نامه های ایرانی در سال 1721 در کشور فرانسه منتشر گردید و با موفقیت چشمگیری روبرو شد . در این کتاب مونتسکیو ، نویسنده روشنفکر دوره روشنگری ، روش گفتگو میان دو تمدن ایران و فرانسه را جهت انتقادی موشکافانه از شرایط موجود زندگی در آن کشور برگزیده است و رمان را به عنوان وسیله ای کارآمد برای انتقال نظریات خود به خواننده در نظر گرفته است . در این مقاله که به روش تحلیلی - اسنادی - تطبیقی تهیه گردیده است ، ابتدا به شرایط تاریخی و اجتماعی زمان انتشار این کتاب خواهیم پرداخت ، سپس ساختار کتاب ، شرایط و لزوم گفتگو میان دو تمدن را مورد بررسی قرار می دهیم و در ادامه ، به مطالعه شخصیتهای داستان و ویژگی های ادبی آن می پردازیم ...
از جمله شعرهای سهراب سپهری که بسیار مورد توجه منتقدان و محققان ادبی قرار گرفته، شعر "نشانی" است که نخستین بار در کتاب حجم سبز منتشر گردید. رضا براهنی در کتاب طلا در مس و سیروس شمیسا در کتاب نقد شعر سپهری قرائتهای نقادانهای از این شعر به دست دادهاند. وجه اشتراک این دو قرائت، استناد به مفاهیم و مصطلحات عرفانی برای رمزگشایی از معنای شعر "نشانی" است. در مقالة حاضر، رهیافت دیگری برای نقد این شعر اختیار شده است که معنای شعر را در درجة نخست در متن شعر و نه در زمینهای عرفانی خارج از شعر میجوید. به این منظور، در این مقاله ابتدا آرای نظریهپردازان فرمالیسم (شکل مبنایی در نقد ادبی) به اجمال معرفی شده و سپس شعر "نشانی" با به کارگیری رهیافت فرمالیستی و به ویژه با استناد به مفهوم تباین و تنش در ساختار شعر نقد شده است. در این نقد، استدلال گردیده است که میتوان "نشانی" را متنی قائم به ذات فرض کرد و صناعات ادبی این شعر را در چارچوب ساختار تنشآمیز آن مورد تحلیل قرار داد.
سیر پژوهش درباره شعر و اندیشه خاقانی به ویژه در دو دهه اخیر رو به رشد بوده است؛ با این وجود شعر و شاعر دیرآشنای سده ششم ه ق. همچنان پژوهشهای بسیاری را می طلبد. از جمله ضروری ترین تحقیقات در مسیر خاقانی پژوهی، ارائه تصحیحی پاکیزه تر نسبت به دو تصحیح ارزنده - اما نیازمند بازنگری – از استاد علی عبدالرسولی و دکتر ضیا الدین سجادی است.این مقاله می کوشد تا دو واژه «خفتند» و «کاها» را در دو بیت زیر از قصیده مشهور حرزالحجاز خاقانی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و دلایل خود را در ترجیح تصحیح این دو واژه به «جفتند» و «طاها» اقامه کند:- عقل و جان چون یی وسین بر در یاسین خفتند تن چو نون کز قلمش دورکنی تا بینند - خاک مشکین که ز بالین رسول آورده است حرز بازوش چو الکهف و چو کاها بینند