ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۰۱ تا ۷٬۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۷۱۰۱.

بررسی و تحلیل تطبیقی ساختار صرف و نحوی در قصاید ناصرخسرو و سنایی با تکیه بر وجه غالب با تمرکز بر یک قصیده معروف از هر شاعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۹ تعداد دانلود : ۷۶۴
تحلیل ساختار صرف و نحو متون نظم و نثر با بررسی آماری آسان تر می شود. این بررسی نشان می دهد دو شاعر برای بیان مقصود خود از چه شگردهای آشنایی زدایی در ساختار صرف و نحوی اشعارشان استفاده کرده اند. ناصرخسرو و سنایی از قصیده سرایان برجسته ادب فارسی اند. بررسی ساختار صرف و نحوی دو قصیده که در بحر هزج سروده شده، بیانگر بسامد بیشتر وجه خبری، انواع صفات، حروف ربطِ هم پایه ساز و جملات ساده در اشعار ناصرخسرو است؛ درحالی که میزان جابه جایی افعال، حروف اضافه و حروف ربطِ وابسته ساز بسامد بیشتری در شعر سنایی دارد که به فنی ترشدن زبان شعر سنایی انجامیده است. بررسی آرایش واژگانی اشعار نشان می دهد شعر ناصرخسرو به حالت بی نشان و معیار نزدیک تر است. بسامد بیشتر واژگان مرتبط با موضوع «خرد» در شعر ناصرخسرو و فراوانی بیشتر واژگان مرتبط با مضمون «عشق» در شعر سنایی تا حدّ بسیاری با وجه غالب اشعار هر شاعر ارتباط دارد. این پژوهش، با تمرکز بر یک قصیده از سنایی و ناصرخسرو، نشان می دهد وجه غالب رابطه مستقیم و معناداری در شکل دهی به ساختار صرف و نحوی و آرایش واژگانی قصاید داشته است؛ به گونه ای که یکی از دلایل تغییر محسوس ساختار صرف و نحوی اشعار ناصرخسرو با اشعار سنایی تغییر وجه غالب در اشعار هر شاعر است که سبب تشخّص سبکی در شعر این دو شاعر شده است. این پژوهش الگویی برای بررسی ویژگی های زبانی و ادبی شاعران به دست می دهد که نتایج شایان ذکر و مستندی را می تواند ارائه کند.
۷۱۰۲.

بررسی نقش استعاره های مفهومی در تحول سبک های ادبی (با تکیه بر استعاره های حوزه بدن در اشعار فرخی سیستانی، انوری و حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۳۴۸
استعاره مفهومی، شگرد ذهن برای مفهوم سازی امور انتزاعی است. ذهن به کمک این سازه بنیادین می کوشد برخی از امور ناملموس را برای خود ملموس سازد و با آن بیندیشد. از این رو انتظار می رود که با تغییر آن، شاهد تغییر در کلان سیستم های وابسته به اندیشه نیز باشیم. از جمله این کلان سیستم ها، سبک های ادبی اند که عوامل زیادی در تغییر آنها دخالت دارد. این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی می کوشد به این سؤال پاسخ دهد که تغییر استعاره های مفهومی در زمان، چه تأثیری در تغییر سبک های ادبی دارد و برای پاسخ به آن، استعاره های مفهومی حوزه بدن را که شامل واژه های «دست، چشم، دل و سر» است، در منتخبی از اشعار فرخی سیستانی، انوری و حافظ ردیابی می کند و با تحلیل اطلاعات به دست آمده، به کمک نظریه های سبک شناسی شناختی و سبک شناسی درزمانی، نتیجه می گیرد که استعاره های مفهومی در طول زمان دچار تغییراتی معنی دار شده اند که همسو با تحولات سبک های ادبی و از متغیرهای اثرگذار بر تحول سبک ها بوده است.
۷۱۰۳.

مواردی از نمود تقارن در تشبیهات ادبیّات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۸ تعداد دانلود : ۳۹۹
انسان، فطرتاً زیبایی طلب است و چیزی را زیبا قلمداد می کند که بتواند توجّه وی را به خود جلب کند. این جلب توجّه و احساس التذاذ از زیبایی هر چیزی یا هر شخصی، حاصل درک نظم و هارمونی موجود در آن است. در مباحث زیبایی شناسی برای زیبا شمردن یک اثر یا پدیده، عوامل مختلفی را از قبیل: تقارن، توازن، تناوب، تناسب، تکرار، تضاد و... می توان در نظر گرفت. یکی از مهم ترین عوامل مؤثّر در ایجاد زیبایی، تقارن است. تق ارن به عن وان یکی از اس اسی ترین پایه های هنر و زیبایی در درک نظم بین اجزا، در اکثریّت علوم و هنرها نقش انکارناپذیری ایفا می کند. از آن جمله می توان از علوم و هنرهایی مانند ریاضی، هندسه، نجوم، معماری، موسیقی، نقّاشی، فرش بافی، طرّاحی، تذهیب، منبت کاری، ادبیّات و... یاد کرد. از بررسی های این جستار این گونه برمی آید که تقارن در ادبیّات فارسی در سه جنبه صوری، معنایی و آوایی قابل بررسی است و در بین آن ها آرایه تشبیه، گسترده ترین پهنه نمود تقارن معنایی محسوب می-شود. در تشبیهات فارسی از انواع چهارگانه تقارن های انعکاسی، انتقالی، چرخشی و تجانسی استفاده شده است. ولی تقارن انعکاسی، از بسامد بالایی برخوردار است. ما نیز در این پژوهش بر آنیم تا با ذکر نمونه هایی مواردی از نمود تقارن را در تشبیهات فارسی بررسی کنیم.
۷۱۰۴.

مبانی نظری مهارت های آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۰ تعداد دانلود : ۵۶۱
برای آموزش زبان فارسی مانند هر زبان دیگری که به عنوان زبان دوم آموزش داده می شود مهارت های آموزش به کار گرفته می شود. در این تحقیق نگارنده کوشیده است مهارت های تدریس زبان از قبیل خواندن و نوشتن را با تاکید بر هریک از عوامل چهارگانۀ آموزش واژگان، دستور زبان، معنا و فرهنگ معرفی نماید تا امکان شناخت و کاربست بهترین شیوه برای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان میسر شود. این تحقیق به بیان انواع مهارت های آموزش، همچون روش دستور ترجمه، روش مستقیم، روش شنیداری گفتاری، می پردازد و معایب و محاسن آنها را بر می شمرد و پس از ارزیابی، به مدد رهیافت تحلیلی توصیفی این نتیجه را به دست می دهد که توالی روشهای آموزش زبان دوم، سبب زایش روش نوین آموزش به نام رویکرد ارتباطی شده است؛ رویکردی که روش های ابداعی آن را منسوخ نکرده بلکه موجبات تکامل و تعالی هرچه بیشتر آن را فراهم آورده است. همچنین تحقیق پیشرو با بیان اصول و اهداف رویکرد آموزش ارتباطی این شیوه را کارآمدترین شیوه برای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان معرفی می نماید. این عوامل علاوه بر روابط گوناگون بین المللی در عرصه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و آموزشی، زمینه های اقبال غیر فارسی زبانان به آموختن زبان فارسی را فراهم آورده است.
۷۱۰۵.

بررسی گونه های تمثیل کوتاه در اشعار جلال طبیب شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۶۹۰
وجود صورخیال برجسته وزیبا در اشعار شاعران نشان دهنده  قدرت تخیل آنان است و تمثیل یکی از عناصر تصویر ساز شعر است. تمثیل از مباحث مهمی است که هم در بلاغت قدیم و هم در بلاغت جدید به آن پرداخته شده است؛ در کتب قدیم از تمثیل در مباحث تشبیه مرکب و استعاره تمثیلیه سخن رفته است و در نقد جدید تمثیل زیرمجموعه مبحث تصویر و خیال است. از نظر ساختار، تمثیلهای فارسی به دو بخش تمثیل توصیفی(تمثیل کوتاه )و تمثیل روایی (تمثیل گسترده) تقسیم می شود؛ تمثیل روایی شامل حکایات انسانی و حیوانی، رمزی، فابل ، پارابل و… است. تمثیل توصیفی (کوتاه) معمولاً از یک یا چند جمله فراتر نمی رود و مهمترین انواع آن عبارتند از: تشبیه تمثیلی، استعاره تمثیلیه، ارسال المثل و اسلوب معادله است. در این مقاله برای پاسخ به سؤالات تحقیق ضمن بررسی انواع تمثیل توصیفی گونه های مختلف آن را در شعر جلال طبیب شیرازی مورد کنکاش قرار گرفته است. جلال طبیب شیرازی، طبیب و شاعری است که در فاصله زمانی بین روزگار زندگانی سعدی شیرازی و عصر حیات حافظ شیرازی می زیسته و انواع تمثیل کوتاه در شعر او نمود بارزی دارد. این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی نوشته شده است و گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای است. هرچند مقالات متعددی درباره تمثیل و ساختار و انواع آن در ادب فارسی چاپ شده است، اما تاکنون با این اهداف مقاله ای درباره گونه های تمثیل کوتاه در اشعار جلال طبیب منتشر  نشده است.
۷۱۰۶.

تأملی در داستان و شخصیت های نمادین و تمثیلی شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۴۰۹
شاهنامه تنها شناسنامه ی زبان فارسی نیست بلکه در واقع آیینه ی آیین و اندیشه و پسند و آرمان ایران و ایرانی است، نام های نامور که بیش از یک هزاره تماشاگه راز فرهنگ ماست. شاهنامه خردنامه است و خدای نامه. زشتی و درشتی و پلشتی را در قالب داستان ها و در هیئت و شخصیت های ضحاک ها و افراسیاب ها و دیوان تخطئه می کند و خوبی و خرد و روشنی و درستی را تمثیل وار در سیمای فریدون ها و رستم ها و مردان و زنان بزرگ فرا چشم و دل می گذارد. نویسنده در این مقاله کوشیده است تا حدی نمادها و سمبل ها و تمثیل هایی از این کتاب سترگ را جلوی چشم خواننده مجسم کند. برای تحقق این اهداف در این تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
۷۱۰۷.

جایگاه تمثیل در رباب نامه سلطان ولد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷ تعداد دانلود : ۳۸۶
رباب نامه، در آسمان ادب و عرفان اسلامی همچون ماهِ تابان است که نور و تراوش خود را از خورشیدِ مثنوی مولانا وام می گیرد و شب های تیره نو سفران را روشن می کند. سلطان ولد همچون پدر، عشق را فراتر از همه پدیده های هستی می بیند و آن را همانند رهبری معرفی می کند که بر تمامی عناصر هستی از ملک تا ملکوت فرمانروایی دارد. سلطان ولد فرزند مولانا جلال الدین از جمله شخصیّت هایی بود که اراده کرد تا شعر صوفیه را پس از مولانا به گونه ای زنده و پویا پاسداری کند. او ضمن برخورداری از آموزش های پدر، از دانش های زمان نیز بهره مند شد و به پیروی از آن عارف ارجمند دیوانی همسنگ کلیات شمس تبریزی سرود، سپس به موازات آن، به تقلید از مثنوی معنوی، رباب نامه را با یاری از حضرت باری، برای پیروان پدر و یاران خود به رشته نظم کشید. رباب نامه یک مثنوی تعلیمی است که در روزگار مولانا تناقض و دوگانگی های میان مولانا و برخی مریدانش را با زبانی ساده برطرف کرده است. سلطان ولد در انتقال مفاهیم عرفانی و فلسفی همواره از تمثیل استفاده کرده است. تمثیل حاصل ارتباط دوگانه میان مشبه و مشبه به می باشد که چون تمثیل معنای درونی داستان است سلطان ولد مراد از ظاهر حکایت را به صورت تمثیلی روایت کرده است. این پژوهش به روش (توصیفی- تحلیلی) و با مراجعه به اسناد و منابع معتبر کتابخانه ای به مقوله تمثیل در رباب نامه پرداخته است. همان گونه که مولانا با تفسیری سمبولیک نی را به عنوان عاشق دور از معشوق معرفی می کند. سلطان ولد توضیح می دهد که رباب، ساز محبوب مولانا می باشد و البته نوایش دل سوخته تر و جانگذارتر از ناله نی است. در نی یک ناله بیش نیست اما در رباب، ناله های بسیار از یارانی به گوش می رسد که هریک از وطن و جنس خود جدا گشته اند. حاصل پژوهش این که: تمثیل در رباب نامه ی سلطان ولد از جایگاهی بلند برخوردار است.
۷۱۰۸.

Le statut de la femme à travers Nulle part dans la maison de mon père d'Assia Djebar et La Bohémienne près du feu de Moniru Ravanipur (étude sociocritique)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۷ تعداد دانلود : ۳۴۵
Nulle part dans la maison de mon père, roman autobiographique d’Assia Djebar, représente la condition des femmes de l’Algérie vers les années 1940-50. D’autres écrivaines francophones ont traité certainement de tels sujets, mais le point de vue de Djebar est remarquable. De même, la littérature persane voit surgir une file de romancières qui traitent dans leurs œuvres la condition féminine en Iran de leur temps. La protagoniste de La Bohémienne près du feu, roman de Moniru Ravanipur, symbolise d’une certaine manière les femmes de son temps. Dans la recherche présente, pour mieux cerner le statut de la femme de manière contrastive et nous attarder sur l’univers social du texte, on se propose de recourir à l’approche sociocritique s’efforçant de déceler la socialité de l’œuvre littéraire à travers l’analyse des niveaux textuels. Appuyée sur le rôle intermédiaire de la langue, cette méthode aide à relever dans le texte littéraire les traces de la situation sociale contemporaine à l’œuvre. En nous référant à la méthode sociocritique préconisée par Pierre V. Zima, nous procédons à l’analyse des deux romans pour y clarifier le statut de la femme par rapport à l’homme et chercher les racines de cette position dans les circonstances sociales extérieures.
۷۱۰۹.

بررسی و تحلیل شخصیت بهرام در هفت پیکر نظامی بر پایه نظریه بیداری قهرمان درون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۴ تعداد دانلود : ۴۵۴
خانم کارول پیرسون با توجه به نظرات یونگ مبنی بر تأثیر کهن الگوها در سفر تفرد بشری، دوازده کهن الگوی شخصیت را مطرح کرد و این سفر را به شکل سه مرحله سفر قهرمان یعنی: تدارک، سفر و بازگشت توصیف کرد و  به این نتیجه رسید که هر انسانی با قرار گرفتن در این سفر و با هدایت و راهنمایی کهن الگوهای دوازده گانه می تواند به خویشتن حقیقی خود دست یابد. یکی از داستان های دل انگیز در ادبیات فارسی داستان سلوک بهرام گور در هفت پیکر نظامی است که کاملاً منطبق با مراحل سه گانه خودشناسی و تفرد در روان شناسی پیرسون است که می تواند به عنوان الگویی برای از بین بردن تضاد زندگی انسان معاصر امروز معرفی شود. در این داستان قهرمان (بهرام) با راهنمایی و تکامل کهن الگوهای معصوم، یتیم، جنگجو و حامی، برای سفر اسطوره ای آماده می شود و با انرژی کهن الگوهای جست وجوگر، عاشق، ویرانگر و آفریننده در آرمان شهر گنبدهای هفت گانه، جهان درونی خود را می کاود و به خویشتن حقیقی دست می یابد و در بازگشت با یاری کهن الگوهای حکمران، ساحر، فرزانه و لوده، قلمرو پادشاهی خود و جهان بیرون را دگرگون می کند و به روشن بینی و رستگاری دست می یابد.
۷۱۱۰.

استعمار در دهه بیست و سی و بازتاب آن در رمان های منتخب معاصر فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۴۰۹
در این جستار، به بررسی مسئله استعمار در دهه بیست و سی، رویکردها و گفتمان های شکل گرفته در این زمینه و شیوه بازنمایی آنها در رمان های منتخب معاصر فارسی با روش توصیفی- تحلیلی پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا مسئله استعمار و حضور استعمارگران در دهه بیست و سی در ایران بررسی و سپس بازنمایی این حضور در رمان های منتخب فارسی واکاوی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در این رمان ها، بیشتر به تأثیر سیاسی و سپس اقتصادی حضور استعمار در ایران پرداخته و به مسائل فرهنگی و اجتماعی کمتر توجه شده است. سه گفتمان در این رمان ها برجسته شده است: گفتمان ضد استعماری که با «خوب»نمایی همراه و صدای غالب در این رمان ها بوده و گفتمان سلطنت طلبان و وابستگان به استعمارگران که بازنمایی این دو گفتمان، به صورت «بد» نمایی بوده است.
۷۱۱۱.

بررسی حکایت های عرفانی مقامات حمیدی با دید ساختارگرایی (مطالعه موردی: حکایت های جنون، در آداب سفر، در تصوف، در عشق)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۵۴۸
مأموریت ساختارگرایی در حوزه ادبیات، تجزیه وتحلیل نوشته، تفکیک آثار و انواع ادبی، بررسی مؤلفه های بیرونی تأثیرگذار در ظهور یک ژانر هنری است. طرفداران این مکتب قواعدی برای تشریع آثار نویسندگان معرفی کرده اند که جنبه های زیباشناختی یک اثر را معرفی کرده و نوشته را در مقام مقایسه با سایر آثار قرار می دهد و ضمن تسهیل نقد و ارزشیابی اثر، میزان توانمندی آفریننده آن را معلوم می سازد. در میان آثار ادبی نوع سنتی آن به دلیل پیچیدگی های معنایی بیشتر از نوشته های معاصر نیاز به این نوع بررسی ها دارد. این نوشته چهار مقامه عرفانی (در جنون، در عشق، در آداب سفر و در تصوف) را بر اساس قواعد ساختارگرایی مورد بررسی قرار داده و در پایان به این نتیجه می رسد که درونمایه این اثر ادبی همواره پند و اندرز اخلاقی- عرفانی بوده است. نویسنده این اثر در لغت پردازی و ترکیب سازی از هیچ کوششی فروگذاری نکرده و آغاز و پایان یکنواخت مقامات را بدون سکته و آسیب به پایان برده است. قاضی حمیدالدین بنای تعلیم در نیت داشته و از نظر شکلی از کاربرد سجع و استفاده از الفاظ فصیح و بلیغ عربی و فارسی غفلت نکرده و در تضمین و درج اشعار شعرای فارسی و تازی هنرمندی نشان داده است.
۷۱۱۲.

تحلیل حاکمیت تقدیر در شاهنامه فردوسی بر اساس کردارهای فراطبیعی آینده خوانی و پیشگویی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۵۶۳
شاهنامه، از دو جهان واقعیت و فرا واقعیت نقش پذیرفته است؛ یعنی جهان تدبیر و جهان تقدیر؛ آنچه که حاکمیت خود را در تمامی داستان های شاهنامه تثبیت نموده جهان تقدیر است. هدف این پژوهش، ریشه یابی تقدیرگرایی در شاهنامه نیست. بلکه چیزی جز شناخت مهم ترین عامل و عناصر در شکل گیری تقدیر در شاهنامه نیست. محور این پژوهش، تحلیل تقدیر در شاهنامه بر اساس کردارهای فرا طبیعی پیشگویی است. با این کردار، حوادث از قبل مشخص می شود: اختر شناسان و فرشتگانی؛ مثل سروش و اسرافیل یافت می شوند که قضایا را از پیش می دانند؛ دانایان و بینادلانی آینده را می بینند؛ شاهان، شاهزادگان، پهلوانان و موبدان به جهت داشتن فرّه ایزدی و هنرمندی، پیشگویی می کنند؛ خارق العاده هایی؛ مثل سیمرغ، جام جهان بین و «درخت گویا» از آینده و اسرار عالم می گویند . آنچه در پی می آید حاصل مطالعاتی است که با روش کیفی، تحلیل داده های متنی و به صورت هدفمند شکل یافته است. گرد آوری مطالب نیز به شیوه مطالعات کتابخانه ای انجام یافته است. بر این اساس، تمام مصادیق کردارهای آینده خوانی که بالغ بر یکصد مورد می باشد توصیف و تحلیل شده است. در نهایت، اثبات می شود وقتی که تمام گزاره های آینده خوانی محقق می شوند این چیزی جز سیطره تقدیر نیست و این ویژگی در همه حماسه های مطرح جهان وجود دارد.
۷۱۱۳.

تاثیر ارواح مردگان بر کردار قهرمان در منظومه های حماسی (گیل گمش، ایلیاد، ادیسه، انه اید، شاهنامه، بهمن نامه، شهریارنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۵۳۸
قهرمانان حماسی با برخورداری از سرشتی الوهی، به عنوان نمونه آرمانی جامعه که پاسخ گوی بسیاری از نیازها و آرزوهای دست نیافتنی انسان هاست، پرورده می شوند. آنان علاوه بر نیروی جسمانی و قوای طبیعی، از نیروهای فراطبیعی و ماورایی برای پسِ پشت گذاشتن موانع و مشکلات زندگی بهره می برند. یکی از این نیروهای فراطبیعی ارتباط آنان با ارواح مردگان است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش تحلیلی_توصیفی انجام یافته است. یافته های این پژوهش به دو دسته قابل تقسیم بندی است؛ 1. چگونگی ارتباط قهرمانان حماسه با ارواح مردگان که عبارتند از: سفر قهرمان به جهان مردگان، گفتگو با ارواح نیاکان در خواب، تجلی ارواح و مشاهده آن ها در عالم مادی. 2. تاثیرات دو سویه ارواح مردگان و قهرمانان بر یکدیگر چنان که ارواح مردگان برای قهرمان از آینده پیش گویی می کنند یا زبان به پند و اندرز و گلایه می گشایند. گاه ناپایداری دنیا را فرا یاد می آورند و گاه در افشای رازی می کوشند. قهرمان نیز، خبر از خانواده و نزدیکان ارواح مردگان می دهد یا به درخواست ارواح برای آرامش آنان آیین سوگواری برپا می کند. بدین ترتیب، نگرشی این چنین در آثار حماسی، می تواند در شناخت زمینه های فکری و اجتماعی اقوام و ملل گذشته سودمند واقع شود.
۷۱۱۴.

داستان پادشاهی جمشید در شاهنامه فردوسی از دیدگاه نقد منابع(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۴ تعداد دانلود : ۵۷۱
جمشید یکی از شخصیّت های اساطیر هند و ایرانی، بر اساس یکی از قدیمی ترین اساطیر آریایی، نخستین انسان بوده و در هند و ایران، در دو مسیر جداگانه گسترش پیدا کرد. در صورت هندی، به شاه مردگان و در صورت ایرانی، به پادشاهی قدرتمند تبدیل شد که با ادّعای خدایی، فرّه از او فاصله گرفت و ضحّاک، پادشاهی اش را سرنگون و او را با ارّه به دو نیم کرد. داستان جمشید، علاوه بر اوستا، دینکرد و بندهش، در شاهنامه فردوسی و کتب تاریخی دوره اسلامی روایت شده است. در این مقاله، روایت فردوسی از داستان جمشید با رویکرد نقد منابع، با متون دیگر سنجیده خواهدشد. بررسی خاستگاه احتمالی روایت فردوسی از این داستان، هدف اصلی پژوهش حاضر است. بر اساس تجزیه داستان جمشید در شاهنامه و دیگر متون و تحلیل و تطبیق همسانی ها و ناهمسانی ها، این نتیجه حاصل شد که روایت کتب تاریخی عربی تحت تأثیر ادبیات دین اسلام قرار گرفته و با واسطه ای متنی به متون پهلوی پیش از اسلام متّصل هستند. روایت ثعالبی، ارتباط متنی با تاریخ طبری داشته و در کنار آن، از کتب دیگری بهره گرفته است. روایت فردوسی از داستان جمشید، ارتباطی خاستگاهی با متون پهلوی داشته و ارتباط احتمالی با شاهنامه ابومنصوری ندارد.
۷۱۱۵.

نقد جامعه شناختی مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویده اند، اثر بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۲ تعداد دانلود : ۴۹۹
این پژوهش بر آن است تا مجموعه داستان کوتاه یوزپلنگانی که با من دویده اند از بیژن نجدی را بر مبنای نقد جامعه شناختی ادبیات و با روش ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن بررسی کند. با توجه به اینکه حوزه پژوهشهای موردنظر، رمان واقعگرای اجتماعی است، مقاله در نظر دارد با روش توصیفی تحلیلی، به سراغ داستان کوتاه غیررئالیستی برود و توان آن را برای نقد جامعه شناختی بررسی کند. در این روش، ساختارهای کلی اثر ادبی با ساختارهای اجتماعی که اثر در آن تکوین یافته است، در تناظر قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که این شیوه ابزارهای لازم تفسیر و تحلیل داستان کوتاه را دارد و بیژن نجدی در کنار ساختن فضای شاعرانه داستانهایش از مسائل اجتماعی غافل نیست و صورت و محتوای اثر او تحت تأثیر ساختارهای جامعه شکل گرفته است. او به طور غیرمستقیم و از طریق ایجاد دلالتهای ضمنی به آسیبهایی چون هجوم مدرنیته به ایران پس از جنگ و ماشینی شدن جوامع در قرن حاضر پرداخته است.
۷۱۱۶.

تأثیر سنت نسخه آرایی ایرانی و فرهنگ نگارش اروپاییان در به کارگیری نشانه های سجاوندی در نخستین مطبوعات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۲ تعداد دانلود : ۴۲۲
هنگام استفاده از نوشتار به تمهیداتی نیاز است که بتواند تا حد ممکن خواننده متن را به ذهنیت نویسنده نزدیک کند. یکی از این تمهیدات بهره گیری از نشانه های سجاوندی در متن است. نشانه های سجاوندی به گیرنده پیام کمک زیادی می کند تا احساسات و حالات فرستنده در هنگام نگارش اثر درک کند. دیدگاه رایج این است که تمامی نشانه ها برگرفته از سنت نگارشی غرب است. در این پژوهش با نگاه به نخستین مطبوعات ایران و با روش توصیفی تاریخی، نخست پیشینه این نشانه ها مورد بررسی قرار گرفته است که مشخص شد که بخشی از نشانه های نگارشی، برگرفته از سنت نسخه آرایی ایرانی است؛ بویژه نشانه هایی که در تزیینات نشریات بیشتر کاربرد داشته است. بخشی دیگر از راه ترجمه آثار گوناگون وارد زبان نوشتاری شده است. نکته دیگر اینکه مشخص شد در نشریاتی که به روش چاپ سنگی منتشر می شد به علت امکانات بیشتری که در اختیار ناشر بود و هم چنین دستی بودن کار، امکان استفاده بهتر از نشانه های نگارشی و نشانه های تزیینی فراهم بوده است؛ اما در نشریاتی که به روش چاپ سربی منتشر می شد به علت محدود بودن امکانات، استفاده درست و بجا فراهم نبوده است. در نهایت باید گفت به کارگیری نشانه های نگارشی به انتشار نشریات در خارج یا داخل ایران ارتباط چندانی ندارد و بخشی از نشریاتی که در خارج منتشر می شد، با وجود آگاهی از نشانه های نگارشی چندان استفاده ای از آنها نمی بردند.
۷۱۱۸.

کنش پذیری و کنشگری زنانِ رمان طوبا و معنای شب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۳۹۹
در رمان طوبا و معنای شب، رویارویی سنت و تجدد در تاریخ معاصر ایران در نسبت با وضعیت و موقعیت زنان، مرکز توجه قرار گرفته است. در این مقاله، شخصیت های زن این رمان و به خصوص شخصیت اصلی آن یعنی طوبا از منظر عاملیت و کنشگری یا انفعال و کنش پذیری در تعامل با سنت تحلیل شده اند و نشان داده ایم که در جریان رشد زن، میل به خودمختاری سوژه و کنشگری در وجود او از طریق فرایندهای آموزش و تنبیه سرکوب می شود. این مقاله به حوزه تحلیل انتقادی گفتمان تعلق دارد. در اینجا آراء سیمون دوبووار در کتاب جنس دوم، مبنای نظری قرار گرفته و تحلیل های متنی به روش زبان شناسی نقش گرا انجام شده است. یافته های مقاله نشان می دهد در این رمان جفت تقابلی کنشگری (عاملیت) و کنش پذیری (انفعال)، در تناظر با دوگانه سنت و تجدد بازنموده شده و فرایندی که بووار آن را «انفعالِ آموخته» می نامد، توسط عاملان سنت، در نهادهای اجتماعی مختلف که مهم ترین آنها خانواده است، در وجود زن از کودکی نهادینه می شود. همچنین، تحلیل های متنی گویای آن است که این انفعال به بهترین وجه در سطح زبان متن نیز تجلی یافته است.
۷۱۱۹.

تحلیل داستان نویسی زنان پس از انقلاب اسلامی بر مبنای الگوی جریان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۴۲۵
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، داستان نویسی زنان گسترش یافته است. هم بر تعداد نویسندگان زن افزوده شده و هم مضامین داستان های آنها تنوع بسیاری پیدا کرده است. فضای سیاسی و اجتماعی پس از انقلاب نیز زمینه گسترش و تنوع داستان نویسی زنان را فراهم کرده است. در اغلب آنچه زنان نوشته اند، محوریت داستان و شخصیت ها بر مسئله زنان قرار گرفته است. برخی از زنان در داستان هایشان در جست وجوی خویشتن زنانه خویش اند و این هویت یابی را از منظر روایت های زنانه بازتاب داده اند؛ این بخش از آثار زنان به روایت های زنانه که توصیف دنیای زنانه (از بُعد هویتی، عاطفی، جنسیتی و ...) است، می پردازد. بخشی از آثار زنان به بازتاب مسائل سیاسی و اجتماعی زمانه می پردازد، در این داستان ها نیز عموماً نقش زنان در سیاست و اجتماع نشان داده می شود، اغلب این داستان ها به نقش زنان در انقلاب و نیز جنگ اشاره دارند. برخی از نویسندگان زن نیز برای مخاطبانی که عموماً در میان زنان هستند، روایت هایی عامه پسند از زندگی و جامعه به دست می دهند. تعداد دیگری از زنان، راوی تقابل سنت و تجدد هستند، گاهی به هواخواهی از سنت برمی خیزند و گاهی در برابر سنت ها و باورهای حاکم دست به اعتراض می زنند. مسئله این پژوهش شناخت و معرفی جریان های داستان نویسی زنان در سال های پس از انقلاب است. برای همین بر مبنای الگویی جریان شناختی چند جریان از داستان نویسی زنان را دسته بندی و معرفی می کند. برای تفکیک و شناخت جریان ها سه عامل در نظر بوده است: نخست، زمینه سیاسی و اجتماعی پیدایش جریان معرفی می گردد، سپس کانون های پشتیبان جریان نشان داده می شود و در آخر به آغازگران و تداوم دهندگان جریان پرداخته می شود.
۷۱۲۰.

کاربردی شدگی فعل «گفتن» در فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۴۲۶
یکی از فرایندهای تغییر زبانی، کاربردی شدگی است و از جمله محصولات این فرایند، گفتمان نماها هستند. گفتمان نماها عناصر زبانی هستند که کلام را یکپارچه می کنند و به گفتمان اجازه انحراف از مسیر اصلی خود را نمی دهند. هدف این مقاله، بررسی کاربردی شدگی فعل «گفتن» در فارسی نو است. به منظور بررسی دقیق تر، فارسی نو را به دو دوره مجزا تقسیم کرده ایم؛ فارسی نو متقدم (از قرن چهارم تا اواخر هفتم) و فارسی معاصر. در فارسی نو متقدم، فعل «گفتن» در مقام فعل اصلی واژگانی در معناهای «بیان کردن» و «نامیدن» کاربرد داشته است و بیان کننده مفهوم وجهیت استقرایی نیز بوده و در ساخت های غیرشخصی شرکت می کرده است. این جزء زبانی در فارسی معاصر با حفظ نقش های قبلی از رهگذر فرایند کاربردی شدگی به گفتمان نما تبدیل شده است. در این نقش متأخر، فعل «گفتن» به صورت های «می گم» و «بگو» درآمده است و نقش های «شروع گفتمان»، «تغییر موضوع» و «اشاره به اطلاعات جدید در گفتمان» را بر عهده دارد. بسامد وقوع گفتمان نمای «می گم» بیشتر از گفتمان نمای «بگو» است. داده های این پژوهش، مستخرج از کتاب های نگاشته شده به زبان فارسی نو متقدم، اینترنت و فیلم های تلویزیونی است. از آن جا که گفتمان نماها بیشتر در گونه گفتاری یافت می شوند، در فارسی معاصر برای بررسی نقش متأخر گفتمان نمایی «گفتن» فیلم های تلویزیونی برگزیده شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان