در این مقاله برخی از نکات تأمل برانگیز حواشی مرحوم استاد دکتر قاسم غنی حافظ شناس معروف ایران بر دیوان خواجه مورد بررسی قرار گرفته است . بدیهی است در مدت زمانی که از مرگ آن استاد فرزانه می گذرد ‘ حافظ پژوهان و حافظ شناسان بزرگی درباره خواجه حافظ و آثارش سخن رانده اند و امروز نیز این مکتب پربار همچنان به پرورش شاگردان و دانشجویان می پردازد . در این مقاله بر برخی از دریافت ها یا برداشت های آن استاد فقید انگشت نهاده شده است . روشن است که جای سخن در این مقوله بسیار است و گوش ما بهوش و آماده نیوشیدن سخن استادان و حافظ شناسان .
از جمله شخصیتهایی که در قرآن از آنها یاد شده ، ذوالقرنین می باشد و بنا به استوارترین نظریه ای که تاکنون درباره او داده شده، با کورش هخامنشی(539-560ق. م) یکی دانسته شده است. اما مفسران قرآن شخصیت های تاریخی دیگری از قبیل: فریدون، جمشید، عبدالله بن ضحاک، هرمس و اسکندر یونانی(پسر فیلیپ) را نیز به جای او نشانده اند.در قرآن از وی به دو صفت مهرورزی و دادگستری یاد شده و در احادیث جنبه های دیگری از شخصیت او آشکار شده است. اما با کمال شگفتی، تمام صفات مذکور از سوی مفسران به اسکندر نسبت داده شده و اسکندر را ذوالقرنین پنداشته اند: که در غالب متون تفسیری و در رساله های فلسفی و اخلاقی و هم در منابع عرفانی اسلامی به وفور آمده است و به تدریج چنان قوام یافته که گاه در مقابل نظرات دیگرمخالفت و مقاومت شده است. اما اطلاعات تاریخ اخیر چنین نظری را محل تردید قرار دده است شخصیت هایی که اسکندر از این راه در طول تاریخ به خود گرفته است عبارتند از 1- شخصیت سیاسی با مکانت پادشاهی 2- حکیمی بارع که سایه حکمت و اندیشه والای او بر سراسر رساله های حکمت و اخلاق مشهود است و این نفوذ از مباحث عالیه معرفت النفس گرفته تا علم تدبیر منزل و سیاست مدن را در برگرفته است3- سیمای عرفانی که شواهد فراوانی در شهر عرفانی دارد . به گمان نویسنده این مقاله این اشتباه تاریخ سه دلیل عمده داشته است : 1- شکست ایران از اسکندر 2- اولین کسی که اسکندر را همان ذوالقرنین دانست ابن سینا بود و بنا به بزرگی شخصیتی، اشتباهش نیز بزرگ و لذا تاثیر گذار بود 3- شخصیت اسکندر پسر فیلیپ با اسکندر افرودیسی اختلاط یافته است نظر به این تسامحات ، عدم اصالت این داستان پردازی ها روشن می گردد اما درپس این پرده رازی است و حقیقتی و آن اینکه ذوالقرنین درحقیقت مرتبه انسان کامل و یا صاحب مقام « برزخیه کبری» است که این مقاله به بررسی آن ختم می شود.
متن حاضر ادامه مقاله ی قبلی است . دراین مقاله درباره امپراطور اکبر شاه (اکبر اعظم) ‘ جهانگیر‘شاهجهان‘اورنگزیب و ملکه نورجهان شاهزاده خانم زیب النساء سخن رفته است . محتوای مقاله ارزش ادبی ‘ تاریخی و فرهنگی دارد و روابط هند و ایران در دوران مغولان گورکانی را هم نشان می دهد. مطالب از تذکره ای فارسی جمع آوری و به سبک مدرن نوشته شده است که امید است برای استفاده دانش پژوهان ادب فارسی و فرهنک شناسان ایران مفید واقع شود .
در این مقاله به کارکردهای مختلف زبان پرداخته شده؛ نصیحتهای افراطی و بعضی از موعظههای جهت دار و نیز امر و نهی و تجویز، نمونههای کارکرد زبانیاند اما سعدی که حالات روحی مخاطب را میشناسد در چنین جایگاههایی به جای آنکه به مخاطب دستور بدهد و در کار او باید و نباید بیاورد، از فرصت استفاده میکند تا به او آموزش دهد و نتایج حاصل از به کار بستن پند را به او بنمایاند و در واقع از کارکرد اطلاعاتی زبان بهره میگیرد.