فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۴۶۱ تا ۳۳٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۵۱ مورد.
بررسی مفهوم «دیگری» در منطق الطیر عطار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
منطق الطیر عطار از منظومه های مهم عرفانی است که می توان آن را بر اساس نظریه ی منطق مکالمه ای باختین و تبیین مفهوم «دیگری» مورد بررسی قرار داد. عطار در پی تبیین جایگاه مرغان به عنوان «من» و سیمرغ یا همان ذات الهی به عنوان «دیگری» است. حرکت مرغان به سوی سیمرغ حرکتی برای شناخت ارزش وجودی خود است که با پشت سر گذاشتن مراحل سیر و سلوک، درکی درست از هویت و جایگاه خود پیدا می کنند. از دیدگاه عرفانی، جهان چیزی جز جلوه ای از ذات الهی نیست و از این رو اعتقاد به مفهوم دوگانه ی «من» و «دیگری» در اندیشه ی عرفانی، امری باطل است. مطابق با این دیدگاه منی وجود ندارد و اگر آدمی چنین تصور نادرستی دارد، به سبب وابستگی ها و تعلقات پیرامونی است و آنچه سیر و سلوک نامیده می شود، در حقیقت راهی است برای رساندن آدمی به شناخت تازه ای از خود و فهم این موضوع که خودی وجود ندارد و هرچه هست، اوست. با توجه به چنین اندیشه ای به هیچ روی گفت وگویی میان من و دیگری شکل نمی گیرد و اصولاً دیدگاه عرفانی، دیدگاهی چندصدا به شمار نمی آید. آنچه در عرصه ی عرفان وجود دارد و شخص عارف با سیر و سلوک خود در پی رسیدن به آن است، نفی من و متجلی ساختن خداوند است و این همان چیزی است که در عرفان توحید نامیده می شود.
دراسة مقارنة بین آراء شفیعی کدکنی وأدونیس النّقدیّة(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ أدونیس وشفیعی کدکنی یعتبران من الشّعراء النّقّاد الّذین استطاعوا تأسیس نظرة جدیدة ممزوجة من النّقد والشّعر بعد استیعابهم أفانین الشّعر العربی والفارسی. والمعروف أنّهما ذوا نزعات وآراء تبدو متشابهة حینا بل متضاربة أحایین أخری. والنّاقدان اهتمّا بالشّعر الحدیث والعکوف علی کشف ملابساته المنطویة علی ماوراء اللّغة الضّاربة جذورها أحیانا فی اللاّمعنی الملتبس علی الکثیر وتحلیل مکوّناته وزنا وقافیة إلی الموسیقی والصّور. کما أنّهما أقبلا علی دراسة الأدب الصّوفی لاحتوائه علی الکمّ الحافل بسمة التّغییر، الإبداع والثّورة النّابعة من صمیمها وجعلاها نصب أعینهما حیث جعلت یختلف أحدهما عن الآخر. أمّا المفارقة بینهما ظاهریّا فتعود إلی إنتمائهما إلی مذهب أدبی یختلف عن الآخر. فشفیعی یلتزم بالشّکلیّة الرّوسیة وأدونیس یحذو حذو الحداثانیین. فهذا البحث یحاول دراسة آراء کلّ من النّاقدین معتمدا علی المنهج الوصفی - التّحلیلی وفق المعاییر الثّلاثة (دراسة الشّعر الحدیث والصّوفیة والمذهب الأدبی) وذلک بإتباع معاییر الأدب المقارن. أمّا من أهمّ حصاد البحث فإنّ شفیعی یکون ملتزما بالصّوفیة الإسلامیة مؤمنا بضرورة حضور الولایة فی التّجربة الصّوفیة، إلّا أنّ أدونیس یبتعد عنها ویقترب من الّتی تشمّ منها رائحة السّریالیّة الوثنیّة، علما بأنّ الأخیر یؤمن بالإمامة لإستمرار النّبوّة. کما أنّ النّاقدین توصّلا إلی العلاقة القائمة بین الشّعر الحدیث وبین الفلسفة والمیتافیزیقیا، إلّا أنّ أدونیس یری أنّ الاهتمام بالوزن خارجی سطحی، أمّا شفیعی فیری فیه تقنیة لتنظیم مدی الحرکات فی الشّعر والتّبئیر والتّضخیم لبعض المعانی. مع أنّ النّاقدین یبدوان مختلفین فی انحیازهما الی المدرسة الأدبیّة إلا أنّهما مندفعان وراء غایة واحدة وهی التّغییر والإبداع فی الشّعر وتغییر فکر الإنسان العربی والفارسی.
دیدارها و یادگارها: یادی از دکتر یوسف میرایروانی
حوزههای تخصصی:
نظریه افتراق زنان و تحلیل آن در رمان هرس نوشته نسیم مرعشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۹)
123 - 142
حوزههای تخصصی:
فمینیست ها تعاریف موجود از «زن» را در سامان های اجتماعی بشری، نه بازشناخت واقعی از او، بلکه شناسایی هژمونی فرهنگ مردانه از زن می دانند و در مقام راه کار، زنان را دعوت به «افتراق و استقلال» می نمایند. نظریه افتراق در دیدگاه های مختلف فمینیستی، تعاریف مختلفی از جوامع مادرسالار و آرمان شهرهای تک جنسیتی تا خلوت گاه های شهودی می یابد؛ اما دستاورد منظور و موعود همه نظریه های پیرامون افتراق، کمک به پاک کردن انگاره ها و باورداشت های معهود از زن است، برای آنکه به هستی شناختی حقیقی از اصالت و عاملیت خود دست یابد. در این مقاله، به روش تحلیل محتوای قیاسی، دلایل و نیز نتایج حاصل از استقلال زنانه موجود در رمان هرس را براساس نگرش های فمینیستی ارائه شده در باب نظریه افتراق بازجسته ایم. آنچه از این جستجو به دست آمد اینکه: اگرچه استقلال زنان در رمان هرس شباهت به نوعی تنبیه یا تبعید خودخواسته دارد، اما حداقل در مورد شخصیت اصلی داستان، نوال، منجر به رسیدن به خودباوری، استقلال، آرامش، عاملیت و هماهنگی و اتحاد با عناصر هستی گشته است که ناشی از نوعی سفر شهودی در خود است، یعنی همان چیزی که نظریه افتراق به آن توجه دارد.
مآخذ ابیات عربی مرزبان نامه
بیست سال ادبیات کودک و نوجوان پس از انقلاب را چگونه ارزیابی می کنید؟
حوزههای تخصصی:
از هنر آوانگارد تا تصویرسازی دیجیتالی / کولاژ در کتاب های مصور نوردیک
حوزههای تخصصی:
نقدی بر ساختار اشعار قیصر امین پور
منبع:
شفای دل سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
51 - 75
حوزههای تخصصی:
ادبیات، اعم از نثر و نظم همه آنها به صورت منسجم و یکدست نیستند، بلکه برخی در مرتبه عالی، برخی متوسط و بعضی نیز ضعیف اند و همین موضوع اندیشمندان سخن سنج را بر آن داشته است تا به نقد سره و ناسره آن بپردازند و نقد ادبی آن است که به ارزش و اعتبار آثار ادبی پرداخته شود و نیک و بد آن در معرض دید خوانندگان آن آثار قرار گیرد. با این بیان می توان فهمید که یک اثر ادبی، به ویژه شعر، آن است که منتقد با نگرش عمیق و دقیق، عبارات و مضامین آن را ارزیابی کند. در نقد ساختاری، اجزای یک سروده را نباید به صورت کیبعدی بررسی کرد، بلکه باید در مقوله های آوایی، لغوی و نحوی نیز تجزیه و تحلیل نمود و در بررسی آوایی به ساختار وزن، قافیه، ردیف و موسیقی کلام و معنی شعر نیز توجّه ویژه کرد. با این توصیف بررسی ساختار شعر، امکان پذیر نیست جز آنکه در پرتو تصویرهای خیالی انجام گیرد. شعر قیصر امین پور، شاعر دردآشنای پس از انقلاب نیز در همین راستا گام برمی دارد. ویژگی های شعر امین پور عبارتند از: ستایش و عشق، تصویرسازی های زیبا، مذهب اعتراض، غمگنانه بودن، تکرار و بازی با کلمات، به کارگیری تلمیحات، هنجارگریزی دستوری و واژگانی، نارسایی وزن و موسیقی، حشوگویی و سروده های سست و کم ارزش، ادبیات کودکانه، تتبع از شاعران دیگر، استفاده از واژه های عامیانه و بهره گیری از آرایه های شعری از قبیل: تشبیه، استعاره، جناس، پارادوکس یا تناقض نمایی، غلوّ، مراعات نظیر، ساختار آوایی، ترکیبات نو، تضاد، تمثیل و غیره.
انجمن ادبی فرهنگستان ایران
حوزههای تخصصی:
تلبیس ابلیس
حوزههای تخصصی:
امیر مسعود سعد سلمانی همدانی 6
منبع:
ارمغان ۱۳۳۰ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
پیرامون فرهنگ عامه ایران
حوزههای تخصصی:
شرح اشارات حافظ
حوزههای تخصصی:
کمال خجندی
حوزههای تخصصی:
داستانویسی ایران در سال 1377 (3)
منبع:
بخارا بهمن ۱۳۷۹ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی: