ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۴۲۱ تا ۵۳٬۴۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۴۲۱.

تحلیل گفتمان انتقادی اوصاف قیامت در قرآن با رویکرد معانی ثانوی بر اساس مدل فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۷
در قرآن حدود هزار و دویست آیه در حوزه معاد وجود دارد. تعدادی از این آیات سعی در متقاعد کردن مردم در پذیرفتن معاد دارند و چگونگی وقوع معاد را توصیف می کنند. برخی دیگر از این آیات، قیامت را گاهی به شکل صریح و گاهی با عناوین گفتمان مدار توصیف می کنند. این عناوین گفتمان مدار، قارعه، یوم التغابن، یوم التلاق، یوم الازفه، یوم الحسره، یوم التناد، یوم الفصل، و یوم عسیر و نظیر اینها هستند که در معنای ثانویشان ظاهر می شوند . در پژوهش حاضر این عناوین بر اساس نظر فرکلاف در سطح توصیف، هم از نظر معانی ثانوی و هم لغوی بررسی شد. در سطح تفسیر نیز این اوصاف با آیات صریح قرآن که آنها هم قیامت را توصیف می کردند، تفسیر گردید. . این معانی که هدف اصلی گوینده کلام وحی است؛ از طریق گفتمان کاوی و معانی ثانوی اوصاف به دست می آید. چرایی نزول این گونه توصیف ها از قیامت در سطح تبیین تحلیل شد و چنین به دست آمد که اعتقاد به معاد به تنهایی کافی نیست، بلکه برای سعادتمندی در آخرت توشه ای باید اندوخت.
۵۳۴۲۲.

نقد رویکردهای پژوهشگران علوم بلاغی درباره ملمّع و طرح انگاره ای دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۹
ملمّع گونه ای از شعر است که براساس دو یا چندزبانگی بنیان نهاده شده است. اندیشمندان علوم بلاغی با رویکردهای مختلفی به بررسی ملمّع پرداخته اند. پژوهش حاضر کوشیده است با تحلیل و نقد این رویکردها، انگاره نوینی از ملمّع ارائه دهد و به این پرسش پاسخ دهد که ملمّع چرا و چگونه به وجود آمده است؟ شناخت بهتر ملمّع، چگونگی شکل گیری آن و چرایی استفاده از زبان های مختلف در به کارگیری این شگرد ادبی، در دوره های مختلف از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی، گردآوری و به روش تحلیل محتوا، تجزیه وتحلیل شده است. نتایج نشان می دهد ملمّع، خلاف نظر پژوهشگران علوم بلاغی، شگرد یا تفننی ادبی نیست بلکه برآیند تقابل گفتمان های فرادست و فرودست، و حاشیه و مرکز است که با توجّه به تناسب زبان های به کاررفته در آن، از منظر گفتمان قدرت، قابل تحلیل است. این فرادستی در ملمّع های فارسی با زبان عربی یا زبان های اروپایی، از روند سیاسی و علمی قابل بررسی است. اما در ملمّع های پدیدآمده از زبان های محلی ایران با زبان فارسی، درواقع تقابل دو گفتمان حاشیه و مرکز، زبان رسمی و غیررسمی است که ضمن مشروعیت بخشی به زبان شاعر، گونه ای عکس العمل درباره دیگری سازی نیز هستند. از طرف دیگر از منظر گفتمان روان شناختی می توان ملمع را نوعی فخر پنهان و نمایش اقتدار گوینده و خواننده به شمارآوردکه در متن مقاله به تفصیل بررسی شده است.
۵۳۴۲۳.

بررسی و تحلیل نظرات مدرسان آزفا در باب برنامه و کتاب های درسی آزفا: با رویکرد روایت پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۶
روایت پژوهی یکی از روش های پژوهش کیفی و به دنبال کشف روایت ها و تجربه های فقط شخصی افراد است. روایت نیز تجربه زیسته ما از زندگی است و شامل انواع مختلفی مثل زندگی نامه، تاریخچه زندگی، تاریخ شفاهی و ... است. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل روایت های مدرسان درباره آموزش زبان فارسی (آزفا) درباره برنامه و کتاب های آزفا است. روش این پژوهش کیفی، نوع آن توصیفی تحلیلی و رویکرد آن آموزشی است. جامعه آماری مدرسان آزفا است و حجم نمونه شامل 20 نفر از آنان بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نیمه ساختارمند بوده که از طریق کُدگذاری تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مدرسان به برنامه و کتاب موقعیت محور و چند رسانه ای توجه بیشتری داشته، در حوزه پداگوژی معتقد به استفاده از نظریه، برنامه، انگاره و الگو بوده و مشکلات اصلی برنامه و کتاب های موجود را زبان غیر طبیعی، گرته برداری و عدم تناسب با سطح زبان آموزان دانسته اند. موضوعات پیشنهادی آنان در سطوح مبتدی تا پیشرفته نیز نظم و منطق خاصی نداشته است و درباره چگونگی کاربرد مهارت های چهارگانه زبانی به صورت جدا یا پیوسته، نظر یکسانی داشته اند.
۵۳۴۲۴.

شاخصه های هنر داستان گویی هوشمند تعاملی «استوری تیک» از دیدگاه ایدن چمبرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۵
نوآوری های فناوری ازطریق هوش مصنوعی، داستان هایی را بدون نیاز به مشارکت والدینی با مشغله های فراوان، دردسترس کودکان برای تجربیات داستان گوییِ تعاملی قرار داده است. هدف از مقاله ی حاضر، تحلیل فرایند داستان گوییِ تعاملی مبتنی بر هوش مصنوعی است تا درعین به حداقل رساندن دخالت والدین، پرورش کودکی خلاق را موجب شود که می تواند الگوهای پنهانی را کشف کند و ایده های جدیدی را پدید آورد. شناساندن امکانات اسباب بازی های هوشمندِ تعاملی، به متولیان فرهنگی هنری، هنرمندان و پژوهشگرانِ حوزه ی رسانه نیز مدنظر بوده است. «استوری تیک» یک اسباب بازی داستان گویی تعاملیِ ژاپنی، با اهداف آموزشی متنوع است. در این مقاله، دیدگاه «ایدن چمبرز» نظریه پرداز بریتانیاییِ معاصر در حوزه ی مطالعات ادبیات کودک، واکاوی شده است. پرسش اصلی پژوهش، چگونگی نقش اسباب بازی های داستان گوییِ تعاملی در فرهنگ سازی و جهت دهی کودک برای رشد خلاقیت و مهارت های فردی است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده است و با هدف توسعه ای کاربردی برای الگوبرداری و ترویج آن در حوزه ی داستان گویی کودک انجام گرفته است. بر این مبنا، باتوجه به اطلاعات حوزه ی داستان گویی تعاملی در اسباب بازی های هوشمند و براساس مؤلفه های چهارگانه ی این نظریه پرداز شامل: «سبک، زاویه ی دید، طرفداری و شکاف های گویا» در زمینه ی داستان گویی، اسباب بازی هوشمند «استوری تیک»، تحلیل شده است تا نقش کودک به عنوان هدایتگر اصلی داستان، ارزیابی شود. نتایج پژوهش، مؤید آن است که براساس مؤلفه های ذکرشده ی نظریه پرداز، «استوری تیک» دغدغه ی رشد خلاقیت و درگیرکردن تخیل کودک را دارد و مهم تر اینکه یافتن راهکارهای حل مسأله را برای کودک فراهم می کند. ازطرفی، شاخصه ی آزادی عمل در انتخاب و حتی امکان خلق داستان از سوی کودک، در این داستان گویی هوشمند تعاملی، مشهود است.  
۵۳۴۲۵.

تحلیل استعاره های رایج پیرامون تنوّع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۴
پژوهش حاضر بر اساس رویکرد استعاره ای باتیستلا(Battistella ) و رویکرد سه لایه ای رویز(Ruíz) به بازنمایی استعاره های رایجی می پردازد که در ارتباط با تنوع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی شکل گرفته است تا از این راه استعاره های غالب و برجسته تر را در ذهن این کنشگران مشخص نماید. داده های پژوهش به صورت هدفمند برگرفته از متون مطبوعاتی ایران است که در بازه زمانی پهلوی دوم تا عصر کنونی پیرامون مسئله تنوّع زبان ها و تک زبانگی در این مطبوعات انتشار یافته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است. در تحلیل داده ها به صورت کیفی و کمی مشخص شد که استعاره «زبان همچو ملت» بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است. چنین بسامد بالایی حاکی از آن است که کنشگران اجتماعی بدون این که تنوّع زبانی و جوامع چندزبانه کشورهای دنیا را در نظر بگیرند، فرضشان بر این است که «زبان و ملت» رابطه دوسویه با هم دارند و با این استدلال که ناشی از استعاره «زبان همچو ملت» است، چنین تصوّر می کنند که تک زبانگی، سبب انسجام و اتحاد گویشوران در یک ملت می شود و تنوّع زبانی، منجر به تجزیه و ازهم گسیختگی ملت می شود.
۵۳۴۲۶.

دگردیسی، مجازات، و بدن گروتسک: خوانشی نمادین از «شلغم میوه بهشته»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۵
در باورهای عامیانه، بدشکلی بدن (گروتسک) به عنوان بازنمایی انحراف از هنجارهای اجتماعی، همواره در تقابل با مفهوم خیر ظاهر می شود. براین اساس هرگونه پندار، گفتار، و کردار پلید به صورت نقصان عضوی تجسد می یابد؛ ولی در ادبیات کلاسیک، بدن گروتسک تنها نمود کهن الگوی شر نیست؛ بلکه لایه های پیچیده ای از مفاهیم نفرین، پوچی، طرد شدگی، و بحران هویت را در بر می گیرد و بستری برای نقد ساختارهای اخلاقی و نظام های سرکوبگر فراهم می آورد. در این مقاله با تحلیل رمان شلغم میوه بهشته از علی محمد افغانی، تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو نظریه های باختین، و لکان، مفاهیم بدن گروتسک با توجه با نمادهای مرتبط تبیین شود. مقاله نشان می دهد که چگونه شکست نظم نمادین - زبان و فرهنگ- در بازنمایی تجارب عمیق و غیرقابل بیان، به ظهور بدن هایی گروتسک و واژگونی مرزهای بین حیات و مرگ، انسان و غیرانسان منجر می شود. همچنین، با نقد مفاهیم کارناوال و مرحله آینه ای لکان، تعامل پیچیده میان سه مرتبه امر نمادین، امر خیالی و امر واقع تحلیل شده و تأثیر آن بر شکل گیری هویت و تجربیات تروماتیک فرد و جامعه موردبحث قرار گرفته است. بدن گروتسک در این رمان نمادی از آگاهی غیرمجاز و همچنین شکنندگی و ضعف انسان دربرابر حقیقت است.
۵۳۴۲۷.

تولّی و تبرّی در اشعار دعبل خزاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
تولّی و تبرّی، این دو اصطلاح قرآنی درمدایح و هجویات شاعران شیعی، بویژه در دوره ی عباسی به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی حاکم، نمود بیشتری یافته است. شاعران شیعی، عشق و دوستی نسبت به اهل بیت را در قالب مدح و رثا و برائت و دشمنی با خلفای ظالم عباسی را در قالب هجو و عتاب ابراز می داشتند. دعبل خزاعی نیز از جمله شاعران متعهد و دوستدار اهل بیت است که توانسته دو امر تولّی و تبرّی را در اشعار خود، با زبانی زنده و ضمن بهره گیری از احادیث و روایات اسلامی به تصویر کشد. در این پژوهش به روش توصیفی به بیان مظاهر تولّی و تبرّی در اشعار دعبل پرداخته شده است و نتایج آن حاکی از آن است که دعبل با تلفیق زبان عاطفی و حماسی و پیوند آن با اندیشه های دینی، و با استناد به احادیث و قرآن و اصل ولایت، تولّای راستین خود را نسبت به اهل بیت به نمایش گذارده است. او توانسته است تبرّای قلبی خود را که از تولای اهل بیت سرچشمه می گیرد، با هجویات گزنده و اثر گذار خود درباره ی عباسیان و دشمنان علویان بیان کند. دعبل در اشعارخود، ضمن بیان تولّی و تبرّای قلبی، با مدح و رثای اهل بیت و از سوی دیگر با نکوهش خصلت های دشمنان آنها، به دو تکلیف امر به معروف و نهی از منکر عمل نموده است که این خود منجر به اصلاح جامعه ی اسلامی می شود.
۵۳۴۲۸.

بررسی دینامیک های حرکتی در منطق الطیر عطار و رسالة الغفران ابوالعلا معّری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۷
این مقاله به بررسی و مقایسه دینامیک حرکتی در منطق الطیرعطار و رساله الغفران ،  ابوالعلا معّری می پردازد. هر دو اثر، به نوعی سیروسلوک معنوی و سفر روحانی را به تصویر می کشند؛ اما  در شیوه های بازنمایی حرکت تفاوت هایی وجود دارد . منطق الطیر به عنوان یک اثر عرفانی، سیر تکاملی پرندگان در جستجوی حقیقت را نماد انسان های جویای خداوند نشان می دهد، در حالی که ابوالعلا معّری با دیدگاه فلسفی خاص خود به موضوع سفر و حرکت به عنوان یک سفر ذهنی و فلسفی پرداخته است. این پژوهش،  به بررسی ابعاد مختلف حرکت و مقایسه مفاهیم فلسفی در این دو اثر، می پردازد. هر دو اثر نوعی سیر و سلوک معنوی و فلسفی را با دیدگاهها و جهان بینی متفاوتی به تصویر می کشند. در حالی که عطار با بهره گیری از استعاره های عرفانی به تبیین سفری روحانی به سوی حقیقت نهایی پرداخته، معّری با دیدگاهی فلسفی و شک گرایانه به سفر ذهنی و انتقادی از باورهای دینی و اجتماعی زمان خود پرداخته است. هدف این پژوهش بررسی عمق و معنای حرکت در هر دو اثر و تحلیل تطبیقی این حرکت از منظر عرفانی و فلسفی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد تطبیقی و تحلیل محتوا به بررسی ریشه ها، ویژگی ها و نتایج این حرکت ها در دو اثر می پردازد. نتایج نشان می دهد که حرکت در منطق الطیر ، نماد سفری روحانی به سوی کمال است، در حالی که در الغفران معّری، حرکتی فلسفی و ذهنی در راستای نقد جهان بینی های سنتی است.
۵۳۴۲۹.

 تحلیل نشانه شناسی رمان  نازبالش از هوشنگ مرادی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۵
دانش نشانه شناسی به مطالعه ی دلالت های ضمنی و معناهای پنهان متن می پردازد. در پرتو این دانش بسیاری از داستان های ویژه ی کودک و نوجوان تازگی و تاثیری بیشتری می یابد. رمان نازبالش اثر هوشنگ مرادی کرمانی یکی از آثاری است که در عناصر خود، انبوهی از نشانه ها را دارد که با کالبدشکافی از این عناصر به مفاهیم تازه ای می رسیم. در این پژوهش که به شیوه ی توصیفی تحلیلی انجام شده است، با بهره گیری از الگوی نشانه شناسی پیرس دلالت های عنوان و عناصر داستانی نشانه شناسی شده و در پاسخ به این پرسش که آیا می توان رمان نازبالش را با ابزار نشانه شناسی بررسی کرد؟ به این یافته ها رسیده ایم: عنوان اثر، ابداع نویسنده و نشانه ای شمایلی است و در پیوند با عناصر درون متنی، مفاهیم متنوعی از قبیل بهره گیری از قدرت کلام، اغتنام فرصت، ارزش خردورزی، توجه به نسل جوان و اهمیت نقش زنان در اجتماع را به وجود آورده است.      
۵۳۴۳۰.

واکاوی کاربردی شدن ادبیات عامّه در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۵
یکی از مهم ترین عناصر هویت هر جامعه ای، فرهنگ و ادبیّات عامّه است. توسعه فناوری و ایجاد دهکده جهانی، در کنار منافع فراوان، باعث آسیب هایی نیز شده است. از جمله آن ها کم رنگ شدن ادبیّات عامّه و فرهنگ بومی مناطق و احتمال از بین رفتن آن ها است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل وضع موجود کاربرد ادبیّات عامّه در زندگی مردم ایران و واکاوی علل به حاشیه رفتن آن در دوره معاصر است. در این پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و از طریق مصاحبه، مقوله های مرتبط با کاربردی کردن و نقد بلاغی ادبیّات عامّه استخراج وتحلیل گردید. در نتیجه آن، 129 کد اولیه و 18 مقوله ظهور یافت. این مقوله ها در چارچوب کدگذاری محوری استراوس و کوربین ارائه گردید. پدیده محوری، به دلیل دغدغه مصاحبه شوندگان و تکرار آن، «عدم کاربرد ادبیّات عامّه در زندگی مردم» تعیین شد. از جمله علل کمرنگ شدن حضور ادبیّات در جامعه «غلبه جنبه منفی تکنولوژی»، «عدم احساس نیاز در جامعه»، «ضعف نظام آموزشی»، «عدم مخاطب شناسی» و «تعدد و ضعف نهادهای تصمیم گیر در حوزه فرهنگ» بود. راهبردهایی که در این باره اتخاذ شده بودند؛ گاهی مانند «نهادسازی» و «فرهنگ سازی» نتیجه مثبت داشته و گاهی مانند «حذف ادبیّات از کنکور» تآثیر منفی بر آن گذاشته اند. «فرهنگ منفعل رسانه های جمعی» و «عدم همکاری بین بخش های گوناگون» از جمله عوامل مداخله گری بودند که راهبردها را تحت تأثیر قرار داده بودند. زمینه پژوهش نیز عبارت است از: «شرایط اقتصادی»، «شرایط فرهنگی»، «ضعف قوانین» در این حوزه و «اهمیت ذهنی پایین ادبیّات در جامعه».
۵۳۴۳۱.

ظرفیت های اقتباس از مثنوی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان (مطالعه موردی: گفت و گوی نمایشی در ده حکایت از داستان های حیوانات)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۰
حکایت، نوعی گفتمانی روایی است که انتقال پیام های اخلاقی و رفتاری را به شیوه غیرمستقیم امکان پذیر می سازد. تمثیل نیز گونه ای ابزار بلاغی است که ذهن را به قیاس و قضاوت میان دو امر مشابه سوق می دهد؛ ازاین رو، حکایت های تمثیلی ابزار مناسبی برای پرورش تفکر کودک و نوجوان و تسهیل در تحقق اهداف تعلیم وتربیت به شمار می آیند. در ادبیات فارسی، حکایت های تمثیلیِ مثنوی، بستر مناسبی برای قصه گویی خلاق فراهم می آورند. افزون بر این ویژگیِ کلی، گفت وگومحوریِ تمثیل ها، مؤلفه ای است که ما را با قابلیت اقتباس از تمثیل های مثنوی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان روبرو می کند. نخستین ویژگی نمایشیِ حکایت های تمثیلی در مثنوی، واقع گرایی و باورپذیری است؛ زیرا احکام اخلاقی را ازطریق گفت وگو میان مردم عادی طرح می کنند و بیشترِ زمینه های معرفتی را با متن زندگی پیوند می زنند. ویژگی دیگر، سادگی و کوتاهی گفت وگوها و نیز رفت وآمد میان طرفین گفت وگوست که از منظر سبک، برای بازآفرینی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان مناسب اند. همچنین، حکایت های گفت وگومحورِ مثنوی، سرشتی چندصدایی دارند؛ به نحوی که اندیشه های موافق و مخالف در قالب گفت وگو بیان می شود و فرهنگ گفت وگو را به گروه سنی کودک و نوجوان آموزش می دهد. مؤلفه هایی مانند خلق گفت وگو میان حیوانات یا پردازش گفت وگوهایی که کودکان در آن نقش دارند نیز به این مجموعه ویژگی ها اضافه می شود. در این پژوهش، قابلیت اقتباس از گفت وگوهای نمایش قصه های مثنوی برای اقتباس در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان با روش توصیفی تحلیلی بررسی شده است.
۵۳۴۳۲.

خطاهای واکه ای فارسی آموزان نیجریه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۳
 متولیان در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان با مشکلات فراوانی روبه رو هستند؛ از جمله آن مشکلات خطاهای آوایی زبان آموزان است. هدف این پژوهش بررسی خطاهای واکه ای فارسی آموزان نیجریه ای هوسازبان و همچنین یافتن منشأ این خطاهاست. روش انجام پژوهش حاضر توصیفی می باشد. داده های لازم به روش میدانی و به شکل مطالعه موردی جمع آوری شده است. اطلاعات لازم درباره زبان هوسا و زبان فارسی به روش کتابخانه ای به دست آمده است. داده های جمع آوری شده حاصل مصاحبه با 21 نفر از زنان هوسازبان شاغل به تحصیل در واحد خواهران دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه شهر قم است. پس از انجام مصاحبه و تحلیل داده ها، خطاهای واکه ای آزمودنی ها شناسایی شد. برای مشخص شدن معناداری خطاهای رخ داده برای هر واکه با استفاده از نرم افزار SPSS روش آماری خی دو به کار گرفته شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشترین خطاهای واکه ای مربوط به واکه های موجود در زبان هوسا می باشد؛ به عبارت دیگر عامل درون زبانی با 13/91  درصد از کل خطاها علت اصلی خطاست. عامل برون زبانی به مقدار 47/7 درصد در رتبه بعدی قرار دارد. خطاهای آموزشی نیز با مقدار 38/1 درصد در مرتبه سوم منشأ خطاها قرار می گیرد. یافته های این پژوهش نشان می دهد اگرچه عامل برون زبانی منشأ بسیاری از خطاهای تلفظ فارسی آموزان است، اما با شیوه های مناسب و کاربردی تر می توان تأثیر عامل برون زبانی را کاهش داد؛ از این رو سؤالات این پژوهش عبارت است از: 1. فارسی آموزان نیجریه ای هوسا زبان در تلفظ کدام واکه ها دچار خطاها می شوند؟ 2. منشأ خطاهای واکه ای فارسی آموزان نیجریه ای هوسازبان چیست.
۵۳۴۳۳.

بررسی داستانها و رمانهای حمیرا قادری در سه دهه اخیر «بر اساس الگوی سه گانه الن شووالتر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۹
این مقاله به بررسی آثار داستانی «حمیرا قادری» نویسنده معاصر افغانستان بر اساس نظریه «الن شووالتر» می پردازد. «شووالتر» منتقد و نویسنده امریکایی، الگوی سه گانه اش را با تحلیل و بررسی ادبیات زنانه کشورهای انگلستان و امریکا و برخی مکانهای همجوار ارائه کرد. «شووالتر» پس از بررسی ادبیات مردم امریکا و انگلستان، نتایج پژوهش خود را به سه مرحله فمنین، فمنیست و فیمیل تقسیم می کند. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد که سیر تحول و خودآگاهی زنانه در داستانها و رمانهای حمیرا قادری براساس الگوی سه گانه «الن شووالتر»، چگونه تبیین می شود. بر مبنای یافته ها دو داستان و یک رمان نویسنده، مؤلفه های مراحل فمنین و فمنیست را دارند. نویسنده با کاربرد ویژگیهای بیان زنانگی و پیوستن به عشق ممنوع، استقلال فکری و هنری رمان «نقر دریای کابل» و داستان «رقص درمسجد»، خود را در آستانه مرحله فیمیل قرار می دهد. آثار او از این مراحل سه گانه عبور کرده است. روند خودآگاهی در داستانهای قادری از گزینش شخصیت های رؤیاپردازِ بدون کنش به راوی مردستیز، حامی هم جنسان و گزینش انزوای فمینیستی مبدل می شود.
۵۳۴۳۴.

تحلیل بوطیقای تصویر در نگاه سوررئالیستی «نیما یوشیج»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، نخستین کسی است که در شعر معاصر به سوررئالیسم، نیم نگاهی داشته است و مؤلفه های سوررئالیسم در برخی از اشعار و تصاویر شعری او قابل ردیابی است. هرچند سوررئالیسم در شعر نیما، جریانی حاشیه ای به شمار می رود، پژوهش حاضر با بررسی مجموعه اشعار نیما به این نتیجه رسیده است که او از نخستین شعرهایش (افسانه و ای شب) تا واپسین آثارش (شب است و ری را) همواره به این مکتب و جریان فکری، متمایل بوده است و برخلاف رمانتیسم و سمبولیسم که در مقاطع خاصی در شعر او بروز و ظهور یافته اند، حضور مؤلفه های سورئالیسم و تصاویر سوررئالیستی در شعر نیما، حضوری مداوم است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و در پی پاسخگویی به این سؤالات است که آیا نیما به سوررئالیسم گرایش داشته است یا خیر و سوررئالیسم در شعر او، جریانی اصلی بوده است یا جریانی فرعی و حاشیه ای. این پژوهش به دسته بندی تصاویر سوررئالیستی نیما در ده گروه پرداخته است که صحت ادعای گرایش نیما یوشیج به سوررئالیسم را اثبات می نماید.
۵۳۴۳۵.

همایون در ایران: مسیر سفر و مدت اقامت (بررسی و تحلیل منابع مکتوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۸۱
با فوت بابر در 937ق/ 1530م پسر ارشدش نصیرالدین محمد همایون بر تخت سلطنت نشست. وی پس از استقرار در دهلی، برای تثبیت حاکمیت خود درگیری‌های سختی با حاکمان زمان از جمله شیرشاه سوری افغان ملقب به بهادرشاه داشت و از طرف دیگر مورد حسادت برادرانش کامران میرزا و عسکری میرزا ، که قصد قتل او را داشتند، قرار گرفت. همایون در سال 951 به توصیه بیرام خان هند را به قصد ایران ترک کرد. از زمان سفر همایون به ایران و بازگشت وی به هند که با کمک شاه طهماسب صفوی مجددا به تخت سلطنت رسید، پانزده سال طول کشید که از این مدت 14 ماه را در دربار صفوی گذراند. همایون از طریق هرات، مشهد و سبزوار روانه قزوین شد و پس از ملاقات با شاه طهماسب و بعد از یکسال و دوماه اقامت در ایران، به یاری شاه طهماسب و از طریق سبزوار و دامغان و بسطام و تربت جام ابتدا قندهار و بعد کابل را تصرف کرد و سپس با سرکوب کامران میرزا به دهلی رفت. وی سرانجام در 11 ربیع الاول 963، در 49 سالگی درگذشت.
۵۳۴۳۶.

مقایسه زبانی، ادبی و اجتماعی قطعه «والی گدا» از انوری با قطعه «اشک یتیم» از پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۷
پروین اعتصامی از شاعران معاصر است اما شیوه شعر گفتن او به سبک شاعران بازگشت ادبی است. او در اشعارش به آثار بعضی شاعران سبک خراسانی چون ناصرخسرو و انوری و برخی شاعران سبک عراقی چون سعدی بسیار توجه می کند و چون  شاعران دوره بازگشت، با الگوبرداری از اشعار شاعران کلاسیک، می کوشد آثاری با همان حال و هوا و محتوا بیافریند. برای نمونه او قطعه «اشک یتیم» را با الگوبرداری از قطعه «والی گدا»ی انوری سروده است. در این پژوهش این دو قطعه را به روش مطالعه، تحلیل متن و توصیف محتوا، از نظر زبانی، ادبی و اجتماعی بررسی و مقایسه کرده ایم. بررسی و مقایسه زبانی، ادبی و اجتماعی این دو قطعه، نشان می دهد که اگرچه پروین در سرودن این قطعه، از انوری الگو گرفته است اما به سبب تصویرپردازی قوی تر، زبان روان تر و پایان بندی منسجم تر، توانسته است اثری تأثیرگذارتر بیافریند. این مقایسه همچنین نشان می دهد که زبان انوری در بیان پند و اندرز در این قطعه بسیار محکم تر، رساتر و تأثیرگذارتر از زبان پروین است. همچنین مواردی از تأثیرگذاری شرایط زندگی شاعر و حوادث سیاسی و اجتماعی دوران معاصر را در شعر پروین اعتصامی می توان دید. در شعر انوری تک گویی بر گفتگو چیرگی دارد در حالی که در شعر پروین چندصدایی و گفتگو را مشاهده می کنیم. همچنین می بینیم که انوری در والی گدا واعظی پیروز است و پروین در اشک یتیم، مبارزی شکست خورده که در پایان کارش، حقانیت کار خود را به چالش می کشد.
۵۳۴۳۷.

تحلیل شخصیت های داستانی با رویکرد نقد روانکاوانه در ترجمه داستان-های کوتاه ولگرد گی دو موپاسان و کوتوله میخائیل نعیمه براساس نظریه آلفرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۵
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمی توان شناخت. روان شناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد می زیستند و شخصیت های اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی»  مهمترین مولفه های نظریه آدلر به شمار می رود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیت های داستان های آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفته اند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بی توجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات می گیرد.
۵۳۴۳۸.

نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر با کاربست نظریه ارتباطی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
رومن یاکوبسن تفاوت نقش های زبانی را حاصل برجستگی برخی از عناصر ارتباطی (فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، مجرای ارتباطی و رمزگان) دانسته و معتقد است هر پیام نقش های زبانی متعددی دارد که معمولاً یکی از آنها برجسته تر است. در متون ادبی، به دلیل پیچیدگی متن، تعدد لایه ها و سیّال بودن نشانه ها، هنرسازه ها علاوه بر ایجاد یا تقویت نقش ادبی و ارتقای فرمی متن، با دیگر نقش های زبانی نیز در تعامل اند و درصورت استفاده هوشمندانه، سبب تناسب و تطابق صورت و معنای متن می شوند. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی، نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر عطار تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که عطار با آگاهی از کارکردهای گوناگون زبان، بین هنرسازه های بدیعی و محتوای اخلاقی عرفانی منطق الطیر تناسب و تعادل برقرار و هنرسازه ها را براساس جوهره و کارکرد ادبی شان، برای بیان مفاهیم خاصی استفاده کرده است؛ مثلا،ً «حسن تعلیل» را برای تبیین مسائل تعلیمی و عرفانی، «مراعات نظیر» را برای ایجاد وحدت موضوعی و انسجام متنی و «متناقض نمایی» را برای تصویرگری ماهیت متناقض تجربه های عرفانی و کشمکش های درونی و برونی عارف به کار برده است. کاربست هنرسازه ها به فراخور موضوع و محتوای حکایات منطق الطیر، زیبایی، تأثیرگذاری عمیق و تعامل و تطابق صورت و معنا را پدید آورده است.
۵۳۴۳۹.

بررسی مؤلّفه های روایت در شش شعر نصرت رحمانی بر اساس دیدگاه «ژرار ژنت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۲
روایت شناسی ریشه در ساختارگرایی دارد و کارکرد اصلی آن بررسی عناصر ساختاری است. «ژرار ژنت» برای بررسی متون روایی طرحی پیشنهاد می کند و گام بلندی در راه اعتلای این علم برداشته است. او در نظریات خود به بررسی سه عامل زمان دستوری، وجه یا حال و هوا و لحن پرداخته است. هدف از نگارش این مقاله بررسی مؤلفه های روایت در شش شعر «نصرت رحمانی» بر اساس دیدگاه ژرار ژنت است. روش تحقیق تحلیلی توصیفی است. نتایج حاصل از بررسی اشعار نشان داد که ترتیب روایت در همه ی اشعار مورد بررسی به صورت خطّی است؛ یعنی، بین داستان و روایت تفاوتی وجود ندارد. روایت داستان ها در همه ی اشعار به غیر از «میعاد در لجن» که شتابی منفی داشت، دارای شتاب مثبت است. بسامد مورد استفاده در روایت، به غیر از شعر «چاقو» که بسامد مکرّر داشت و واژگان و عباراتی در آن تکرار شده است، در دیگر اشعار بسامد مفرد(تک) محور است. به لحاظ وجه در تمامی اشعار کمترین فاصله مشاهده می شود. زاویه ی دید در «فاحشه و ماشه را چکاند» سوم شخص و بیرونی و در دیگر اشعار؛ «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» اوّل شخص و درونی است. دیدگاه در «فاحشه و ماشه را چکاند» کانون بیرونی باز نمود ناهمگن و در سایر اشعار شامل «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» کانون درونی بازنمود همگن است. صدا و لحن نیز در «فاحشه و ماشه را چکاند» خارج از روایت خود و در دیگر اشعار «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» داخل در روایت خود است.
۵۳۴۴۰.

A Study of the Story Hazrat Khidr and Hazrat Musa and the Story Hazrat Ayyub Based on the Criticism of Structuralism and with an Approach to Roland Barthes' Theory of Five Codes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۵
One type of literary criticism that has received attention in linguistic studies in the twentieth century is structuralist criticism. Accordingly, in structuralist criticism, we can examine the meaning of each phenomenon as a set of rules and a holistic view. One of the thinkers who developed new approaches in this field with the help of Ferdinand de Saussure's views is Roland Barthes. The result of Barthes' theorizing is the five codes model, which was published in one of his works called S/Z . Barthes’ five codes model is one of the best models that semioticians use to analyze texts and find the meaning of the text. Since the theory of codes can be used to analyze any type of narrative and story, this study attempts to provide information in a library-based manner and with a narratological approach to conduct a descriptive-analytical study of two Quranic stories. In this regard, we use two interpretive works, namely Kashf al-Asrar and Tafsir al-Tabari and several other literary commentaries, to analyze these two stories. This study shows that the general structure of Quranic narratives can be deciphered only by considering the structure of the text itself and without considering external factors, with the help of Roland Barthes' narrative codes. In addition, it was concluded that Quranic interpretation and the five codes both have a common goal. By going through the primary and superficial layers of the text, one can discover the inner meanings and reach the secondary layers of the text.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان