یکی از نظریه های نقد ادبی معاصر، آشنایی زدایی defamiliariation می باشد و این روش به هر گونه تلاش هنری که رنگ رخوت و عادت را از هر دو سو تعامل ادبی می زداید و ادراک حسی و بازی با ذهن و هنر را بارور می کند، اطلاق می شود. صائب به عنوان نماینده سبکی که به تازه گویی و طرز نو و ابتکار شهرت دارد، یکی از نامبرداران تاریخ ادبیات فارسی در جهت آشنایی زدایی است. روش های...
یکی از راههای نشان دادن گرایشهای غالب در زبانها استفاده از سلسله مراتب رده شناسی است . سلسله مراتب رده شناسی در چهار دهه اخیر ، بسیار مورد توجه قرار گرفته و حوزه های زبانی متفاوت را تحت پوشش قرار داده است . اما دو حوزه ای که بیشتر مورد توجه بوده حوزه آوایی و حوزه نحواست . رده شناسی آرایش واژه بیش از سه دهه نیست که محور توجه رده شناسان دنیا قرار گرفته و در این مد ت کوتاه ، کارهای فراوانی در این زمینه ارائه شده است . ما در این مقاله قصد داریم برخی از سلسله مراتب رده شناختی مربوط به حوزه آرایش واژه ها را به اختصار معرفی و میزان تأثیرگذاری این سلسله مراتب ...
این نوشته کوششى است در نقد و بررسى یکى از حکایات مثنوى مولوى که به نظر نگارنده، شارحان مثنوى، در شرح جزئیات آن، تو جه کافى نداشته اند. مخاطب در این مقال با معنای پیش نهادى نگارنده، در خصوص یک واژه، آشنا مى شو د. در صو رت پذ یرش استدلال هاى مو جو د، چشم ا نداز تازه اى، در حو زه ى مثنوى پژوهى، باز مى گردد که در تفسیر دیگر حکایات مثنوى بى تأثیر نخواهد بود. واژه ى مذکور "کل " است که در بیت زیر آمده است: دید پر روغن دکان و جاش چرب بر سرش زد گشت طوطى کل ز ضرب شارحان مثنوى، واژه فوق را به معنى "کچل " گرفته اند، اما نگارنده در کوششى که در این گزارش به عمل آورده، به این نتیجه رسیده که کل در بیت یاد شده به معناى گنگى و ناتوانى ازگفتار است. این نتیجه در یک فرایند عقلى و نقلى حاصل گشته است.
بسیاری از شاعران، بیآنکه خود متوجه باشند، حادثة شعری را به روایت شعری بدل میکنند. آنان تفاوت میان گزارش و تعبیر را در شعر نمیدانند. تنها برخی از شاعران بزرگ ایران، به ویژه شاعران عارف، این مقولــه را ادراک کرده اند. هنگامی که شاعری زندگی را توصیف میکند، نمیتواند آنچه را که احساس کرده است، به مخاطبش القا کند. درحقیقت، مخاطب نمیتواند در طیف عاطفة او قرار گیرد. مخاطب، تنها بخشی از ادراکات او را به صورت گزارشی ناقص درمییابد که شاعر اصرار دارد با توصیف های اغراق آمیز آن را در روان مخاطب بنشاند. توصیف، حالت آینه بودن شعر را کـه عین القضات همدانی و رولان بارت (1368: 39) بدان اشاره کرده اند، ازمیان میبرد؛ اما تعبیر در شعر و اصولاً هنر، آن حالت آینه بودن و ابهام را به آن میدهد و آن را برای تمامی مخاطبان قابل ردیابی و ادراک میسازد.