در این مقاله، سیر صور خیال ( تشبیه و استعاره ) از شعر مکتب آذربایجان ( خاقانی) به شعر سبک عراقی ( حافظ) و از آن جا به شعر بازگشت ادبی ( مشتاق ) مطالعه میشود. درراستای همین هدف، ویژگیهای سبک صور خیال این شاعران، با ارائه نمونهها و نمودارها معرفی میشود. نمونه گیری بگونه ای اتّفاقی ، در 150 صفحه از دیوان هر شاعر انجام شده است . در این توصیف و توضیح ، برخی از ویژگیها ، نشانگر سبک شخصی شاعر و برخی نشانگر همانندی او با دیگر شاعران است
پس از چاپ حروفی بیاض تاج الدین احمد وزیر (قم، 1381 شمسی)، نقدی بر آن نوشتم که در نامه فرهنگستان (شماره 21، تیر1382) به چاپ رسید. استاد ارجمندی آقای دکتر سلیم نیساری در آن نوشته به دیده عنایت نگریستند و «تبصره ای» بر آن نوشتند که در شماره بعدی نامه فرهنگستان (شماره 22، بهمن1382) چاپ شد. افاضات ایشان را با اشتیاق تمام خواندم و از نکته سنجی های ایشان مستفیض و منت پذیر شدم. اما توضیح چند نکته مندرج در آن نوشته را ضروری یافتم که امیدوارم بار دیگر با حسن نظر ایشان و خوانندگان گرامی تلقی شود ...
جلال آل احمد و ابراهیم گلستان هر دو از نسل دوم داستان نویسان ایران به شمار می آیند. رفت و آمد نزدیک و تجربه های مشترک این دو نویسنده در دوران جوانی باعث شده است که بین داستانهای آنان بویژه در دوره اولیه زندگیشان، همانندیهای بسیاری دیده شود. آل احمد اندیشه های خود را از نظر زمانی زودتر از گلستان در داستانهایش مطرح کرده، ولی ابراهیم گلستان همان اندیشه ها را دقیقتر و سنجیده تر در قالب داستان در آورده است. آثار دو نویسنده از دو جنبه 1- محتوا و2- فنون داستانی مورد بررسی قرار گرفته است. از حیث محتوا در آثار این دو نویسنده- بخصوص در دوره اولیه داستان نویسی- شباهتهای بسیاری می توان دید. این همانندیها در نخستین مجموعه داستان دو نویسنده به اندازه ای است که می توان احتمال داد تحت تأثیر اندیشه های حزبی نوشته شده اند. از نظر محتوا جامعه افراد داستانهای نویسنده، شغل و جنس آنان بررسی شده است. از نظر فنون داستانی، آل احمد در آغاز تحت تأثیر نویسندگان قرن نوزده فرانسه و گلستان بیشتر تحت تأثیر نویسندگان امریکایی- همینگوی و تواین و بک- که نویسندگانی تازه شناخته شده بودند، می نوشت. هرچه فاصله فیزیکی واعتقادی آل احمد و گلستان بیشتر شد، تفاوت در داستانهای آنها هم بیشتر شد.
کتاب مدخل منظوم نخستین رساله علم نجوم ایرانى ـ اسلامى است که به نظم مىباشد و در مورد مؤلّف آن اختلاف نظر وجود دارد. بعضى آن را متعلّق به خواجه نصیرالدّین طوسى و برخى متعلّق به فخرالدّین مبارکشاه بخارى مىدانند، ولى بیشتر محققّین و متنشناسان متّفقالقولند که این کتاب سروده عبدالجبّار خجندى است. در این مقاله پس از شرح مختصرى از احوال خجندى، به معرّفى تعدادى از نسخههاى خطّى مدخل منظوم که در کتابخانههاى دانشگاه قاهره، مجلس شوراى اسلامى ایران، کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران، دانشکده ادبیّات و علوم انسانى دانشگاه تهران، کتابخانه شهرى اصفهان و... نگهدارى مىشوند، پرداخته شده است.
عرفان به عنوان یکی از جنبه های اصلی اندیشه زندگی و هنر صائب محسوب نمی شود بلکه همانند سایر عناصر فرهنگی ابزاری برای مضمون سازی و تقویت ساختار ادبی و بلاغی شعر اوست اما بنفسه موضوعیت و اهمیت مستقل و قابل توجهی ندارد . ...