ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۰۱ تا ۷٬۳۲۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۷۳۰۱.

واکاوی در مفاهیم و مولفه های واسازی دریدا در نسبت با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۸
در این پژوهش انواع تعامل های جریان فلسفی واسازی با معماری را مطالعه می کنیم. پرسش های اصلی پژوهش این است: چگونه و با چه نسبت هایی واسازی و معماری ارتباط می یابند؟ چه مولفه هایی از واسازی در معماری کاربست پذیر است؟ چگونه و بر اساس چه مفاهیم یا مضامینی از فلسفه واسازی بازنگری در الگوهای سنتی معماری ممکن می شود؟ با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه تفسیر می کوشیم به پرسش ها پاسخ دهیم. نتیجه اینکه از مؤلفه های برجسته حاصل برقراری نسبت معماری و واسازی می توان به متافیزیک حضور، تفاووت، ردپا، حاضربودگی، منع بازنمایی، پارادوکس ها، اشاره کرد که اغلب کاربردی در معماری داشته است. تکه تکه شدن و گسستگی، ابهام و چندگانگی، بر هم زدن انتظارات مرتبط با مصالح و بافت پیچیدگی زمانی و مکانی؛ بازتفسیر متنی با زیرسوال بردن قراردادهای هنجاری و قرار دادن در بافت های جدید، از جمله پیشنهادهای این پژوهش برای اجرای واسازی در معماری سنتی است. ترکیب معماری سنتی ایرانی-اسلامی با نظریه واساز به ایجاد فضایی پویا و چندلایه منجر می شود که مرزهای سنتی فرم، عملکرد و ساختار را به چالش می کشد. این رویکرد، با به چالش کشیدن الگوهای سنتی، ساختارها و سازه های پیشین، در معماری کمک می کند درک عمیق تری از تنوع و پیچیدگی فرهنگی و تاریخی بسط واسازی در معماری داشته باشیم.
۷۳۰۲.

انگاره «زبان متافیزیکِ» هایدگر و موضع گادامر درباره امکان فراروی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
حقانیت و امکان متافیزیک دست کم از زمان کانت به این سو به مسأله ای جدی برای فیلسوفان غربی بدل شده است و بیشتر فیلسوفان به نحو ایجابی یا سلبی ملزم به اتخاذ موضع در مقابل آن شده اند. هایدگر از آن دسته فیلسوفان معاصر است که مواجهه ای انتقادی با سنت متافیزیک به عنوان «تقدیر تاریخیِ» غرب داشته و چه قبل و چه بعد از گشت فکری اش، مدعی «ساخت گشایی» تاریخ متافیزیک و حتی فراروی از «زبان» آن بوده است. گادامر اگرچه در خصوص متافیزیک همان رویکرد افراطی استادش را ندارد، باری موضع خود را در پسِ اظهارنظرهای وی پنهان می کند؛ گاهی با خوانشی خاص با طرح او همراه است و گاهی در مقابل آن جبهه می گیرد. همین امر سبب نوعی ابهام و دوپهلویی در موضع و تفسیرهای گادامر درباره متافیزیک غربی شده است. در هر صورت، گادامر با طرح هایدگر در رابطه با امکان گذار از «زبان» متافیزیک موافق نیست، اگرچه نوعی فراروی را ممکن می داند. ما در این نوشتار با رجوع به اظهارنظرهای متفاوت هایدگر و به ویژه گادامر، به روشی توصیفی-تحلیلی می کوشیم نخست تلقی هایدگر از طرح «ساخت گشایی» تاریخ متافیزیک را ارائه دهیم و سپس موضع و تفسیرهای گادامر در خصوص امکان فراروی از «زبان» متافیزیک را با تکیه بر آثار مختلف او مشخص کنیم. پرسش محوری ما این است که چرا در موضع گادامر نوعی ابهام و دوپهلویی در رابطه با متافیزیک دیده می شود و چگونه می توان با تکیه بر مبانی هرمنوتیک فلسفی او این دوپهلویی را تبیین کرد.  
۷۳۰۳.

