فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۳۲۱ تا ۲۶٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
جست و جو در اصل کلمه کرمانشاهان
حوزههای تخصصی:
زندگی، مرگ و دیگر هیچ (نگاهی گذرا به روایت «مرگ» در ادبیات کودک و نوجوان)
حوزههای تخصصی:
خوانندگان و نوازندگان محلی، حافظان ترانه های ملی (1) (شمال و غرب ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
قصه، قصه گم شدن در نشانی است (سیری در ادبیات کودک تاجیک)
حوزههای تخصصی:
نگاهی به یادداشت های انتقادی استاد فرزان بر کلیله و دمنه مصحح مینوی
حوزههای تخصصی:
توضیح جمع آورنده مقالات
منبع:
گلچرخ آذر ۱۳۷۶ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
تیرماه - پاییز تازیکان
اقبال و فرهنگ اسلامی
خانواده ما حرفی از سر درد (بررسی مجموعه داستان خانواده ما . ی . میاندوآبی)
حوزههای تخصصی:
بررسی عناصر عامیانه در داستان نوش آفرین نامه
حوزههای تخصصی:
داستان عامیانه ی نوش آفرین نامه،یکی از رمانس های فارسی است که احتمال می رود زمان کتابت آن مربوط به دوره ی قاجار باشی. این رمانس،اطلاعات ارزشمندی از اوضاع فرهنگی و اجتماعی زمان خود را در اختیار خواننده قرار می دهد. نظام اداری مانند ولایت دادن شاه به شاهزادگان دختر و پسر، آیین هایی همچون آذین بستن شهر به مناسبت های مختلف، آیین های اعتقادی مانند اذان و اقامه خواندن در گوش نوزاد، اعتقاد به جبر و تقدیر، توکل، شکرگزاری، توسل به ائمه و ..... آداب اجتماعی مانند سپردن طفل به دایه، پوشیدن لباس سیاه برای عزاداری و ..... در این داستان با بن مایه های اساطیری و کهن الگویی به گونه ای تلفیق می شود که برای مخاطب درک دیو و سحر و جادو و اعتقاد به طلسم و باز کردن آن، در کنار اعتقادات اسلامی، مضحک و تمسخرآمیز نمی شود.وجود عناصر خارق العاده و فراطبیعی، خرافات و باور های خرافی در این داستان نشان می دهد رمانس از زمان پیدایش که با داستان سمک عیار آغاز می شود تا زمان شکل گیری و کتابت داستان نوش آفرین نامه سیر نزولی داشته است. روش ما تحلیلی- توصیفی و استفاده از کتابخانه بوده است.
نقد و بررسی برخی از حکایت های بازنویسی شده عطار برای نوجوانان
حوزههای تخصصی:
متون عرفانی مفاهیم و پیام های ارزشمندی برای کودکان و نوجوانان در بر دارند. بازنویسی خلاق این متون می تواند کودکان و نوجوانان را با مطالب مهم عرفانی آشنا سازد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی برخی از حکایات عطار نیشابوری با متن بازنویسی شده آن از مجموعه بازنویسی های مهدی آذریزدی برای شناخت اصول مهم یک بازنویسی خلاق است. روش پژوهش به صورت تحلیل محتوا و اسنادی است. با مطالعه حکایت ها از متن اصلی و تطبیق آن ها با متن بازنویسی شده به بررسی آن ها از منظر عناصر داستان و شیوه های مناسب بازنویسی پرداخته شده است. نتایج نشان داد که آذریزدی با تغییر درون مایه عرفانی و تبدیل آن به درون مایه اخلاقی به دنبال آشنا کردن کودکان با متون عرفانی بوده است. افزایش تعداد شخصیت ها، افزایش عنصر کشمکش و گفت وگو، گسترش فضاها و حوادث فرعی و تغییر عنوان داستان ها از مهم ترین تکنیک هایی است که آذریزدی برای بازنویسی ها در نظر داشته است. ارائه درون مایه داستان به شکل مستقیم و عدم توجه به عنصر تعلیق از جمله نقاط ضعف بازنویسی های آذریزدی است.
خوانشی از یک «بازخوانی» بررسی و نقد کتاب نقد و نظریه های ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید عنوان کتاب نقش مؤثری در جلب نظر مخاطبان دارد؛ مخاطبانی که در نخستین صفحه های کتاب در جست وجوی دلیل پیدایش آن اند. هدف ها و پرسش هایی که نویسنده در این صفحه ها مطرح می کند به نحوی ذهن خواننده را درگیر خود کرده و او را بیش تر به خواندن کتاب ترغیب می کند. گاهی این ترغیب با نوعی حس شگفتی و تحسین نیز در هم می آمیزد، زیرا نویسنده موفق شده است طبقه بندی ها و ساختارهای قوام یافته ذهن خواننده را با نوعی آشنایی زدایی در هم بشکند. کتاب نقد و نظریه های ادبی معاصر از این گونه کتاب هاست؛ زیرا به نظر می رسد مؤلفش در نظر دارد، در کتابی با حجم بسیار کم، به نحوی جامع و کامل طیف گسترده و گوناگونی از موضوعات را معرفی کند، به چندین هدف دست یابد و هم زمان به پرسش هایی پاسخ دهد که با این اهداف مناسبت چندانی ندارند. نوشته پیش رو بر آن است تا با مطالعه سطح های گوناگون این کتاب، افزون بر بررسی میزان دسترسی نویسنده به هدف هایش و پای بندی به قرارداد خوانش، نحوه پاسخ گویی او به پرسش ها و درجه اعتبار پاسخ ها را نیز بسنجد.
سه شاخه ی یک درخت برومند
پژوهشی در معانی واژة «فرش» در اشعار عطار، صائب و بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از خاطرات ارنبورگ
اسطوره خودمرکزی (با تأکید بر نمونه های آن در اساطیر و ادبیاتِ ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره خودمرکزی از مباحثِ جهان شمول است که در اساطیر ایران هم نمونه های آن به وضوح قابل مشاهده است. بر اساسِ این عقیده اسطوره ای، همه اقوام تلاش می کنند خود و داشته های خود را نخستین، بزرگترین، بالاترین، بهترین، و ... معرفی کنند و تمام داشته های دیگران را در رده های پایین تر از آنِ خود جای دهند. به عبارت دیگر خود را اصل و دیگران را فرع، و یا خود را مرکز و دیگران را حاشیه قلمداد کنند. در این مقاله، ابتدا به 17 مورد از نمونه هایِ این اعتقاد اسطوره ای در اساطیر و ادبیاتِ ایران اشاره شده است. مثلاً آنان سرزمینِ اولیه خود «ایرانویج» را از نخستین و بهترین سرزمین ها می دانند که نخستین انسان ها در آن به وجود آمده اند؛ «البرز» کوهِ اساطیریِ خود را کوهی می دانند که گرداگرد زمین را فراگرفته و تا فلکِ خورشید کشیده شده است، و ... . در بخش دوم، به سرچشمه ها و پیامدهای حاصل از این اسطوره اشاره شده است. به نظر می آید این اسطوره از عواملی مانند کمال گرایی (نهایت اندیشی)، باورهایِ دینی، ملکوتی بودنِ انسان، نمادسازی، خودبزرگ بینی، تجارب گذشته و عادت ها، جهان بینیِ محدود، خودِ آگاه و ناآگاه، گشایشِ عقده های حقارت، رازِ تنازعِ بقا، و اصلِ جاذبه عمومی سرچشمه می گیرد؛ و واقعی پنداشتنِ چیزهای غیر واقعی، قهرمان سازی، توتم سازی، محدودیت حق انتخاب، سالاریت (رئیس سالاری، پدر یا مادر سالاری، ...)، افزایش خوی استکباری، حماسه سازی، قوم سازی، و مواردی مانند این از آثارِ آن است.