پسران کاهش یافت.
اثربخشی الگوی تدریس کاوشگری بر باورهای خودکارآمدی دانش آموزان در حل مسائل درس فیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از دانش آموزان معتقدند درس فیزیک، یک موضوع انتزاعی است که یاد گرفتن آن مشکل می باشد. لذا باور فراگیران به توانایی خود در زمینه حل مسائل فیزیک یک ضرورت است. در این میان استفاده از راهبردهای یاددهی- یادگیری فعال، مورد تأکید بسیار می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر روش تدریس کاوشگری بر باورهای خودکارآمدی دانش آموزان در حل مسائل درس فیزیک صورت پذیرفت. این پژوهش، شبه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه کنترل و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه شهر فریمان (واقع در استان خراسان رضوی) در سال تحصیلی 90-89 می باشند. نتایج آزمون t همبسته در زمینه بررسی اثرگذاری الگوی کاوشگری بر میزان خودکارآمدی نشان داد که بین میانگین نمرات در پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد (001 /0p<،44/4-= t) به طوری که میانگین نمرات خودکارآمدی دانش آموزان مورد بررسی و سایر مؤلفه های آن در پس آزمون از میانگین نمرات در پیش آزمون بیشتر بود. با توجه به یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ارائه الگوی کاوشگری، عملکرد دانش آموزان را در زمینه خودباوری نسبت به توانایی هایشان در خصوص حل مسائل درس فیزیک، افزایش می دهد. لذا بکار گیری این الگو در تدریس درس فیزیک توصیه می گردد.