مقاله حاضر به بررسی نخستین نمایشنامه های اقتباسی از هزار و یکشب در آغاز شکل گیری نمایشنامه نویسی ایران اختصاص دارد. از آنجا که هزار و یکشب در زمره افسانه شمرده شده است؛ ابتدا افسانه را تعریف کرده و سپس به علت پدید آمدن افسانه در تمدنهای انسانی پرداخته و آنگاه جایگاه آن را در فرهنگ و هنر و ایران و سایر ملل بررسی کرده ایم. در ادامه، هزار و یکشب به طور اجمالی معرفی شده و مقاله نگاهی کوتاه به تاثیر این اثر در هنر و ادبِ جهان انداخته است.
به دنبال یافتن اولین نمایشنامه نویسان ایرانی که از هزار و یکشب اقتباس کرده اند، لازم بود تاریخ شکل گیری ادبیات معاصر و نمایشنامه نویسی را بررسی کنیم. از این رو، به اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی دوران قاجار و طلیعه های نوآوری هنری که از همان دوران شکل گرفت و نمایشنامه نویسی به شکل امروزی آن در ایران آغاز شد نگاهی افکنده ایم. در پایان، نمایشنامه «حرم خلیفه هارون الرشید» از رضا کمال و «سفر هشتم سند باد» از پرویز ناتل خانلری به عنوان اولین آثار اقتباسی از هزار و یکشب بررسی شده اند.
در این مقاله ساخت سازه ای درونی و شیوه اشتقاق نحوی گروه فعلی هسته ای (VP core) در زبان فارسی بر اساس برنامه کمینه گرا (Minimalist Program) مبتنی بر نظریه چامسکی (1995) مورد بررسی قرار می گیرد. گروه های فعلی هسته ای زبان فارسی با توجه به ماهیت لازم یا متعدی بودن هسته واژگانی ترکیب سازه ای گوناگونی دارند. در این بررسی بحث خواهد شد که در اشتقاق ساخت سازه ای گروه فعلی هسته ای و در نهایت جمله یا بند (اصلی/ درونه ای) در این زبان عملیات، اصول و روابط نحوی ویژه ای مانند: گزینش(Select (tion) , ادغام(Merge(er) ، اصل هسته(Headedness) Principle) ، رابطه متممی (complementhood) و رابطه تتایی (thematic relation) دخیل هستند و باعث تولید اشتقاق های زبانی همگرا(convergent) می شوند. به علاوه، نشان داده خواهد شد که در ساخت گروه فعلی هسته ای زبان فارسی، رابطه هسته-هسته موجود بین فعل هسته متعدی و هسته سازه های متمم گروه اسمی و گروه حرف اضافه ای با هسته متمم بندی (clausalcomplement) متفاوت است.
با آن که دو اصطلاح «حال» و «مقام» از مفاهیم زیربنایی صوفیان در سیر و سلوک عارفانه است، درباره تعریف آنها حتی تا در قرن ششم اتفاق نظر وجود نداشته و هر نویسنده با تلقی خاص خود معنی ویژه ای از حال و مقام و مصداقهای آن در می یافته است. در اواسط قرن چهارم ابونصر سراج در اللمع تعریفی نسبتا دقیق از این دو اصطلاح ارایه کرد ولی ظاهرا با اقبال عمومی روبرو نشد. زیرا بسیاری از مشایخ مانند ابوطالب مکی و کلاباذی چندان به تعریف سراج وفادار نبوده اند و برخی دیگر نیز معیارهای دیگر را در تعریف در نظر گرفته اند. گروهی تعریف را پذیرفتند ولی مصداقها را متفاوت دانستند. غایت این پژوهش نمایاندن سیر دگرگونی تعریف اصطلاح مقام و آمیختگی آن با مفهوم اصطلاح حال، نزد عرفا از میان قدیم ترین متن موجود صوفیان تا تالیفات قرن هشتم است و ضمن مقایسه متون گوناگون صوفیه، اختلاف نظر مشایخ در این زمینه را بر می شمارد.
در دوران حیات گوته، یکی از جریانهای مهم فکری و فرهنگی آلمان رویکرد جامعه علمی و ادبی به سوی شرق و مطالعه و تحقیق در آثار ادبی و دینی مشرق زمین خصوصا ایران و هند، و ترجمه آنها به زبان آلمانی بود. گوته خود چنان به فرهنگ اسلامی ایران و ادبیات عرفانی فارسی دل بسته بود که پیرانه سر به آموختن خط و زبان فارسی پرداخت. وی حافظ را در حدی نزدیک به الوهیت می ستود و کلام او را، همچون ابدیت، بزرگ و بی انجام می دانست. دیوان غربی شرقی گوته، که یکی از مهمترین آثار ادبی قرن نوزدهم اروپا و از نتایج دوران کمال و پختگی فکر و ذوق این شاعر و متفکر بزرگ است، سراسر ستایش کلام و اندیشه حافظ و نمودار تاثیر ژرف و شگرف حافظ در جان و روان این نابغه جهان غرب است. اما، از سوی دیگر، شاهکار جاویدان گوته منظومه معروف فاوست اوست که یکی از گرانقدرترین آثار هنری و ادبی مغرب زمین و همطراز حماسه های همری، کمدی الهی دانته و تراژدیهای شکسپیر است. گوته، از روزگار جوانی، تا آخرین سال عمر، همواره با داستان فاوست همراه بوده و، در طول این سالیان دراز، به تصنیف و ترتیب اجزا و آرایش و پیرایش صحنه های آن اشتغال داشته است، چنانکه نخستین صورت ابتدایی آن یا، به اصطلاح Urfaust در 1773 تحریر شد و آخرین صحنه بخش نهایی در 1831، یعنی پس از نزدیک به شصت سال به پایان رسید. از این روست که منظومه فاوست را شرح احوال خود گوته و بازتاب تجربه های گوناگون و تحولات روحی و فکری او در طول شصت سال از عمر او دانسته اند. بخش اول این درام در 1808 انتشار یافت و بخش دوم، چنانکه گفته شد، در 1831، یک سال پیش از مرگ گوته پایان گرفت. تفاوتهای بزرگی که میان این دو بخش دیده می شود، در حقیقت، حاکی از تفاوتهایی است که میان افکار و روحیات گوته جوان در نیمه آخر قرن هجدهم و گوته سالخورده در نیمه اول قرن نوزدهم روی داده است. در بخش اول، شور و جوش جوانی و هیجانات عاشقانه و کوشش بیصبرانه برای دانستن بیشتر و توانستن بیشتر بر صحنه ها حاکم است.
بررسی و تحلیل سبک شناسانه آثار ارزشمند ادبی، رویکردی علمی و روشمند در نقد ادبی
و نظریه ادبیات است و در شناخت و معرفی اسلوب فردی پدیدآورندگان هر اثر یا یک دوره
تاریخی از اهمیت والایی برخوردار است . در این رویکرد، شناخت عناصر سبکی که کوچ ک -
ترین جزءو عامل سازنده سبک آن نیز محسوب می شود، هم از نظر شکل و هم به لحاظ
عملکردی که در آثار ادبی برعهده دارد، در نمایاندن گوشه هایی از جهان هنرمند و نگرش وی
به جهان نقشی اساسی ایفا می کند.
هنرنمایی های خاقانی شروانی در قصایدش، از دیر باز به لحاظ صورت و محتوا مورد
توجه بسیاری از شعرا، پژوهشگران و منتقدان قرار گرفته است . این بخش از اشعار او، علاوه
بر مختصات سبک دوره، برخی مختصات سبک فردی را نیز دارد که شناخت آنها نیازمند
مطالعات دقیق سب کشناختی است. یکی از این ویژگیها و مختصات مهم زبانی، گزینش و
به کارگیری منظم ومتنوع اعداد است . این ویژگی زبانی، به دلیل بسامد بالای آن، به مرز
نوآوری رسیده است؛ چراکه وی با ایجاد تناسبات متنوع میان اعداد، اهداف هنری و بلاغی
خاصی دنبال می کند. این مقاله، جلوه های متنوع این نوآوری زبانی را به عنوان مختصه ای
فردی در سبک قصیده سرایی خاقانی، بررسی کرده است.
حسن تعلیل یکی از صناعات ادبی است که علت هر پدیده را به صورت ادبی و با زبان هنر و تصویر بیان می کند.
انوری از بزرگترین قصیده سرایان قرن ششم هجری است که به مدح و وصف شاهان و امیران معاصر خویش پرداخته است. او در این شیوه به منظور خلق مضامین و تصاویر تازه، از صنعت حسن تعلیل استفاده چشمگیری کرده است.
در این مقاله، بعد از بیان مختصری از زندگی انوری و تعریف حسن تعلیل ، شیوه های کاربردی حسن تعلیل در قصاید او بررسی شده است؛ در قصاید انوری حسن تعلیل شامل ماه و خورشید، افلاک و ستارگان، منسوبات ستارگان، آب و باد و خاک وآتش، قوانین طبیعت و قراردادهای طبیعی، سنت های ادبی و دلیل تراشیهای غریب و بعضاً غلوآمیز و مبتذل است که در باره هر یک با ذکر شواهدی چند بحث شده است
ایرج میرزا از شاعران معاصر و نوادگان فتحعلی شاه قاجار است که از یک سو شعرش آمیزه ای از لطافت و شیرینی و از دیگر سو «هزل و بیسنتی و پرده دری» است. با این وجود فرهنگ و ادب «اسلامی - عربی» از شاخصه های ویژه شعر اوست که چون خونی در پیکر دیوان او در همه جا جاری است و صبغه دینی در قالب عبارات و مضامین فراوان قرآنی و روایی در شعر او خودنمایی میکند.
