حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه از سنایی غزنوی، یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین منظومه های صوفیانه در ادب فارسی است که تا امروز چند بار تصحیح و شرح شده است؛ اما هیچ کدام از شرح ها و تصحیحات این اثر جامع و به دور از لغزش نیست. مسئله تحقیق در این جستار آن است که چه ابیاتی در حدیقه به آیات و احادیث اشاره دارد و شارحان در شرح های نوشته شده توجهی به آن نداشته اند؛ همچنین کدام ابیات به تصحیح نیاز دارد. در این پژوهش، نسخه تصحیح شده محمدتقی مدرس رضوی اساس قرار گرفت. سپس با توجه به محور افقی و عمودی ابیات و دقت در ابیات همگون یا تحریرهای متفاوت از یک بیت و نسخه بدل ها، برای بعضی واژه ها که نادرست می نماید، صورت های مرجحی پیشنهاد شد؛ همچنین برخی از ابیاتی شرح شد که به آیه یا حدیثی اشاره دارد.
چکیده ناصرخسرو ازجمله شاعرانی است که به سبب نگاه ویژه و ایدئولوژی متفاوتش همواره مورد توجه دوستداران شعر کلاسیک فارسی بوده است. نگارندگان بر این باور هستند که آشنایی با نگرش ناصرخسرو و شناخت جهان شعری او از دریچه تحلیل زبانی آثار وی میسر است، ازاین رو در این گفتار به تحلیل دستوری سبکی افعال سی قصیدة آغازین دیوان ناصرخسرو پرداخته اند. پرسش هایی که این مقاله درصدد پاسخ دادن بدان هاست عبارت است از: افعال به کار رفته در قصاید ناصرخسرو دارای چه ویژگی های دستوری است؛ بسامد ویژگی های افعال در قصاید ناصرخسرو چه ارتباطی با دیدگاه و سبک وی دارد و تکرار این ویژگی ها نشان دهندة چیست. برای پاسخگویی به این پرسش ها افعال سی قصیدة نخست دیوان ناصرخسرو استخراج و ویژگی های دستوری آن ها توصیف شد؛ سپس اطلاعات به دست آمده به شیوه توصیفی تحلیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد بیشترین شخص به کاررفته در افعال قصاید، دوم شخص مفرد است که برخاسته از ماهیت تبلیغی شعر ناصرخسرو است. از نظر زمان، پرتکرارترین افعال فعل های زمان مضارع اخباری است که پیوند مستقیم شاعر با موضوع کلام را نشان می دهد. وجه غالب افعال قصاید، اخباری با صدای دستوری فعّال است که برخاسته از ماهیت تبلیغی و متعهد شعر ناصرخسرو است.
نیایش به عنوان آسان ترین راه گفتگوی دوسویه انسان با خدا، از جمله ارکان و اجزای مقوم تمامی ادیان درطول تاریخ بوده است. بررسی ستایش ها و نیایش های رسمی ادیان مختلف نمایانگر نظام فکری، دینی وشرایط و نیازهای فردی و اجتماعی دینداران در اعصار گونه گون است.
این جستار به بررسی توصیفی و آماری همه نیایش های گات ها (کهن ترین اثر مکتوب بازمانده ایرانیان)، می پردازد. مجموعه ای منظوم که امروزه به باور بیشینه پژوهندگان، تنها بخش اوستاست که سخن زرتشت است، درحالی که دیگر بخش های اوستا در ادوار بعد تدوین شده است.
بیشترین خواهش ها و خواسته ها در گات ها، رواج راستی و سرکوبی دروغ، رهایی زمین و جاندارانش از ستم و خشم و بیدادگری، داشتن زندگی آرام و شاد، جامعه ای آباد و در نتیجه رسیدن به کشور مینوی جاودانی اهورامزدا (فردوس) و پاداش و بخشایش جاودانی در روز داوری پسین است.
بررسی درونمایه نیایش های گات ها نشان می دهد که مخاطب زرتشت به ترتیب مزدا، اهورا، اردیبهشت، مزدا اهورا، بهمن، سپندارمذ، اهورامزدا و شهریور است و او دربسیاری موارد ضمیر جمع را به کار می برد. سبک بیان زرتشت این انگاره را تقویت می کند که زرتشت همچنان که واژه های مزدا، اهورا، اهورامزدا و مزدا اهورا را برای اشاره به موجودی واحد اطلاق می کند، امشاسپندان نیز همگی فروزه ها و اوصاف خدای واحدند.
این پژوهش آماری نشان می دهد که درخواست های مینوی (غیر مادی)، دو سوم خواسته های گیتیک(مادی) است و زرتشت تقریباً به یک اندازه برای خود و برای دیگران دعا کرده است.
«شخصیت های قهرمان» از عناصر کلیدی هر گونه ی داستانی به شمار می روند که با رفتار، گفتار و پندار خود کنش های داستان را پدید می آورند. در «رئالیسم جادویی» شخصیت های قهرمان ویژگی-های منحصر به فرد این گونه ی داستانی را به خوبی در خود بازتاب داده اند. بدین روی در رمان«صد سال تنهایی» اثر گابریل گارسیا مارکز به عنوان شاهکار این سبک و رمان «اهل غرق» اثر منیرو روانی پور به عنوان یکی از برجسته ترین رمان های رئالیسم جادویی در ایران، قهرمانان ، مهم ترین مؤلفه ی این سبک یعنی درهم آمیختگی واقعیت تاریخی و اجتماعی با افسانه ها، باورها و آداب بومی و قومی را در خود نشان داده اند. علاوه بر این، ویژگی های دیگری در وجود این شخصیت ها یافت می شود که دراین جستار با شیوه ی تطبیقی، نگارندگان دوازده مولفه ی آنها را بدین شرح مورد بررسی قرار داده اند:کوچ و جابجایی قهرمانان، نقش رهبریّت در بین قهرمانان ، قدرت پیش گویی در قهرمانان، توالید و تناسل جادویی بعضی شخصیّت ها و قهرمانان، نقش شخصیّت های بیگانه در آگاهی قهرمانان از جهان بیرون، جدال و کشمکش بین قهرمانان، عشق، هوس، نفرت از عشق و هوس در بین قهرمانان، تبعات حاصل عذاب وجدان از مرگ قهرمانان، بیزاری از صنعت و تکنولوژی و پای بندی به حریم سنتی خانواده در بین قهرمانان، روحیه مبارزه طلبی و آزادی خواهی در بین قهرمانان، تجلّی شخصیّت ها در یکدیگر در نسل های متوالی، تراژدی در مرگ قهرمانان. با تحلیل تطبیقی این ویژگی های مشابه می توان بازتاب چهارچوب و سبک نویسندگی مارکز در صد سال تنهایی را بر قلم روانی پور در اهل غرق آشکار کرد.