به دنبال ورود صنعت چاپ به کشور و انتشار نخستین روزنامه هایایرانیتوسط دربار قاجار و رشد و تحول آن، نوع ادبیتازه ایبه نثر فارسیراه یافت که نوع روزنامه نگارینام داشت. از آن جا که در این زمان، هنوز زبان روزنامه نگاریدر کشور جا نیفتاده بود، از شیوه متکلف منشیانه، یعنیهمان شیوه نگارش رایج مکاتبات درباریبراینوشتن مقاله هایروزنامه استفاده شد. این زبان دشوار نه مورد فهم و پسند عامه مردم بود و نه دردها، شکایت ها و خواسته هایایشان را منعکس میکرد. از این رو با استقبال مردمیروبه رو نشد و با پیروزیانقلاب مشروطه و خارج شدن روزنامه نگاریاز انحصار مطلق دربار، این شیوه متکلف زوال یافت. این نوشتار با نشان دادن تصویریاز فضایروزنامه نگاریدربار قاجار، به معرفیویژگیهاینثر روزنامه ایدربار پرداخته و دلایل افول آن را بیان داشته است.
یکی از مباحث پیچیده و مبهم در کتابهای تاریخ ادبیات ایران، سرآغاز و چگونگی شکل گیری سبک هندی است. مطالعه نظر محققانی که به این مساله پرداخته اند از فراوانی دیدگاه های ارایه شده حکایت دارد. برخی محققان این سبک را نتیجه ناگزیر سیر طبیعی شعر فارسی دانسته، برخی دیگر این سبک را در ارتباط با عواملی اجتماعی و محیط شکل گیری آن بررسی کرده اند. در این میان، پژوهشگرانی هم هستند که ریشه این سبک را نه در ارتباط با عوامل اجتماعی یا محیط شکل گیری بلکه در شعر شاعران گذشته جستجو کرده اند. این دسته از محققان غالبا از شاعرانی چون خاقانی، حافظ، وحشی بافقی و ... به عنوان پایه گذار این سبک نام برده اند؛ اما نکته حایز اهمیت قبول عام نیافتن چنین پژوهشهایی است. واقعیت این است که سبکی به گستردگی سبک هندی را نمی توان و نباید نشات گرفته از شعر یک شاعر دانست، بلکه باید از میزان و چگونگی تاثیرگذاری این شاعران بر این سبک سخن گفت و این امر نیز تنها به واسطه استفاده از روشی تازه، یعنی تحلیل محتوا انجام شدنی است.
در این مقاله نیز کوشیده شده است تا با تحلیل محتوای شعر چهار شاعر پیشگام سبک هندی یعنی خاقانی، حافظ، وحشی بافقی و بابا فغانی میزان و چگونگی تاثیرگذاری آنان بر شکل گیری سبک هندی نشان داده شود.
این مقاله با بررسی نقش مهم وقف در جامعه در ایجاد امکانات شهری پرداخته و نقش مشارکتهای مردمی را در ایجاد بنیادهای خیریه که بخش قابل توجهی از خدمات فرهنگی را در کشورهای توسعه یافته دارند ،ضروری میداند. نویسنده در ادامه به یکی از وقفنامههای مهم که مربوط به میرزا ابراهیم خان قوام شیرازی است ،میپردازد و نقش این وقفنامه را درکمک به ساخت آرامگاه سعدی و حافظ و تعمیرات آرامگاه سعدی در سالهای اخیر و کمک در بزرگداشتهای این دو شاعر بررسی مینماید.