"استقراء جدید" علیه رئالیسم علمی و همتای آن در حوزه فلسفه: ارزیابی پاسخ میزراحی به استقرای بدبینانه استنفورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۹
طبق استدلال کایل استنفورد علیه رئالیسم علمی، مشهور به "استقراء جدید"، دانشمندان پیشین عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های علمی منتخب خود بوده اند، و لذا دانشمندان کنونی نیز عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های علمی کنونی (که حاصل غفلت از چنین بدیل هایی اند) قابل باور نیستند. موتی میزراحی در پاسخ به استنفورد استدلال می کند که چون این رویکرد عیناً قابل تعمیم به فلاسفه و نظریه های فلسفی نیز می باشد، استدلال استنفورد خودمبطل است. زیرا به موازات مسئله بدیل های تصوّرنشده مسئله مشابهی نیز در حوزه فلسفه خواهدبود به نام "ایرادهای تصوّرنشده": فلاسفه پیشین عاجز از تصوّر ایرادهای مُهلِک نظریه های فلسفی منتخب خود بوده اند، و لذا فلاسفه کنونی نیز عاجز از تصور ایرادات مُهلِک نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های فلسفی کنونی (که حاصل غفلت از چنین ایراداتی اند) قابل باور نیستند. پس، استدلال استنفورد نیز، که یک دیدگاه فلسفی است، قابل باور نمی باشد. در این مقاله، ضمن تبیین استراتژی میزراحی، به بررسی و ارزیابی انسجام و کارآمدی چنین استراتژی می پردازیم. هدف ما ارزیابی این است که آیا پاسخ میزراحی حقیقتاً می تواند در مقابل نقدهای احتمالی دوام آورده و به نحو قابل قبولی استدلال استنفورد علیه رئالیسم علمی را متوقف سازد؟ استدلالات و نتایج این پژوهش از پاسخ مثبت به چنین سوالی پشتیبانی می نمایند.
۷۳۰۴.

معرفت نفس ناطقه و پیوند آن با حقیقت علم در مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۸
شناخت «نفس ناطقه» مهم ترین مسئله معرفت شناختی در آموزه های رجب علی تبریزی است. اهمیت این مسئله نزد او به قدری است که فهم «حقیقت علم» را نیز به آن گره زده است. پژوهش پیش رو با طرح پرسشی ناظر به «معرفت نفس ناطقه و پیوند آن با مراتب علم» می کوشد تا با روش توصیفی تحلیلی، دیدگاه حکیم را تبیین و ارزیابی کند. تبریزی برای تجرّد اقسام نفس (نباتی، حیوانی و ناطقه) و نیز نقض نظریه «حدوث جسمانی نفس» اقامه برهان می کند؛ ولی در ادامه، ضمن توصیف نفس ناطقه به «اسم اعظم الهی»، از توضیح بیشتر مطلب امتناع می ورزد. او طالبان معرفت نفس را به تدبر در نصوص دینی، سلوک معنوی و همراهی با عالمان ربانی فرامی خواند. تبریزی در این مسئله، نه فقط از محتوای مشّائیان بسی فراتر رفته، بلکه از روش آنان نیز عدول کرده است. لحن حکیم در تبیین مطالب ناظر به حقیقت نفس بسی عرفانی و فرامشّائی است. تبریزی برای تبیین «حقیقت علم»، یکایک مراتب سه گانه ادراکات نفس (حسی، خیالی و عقلی) را همراه با احکام و لوازم آنها توضیح می دهد. بیان حکیم درباره ادراکات حسی و خیالی آدمی به سبک مشّائیان ارائه شده است؛ ولی او میان ادراکات عقلی آدم حقیقی با معرفت نفس ناطقه پیوندی وثیق برقرار می کند.
۷۳۰۵.

تحلیل محتوای کتاب های درسی جامعه شناسی رشته ادبیات و علوم انسانی دوره دوم متوسطه دوم بر اساس ارزش های اخلاقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۳
هدف از انجام تحقیق حاضر، تحلیل محتوای کتاب درسی جامعه شناسی رشته علوم انسانی دوره دوم متوسطه بر اساس ارزش های اخلاقی می باشد. تحقیق از نوع کیفی است، به روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. جامعه آماری تحقیق کتاب های درسی جامعه شناسی رشته علوم انسانی دوره دوم متوسطه بود. به دلیل در دسترس بودن کل جامعه آماری، به عنوان نمونه موردبررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از چک لیست محقق ساخته شامل ارزش های اخلاقی گردآوری شدند. یافته ها نشان داد: ارزش های اخلاقی در کتاب های جامعه شناسی دهم، یازدهم و دوازدهم به ترتیب به تعداد 102، 78 و100 بودند. در کتاب جامعه شناسی دهم مقولات حقیقت جویی به میزان 7/14%، عدالت، توحید و وطن دوستی هرکدام با 7/12% بیشترین و خرد با 2%، برابری و علم دوستی هرکدام با 9/3% کمترین فراوانی را داشتند. جامعه شناسی پایه یازدهم مقولات حقیقت جویی با 4/15%، احترام و آزادی هرکدام با 8/12% بیشترین و خردگرایی و توحید هرکدام با 8/35 دفاع، هویت، اتحاد و محبت با 1/5% کمترین فراوانی را داشتند. کتاب جامعه شناسی پایه دوازدهم ارزش های اخلاقی عدالت با 29%، علم دوستی 17% و حقیقت جویی با 13% دارای بیشترین، توحید و فداکاری هرکدام با 2% و اتحاد با 3% دارای کمترین فراوانی بودند. ارزش های اخلاقی شکیبایی، قناعت، صلح، عزت نفس دگر خواهی، همکاری و همیاری در کتاب های جامعه شناسی متوسطه دوم تحصیلی، بسیار محدود اشاره شده است و کتاب های جامعه شناسی متوسطه دوم تحصیلی، به بسیاری از ارزش های اخلاقی اشاره کرده اند ولی این اشارات در کتاب ها، دارای تعادل و همسانی و موازنه نبود.
۷۳۰۶.

ارزیابی فلسفی از مدل سازی های انتقال تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۸
هرگونه مدل سازی از انتقال تکنولوژی، مبتنی بر تصوری از تکنولوژی است. تصوری که تکنولوژی را صرفاً ساختارهای فیزیکی مصنوعات فنی در نظر می گیرد، در انتقال تکنولوژی نیز به دنبال انتقال فیزیکی این مصنوعات است. در این مقاله نشان می دهیم که هرچند تحول مدل های انتقال تکنولوژی نشان از توجه آن ها به زمینه و برخی ابعاد فرهنگی و اجتماعی دارد اما همچنان دچار برخی انگاره های مبهم یا نادرست هستند. این امر ناشی از یک آشفتگی مفهومی پیرامون چیستی تکنولوژی و فقدان یک نظریه فلسفی یکپارچه است. ما برای رفع این فقدان با بهره گیری از ادبیات فلسفه تکنولوژی، نظریه ای فلسفی پیرامون تکنولوژی ارائه می کنیم. بر اساس این نظریه، یک تکنولوژی ، طرح و راه حلی برای مسائل فنی است که توسط عامل های قصدمند جهت تحقق مقاصد به کار گرفته می شود و در آن از توان علّی واقعیت فیزیکی یا اجتماعی موجود استفاده می شود. از این رو انتقال تکنولوژی شامل ایجاد مقاصد مشابه، به کارگیری طرح مشابه، انتقال یا ایجاد مصنوع مشابه برای به کارگیری توان علّی آن در موقعیت مقصد است. این رویکرد توجه ما را به مقاصد، ارزش ها و هنجارهای جامعه مقصد، ایجاد مصنوعات اجتماعی از جمله نهادها یا قوانین متناسب، لزوم وجود تکنولوژی های وابسته در جامعه مقصد، لزوم بازسازی طرح تکنولوژیکی متناسب موقعیت مقصد و موارد دیگری معطوف می کند. این جنبه ها تذکری است بر اینکه پیش از تسهیل انتقال تکنولوژی باید به نقادی انتقال تکنولوژی توجه کرد.
۷۳۰۷.

تحلیل دلالت های تربیتی گفت و گو و پرسش گری بر اساس آثار روایی منتخب امام علی (ع)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۹
ﭘﺮﺳﺶ کﺮﺩﻥ ﺭﺍﻫی ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍی ﭘﺨﺘﮕی ﺷﺨﺼیﺖ ﻭ ﭘﺮ کﺮﺩﻥ کﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﺮﻓﺖ است. کﺴی کﻪ ﺩﺭ ﻣﺴیﺮ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗکﺎﻣﻞ ﭘﺮﺳﺸﮕﺮی ﻧکﻨﺪ، ﺑﻪ کﻤﺎﻟی کﻪ ﺷﺎیﺴﺘﻪ ﻭی ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ یﺎﻓﺖ. بنابراین هدف از انجام پژوهش، تحلیل مراحل گفتگو و پرسشگری در سیره امام علی(ع) و دلالتهای تربیتی آن است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و به روش تحلیلی- توصیفی انجام شد. بدین منظور کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط شامل کتاب های نهج البلاغه، تحف العقول، میزان الحکمه، غررالحکم به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات فیش های محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها باکدگذاری موضوعی شامل سه مرحله(کد گذاری باز، محوری و گزینشی) و با استفاده از نظام مقوله بندی قیاسی انجام شد. یافته های حاکی از آن است تحلیل مراحل گفتگو و پرسشگری شامل 7 بعد: استفاده از جملات مناسب، استقبال از پرسش، فهم جویی(فهمیدن)، گفتگوی طرفین، ابهام زدایی، استنتاج (استدلال)، استفهام (برهان) است ، فهم جویی و استفهام (برهان) بیشترین فراوانی را به خود اخنصاص داده است.و دلالتها ی تربیتی گفتگو و پرسشگری بر اساس آموزه های امام علی(ع) شامل 10 بعد: زمان طلائی، اندیشیدن و گفتار نیکو، آموختن، غنیمت شمردن فرصت ها، کسب دانش و معرفت، حل مشکلات، روشنگری، هدایت و اصلاح رفتار، دانش ورزی و پیشرفت است ، اندیشیدن و گفتار نیکو بیشترین کد را به خود اختصاص داده است. بنابراین نقش سؤال و پرسشگری آنقدر مهم است که می توان انسان را به سرمنزل مقصود برساند.
۷۳۰۸.

صدقِ تبیین های استعاری در پرتو نظریه استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
در مقام توصیف، استعاره ها به شکل گسترده در گفتمان علمی از جمله تبیین های علمی به کار می روند. اما این که تبیین های استعاری، تبیین هایی موجه اند نیازمند واکاوی است. بر طبق رویکرد غالب، یک تبیین علمی موجه باید فهم افزا و صادق باشد. چالش اساسی درباره صدق تبیین های استعاری این است که گزاره های استعاری به دلیل عدم تطابق با واقعیت، کاذب تلقی می شوند؛ درحالی که انتظار می رود تبیین های علمی صادق باشند. در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون نشان می دهیم چگونه تبیین های استعاری فهم افزایی می کنند. سپس، استدلال خواهیم کرد چگونه می توان مطابق با این نظریه، افزون بر فهم افزایی، صدق تبیین های استعاری را پذیرفت. اتکای استدلال اخیر بر این است که فهم، مقدم بر صدق و غالباً در گرو استعاره است. در پایان از چهار مسیر که استدلال بر مبنای استعاره های مرده، استدلال بر مبنای مطابقت جزئی در برابر مطابقت کامل، استدلال بر مبنای هزینه معرفتی و استدلال بر مبنای برازش منحنی نامیده ایم می کوشیم تا موضع صدق تبیین های استعاری را تدقیق و تقویت کنیم.
۷۳۰۹.

تأثیر آراء فرهنگی-اجتماعی لیوتار بر مؤلفه های هنر پست مدرن پیشرو و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۵
پست مدرن به عنوان یک جریان هنری، در ابتدای راه خود، با واکنش و اعتراض علیه عقل محوری و کارکردگرایی دنیای مدرن، نخست در هنر معماری نمایان و به تدریج حیطه های دیگر هنری را در بر گرفت. از سویی و در ادامه این مسیر، هنر پست مدرن پیشرو به مثابه یک فعالیت فرهنگی، اجتماعی، هنری و فلسفی، اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم عرضه و شناخته شد. هنر پست مدرن پیشرو تا دوران معاصر نیز امتداد مسیر و حضور دارد. سؤال بنیادین اینجا این است که هنر پست مدرن پیشرو و معاصر در جهت تحقق رسالتش برسازنده چه مؤلفه هایی بوده و شاخص ترین آن مؤلفه ها متکی به چه پشتوانه فکری و نظری است؟ این گونه به نظر می آید که مؤلفه های شاخص این ژانر هنری پست مدرن تأثیرپذیری ژرفی از نظریه های فرهنگی_اجتماعی لیوتار داشته است. پژوهش در جهت تبیین این ادعا به واکاوی متقن رابطه وجوه آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار با 10 مؤلفه بنیادین هنر پست مدرن معاصر و پیشرو می پردازد.
۷۳۱۰.

تبیین براهین یگانگی خدا در فلسفه اسپینوزا و بازسازی برهان اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
فلسفه اسپینوزا را می توان جزء فلسفه های خداباور دسته بندی کرد، به این معنا که به وجود خدا باور دارد و آن را یگانه نیز می داند. البته تصوری که از خدا به دست می دهد، لزوماً همان تصوری نیست که متألهان و فیلسوفان در سنت الهیاتی ادیان ابراهیمی، عمدتاً از خدا به دست داده اند. اسپینوزا در آثار مختلف خود براهینی برای اثبات یگانگی خدا یا جوهر الهی به دست می دهد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی این براهین را مطرح ساخته و تبیین کنیم. عمده این براهین مبتنی بر کمال مطلق و وجوب وجود هستند، البته برخی از آنها نافی کثرت جواهر نیستند و صرفاً جوهر الهی را واحد می دانند، ولی برخی دیگر، درصدد اثبات جوهر الهی به عنوان تنها جوهر موجود و تصورپذیر هستند. همچنین نشان داده ایم که برهان کتاب اخلاق اگر به صورت مرسومش تقریر گردد، تام نخواهد بود. از این جهت، با تکیه بر مفهوم نامتناهی مطلق و نامتناهی در نوع خود، تلاش کرده ایم که صورتی معقول تر از آن به دست دهیم. در تقریر عمده براهین، رجوعی به پیشینه آنها در میان متفکران قرون وسطای یهودی-مسیحی-اسلامی نیز داشته ایم.
۷۳۱۱.

نقد و بررسی کارآمدی دعا بر اساس نظریه تعهد اخلاقی خداوند در استجابت دعا با تأکید بر دیدگاه گلمن و هیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۵
خیرخواهی محض خداوند از جمله صفاتی است که موثر بودن دعای استغاثه را از منظر برخی از فیلسوفان دین مورد تردید قرار داده است. به نظر منتقدان، لازمه خیرخواهی محض این است که تصمیم الهی در خصوص تحقق یا عدم تحقق حوادث جهان مطابق میزان خیریت و مصلحت موجود در آنها تعین یابد، نه بر اساس دعا و درخواست بندگان، و از این رو دعا بی تأثیر خواهد بود. رویکرد «تعهد اخلاقی خداوند در برابر درخواست بندگان» بر آن است تا موثر بودن دعا را از منظر تعهد اخلاقی که در قبال اظهار نیاز و درخواست بندگان در خداوند ایجاد می شود، تبیین نماید. در این پژوهش ضمن ارائه تقریری از چالش کارآمدی دعا از منظر خیرخواهی محض خداوند، رویکرد تعهد اخلاقی و مبانی آن بر اساس دیدگاه الهی دانانی مانند گلمن و هیل مورد بررسی قرار می گیرد. تبیین موثر بودن دعا بر اساس رویکرد تعهد اخلاقی علاوه بر نقاط قوتی همچون توجه به اخلاق دعا و درخواست، با برخی ویژگی های دعا در سنت دینی(همچون دعوت الهی به دعا و تضمین الهی استجابت، وجود شرایطی برای استجابت، و...) سازگاری دارد. در عین حال، چنان چه تفسیر و توضیح دقیقی از تعابیر «الزام و تعهد اخلاقی خداوند» متناسب با ساحت غنای محض خداوند و یا «استحقاق اجابت دعا» متناسب با شأن فقر و نیازمندی محض بندگان مطرح نگردد، با گوهر دعا که اظهار عبودیت و بندگی است تا حدی در تعارض است.
۷۳۱۲.

در نکوهش شیءانگاری زنان، واکاوی آثار بیرگیت یورگنسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
نگاه مردمحور، زنان را شیءانگاری می کند؛ به سان شهروندانی فاقد خودمختاری، عاملیت و سوژه گی، و قابل فروشکستن، تعرض یا تملک. استانداردهای زن بی نقص زیر نگاه مردانه تدوین و توسط رسانه ها ترویج می شود، و بانوان در تلاش برای مطابقت یافتن با این چارچوب ها، گرفتار خود شیءانگاری می شوند، که می تواند بیزاری از خود، حسرت، احساس انزوا، کاهش همدلی، و اضطراب به بار آورد. بیرگیت یورگنسن هنرمند نامدار اتریشی، در آثار خود به تجربه زیسته زنان، ترس ها و رنج هایشان، و تعصبات اجتماعی بر ضد آنها پرداخته، و قراردادهای نهادی، نقش های جنسیتی، استانداردهای زیبایی و روابط برساخته بین دو جنس را در فضایی فراواقع گرا با زبانی آیرونیک به نقد کشیده است. در این نوشتار، دوازده اثر برگزیده او در چهار دسته تحلیل شده اند که هریک گونه ای رایج از شیءانگاری زنان را بازنمایی می کند. اسارت در کلیشه زن خانگی، فارغ از توانایی ها و آرزوهای فرد؛ تبدیل زن به شیء فتیش شده ای که جایش را می گیرد، و تندرستیش را برمی آشوبد؛ فروکاستن زن به ابزار باروری در استعاره همسان انگاری او با طبیعت؛ و در نهایت محو هنرمند در پس سیماچه ای که بر هویت انسانیش سایه می افکند. بدین سان یورگنسن رمزگان های فرهنگی پیرامونش و چارچوب مرزهای سرکوب گر و محدودکننده زندگی بانوان را به چالش می کشد.
۷۳۱۳.

تبیین نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۸
هدف مقاله حاضر بررسی نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی است. در این پژوهش با روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی، مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی تبیین شده اند و سپس با استفاده از گزاره های معرفت شناختی، نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز مورد استنباط و تحلیل قرار گرفته است. برخی از یافته های حاصل برای نقش محیط در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی شامل: نقش محیط فیزیکی بر یادگیری، نقش امنیت و فشار روانی محیط بر یادگیری، نقش محیط واقعی و طبیعی و تعامل با آن بر یادگیری، نقش محیط های متنوع بر یادگیری، و برخی یافته های به دست آمده برای نقش معلم و دانش آموز در یادگیری شامل: ساخت شبکه های عصبی جدید در مغز، یادگیری مبتنی بر یکپارچه بودن مغز، یادگیری اجتماعی و نیابتی، یادگیری مبتنی بر هیجان و عواطف، یادگیری مبتنی بر ارزشیابی و بازخورد، یادگیری مبتنی بر تجارب چند حسی، یادگیری مبتنی درگیری کل فیزیولوژی بدن، یادگیری مبتنی بر توجه، یادگیری مبتنی بر پردازش های کلی و جزئی، یادگیری مبتنی بر جستجوی معنا و الگوسازی، یادگیری مبتنی بر چالش و تهدید و ترس و اضطراب است. از نتایج به دست آمده می توان برای افزایش کیفیت بخشی در امر تعلیم وتربیت و به ویژه فرایند یاددهی و یادگیری در کلاس درس استفاده کرد.
۷۳۱۴.

تحلیل اگزیستانسیال ندای وجدان در اندیشه مارتین هایدگر با تمرکز برکتاب وجود و زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۵
این مقاله به تحلیل ساختار اگزیستانسیال وجدان در اندیشه مارتین هایدگر می پردازد و تلاش دارد نشان دهد که «ندای وجدان» در کتاب وجود و زمان نه به مثابه مفهومی اخلاقی در سنت کلاسیک، بلکه به عنوان فراخوانی وجودی برای بازگشت دازاین به خویشتن اصیل خود قابل فهم است. این ندا، به مثابه صدایی خاموش، دازاین را از سقوط در زیست غیر اصیل و گم گشتگی در «آنها» بیرون می کشد. با تمرکز بر مفاهیم کلیدی مانند افکندگی، عزمیّت، سکوت و اصالت، مقاله در پرتو خوانشی پدیدارشناختی از متن، به تبیین جایگاه وجدان در ساختار هستی شناختی دازاین می پردازد و همزمان با بررسی تفاسیر دیگر، تحلیلی مستقل ارائه می دهد. هدف این مقاله، تحلیل مفهومی و پدیدارشناختی ندای وجدان در متن وجود و زمان است. این تحلیل بر بندهای ۵۴ تا ۶۰ متمرکز بوده و با بهره گیری از خوانش های تفسیری اندیشمندانی چون دریفوس (Dreyfus, 1991)، گینیون (Guignon, 1993) و کاپوبیانکو (Capobianco, 2010) سعی در ترسیم چشم اندازی از «وجدان» به مثابه یادآوری بنیادین وجود دارد.
۷۳۱۵.

فقدان در سوژه و دیگری: ارزیابی مواجهه روانکاوی با امر سیاسی در اندیشه لکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۸
پرسش از عاملیت سوژه روانکاوی در رابطه با ساحت نمادین مسئله محوری است که همواره با ابهام و پیچیدگی همراه بوده است. دشواری این مسئله آن گاه برجسته می شود که هدف روانکاوی را به تحلیل امر سیاسی به واسطه امری فردی یا ذهنی تقلیل دهیم، از این منظر خوانش ذات گرایانه و روان شناسانه از یک پدیده سیاسی و اجتماعی محکوم به شکست است. از سوی دیگر اگر از این موضع دفاع کنیم که لکانیسم دارای سیاستی جدی و مهم است با یک تناقض دیگری روبرو خواهیم شد که در آن پرداختن بیش از حد به عملکرد دیگری و ساحت نمادین مواجهه واقعی آن با امر سیاسی در سطحی انتزاعی باقی می ماند و گویی خوانشی محافظه کارانه از سیاست ارائه می شود که رهایی بخش نیست. پرسش محوری پژوهش حاضر این است که نقش روانکاوی لکانی در رابطه با امر سیاسی، بازتولید دیگری و نقش سلطه انکارناپذیر آن است یا لحظه ای رهایی بخش برای عاملیت سوژه؟ روانکاوی را نه به مثابه نوعی ایدئولوژی، بلکه بایستی در برابر آن و برای نقد آن به کار برد. بر این اساس خوانشی دیالکتیکی از امر سیاسی مطرح می شود که برخلاف رویکردهای سنتی و دوگانه-گرایانه، سوژه و دیگری را همزمان نفی و حفظ می کند.
۷۳۱۶.