علاوه بر ابیات عربی از شاعرانی چون «ابوالفتح بستی»، «مهلبی»، «ابن قلاقس» و «شریف رضی» و... مضامین اشعار شاعرانی چون «ابن رومی»، «متنبی»، «ابوالعتاهیه»، «بشار»، «ابن حجاج» و... به وضوح در مطاوی اشعار او دیده میشود، همچنین دیوان او دهها ضرب المثل عربی را به شکل اقتباس واژگانی و یا گزارشی در دل خود جا داده است. سعی ما در این مقاله ارائهی برخی از این مضامین و کشف منابع و مآخذ عربی و همچنین ریشه های ایرانی آنهاست که در فرهنگ ایران قبل از اسلام وجود داشته است.
از آنجا که احتمال تاثیر پذیری ایرج از اشعار شاعران ایرانی قبل از خود منتفی نیست، در پانوشت به شواهدی از آنها در ادب فارسی نیز اشاره کرده ایم.
غزل شهریار یکی از زیباترین غزل های عاشقانه ادب فارسی است و از دلایل دلچسبی آن از سرگذراندن مرحله عاشقی از ناحیه خود شاعر است تا جایی که تاثیر این حادثه را میتوان در تمام مراحل زندگی او آشکارا مشاهده کرد. در غزلیات شهریار به وضوح حالات عاشقی از قبیل: جرقه های نخستین عشق، بحران، حیرانی، ناکامی، اضطراب و نگرانی قابل رویت است. طبیعتاً این ماجرا نکات منفی و مثبتی را در زندگی شاعر رقم زده است که در طول مقاله به استناد شعر وی مورد بررسی قرار می گیرد.
امیر معزی از شاعران بزرگ و مشهور خراسان است که به ادب عربی ارادت می ورزید؛ به همین دلیل بسیاری از مضامین شعری خود را چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم از طریق شاعران پیش از خود، از ادب عرب اخذ کرده و در تعدادی از قصاید خود، طرح کلی و ساختار عمومی و مضامین و تصاویر شعری قصاید عربی جاهلی را رعایت کرده است.هدف مقاله حاضر، این است که با بررسی دو قصیده و ابیاتی چند از دیگر قصاید امیر معزی، تاثیرپذیری او را از معلقه امروء القیس و مضامین و مفاهیم و تصاویر شعری او نشان دهد.چکیده عربی:یعتبر أمیر معزّی من کبار الشعراء المشهورین فی خراسان ومن محبی الأدب العربی؛ ما جعله متمسکا بالأدب العربی فی کثیر من مضامینه الشعریة بشکل مباشر أو غیر مباشر و عن طریق الشعراء الذین سبقوه کما تمسک فی عدد من قصائده بالشعر الجاهلی فی السیاق العام للقصیدة و مضامینها و صورها.یهدف هذا المقال إلی کشف اللثام عن تأثر أمیر معزی بمعلقة امرئ القیس و مضامینه الشعریة و صوره و مفاهیمه بعد دراسة مقارنة بین قصیدتین کاملتین للشاعرین و مجموعة أخری من أبیات أمیر معزی فی باقی قصائده.
مقاله حاضر مشتمل بر سه بخش است:در بخش نخست، تحولات شعر معاصر عربی از عصر نهضت به بعد بررسی و پس از ذکر عوامل تحول ادبی، دگرگونی های پدید آمده در شعر عربی و تاثیرپذیری آن از ادب غربی بیان شده است.بخش دوم مقاله، به بررسی عوامل جامعه شناختی تحول ادبی در کشور ما که به بیداری اجتماعی ـ فکری مردم ایران منجر شد و درنهایت، زمینه ایجاد انقلاب مشروطه را فراهم ساخت، اختصاص دارد. در این مورد، دیدگاه های جامعه شناختی باختین و لوتمان مدنظر قرار گرفته و درپی آن، ویژگی های شعر این دوره بیان شده است.در بخش سوم مقاله، اشتراکات ادبی شعر پارسی پس از عصر مشروطه و شعر عربی پس از عصر نهضت بررسی شده که این اشتراکات، هم در بیان عوامل تحول و هم در تحولات ادبی پدید آمده در شعر هر دو ملت یکسان است.چکیده عربی:ینقسم هذا المقال إلی ثلاثة أقسام: یدرس القسم الأول تطورات الشعر العربی المعاصر منذ عصر النهضة، وبعد الإشارة إلی أسبابها یشیر إلی تلک التطورات ملقیا الضوء علی تأثرها بالأدب الغربی.و یعالج القسم الثانی العوامل الاجتماعیة للتطورات الأدبیة فی بلدنا و التی تمخضت عن صحو الإیرانیین الاجتماعیة و الفکریة ممهدة الظروف للثورة الدستوریة. و فی هذا المجال تم الاعتماد علی آراء باختین ولوتمان الاجتماعیة ثم أشیر إلی میزات الشعر فی تلک الفترة.و أخیرا ألقی القسم الثالث الضوء علی المشترکات الأدبیة بین الشعر الفارسی بعد الثورة الدستوریة و الشعر العربی بعد النهضة، تلک المشترکات التی نجدها واحدة سویة فی شعر الأدبین سواء فی بیان أسباب التطور أو التطورات الأدبیة الموجودة.