شیخ اشراق (587-549ق) حکیمی متألّه و فیلسوفی خلّاق است که با دیدگاه عارفانه و جهان شمول خود به بیان مباحث فلسفی و معرفتی می پردازد. چاشنی کلام وی در نفوذ و اثربخشی آن استناد و استشهاداتی است که به آیات قرآن دارد. پژوهش حاضر می کوشد تا با روشی تحلیلی- توصیفی به بررسی یکی از تصنیفات این حکیم الهی موسوم به هیاکل النّور به چگونگی رویکرد قرآنی مصنّف و دریافت های وی از آیات بپردازد و آن را تبیین نماید. برآیند پژوهش آن است که حکمت و فلسفه ی شیخ سهروردی در آثارش بیش از هر چیز از قرآن کریم و معارف اسلامی پایه و مایه گرفته است و اندیشه های متعالی و اساسی وی نیز در این رساله ی کوتاه برگرفته و متأثّر صریح آیات و نیز مضامین قرآن کریم است. بازتاب این تأثیر پذیری ها را به سه شکل گزاره ای، گزارشی و واژگانی می توان دریافت. در تأثیرپذیری گزاره ای، سهروردی به اقتباس و تضمین مستقیم آیات روی دارد و در مجموع به شش آیه از کلام وحی اشاره دارد. امّا بیش ترین رویکردهای قرآنی مصنّف، تدبّر در گزاره های مختلف قرآن کریم و تنوّع کاربرد مضمونی آیات است. این شیوه با عنوان اثرپذیری گزارشی به ترجمه و گزارش و بهره گیری معنایی از آیات اختصاص دارد که به محتوای متن انسجام خاصّی بخشیده است. در نهایت از تأثیر پذیری واژگانی نام برده ایم. دراین روش سهروردی به ذکر ترکیبات و مفردات قرآنی می پردازد و یا ترکیباتی را به کار می گیرد که وابسته ی آن واژه ای قرآنی است
اسرارنامه در کنار دیگر منظومه های عطار با اینکه در عرصه ی عرفان و معارف دینی رازهایی بسیار در خود دارد؛ اما در سایه ی سنگین منطق الطیر چندان که باید موردعنایت نبوده است؛ بااین حال از نگاه دقیق دو تن از استادان بزرگ ادب فارسی؛ مرحوم گوهرین و شفیعی، دور نمانده اند. این دو بزرگ، این متن را تصحیح کرده و شرحی نیز بر آن افزوده اند. هر دو شرح به ویژه شرح شفیعی با اینکه بی تردید حاوی نکات بسیار ارزشمندی هستند و گره از بسیاری از دشواری ها و ابهامات می گشایند؛ اما با کاستی هایی نیز همراهند. این کاستی ها: 1. گاه برخاسته از تفسیر نادرست برخی گره های زبانی یا مفهومی است (30 % موارد)؛ 2. گاه ناشی از غفلت از نکات و گره های شایسته ی توجه است (55 % موارد)؛ 3. و در مواردی حاصل توضیحات کم و ناقص ابیاتی است که نیاز به شرح و توضیح بیشتر دارند (15 % موارد). در این مقاله کوشش شده است تا پاره ای از این کاستی ها موردتأمل دوباره قرار گیرند و در کنار ارائه ی نظر دو استاد، دیدگاه نویسندگان این مقاله همراه مستندات و شواهدی از عطار و دیگران پیشنهاد شود.
نگرشی کوتاه به متون تعلیمی بیان می کند که حکایت های عرفانی بایزید مانند فضای کارناوال پر از تصاویری است که بیانگر براندازی و محو مرزبندی هاست. از ویژگی های کارناوالی، برهم زدن ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده از سوی نهادهای برتری جو است. بدیهی است این هنجارشکنی، شامل نهادهای دینی، فرهنگی، اجتماعی می شود. نگارندگان برآنند تا با استفاده از این نظریه، چند حکایت بایزید را بررسی کنند و روش حکایت پردازی او را که برمبناهای کارناوالی و مبتنی بر میزان مرزبندی میان «خود» و« دیگری» است، بازخوانی نمایند. در این روش، میزان مرزبندی، به کم ترین حد می رسد. بایزید با استفاده از ظرافت های زبانی، تک صدایی حاصل از هنجارهای پذیرفته شده را ریشخند می کند و با تداخل صداها و استفاده از تمام توان واژه ها، هرگونه تک روی را به سخره می گیرد که نتیجه آن محو تمایز ایدئولوژی ها و آفرینش طنز عرفانی است.
همان طور که می دانیم ادبیات شفاهی هر ملت، بهترین بیان کننده باورها و ذهنیات یک ملت و سیاست های حاکم بر ایشان است و تاریخ هر ملتی را، می توان با تأمل در فرهنگ آن ملت، از جمله ترانه هایشان جستجو کرد. ترانه ها و تصنیف هایی که گاه برای تغییر یک حکومت یا یک سیاست، ملتی را متحد کرده اند و یا طبق شرایط سیاسی خاص، متولد شده اند، مانند اشعار و ترانه های دوره مشروطیت که در این دوره وحدت موضوعی و مضمونی، به چشم می خورد و مضامینی چون دعوت به مبارزه، ترسیم چهره بیدادگری و کج فهمی پادشاهان، بیان جنایات مستبدان داخلی و خارجی و شرح خیانت های آنان به مملکت ایران، ستایش آزادی و شهدای آن و القای امید به آینده، دعوت به مبارزه با یاری گرفتن از عناصری چون ارتقای سطح آگاهی مردم و بزرگداشت شهدای راه آزادی. از این رو جلوه های گوناگون ادب پایداری آیینی، ملی و انسانی شکل گرفت. برای شکوفایی این مؤلفه ها، عصر مشروطه سهم بسیاری دارد، به دلیل آنکه آغازگر تحولات نوینی در عرصه سیاسی و اجتماعی و به تبع آن تغییراتی در حوزه فرهنگ و ادبیات کشور همچون دموکراسی بود. در این جستار، سعی بر این است که با بررسی اشعار دوره مشروطه، هماهنگی شاعران و همچنین وحدت موضوعی و مضمونی اشعار را، بررسی نماییم. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی(کتابخانه ای) انجام گرفته است
گفتار قالبی یا گفتار کلیشه ای، جزئی جدانشدنی از هر زبان است. این نوع گفتار با دو ویژگی ایجاز و عمق معنا، مطلب مورد نظر گوینده را به شکلی واضح تر به مخاطب منتقل می کند. همچنین بیشتر در زبان محاوره متجلی می شود و ریشه در جامعه و فرهنگ دارد. یکی از گونه های گفتار قالبی، کنایه است. کنایات به عنوان شناخته شده ترین کلیشه های زبانی، کارکردهای خاص خود را دارند. کنایه در «چرند و پرند» نیز با بسامد بسیار بالا به کار رفته است. بررسی کنایات و کارکرد آن ها در این اثر دهخدا، افزون بر شناخت سبک نویسنده، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز مفید خواهد بود و می تواند زوایای پنهان متن و مفاهیم مخفی مندرج در آن را بهتر نمایان کند. پژوهش حاضر با روش کیفی (تحلیلی-توصیفی) به بررسی کنایه و کاربرد آن در «چرند و پرند» دهخدا می پردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که دهخدا در این اثر، از کنایات زبانی و تصویری، بیشتر استفاده کرده است. بسیاری از کنایات او، نقیضه ای یا با ریشه غیرفارسی هستند و زمینه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی دارند. همچنین این گونه گفتار قالبی، کارکردهای زیادی در اثر مورد بررسی دارد و استهزاء، اعتراض، انتقاد، افشاگری، ایجاز، ترسیم اوضاع جامعه، عینیت بخشیدن به شخصیت ها و نزدیک کردن نثر به زبان مردم از جمله این کارکردهاست.
زبان فارسی سند هویت، معرف و مظهر دستاوردهای اندیشه فرهیختگان ماست. از این رو توجه همه جانبه به تقویت رشته زبان و ادبیات فارسی در همه مقاطع تحصیلی و خصوصا نظام آموزش عالی مورد تاکید قراردارد. بر این اساس این رشته تقریباً در اکثر دانشگاه ها ارائه می شود. بررسی آماری تعداد دانشجویان آن نشان می دهد که بطور کلی در مقاطع ارشد و دکتری تعداد آنان نسبت به یک دهه پیش نزدیک به دو برابر افزایش داشته و در مقطع کارشناسی نیز بطور متناوب با افزایش و کاهش مواجه بوده است و ناگهان در سال های 94 و 95 کاهش شدیدی یافته است. بنابراین در بررسی روند کمی این رشته، این سوال مطرح می شود که آیا در کنار تغییرات رشد کمی، کیفیت این رشته از سطح مطلوبی برخوردار است؟ در این مقاله ضمن بررسی رشد کمی پذیرش دانشجو در رشته های زبان و ادبیات فارسی طی 10 سال اخیر، به معرفی الگوی اعتبارسنجی و اهمیت و نقش آن در بهبود و ارتقای کیفیت نظام آموزش عالی پرداخته شده است. همچنین فراتحلیلی بر روی نتایج گزارش های ارزیابی درونیِ 15 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی انجام شده که نتایج آن نشان می دهد 17 ملاک ارزیابی در سطح مطلوب،34 ملاک در سطح نسبتاً مطلوب و 24 ملاک در سطح نامطلوب قرار دارد. بر این اساس اقدام منسجم جهت ارزیابی و ارتقای کیفیت گروه های آموزشی این رشته ضرورت می یابد. از این رو در پایان مقاله راهکارهایی جهت استقرار نظام مناسب ارزیابی و تضمین کیفیت رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های کشور ارائه شده است.
تصویر که بازتابی از عاطفه و اندیشه شاعر و راهی برای محسوس ساختن مافی الضمیر وی است، هنگامی ارزش بلاغی خواهد یافت که در راستای پروراندن اندیشه و عاطفه سراینده قرار گیرد. در کار هر هنرمندی یک ایده ی مسلط وجود دارد که در لابه لای تصویرها، ساختار و مضمون آثارش حضور دارد. شاعری که اندیشه فردی و خلاقانه دارد، درون مایه ی منسجمی بر آثارش سایه می افکند و این درون مایه در کنار عاطفه ی فردی شاعر، به خلق کلان تصاویر کمک شایانی می کند. در این جستار برآنیم که ارتباط دو سویه ی عاطفه و اندیشه رادر غزل شهریار و سیمین بهبهانی بر محور تصاویر زبانی و خیالی نشان دهیم. با بررسی غزلیات سیمین بهبهانی و شهریار در یافتیم که در ورای همه تصویرها و صورت ها، درون مایه ی ثابتی که رهبری کلیه ساخت ها و تصاویر ذهنی شهریار را بر عهده دارد، عشق فردی است که انتظار و فراق را به نمایش می گذارد و اندیشه مسلط بر اندیشه سیمین، مسائل اجتماعی و عشق و اندوهِ حاصل از آن است که شاعر از عشق و عاطفه فردی فاصله می گیرد و به عشق اجتماعی روی می آورد و دغدغه ی او تصویر مسائل مردم و غم و اندوه آن-هاست.
منظومه هفت پیکر نظامی اثری است بسیار منسجم که ارتباطات معنایی و تناسبات نشانه شناختی گسترده ای در آن مشاهده می شود. مطالعه روایت های نظامی در هفت پیکر نگارندگان را متوجه کرد که میان خرده روایتِ پادشاه سیاه پوشان و کلان روایتِ بهرام گور در کلِ منظومه هفت پیکر تشابه ساختاری و معناداری وجود دارد. از این رو در این پژوهش، گفتمان کنشی این دو شخصیت بررسی، تحلیل و مقایسه شد. بررسی ها حاکی از آن است که هم بهرام گور و هم پادشاه سیاه پوشان متأثر از یک استعاره مفهومی کلان بوده اند که آن را می توان نوعی از زیاده خواهی دانست. هر دو شخصیت برای رسیدن به خواسته های خود کنشی عظیم را آغاز می کنند؛ همچنین این دو کنشگر در مسیر کنش خود جهت رسیدن به خواسته هایشان، طی فرایندی ناخواسته و غیرارادی تحولاتی درونی را تجربه می کنند. البته پادشاه سیاهپوشان و بهرام گور در بهره گیری از تجارب و رهنمودهایی که در طول مسیر نصیبشان می شود، رفتار مشابهی ندارند؛ بنابراین سرنوشتی متفاوت برایشان رقم می خورد : پادشاه سیاه پوشان پس از عروج به سرزمین برتر یا سرزمین خدابانو، به واسطه برخی تابوشکنی ها و خروج از هنجارها، محکوم به هبوط می شود و درعوض بهرام گور با بهره گیری از رهنمودها و کسب آگاهی، سعادت یک سفر معنوی و عروج به عالم معنا نصیبش می گردد.
The current research examines Stephen Greenblatt’s theories on the improvisation of power as well as tyranny in William Shakespeare’s second tetralogy to investigate the complex network of non-violent psychological domination of human being’s mind, by the manipulation of symbolic order through the stages of displacement and absorption. It examines how the Western psychic mobility and its embodiment in empathy and the improvisation of power affect the represented English society in the Medieval era and how the consequential power relationships impact on the ways of ruling the country. The improvisation of power deconstructs the vertical and hierarchical power relations and makes them more diagonal, horizontal or even upward. The represented Medieval English court is a dark labyrinth of conspiracy, intrigue, treason, and complicity. This duality roots in religious fundamentalism of Roman Catholic church. The tension between the two paradigms of court and church causes turbulence and chaos. The result is the absolute submission of the majority through the improvisation of power, which paves the ground for the Machiavellian minority to exert power and gratify their personal self-interest-driven plans, which are mostly tyrannical. Through the improvisation of power, the course of history could change.
لیلی و مجنون یکی از مهم ترین مثنوی های قاسمی گنابادی است که نظیره ای نسبتاً خوب برای لیلی و مجنون نظامی گنجوی قلمداد می شود. این مثنوی برای اوّلین بار توسط دکتر زهرا اختیاری تصحیح شد. کتاب حاضر که انتشارات آهنگ قلم آن را منتشر کرده است؛ همراه با اغلاط زیادی است که در نوشته حاضر به پاره ای از آن ها اشاره می شود. در این نوشتار، فقط به نقد مقدمه و تعلیقات کتاب پرداخته ایم و بحث درمورد متن تصحیح شده را به دلیل مشکلات مستوفای آن به فرصتی دیگر موکول کرده ایم. اشتباهات متعدد مصحح، اشکالات ویرایشی گوناگون، اغلاط چاپی فراوان، تعلیقات و توضیحات نا کافی و گاهی غلط و توضیحات غلط درج شده در مقدمه نشان گر نا استواری و تسامح در این ویراست و ضرورت چاپ دوباره این اثر به شیوه ای محققانه و مدققانه است. x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x
این پژوهش تلاش دارد برگردان های عربی رباعیات خیام را موردنقد و تحلیل قرار دهد؛ ازاین رو، در آغاز به شرح مختصری از زندگی و جایگاه این شاعر و ریاضی دان ایرانی و دیدگاه های مطرح ازسوی خیام شناسان پرداخته است. سپس اثر سترگ او در برگردان نامداران جهان عرب موردبحث قرار گرفته است. در این بخش ابتدا از تاریخچه رباعی، رباعیات خیام، ترجمه و چگونگی ورود آن به جهان عرب سخن به میان آمده، سپس از عوامل اثرگذار پیش روی مترجمان عرب تحت عناوینی چون ایدئولوژی، سپهرِ گفتمان زبان مبدأ و مقصد، قالب های ترجمه، ترجمه از زبان واسطه و سرانجام سازوکارهای مترجمان با آوردن شواهد متنوع بحث شده است. در موضوع ایدئولوژی از تأثیرگذاری ایدئولوژی مترجم و زبان مقصد و در سپهرِ گفتمان از تحول و دگرگونی متن و توفیق یا عدم توفیق مترجم سخن رفته است. پایبندی به قالب اصلی رباعی و یا عدم پایبندی به آن و نتایج حاصل از آن در روند ترجمه و همچنین بهره گیری از زبان واسطه و تأثیرگذاری مثبت و منفی و احیاناً مخرب آن در ترجمه، مانند دیگر موضوعات از جایگاه ویژه ای در این بحث برخوردار است. در این گفتار علاوه بر موارد طرح شده، سازوکارهای شخصی مترجمان و تأثیرگذاری آنان در تصریح، تلطیف، تغییر و حذف به انتقال معنای دریافتی از زبان مبدأ که معمولاً برخاسته از فهم و درک نادرست و یا زبان واسطه و یا اختلاف فرهنگی است به بحث گذاشته شده است. در پایان یادآور می شود که شیوه به کاررفته در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است؛ بدیهی است که برای تبیین و غنای هر چه بیشتر این پژوهش از نمونه های متفاوت مترجمان سرشناس عرب، بهره گیری و درنهایت یافته های این پژوهش به صورت یک جمع بندی به عنوان نتیجه به خواننده این سطور عرضه شده است.
اجتاحت اتجاهات فلسفیة غربیة عدیدة ومذاهب فکریة شتی الفکر المعاصر وغلبت علیها الفوضویة والعدمیة والتشتت. وتسربت هذه الفکرة إلی الأدب العربی الذی ترعرع فی المجتمع الذی تختلف جذوره الثقافیة وفکرته الفلسفیة عن المجتمع الغربی، حیث أدی هذا الأمر إلی تشویه الهویة وإلی نوع من الازدواجیة بین الفئات المختلفة فی المجتمع العربی، ومن ثم جعل المجتمعات الشرقیة فی دوامة أزمة الهویة التی تتمثل بصورة خاصة فی المذاهب الأدبیة التی انبهر بها الأدباء والمثقفون فی مجتمعاتنا الإسلامیة. واعتمدت المدرسة السریالیة بوصفها إحدی هذه المدارس الفکریة علی فکرة الغرب الفلسفیة وثقافته وإیدئولوجیته، قد تلقفها أدباؤنا إما عشوائیاً من غیر وعی بأساسها الفکری واختلاف أرضیتها وإما عن وعی وإثر الانبهار الثقافی أو تشویه الهویة التی ابتلوا به لا شعوریاً علی الهوة الحضاریة بین مختلف البلدان، أو ربما دون الاهتمام بهذه الخلافات بینها. وانطلاقا من هذا؛ یقوم هذا البحث علی أساس منهج وصفی – تحلیلی بدراسة أهم مبادئ هذه المدرسة دراسةً إشکالیةً من رؤیة إسلامیة بغیة تبیین هذه الخلافات الفکریة والثقافیة وإبراز مساوئها علی ضوء الاهتمام بالتراث الفکری والأدبی للحضارة الإسلامیة. وخلص البحث إلی أن هذه المدرسة لا تستطیع أن تؤدی الوظیفة التی یحملها الأدب فی البلدان الإسلامیة کونها مدرسة أحادیة البعد ومادیة عقیمة، قائمة علی أساس آراء فروید النفسیة التی ترید هدم کل شیء دون تقدیم بدیل له.
نویافته هایی در باب مأخذ یک حکایت مثنوی معنوی چکیده بررسی متون ادبی و تاریخی ملل عالم، شاهد یکسانی هایی است که از دیرباز اندیشه ی پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. اگر در خصوص داستان ها به مقوله ی توارد و اقتباس تکیه کنیم، درباره ی همسانی های تاریخی چه باید گفت؟ آیا وقایع تاریخی تکرارشده یا دخل و تصرف تاریخ نگاران و فرضیه ی اقتباس روایی در میان است؟ به هر روی، یکی از مباحث مهم دراین خصوص، بررسی مشابهت ها و تبیین دلایل آن است. در این مقاله، ضمن بررسی یکی از داستان های دفتر اول مثنوی مولوی، با عنوان «پادشاه جهود که نصرانیان را می کشت»، نیز یادکرد مآخذ معهود، به شواهد تازه ای از منابع ادبی و تاریخی دست یافته ایم که در بخش سوم آمده است.
تحلیل جامعه شناختی در میان انواع نگرش های ادبی جایگاه ویژه ای دارد. این روش تحلیل با رویکردی محتوا محور به بررسی رابطه ی اثر ادبی با جامعه ای که متن از آن سرچشمه گرفته می پردازد. چنین تحلیلی از اثر ادبی می تواند به شناخت ساختارهای جامعه و مشکلات موجود در آن کمک کند. در این رویکرد، عوامل محیطی- تاریخی در بیرون از اثر و مؤلفه های اجتماعی بازتاب یافته در آن برجسته می شوند. مقاله ی حاضر سعی دارد با توجه به روش تحلیل جامعه شناختی کلود دوشه، کتاب ابن مشغله اثر نادر ابراهیمی را مورد مطالعه قرار داده و بازتابی که نویسنده از جامعه ی خود ارائه داده است را مورد مطالعه قرار دهد. ازاین رو، عناصرداستانی از جمله درونمایه و نشانه های مختلف اجتماعی و ردپای وقایع تاریخی با استفاده از روش تحقیق تحلیلی- توصیفی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرند.