اشعار خاقانی شروانی به همراه شاعرانی از پیچیده ترین اشعار زبان فارسی است. یکی از ویژگی های بارز شعر او دقت و وسواس خاصی است که شاعر در انتخاب الفاظ و کنار هم چیدن آنها دارد. به طوری که در نگاه اول این نکات از دید خواننده پوشیده خواهد ماند؛ از این رو دقتی خاص و کوششی مضاعف لازم است تا تمام نکات پنهان و زیبایی های ادبی و فنی آن بر خواننده نمایان شود. در بیتی از خاقانی (به پنج انامل به فتح باب سخن/ ز هفت کشور جانم ببرد قحط و وبا) روابط عمیق بین کلماتی مثل «پنج انامل» ، «فتح باب» ، «قحط» و «وبا» وجود دارد که در شرح ها به آن توجهی نشده است. فتح باب اصطلاحی نجومی در بارش باران و پنج انامل گیاهی در دفع وباست. که توجه به آنها معنای بیت را روشن و کامل می کند. البته خاقانی این موارد را با معنای ایهامی به کار می برد که خود جلوه های دیگری جلوهد را با معنای ایهامی به کار می کنندة هوا و دافع وبا ستاز زیبایی کار اوست.
نات ورالیسم ادب ی ب ه تشری ح اوضاع کلی شخصیت در رمان، در بستر شرایط جبری «زمان» و «مکان»، «وراثت» می پردازد. این مکتب یکی از مکاتب مهم ادبیات داستانی ایران به شمار می رود. فیروزه گل سرخی از نویسندگان دهه های متأخر است که به شی وه ناتورالیستی و عینی به روایت داستان می پردازد. برخی از آثار او به جهت بیان بی پرده زشتی ها، تأثیر محیط و لحظه، توصیف مشمئز کننده فقر، وجهه ناتورالیستی دارند. بنابراین، نگارندگان با توجه به این خصوصیات بر خود ضرورت دیدند که کتاب من یک سایه ام و چند داستان دیگر او را به شیوه تحلیلی - استنباطی مورد بررسی قرار دهند. پس از بررسی مشخص شد که مضمون سه داستان کوتاه، رؤیای بعد از ظهر نیمه تابستان، من یک سایه ام و مستأجر، مطابق با مضامین داستان های ناتورالیستی بوده و مؤلفه ها ی آن در این سه داستان حضور گسترده ای دارد. معرفی هجده مؤلفه ناتورالیستی به همراه تحلیل شاهد مثال هایی از داستان های مذکور و تشخیص مؤلفه های پربسامد از مهم ترین دستاوردهای این پژوهش است. همچنین گل سرخی توانسته است که از طریق همسو کردن مؤلفه های «عنوان بی پرده مسائل جنسی» و «زشت نگاری» با فرهنگ و معیارهای جامعه اسلامی، آنها را بومی سازی کند.
بر اساس مکتب فراتاریخی می توان هر نظام اندیشه گانی را با نظامی دیگر مقایسه کرد، به شرطی که حول یک محور مشابه شکل گرفته باشند. بر همین اساس در این مقاله نشان می دهیم که با وجود تفاوتی که میان اندیشة خیّام و نظام اندیشه گانی بودیسم وجود دارد، می توان نظام اندیشه گانی خیّام را در چهارچوبِ چهار حقیقتِ شریف بودیسم تحلیل کرد. زیرا اندیشة محوری هر دو نظام فکری صیرورت یا نپایندگی است. صیرورت و نپایندگی، حقیقت شریف اوّل و حقیقت رنج است. اما این صیرورت فی الذاته نه در اندیشة بودا و نه در اندیشة خیّام بد و تناقض آفرین نیست؛ بلکه هنگامی این رنج خود را آشکار می کند که انسان به امور نپاینده و گرفتار در چرخة صیرورت دل می بنندد. این دومین حقیقت شریف است. رنج در هر دو نظام اندیشه گانی به تناقضی معطوف است میان دلبستگی و عطش به بقای در عالم و نظام نپاینده و بی ثبات عالم. اصلی ترین راه حل در هر دو نظام فکری، حضور در لحظه و زندگی در حال با آگاهی تمام عیار است، این حقیقت شریف سوم و چهارم است. گرچه حضور در لحظة بودیسم با خیّام از جهاتی مانند آگاهی و مراقبه متفاوت است.
شعر دفاع مقدس، رمزها و تمثیل های فراوانی را به نمایش می گذارد. برخی از این تمثیل ها، ریشه ای تاریخی- مذهبی دارد که با فضای جنگ و معنویت موجود در آثار این دوره متناسب است. تمثیل پرواز که جهت اشاره به شهادت به کار رفته است، یکی از بدیع ترین بخش های رمزپردازی شعر این دوره است. تمثیل و رمز پرواز، بیانگر عروج روح پس از مرگ به عالم بالا و نور است. این تمثیل عرفانی- اساطیری، در شعر دفاع مقدس بازآفرینی شده و صرفاً جهت بیان شهادت به کار رفته است.
سبک شناسی، دانشی است که تلاش می کند از یافته های علوم مختلف، مانند بلاغت، تاریخ ادبیّات، زبان شناسی و... بهره گیرد. این دانش، در روند بررسی و تحلیل متن، از خردترین لایه که آواهای متن باشد، آغاز می کند و در نهایت سعی می کند به سطح فکری متن برسد. یکی از مهم ترین روش هایی که شاعران معاصر از آن بهره می گیرند، گرایش به سنّت و بهره گیری از آن، جهت غنا بخشیدن به اثر خویش است. از جمله مهم ترین بخش سنّت، میراث صوفیه است که به خاطر دارا بودن ویژگی چندمعنایی – چه در متون صوفیانه و چه شخصیّت های صوفیه - یکی از توانمندترین ابزارهای موجود برای آفرینش تصویر شعری است. حسین بن منصور حلاّج نیز یکی از این شخصیّت های چندمعناست. این مقاله، سعی دارد تا با بررسی سبک شناختی دو شعر از ادونیس و شفیعی کدکنی، در سطوح زبانی، ادبی و فکری، تصویر و خوانش متفاوتی را که این دو شاعر از حلاّج ارائه می دهند، آشکار سازد. بر این اساس، مشخّص می شود که حلاّج برای ادونیس، اسطورة رستاخیز و ولادت مجدّد و برای شفیعی، اسطورة پایداری و مقاومت در برابر نظام ستمکار پهلوی است؛ افزون بر این، در پژوهش حاضر، در تحلیل شخصیّت حلاّج از روش یونگ نیز بهره گرفته است.
در ادیان مختلف بسته به نگرش آن ادیان به آخرت شناسی و فرجام روان فرد درگذشته، آیین های گوناگونی در پیوند با مرگ برگزار می شود که یکی از مهمترین آنهاسوگواری است. آیین سوگواری هم کارکردی این جهانی (آرامش بخشی به بازماندگان) و هم کارکردی آن جهانی (سعادت بخشی به روان فرد درگذشته) دارد. این کارکردها در مورد سوگواری در دین هندویی نیز صادق است. لذا با توجه به موضوع حاضر، این نوشتار در پی آن است که اهمیت و جایگاه مرگ و فرجام روان فرد درگذشته از رهگذر برگزاری این آیین ها نزد پیروان دین هندویی را نشان دهد. بر این اساس موضوعات ذیل مورد بررسی قرار می گیرند: شعایر مربوط به پس از مرده سوزی؛ آداب بازگشت به خانه؛ مرحله دوم مرده سوزی یعنی گرد آوری بقایای جسد سوزانده شده و سوزاندن مجدد آنها؛ برگزاری آیین شرادا (ترحیم) و مدت سوگواری. در نتیجه می توان گفت که برگزاری مفصل و دقیق آیین های مربوط به مرگ، علاوه بر آرامش بخشی به بازماندگان، نشان دهنده جایگاه و اهمیت جهان پس از مرگ و اهتمام پیروان دین هندویی به تأمین سعادت روان فرد درگذشته از رهگذر برگزاری آیین های سوگواری است. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای شیوه کتابخانه ای انجام پذیرفته است.
داستان سارای یکی از افسانه های معروف آذربایجان است که در آن قهرمان داستان با تکیه بر نیروی عشق، تدبیر شجاعانه ای اندیشید که همین اراده او را در زمره اسطوره های معروف آذربایجان قرار داد. اسطوره شناسی بخشی از دانش گسترده نشانه شناسی است که هدف آن یافتن اندیشه نهفته در اساطیر و شالوده فرهنگ یعنی باورها، ارزش ها و روحیات هر قوم است. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه نشانه شناسی بارت (1392) و شیوه تحلیلی – استنباطی، اسطوره سارای را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و به نتایجی دست یافته است. براساس یافته های پژوهش، تأمل در عناصر اسطوره ای نهفته در لایه های زیرین این داستان همانند وفاداری، شهامت، پاکدامنی و آزادگی قهرمان آنکه در پایان داستان با سپردن جسم خویش به آرپاچای خود را جاودانه کرد، راز ماندگاری اسطوره سارای بوده و مبین فرهنگ و روحیات مردم این منطقه است و نشان می دهد که چطور برخی باورها در داستان تقویت شده و متعالی جلوه داده می شوند و چگونه برخی باورها تضعیف می گردند.
انسان شناسی و مفهوم انسان در کنار مفهوم خدا و جهان، یکی از مفاهیم بنیادی اندیشه ی بشری است. خدا، انسان، جهان، سه محور اساسی اندیشه بشری است که در طول تاریخ و در همه جوامع، پرسش های مهم درباره آنها مطرح شده و تمام تلاش فکری بشر، متوجه این سه کانون و یافتن پاسخ های مناسب برای پرسش های مربوط به آن است. مساله ارتباطات چهارگانه (رابطه انسان با خدا، خود، دیگری و طبیعت) در ادبیات داستانی به دلیل نوع، وضع و حال انسان معاصر به گونه ای بازتاب یافته که در ادبیات گذشته ما وجود نداشته و اگر هم بوده از جنس دیگری بوده است. در این پژوهش نویسنده ضمن اذعان به دامنه و گستردگی بحث حاضر در ادبیات داستانی معاصر، سعی کرده؛ این موضوع را در مجموع آثار یکی از نویسندگان پرمخاطب (مصطفی مستور) بررسی و تحلیل کند. او نویسنده ای است که در اغلب داستان هایش انسان هایی گرفتار در یک برزخ تمدنی را توصیف می کند و خدامحوری و تلاش برای کشف خویش، معنا و خداوند دغدغه ایی است که مبنای اصلی داستان های او را در بر می گیرد و کشف این رابطه است که مبنای زیستن و درک «معنای زندگی» در آثار او را جهت می دهد. در این پژوهش سعی شده مسائل چیستی انسان و روابطش با خدا، خود، دیگران و طبیعت، در مجموعه آثار مصطفی مستور بررسی و تحلیل شود.
بی تردید عنوان کتاب نقش مؤثری در جلب نظر مخاطبان دارد؛ مخاطبانی که در نخستین صفحه های کتاب در جست وجوی دلیل پیدایش آن اند. هدف ها و پرسش هایی که نویسنده در این صفحه ها مطرح می کند به نحوی ذهن خواننده را درگیر خود کرده و او را بیش تر به خواندن کتاب ترغیب می کند. گاهی این ترغیب با نوعی حس شگفتی و تحسین نیز در هم می آمیزد، زیرا نویسنده موفق شده است طبقه بندی ها و ساختارهای قوام یافته ذهن خواننده را با نوعی آشنایی زدایی در هم بشکند. کتاب نقد و نظریه های ادبی معاصر از این گونه کتاب هاست؛ زیرا به نظر می رسد مؤلفش در نظر دارد، در کتابی با حجم بسیار کم، به نحوی جامع و کامل طیف گسترده و گوناگونی از موضوعات را معرفی کند، به چندین هدف دست یابد و هم زمان به پرسش هایی پاسخ دهد که با این اهداف مناسبت چندانی ندارند. نوشته پیش رو بر آن است تا با مطالعه سطح های گوناگون این کتاب، افزون بر بررسی میزان دسترسی نویسنده به هدف هایش و پای بندی به قرارداد خوانش، نحوه پاسخ گویی او به پرسش ها و درجه اعتبار پاسخ ها را نیز بسنجد.
از نخستین پژوهش های ادب تطبیقی در ایران به سال 1330ه.ش تاکنون، مقاله های زیادی در پیوند بین آثار ادبی ایران با سایر ملل جهان، نوشته شده است. در تبیین وضعیت و جایگاه مطالعات انجام یافته و یافتن موضوعات تازه و آگاهی از آبشخورهای فرهنگی و زمینه های شکل گیری آثار ادبی و آگاهی از سهم اثرگذاری و اثرپذیری و مشابهت و همسانی بین مفاهیم ادبی آثار، پژوهش های جامعی انجام گرفته است که در این جستار به تحلیل موضوعی مقاله های ادب تطبیقی در ایران پرداخته می شود. این پژوهش نشان می دهد در چه ساحت ها و زمینه هایی با فراوانی مقاله ها و یا تکرار مطالب مواجهیم و در چه زمینه ها و موضوعاتی می توان پژوهش های تازه انجام داد.
در این مقاله به دیدگاه زبان شناسان روس و تاجیک در بررسی مسئله اصطلاح شناسی و تاریخچه شکل گیری روش های زبان شناسی در پژوهش اصطلاحات و تاریخچه کاربرد واژه «اصطلاح» و «کلمات تخصصی» پرداخته شده است. نویسندگان مقاله با بیان اینکه مطالعات متعددی در زبان های گوناگون به بررسی سیستم های اصطلاحات و درک ویژگی ها و جنبه های خاص آن ها اختصاص یافته است، معتقدند که تعداد زیادی از اصطلاحات بر اساس تغییر نقش کلمات رایج تشکیل شده است. با تکیه به نظر زبان شناسان معروف تاجیک، نویسندگان مقاله به این نکته اشاره می کنند که زبان عربی به عنوان زبانی بین المللی در آن دوره در روند شکل گیری و غنی سازی اصطلاحات علمی زبان تاجیکی نقش عمده ای داشته است. این مقاله بر مبنای تجزیه وتحلیل تطبیقی اصطلاحات کتاب «نوادرالوقایع» اثر احمد دانش، دانشمند بزرگ فارس و تاجیک نگاشته شده است. نویسندگان به تجزیه وتحلیل شیوه های گوناگون ساخت اصطلاحات (در زمینه آموزش، تاریخ، نجوم، جغرافیا) در زبان های روسی و تاجیکی پرداخته اند. نتایج بررسی متون نشان می دهد که احمد دانش در آثارش در کنار واژه های رایج، به طور گسترده از مجموعه ای از اصطلاحات فارسی و همچنین وام واژه هایی از سایر زبان ها استفاده می کرده است.
یکی از ابیات قابل تأویل و تفسیر در حدیقه الحقیقه سنایی، بیت «صوفیان در دمی، دو عید کنند/ عنکبوتان، مگس قدید کنند» است. وجود نمادها و استعاره های عرفانی در این بیت، همچون «دو عید صوفیان»، «عنکبوتان» و «مگس قدید کردن» سبب توجه ارباب معرفت به آن شده است و از روزگار سنایی تا دوره قاجار، چندین تفسیر و تعبیر راجع به آن از منظر عرفان و کلام نگاشته شده است. کهن ترین تأویلات مربوط به این بیت، از عین القضات همدانی و جدیدترین آن، از کوثر همدانی (عارف دوره قاجار) است. در تفسیرهای موجود، اختلاف دیدگاه ها، بیشتر راجع به تعبیر «دو عید» است و اکثر گزارندگان، آن را به فنا و بقا تعبیر کرده اند. با توجه به این که دنیانکوهی، یکی از مفاهیم محوری در اشعار سنایی، به ویژه حدیقه الحقیقه و قصاید اوست و او دنیاپرستان را به جانوران و حیواناتی چون سگ، گربه، زاغ، مور، مگس، کرکس و عنکبوت مانند کرده است لذا گزارندگان بیت مذکور، تفسیر درستی از نمادهای «عنکبوت» و «مگس قدید کردن» عرضه کرده اند که عبارت از دنیاپرستان و مشغول بودن به تعلقات دنیوی و اغراض نفسانی است. در این مقاله، ضمن معرفی گزاره های تحقیق شده درباره این بیت، چهار گزاره دیگر نیز بررسی شده است.
قامت هذه المقاله بمقارنه بین المطلعین الطللیین فی معلّقتَی إمرؤالقیس و زهیربن أبی سلمی ، ویسعی إلی خلق الصوره التی تعبّر عن المناسبه بین الفونیم والمعنی نظراً إلی التأثیر الذی یحدثه الفونیم فی السامع من خلال صفاته وکیفیه نطقه. ولإختیار هذین الشاعرین عدّه أسباب أهمّها: أنّهما مختلفا الطبیعه النفسیه بل یقابل إحدهما الآخر، لأنّ إمرؤالقیس مثّل الناحیه المتهتّکه والشباب اللاهی فی العصر الجاهلی بینما مثّل زهیر الناحیه العاقله المتعفّفه المهذّبه؛ هذا من جهه ومن جهه أخری جرّب الشاعران الظروف والحیاه المختلفتین. یتّضح أهمّیه هذه المسأله فی معاملتهما مع النساء التی تشکّل الدافع الرئیسی لخق المطلع الطللی. وفی النهایه وصلت المقاله إلی أنّ الشاعرین یکثرا فی استخدام الفونیمات التی تلائم صفاتها ومیزتها مع المشهد الطللی بینما قلّ حضور الفونیمات الأخری فی المطلعیین .
با گسترش زبان و ادب پارسی و آشنایی دیگر کشورها با آثار شعرا و نویسندگان ایرانی و اشتیاق به درک و دریافت مفاهیم آن، از ابتدای قرن هفتم، برخی بزرگان در داخل و عدّه ای بیرون از مرزها، به شرح و تفسیر آثار مشهور ادبی ایران پرداختند.یکی از شارحان مشهور دیوان انوری، محمد بن داوود علوی شادی آبادی از فضلای هند است، وی در نیمة دوم قرن نهم و ابتدای قرن دهم می زیسته، به امر ناصرالدّین خلجی جهت فهم و دریافت آسان مردم، ابیات مشکل دیوان انوری را برای اوّلین بار در تاریخ ادب پارسی شرح کرده است. این اثر از لحاظ تقدّم در شرح، کاربرد معادل واژه های هندی، تسلّط بر مطالب نجومی، وقایع تاریخی، بیان شأن نزول برخی ابیات و نیز تأثیر بر شارحان بعدی دیوان انوری حائز اهمّیت است. شادی آبادی علاوه بر دیوان انوری به شرح دیوان خاقانی نیز پرداخته، آثار دیگری نیز از خود برجای نهاده است.نگارندگان در این مقاله برآن هستند تا با استفاده از چهار نسخة خطّی شرح شادی آبادی بر دیوان انوری به روش کتابخانه ای، پاسخگوی آن باشند که ویژگی های سبکی این اثر چیست و شیوة وی در شرح چگونه است؟
ابوطاهر طرسوسی یکی از راویان ادیب و زبان آور ادب فارسی است که تا به امروز با عنوان راویِ دو روایت منتشرشده داراب نامه و ابومسلم نامه نامبردار شده است. پیش تر در زمینه هویت تاریخی ابوطاهر و حضور او در دربار سلطان محمود غزنوی فرضیه ای ارائه شد. پژوهش حاضر می کوشد تا برای نخستین بار با به دست دادن شواهد و اسنادی نویافته از روایت دیگر طرسوسی، یعنی نسخه فارسی حماسه قران حبشی، احتمالات دیگری در طول فرضیه نخستین طرح کند. برآیند این مقاله، در سه بخش شاهنامه بزرگ، منار گیتی نما و آبشخورهای دوگانه همراه با ذکر دلایلی چند تحلیل شده است و نتایج این جستار بر حضور ابوطاهر طرسوسی در فاصله تاریخی اواخر سلسله غزنوی تا اواسط سلطنت غوریان دلالت دارد. بنا بر شواهد این مقاله، قران حبشی یکی از آخرین روایت های ابوطاهر طرسوسی بوده و شخصیت قهرمان و عیّار آن تبلوری آرمانی از کردارهای سلطان صاحب قران غیاث الدین محمد غوری است که از جانب مادر «حبشی» خوانده می شده است.
یکی از محورهای اساسی تفکّرات و تأمّلات اندیشمندان، عرفا و فلاسفه اساساً شناخت ماهیّت انسان است. در غالب ادیان الهی مخصوصاً دین مبین اسلام نیز به شناخت این شاهکار خلقت تأکید زیادی شده است تا مقدّمه ای در شناخت حضرت حق تعالی باشد. از مهم ترین موضوعاتی که در جهت شناخت انسان مطرح می شود، روابط، حقوق و تکالیف آنان در مقابل یکدیگر است. ابوحامد امام محمّد غزالی، متفکّر و اندیشمند قرن پنجم هجری، در آثار گرانقدرش این موضوع را سرلوحة کار خود قرار داده است. در این مقاله با مطالعة سه اثر معروف غزالی؛ یعنی کیمیای سعادت، نصیحة الملوک و احیاءعلوم الدّین، دیدگاه و نظریّات وی در ارتباط با حقوق و روابط انسان ها استخراج، بررسی و نقد و تحلیل شده است که با توجّه به بینش دقیق و عالمانة او می توان دیدگاه های وی را سرلوحة اخلاق و رفتار جامعة بشری قرار داد. ازجمله مهم ترین حقوقی که غزالی مخاطبان خود را به رعایت آن ها سفارش کرده است، مواردی است از قبیل حقوق مسلمانان، همسایگان و دوستان نسبت به یکدیگر، حقوق اعضای خانواده نسبت یکدیگر، حقوق برابر در ازدواج، حقّ آبرو و حقوق رفاهی و سایر حقوق مردم که بر عهدة دولت هاست.