اگر چه اشاره شاعران به حوادث تاریخی و افسانه های بومی و اسطوره های قومی امری معمول و معهود به نظر می رسد، ولی برخورد برخی از شعرا با اینگونه اشارات و تلمیحات برجستگی خاصی دارد. شادروان فرّخی یزدی از جمله شاعران معاصر ایران است که در کنار بزرگانی همچون وحید، بهار و ادیب الممالک، توجه نسبتاً زیادی به مضامین تاریخی و اسطوره ای دارد. انگیزه این توجه که با نهضت مشروطه سرعت بیشتری پیدا کرده مشاهده ضعف و زبونی حاکمان عصر در برابر اجانب و تجربه عقب ماندگی کشور و نظام حکومتی خود در مقایسه با سایر ملل و دُول بوده است. در این مقاله ضمن توضیح اصل تلمیحات تاریخی و افسانه ای دیوان فرّخی، به کیفیت اشاره شاعر به این موارد و انگیزه ها و نوع برخورد او با هر مورد پرداخته شده و نمونه های متعددی از این تلمیحات عرضه گردیده است.
ادبیات داستانی نوین ایران از بدو شکلگیری فراز و نشیبهای فراوانی را از سر گذرانده است. این نوع ادبی (Genre) بهویژه در ایران، از لحاظ ساختار و محتوا تحت تأثیر جریانهای سیاسی و اجتماعی بوده است. چنانکه میدانیم کودتای 28 مرداد سال 32 نقطه پایانی بود برای سالها مبارزه استقلالطلبی ملت ایران که با دسیسه قدرتهای خارجی و خیانت عوامل داخلی و نیز بیتجربگی سیاستمداران آن دوره به وقوع پیوست. این رویداد بزرگ سیاسی، علاوه بر عرصههای سیاست و اقتصاد، حوزه فرهنگ و هنر را نیز تحت تأثیر قرار داد؛ تا جایی که جریانهای ادبی پس از این دوران یعنی؛ دهه سی، چهل و حتی دهه پنجاه را تحتالشعاع خویش قرار داد. ادبیات داستانی این دوره از زیر خاکسترهای به جا مانده از کودتا و از زیر آوار یأس و ناامیدی، تیرهاندیشی و مرگباوری سربرآورده و اگرچه در سالهای نخست پس از کودتا علیرغم چاپ و نشر آثار فراوان، کاری جدی ارائه نگردید، اما داستاننویسی پیشرو دهه چهل و پنجاه از همین خرابهها سربرآورد و بوستان ادبیات ایران را به آثاری ارزنده مزین کرد. در این مقاله گرایشها و جریانهای عمده داستاننویسی که پس از کودتا شکل گرفته و تا سال 1342 فعال بودهاند، طبقهبندی و تحلیل خواهند شد.
زبان تصّوف ، در آنجا که میخواهد به بیان تجارب صوفیانه و شناخت و آگاهی درونی بپردازد، با زبان عادی متفاوت است و زبانی رمزی و هنری به حساب میآید. شطحیّات که محصول غلبه وجد و بیخودی در صوفی است و نوعی سخن پارادوکسی به شمار میرود، مصداق کامل زبان هنری و نمادین صوفیه است. در مقالة حاضر، ابتدا با بررسی تاریخچه شطح، معنی لغوی و تعریف شطح در آثار صوفیه و سابقة تاریخی و مفهوم واقعی آن مورد بحث قرار گرفته و با ذکر نمونههایی از شطحیّات، تلاش شده، با معرّفی ویژگیهای متمایز زبان هنری نسبت به زبان عادی و اشکال مختلف آشناییزدایی، از جمله بیان پارادوکسی ، ثابت شود که شطحیّات صوفیه با بعضی از اشعار منثور معاصر قابل مقایسه بوده، از ارزش هنری والایی برخوردارند.
خانواده و جامعه همواره سعی دارند نقشهای اجتماعی را به کودکان بیاموزند. در این بین، کتابهای داستانی با ارائه این نقشها در قالب قصّه به کمک آنها میآیند و قالبهای رفتاری هر جنس را ارائه میدهند. از آنجا که کودک دامنه لغات خود را از طریق کتاب گسترش میدهد و نقشها و روابط اجتماعی را فرا میگیرد، لذا نحوه معرّفی نقشهای زن و مرد در این کتابها از اهمیّت خاصی برخوردار است، چرا که کودک از طریق قرائت این کتب میآموزد که چه اعمالی مردانه و چه اعمالی زنانه هستند و چگونه باید نقش خود را به عنوان یک زن یا مرد در جامعه ایفا کند. پژوهش حاضر، بر اساس احساس چنین نیازی پدید آمده است تا روشن سازد نویسندگان کتابهای کودکان چه الگوهایی را از نقش زن و مرد در جامعه فعلی ارائه میدهند و این نحوه معرّفی، چه تأثیراتی بر زندگی آینده کودکان دارد. هدف و انگیزه اصلی انجام این بررسی، شناسایی و مقایسه نقشها و پایگاههای اجتماعی زن و مرد در کتابهای داستانی کودکان در سالهای 78-69 است. به این منظور، سعی شده تا زنان و مردان داستانها از نظر مشاغل، ویژگیهای شخصیّتی، وضعیّت طبقاتی، نوع تفریح، فعّالیّتهای سیاسی، تصمیم گیری، اخلاق، قدرت، زیبایی و ... با یکدیگر مقایسه شوند. بررسی تأثیر متغیّرهایی چون جنسیّت نویسنده و تصویرگر و ملیّت نویسنده بر ارائه تصاویر و نقشهای جنسی هدف دوم میباشد. هدف سوم، مقایسه تصویر زن در کتب داستانی با نقش زن در جامعه امروز است.
گارنده در این نوشتار براساس سروده ها و آثار مولوی و شاگردان و مریدان وی و همچنین بر پایه آرا و اندیشه های کسانی که به گونه ای مولوی از آنان تاثیر پذیرفته ، موضوع سماع را مورد بررسی قرار داده است. وی ضمن تعریف سماع و بیان خاستگاه آن ، به بررسی مسائلی از قبیل : سماع از دیدگاه مولوی و تعبیرهای وی از آن ، دلیل علاقه و اشتیاق مولوی به سماع ، حکم شرعی سماع ، انگیزه مولوی از پرداختن به سماع و در پایان فایده سماع از نظر وی پرداخته است.
زبان شناسی مقابله ای با تکیه بر ادعاهای روان شناسی رفتارگرا مبنی بر تاثیر عادتهای زبانی زبان مادری در فراگیری زبان خارجی ، موانع و مشکلات فراگیری یک زبان خارجی را تشخیص داده و در این راستا به یاری زبان آموزان می شتابد. نگارنده در این نوشتار ضمن مقایسه نظامهای نوشتاری ، ساختهای آوایی ، ساخت واژه و ساختهای دستوری دو زبان فارسی و عربی ، به بررسی میزان دشواری فراگیری زبان فارسی برای عرب زبانان و همچنین مشکلات فراگیری زبان عربی برای فارسی زبانان پرداخته است.
گفتار حاضر با پیشنهاد کاربرد وصف «واقعی» به جای «عینی» برای تجربه های عرفانی، ویژگی های بنیادین این تجربه ها را باز می کاود. این گفتار به تناسب موضوع پژوهش، یعنی تجربه های عرفانی که موضوعی «تحقیق ناپذیر» است، روش استشهادی در پیش می گیرد و هشت ویژگی «تجزیه ناپذیری» و «تحدیدناپذیری»، «واسطه ناپذیری» و «تعمیم ناپذیری» و «خلوناپذیری»، «اطلاق ناپذیری» و «تردید ناپذیری» و «بیان ناپذیری» را به این تجربه ها نسبت می دهد.
فرامرزنامه‘ منظومه ای است در وصف جنگاوری های فرامرز پسر رستم در هندوستان که در7600 بیت به نظم درآمده و در سال 1324 ه ق در بمبئی به چاپ رسیده است . آقای دکتر جلال خالقی مطلق در بخش دوم ((مطالعات حماسی)) خود به تحلیل و بررسی موضوعات این منظومه پرداخته اند و درضمن کوشش کرده اند تا با استناد به ابیاتی از فرامرزنامه ‘ گوینده و عصر سرایش آن را مشخص کنند. پژوهش حاضر در ادامه بحث های آقای دکتر خالقی است و اثبات این که شاعر فرامرزنامه یکی از شعرای قرن ششم منطقه فارس به نام رفیع الدین مرزبان فارسی است و فرامرزنامه را در حدود سال 555 هجری در نواحی غربی ایران سروده است.
تاکنون مطالب ومقالات بسیاری درباره انسداد چاکنایی در زبان فارسی نگاشته شده است و شبهات زیادی در مورد این همخوان در زبان فارسی وجود دارد . بعضی از نویسندگان با استناد به بعضی شواهد آن را جزو واج های زبان فارسی نمی دانند و بعضی دیگر با ارائه شواهدی آن را یکی از واجگان این زبان میدانند‘ اما کاربرد آن با استثنائات فراوانی همراه است . آیا انسداد چاکنایی که در ابتدای بعضی از کلمات زبان فارسی وجود دارد ‘ در زیر ساخت کلمه جزو واج های آن کلمه است یا حاصل فرآیند درج می باشد؟ برای پاسخ به این سؤال‘ در ابتدا کلماتی که در زبان فارسی با انسداد چاکنایی آعاز شده اند ‘ ا زفرهنگها و منابع مورد نظر استخراج و دسته بندی شده اند. این دسته بندی برمبنای توزیع انسداد چاکنایی در سایر مواضع و جایگاههای هجا بوده است . مثلأ آیا انسداد چاکنایی ‘ علاوه برآغاز‘ در پایانه هجا نیز دیده می شود؟
دراین مقاله سعی شده است تا اندیشه های عرفانی دو عارف نامدار خواجه یوسف همدانی و شیخ نجم الدین رازی در دو اثر آنها یعنی رتبه الحیات و مرصاد العباد بررسی و سنجیده شود.از موارد مشابه در همگونی کتاب انگیزه تألیف آنها بوده است که هر دو به دنبال پرسش و درخواست طالبان و مریدان آنها پدید آمده اند. آنگونه که کتاب رتبه الحیات بدین شیوه باپرسشی از مریدان آغاز می شود: ((پرسیدی وفقک الله لما یحب ویرضی که زنده کیست و زندگانی چیست ؟))ومرصاد العباد هم به تصریح نجم دایه به درخواست مریدان نگاشته شده است :چنانکه گوید((مدتی بود تا جمعی طالبان محقق و مریدان صادق هروقت از این ضعیف ‘ با قلت بضاعت و عدم استطاعت مجموعه ای به پارسی التماس می کردند.)) دل و اطوار آن وذکر و مراحل معرفت از موارد دیگری از محتوای دو کتاب است که قابل انطباق باهم هستند و بیانگر این مسأله است که اندیشه های این دو عارف بزرگ از سرچشمه ای واحد برگرفته شده است.
برای فهم هر شاعر و نویسنده ای درک زمینه های فکری او لازم است.نویسنده در این مقاله می کوشد بازتاب اندیشه های اسماعیلیه را درآثار ناصرخسرو به اجمال بررسی کند و توضیحی مختصر آنگونه که علاقه مندان را به کارآید‘ ارائه دهد.