دیدگاه دکارت در باب کیفیات اولیه و کیفیات ثانویه: واقع گرایی یا ضد- واقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
در این مقاله تلاش بر آن است تا ابتدا تصویری روشن از مبحث کیفیات اولیه و ثانویه در اندیشه دکارت ارائه شود. دکارت، در کنار سایر دعاوی متافیزیکی خود، ضمن قبول سه جوهر نفس، خدا و ماده، در باب جوهر مادی مدعی است که این جوهر، تنها دارای یک صفت ذاتی است و آن صفت امتداد است. به اعتقاد او، تمام آنچه هست ذرات ماده است، که این ذرات دارای ویژگی های هندسی خاصی از جمله اندازه، حرکت و شکل هستند. این ویژگی ها را دکارت «کیفیات واقعی» ماده نام می نهد. اگرچه اندیشه دکارت در باب «کیفیات اولیه یا واقعی» از وضوح بیشتری برخوردار است، اما این وضوح گفتار و اندیشه در آراء او، ناظر به کیفیات ثانویه موجود نیست. از همین روست که برخی شارحین دکارت، او را یک ضد- واقع گرا در باب کیفیات ثانویه بشمار می آورند. در این مقاله نیز تلاش می شود، تا ضمن ارائه دیدگاه دکارت در باب کیفیات و تقابل او با فلسفه مدرسی، تفاسیر مختلفی که از دیدگاه او ناظر به کیفیات ثانویه به عمل آمده، از تفاسیر میانه و ضد- واقع گرایانه، شرح داده شود، و نهایتاً از او، با نظر به رهیافت لاکی در باب کیفیات، در مقام یک واقع گرا دفاع شود.
۷۳۱۷.

از متافیزیک تا مکانیک: خوانش تطبیقی مفهوم زمان در دیدگاه فلسفی غربی، اسلامی و فیزیک نیوتنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
مفهوم «زمان» همواره به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم هستی شناختی، در گذر تاریخ اندیشه، مورد تامل فلسفی، دینی و علمی قرار گرفته است. «زمان» در هر سنت فکری روایتی منحصر به فرد دارد؛ اما اگر «زمان» نه به عنوان یک مفهوم انتزاعی، بلکه به عنوان پدیده ای چند بُعدی مورد بررسی قرار بگیرد، ردپای آن هم در اندیشه های فلسفی غرب، هم در متون حکمت اسلامی و هم در قوانین فیزیک کلاسیک قابل مشاهده است. در این مقاله تلاش شده تا با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی مفهوم و ویژگی های زمان از منظر فلاسفه ی غربی (افلاطون، ارسطو)، دیدگاه فلاسفه ی اسلامی (ابن باجه، ابن رشد) و در نهایت فیزیک نیوتنی برای اولین بار مورد بررسی قرار بگیرد تا وجوه تشابه و تمایز آنها را واکاوی نماید. بررسی تطبیقی «زمان» در سه منظومه ی فکری فلسفه غربی، حکمت اسلامی و فیزیک نیوتنی، وجوه اشتراک و افتراقی را آشکار می سازد که درک عمیق تری از ماهیت پیچیده ی زمان را ارائه می دهد. از این رو، مقاله ی حاضر به دنبال یافتن پاسخی بر این سوال است که «چگونه آنچه در فلسفه در تعریف زمان و مشتق از آن مطرح می شده، در اندیشه ی نیوتنی، مقدمات انتخاب های ریاضی برای توصیف زمان را فراهم آورده است؟». یافته های به دست آمده در این پژوهش منجر به یک خوانش تطبیقی برای مقایسه ی آرای فیلسوفان نامبرده و نیوتن و تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم اندیشه های ایشان بر فیزیک نیوتنی شده است.
۷۳۱۸.

واکاوی بازتاب های هولوکاست در الاهیات، سیاست، فرهنگ، اجتماع و رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۳
نویسندگان نخست به واکاوی پیامدهای الاهیاتی هولوکاست و تکاپوی فکری اندیشمندان برجسته ای چون مارتین بوبر، آبراهام یاشوا هشل، الیعزر برکوویتس و مردخای کاپلان در مواجهه با این چالش می پردازند. بازاندیشی این متفکران، از تأکید بر «کسوف خدا» و «پاتوس الاهی» گرفته تا بازتفسیر «هِستِر پانیم» و «معنای تاریخ»، بیانگر عمق بحران در الاهیات یهودی است. با این حال، بازتاب های هولوکاست از الاهیات فراتر رفته و به مثابه گسستی تمدنی پیامدهای ژرفی در عرصه سیاست، فرهنگ و هنر، اجتماع، آموزش و رسانه به همراه داشته است. از پیامدهای سیاسی هولوکاست می توان به بحران مشروعیت دولت مدرن، زمینه های تکوین صهیونیسم، و کاربرد مناقشه برانگیز و ابزاری اتهام یهودستیزی در گفتمان های سیاسی معاصر اشاره کرد. چالش بازنمایی آن در فرهنگ و هنر، فروپاشی اعتماد و همبستگی اجتماعی، سیاست زدگی دانش در نهادهای آموزشی، و نقش دوگانه رسانه ها در شکل دهی به حافظه جمعی از دیگر پیامدهای هولوکاست در عرصه های مختلف است. نویسندگان با تحلیلی بینارشته ای نشان داده اند فهم عمیق هولوکاست و پیامدهای پایدار آن مستلزم نگرشی فراتر از تحلیل های تک ساحتی است و ازاین رو بر پیوندهای متقابل و اغلب مغفول مانده ابعاد چندگانه این رخداد و بازتاب های گسترده و معاصر آن در سپهرهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تأکید کرده اند.
۷۳۱۹.

نقش اراده در تربیت و شیوه های پرورش آن در منظومه فکری شهید مطهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
مقدمه و هدف: یکی از مهم ترین ارکان سازنده هر مکتب تربیتی، تقریری است که از اراده و به تبع نقش آن در تربیت ارائه می شود . این مسئله از صدر اسلام نیز با توجه به برخی آیات قرآن کریم محل نزاع مکاتب مختلف فکری بوده است. از طرفی اگر اراده در تربیت نقش مؤثر و مفیدی داشته باشد، روش های تقویت آن نیز مطلوب خواهد بود. این پژوهش با هدف بررسی نقش اراده در تربیت و روش های تربیت آن در اندیشه شهید مطهری انجام شده است. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش از روش تحلیلی کیفی استفاده شده است. حوزه پژوهش کلیه منابع معتبر مکتوب و دیجیتال مرتبط با اندیشه شهید مرتضی مطهری بوده و نمونه گیری صورت نگرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری بوده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از طریق کدگذاری باز صورت گرفته و مبتنی بر پرسش های پژوهش، دسته بندی شده است. یافته ها: یافته های حاکی از آن است که در اندیشه شهید مطهری، اراده از سه جنبه امکان تربیت، عامل تربیت و هدف تربیت قابل طرح است. روش های تربیت اراده شامل دو بخش سلبی و ایجابی می شود که با توجه به ملاحظات روش ایجابی، این روش شامل دو زیر شاخه قابل توصیه و غیر قابل توصیه می شود. نتیجه گیری: رابطه اراده و تربیت دارای وجوه مختلفی است. همان گونه که اراده یک عنصر اساسی در تربیت است، روش های مختلف و مداخلات گوناگون تربیتی نیز می تواند به تقویت آن کمک کند تا چرخه تقویت مثبتی میان این دو شکل گیرد.
۷۳۲۰.

بررسی اثربخشی آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه در «امید به آینده» دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه بر میزان امید به آینده در میان دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه دوم شهر کرج انجام شد. این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از میان آن ها، نمونه ای به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه پیش آزمون – پس آزمون جایگزین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد امید به آینده اسنایدر بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده است. دانش آموزان هدف طی دو جلسه کارگاه آموزشی، محتوای برگرفته از آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از آزمون آماری (t-زوجی) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد میانگین نمرات امید به آینده پس از برگزاری کارگاه به طور معناداری بالاتر از نمرات پیش از آزمون بوده است. به بیان دیگر، آموزش های مبتنی بر صحیفه سجادیه توانستند نقش مؤثری در ارتقای امید به آینده دانش آموزان ایفا کنند. این یافته نشان می دهد بهره گیری از متون دینی - تربیتی مانند صحیفه سجادیه می تواند به عنوان رویکردی بومی و کارآمد در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی برای نسل نوجوان به کار گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان