روضه خلد مجد خوافی که به تقلید از گلستان سعدی در هجده باب نگاشته شده است مشتمل بر حکایات کوتاه، نغز، عبرت آموز، تعلیمی و تمثیلی می باشد. هدف این پژوهش بررسی حکایات روضه خلد از نظر تمثیل است. در این بررسی ابتدا به تحلیل تمثیل در حکایات روضه خلد پرداخته شده است و سپس شخصیت های تمثیلی در این حکایات مشخص شده اند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است. با توجه به بررسی تمثیل در حکایات روضه خلد به این نتیجه دست یافته ایم که نویسنده در بعضی از حکایت ها، از تمثیل برای تأیید و مشخص نمودن مطالب خود بهره برده است که این امر موجب تأثیرگذاری بیشتر بر مفاهیم و مطالب آن شده است و اغلب آن ها را با استفاده از تمثیل های کوتاه بیان می نماید.
زیگموند فروید به عنوان اولین روانشناس مطرح کننده ایده ناخودآگاه به مثابه مخزنی برای ذخیره افکار، امیال، آرزوها و احساسات فروخورده، در تأملات خود از فرایندی روانی با عنوان «فانتزی» یاد می کند که وظیفه اصلی آن کنترل اضطراب ها و تعارض های درونی افراد است. فانتزی هایی که خاستگاه آنها همان امیال و آرزوهای ذخیره شده در ناخودآگاه است و کارکرد اصلیشان نیز انکار واقعیت های بیرونی و فراهم آوردن شرایطی انتزاعی برای ارضای ذهنی این امیال و آرزوها. برخی از این فانتزی پردازی ها به شکل ناآگاه اند و برخی نیز حالتی آگاهانه دارند. یعنی فردی که در واقعیت از برآورده کردن خواسته هایش عاجز می ماند، در عالم رؤیا شرایطی را برای احساس کاذب ارضای امیالش مهیا می سازد؛ همان ترفندی که «طاطا»، شخصیت اصلی رمان «بانوگوزن»، برای خالی کردن خشم خود از آن بهره می جوید. رمان «بانوگوزن» اثر مریم حسینیان ازجمله آثار داستانی معاصر است که پس از انتشار مورد توجه طیف متنوعی از خوانندگان و منتقدان قرار گرفت؛ رمانی که محور اصلی آن فانتزی پردازی های ذهنی شخصیت اصلی در ذهن و البته تأثیرات این نوع فانتزی پردازی در زندگی واقعی او و اطرافیان است. توفیق رمان یادشده در میان مخاطبان و همچنین نگاه ویژه نویسنده به مفهوم فانتزی روانی در طراحی روایت، سبب شد تا در این مقاله که به شکل تحلیلی- توصیفی نوشته شده است، سرگذشت شخصیت اصلی، خاستگاه های گرایش به فانتزی و ویژگی های این فانتزی پردازی و نسبت آن با خشم درونی این شخصیت بررسی و تحلیل شود. نتایج نشان می دهد که خشم منبعث از گذشته پرمسئله «طاطا» در کنار خشمگینی از شرایط بارداری ناخواسته، باعث می شود که او با استفاده از ظرفیت های نمادین گوزن همچون خشم، غیرت، چالاکی، بی رحمی و نرینگی، به تسویه حساب با مقصران شرایط زندگی اش بپردازد؛ خشمی مخرّب که درنهایت آثار منفی اش متوجه خود «طاطا» نیز می شود.
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از شیوه های جدید تحلیل متن است. در این شیوه برای استخراج مناسبات قدرت و ایدئولوژی از لایه های زیرین متن، افزون بر توجه به ویژگی های آوایی و زبانی و ادبی متن، به عوامل بیرون از متن بافت موقعیّتی و فرهنگی و اجتماعی نیز توجه می شود. این پژوهش با هدف یافتن راهبردهای کلامی مطرح در رویکرد فرکلاف در درّه نادره ، تبیین نقش این راهبردها یا الگوهای گفتمانی در شکل گیری سبک خاص متن و یافتن گفتمان حاکم بر کتاب برپایه ویژگی های تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. این مقاله به روش تحلیل محتوا و با شیوه تلفیقی (هم کمّی و هم کیفی) صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش متن کامل کتاب درّه نادره است. نمونه گیری به روش تصادفی سامانمند، انتخاب و حجم نمونه برپایه فرمول کوکران محاسبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد می توان در لایه های زیرین درّه نادره به مناسبات قدرت دست یافت. بررسی درّه نادره ازنظر واژگان، دستور و انسجام نشان داد ویژگی های مدّنظر رویکرد فرکلاف، در چارچوب ارزش های گوناگون صوری در این متن وجود دارد. در سطح تفسیر و تببین نیز نمودهای بافت موقعیّتی و مناسبات قدرت و ایدئولوژی در متن درّه نادره کاملاً آشکار است.
دو مفهوم «دیگری» و «دیگری سازی» از مفاهیم پر بسامد در پژوهش های جدید در ادبیات پسا استعماری است. درونمایه اصلی رمانِ «همه چیز فرو می پاشد»، نوشته چینوا آچبه، آسیب شناسیِ علل عدم موفقیتِ مقاومت فرهنگ بومی آفریقایی در برابر فرهنگ غربی است. هر چند بسیاری از منتقدین، در پرتو نظریه نقد پسا استعماری تلاش کرده اند جنبه ضد استعماری رمان و نقش غربی ها را در اضمحلال جامعه بومیِ آفریقایی برجسته کنند اما مقاله پیش رو بر آن است تا نشان دهد که آچبه با پر رنگ کردن نقش مخرب «دیگری سازی» در درونِ خود جامعه سنتی آفریقایی، آن را از جمله علل مهم مقهور شدن فرهنگ آفریقایی در برابر فرهنگ استعماری غرب معرفی کند. اصلی ترین پایه نظریِ نوشته حاضر، نظریات گایاتری اسپیوک (Spivak)، منتقد هندی تبار است. اسپیوک با نقد نظریات خودمحورانه نظریه پردازانِ پسااستعماری و فمینیسم غربی و همینطور با برجسته کردن مفهومِ «به حاشیه رانده شدگان یا نیروهای جزء» (subaltern)، کمک می کند که بتوان آثار ادبی نویسندگان غیر غربی را با نگاه متناسب با این آثار بررسی کرد، نه صرفاً با رویکرد خودمحورانه غربی. مقاله حاضر با تکیه بر این نظریات تلاش خواهد کرد تا نشان دهد چگونه فرآیند دیگری سازی در درون یک جامعه آفریقایی با ایجاد تفرقه و شکاف در درون این جامعه فرصت مناسبی را در اختیار استعمارگران بیگانه قرار می دهد تا با نفوذ و تاثیرگذاری بر به حاشیه رانده شدگان ارکان فرهنگی و ساختار قدرت تا به طور کامل در اختیار بگیرند.
شمس و طغرا یکی از متون پهلوانی و تعلیمی است که در عصر مشروطه نگارش یافته است. در این کتاب، اشاره به خصلت های عیّاری و توصیف قهرمان داستان با این ویژگی ها در دوره استبدادزده و به دور از اخلاق عصر حاکمیت ایلخانان مغول، قابل ملاحظه و اهمیت است .عیّاران یکی از گروه های اثرگذار در ایران هستند که فضای خفقان جامعه ایرانی و فقر و محرومیت، عامل بنیادی در پیدایش آن ها بوده است. عیّاران به عنوان طبقه ای از مردم چنان اهمیت داشتند که نویسندگان متون ادبی، شرح وقایع و نحوه زندگی آنان را در آثار خویش انعکاس داده اند .در حقیقت، روشنگری و بازنمایی ارتباط کهن عیّاری و جوانمردی با متون تاریخی حماسی و نمایاندن آموزه های اخلاقی این جمعیت می تواند گامی نو و جهت ساز در شناخت هرچه بیشتر آن ها باشد. پژوهش حاضر به صورت توصیفی تحلیلی و با هدف بررسی مضامین عیّاری و جوانمردی و انعکاس آن در داستان شمس و طغرا صورت گرفته است. در ادامه، نویسندگان به دنبال پاسخ به این پرسش هستند که مضامین عیّاری به چه میزان و چگونه در این اثر بازتاب یافته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که مضامین عیّاری و جوانمردی در این کتاب به خوبی انعکاس یافته که این امر نشان از اهمیت این خصایص اخلاقی پسندیده و آمیختن آن با خصلت های دینی و اسلامی در جامعه ایرانی است.
موضوع پژوهش حاضر، ارزیابی نکات مهم در شکل گیری و تحلیل تاریخ نگاری های محلی شبه قاره به زبان فارسی در دوره زمانی( 613-1150 ق) هست. با توجه به فقدان پژوهش مجزا در باب تاریخ نگاری محلی فارسی شبه قاره در مقطع زمانی مذکور، می توان به اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر آگاه گردید. مقاله به روش توصیفی-تحلیلی ؛ وجوه و ویژگی های مهم تاریخ های محلی فارسی در ایالات شبه قاره در دوره زمانی موردنظر را موردبررسی قرار می دهد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که بیشتر این آثار در قالب فتح نامه ها، تاریخ های سلسله ای- محلی و فرهنگ نامه ها تدوین شده اند. مهم ترین علل شکل گیری این آثار نیز توصیه حاکمان منطقه ای و یا سلسله های محلی ، به جهت تبیین موقعیت و اقتدار و نشان دادن قلمرو نفوذ و اقداماتشان بوده است . به همین دلیل عمده گونه های محلی نگاری بر اساس شیوه تاریخ نامه حکومت های منطقه ای نگارش یافته است. سرزمین ایران نیز به جهت آنکه مهم ترین واسطه فرهنگی میان جهان اسلام و شبه قاره بوده بیشترین تأثیر را به لحاظ فرهنگی در این سرزمین داشته است.
دیو موجودی اسطوره ای – افسانه ای در قصه های عامیانه ایرانی است که در باورهای اساطیری ریشه دارد و پرورش یافته اندیشه و خیال عامه است. دیوها روزگاری در شمار خدایان هند و ایرانی بوده اند، اما رفته رفته در باور ایرانیان تنزل یافته اند. جنبه دوگانه برخورد با دیو در ناخودآگاه جمعی مردم تأثیر داشته و شخصیت دیو را در افسانه ها و باورهای مردمی دوگانه یا چندگانه ساخته است. از این روی ریشه دوگانگی یا چندگانگی شخصیت دیوان را باید در باورهای اساطیری مختلف، جنسیت و نوع آنها جست. این پژوهش شخصیت و کنش دیو را از جنبه های مختلف در مجموعه چهار جلدی قصه های ایرانی به شیوه توصیفی - تحلیلی کاویده است. یافته ها نشان می دهد، دیوها با ویژگی های مختلفی در قصه ها ظاهر می شوند و شخصیت آنان همواره ثابت نیست و در قصه های ایرانی کارکردهای متفاوتی دارند که این کارکردها به ترتیب بسامد عبارتند از: مخرب، سازنده، منفعل و متغییر. چهره دیوان در قصه های ایرانی بازتابی از باورهای جمعی و اعتقادات اسطوره ای ایرانی هستند. عشق دیو وآدمی زاد نیز بن مایه ای برجسته در این قصه هاست که کامیابی و وصل با نیروی خیر و ناکامی با نیروی شر فراهم خواهد شد. سرنوشت و سرانجام دیوها نیز متناسب با چهره ها و کنش های آن ها در قصه های مورد مطالعه است.