ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۵۸۱ تا ۱۸٬۶۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۸۵۸۱.

زبان هنری داستان ـ شعر در آثار بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۸۵
در این جستار، ضمن بیان عوامل پدیدآورندة سبک، به تحلیل روش و سبک هنری، ساختار، و ویژگی های زبانی آثار نویسنده معاصر، بیژن نجدی (1320- 1376)، می پردازیم. نجدی با فرم و محتوای ارزشمند و آمیختن شعر و داستان مبدع سبک خاصی شده است و با مهارت از عهده ظرافت های آن بر آمده است. استعداد کم نظیری در ادبیات داستانی داشته است اما با مرگ زود هنگام فرصتی برای خلق آثاری بیش تر نیافت. تحقیق و بررسی در آثار نجدی و مطالعة ویژگی های زبانی، بلاغی، و شاعرانگی آثار او، که نوعی تشخص سبکی به آثار وی بخشیده است، شاید بتواند راهی برای خوانش بهتر و دقیق تر آثار دیگر نویسندگان امروز ایران باشد؛ زیرا ناشناخته ماندن نویسندگانی که از شیوه و سبکی نو در روایت داستان هایشان بهره برده اند مطالعات ادبی را محدود می کند و علاقه مندان را از توجه به ادبیات معاصر باز می دارد. در این مجال، سه اثر داستانی نجدی را با نام های یوزپلنگانی که با من دویده اند، دوباره از همان خیابان ها، و داستان های ناتمام بررسی می کنیم. بیژن نجدی با به کارگیری زبان شاعرانه و با دایره ای گسترده و بسیار سنجیده و هم چنین با رعایت توازن عناصر داستان به زبان شعر نزدیک شده است. ازاین رو، داستان هایش را می توان داستان شاعرانه نامید. پیش از نجدی کسان دیگر در زمینة درآمیختن شعر و داستان تلاش کرده اند، اما هیچ یک نتوانستند موفقیت نجدی را به دست آورند. نخست، به عوامل پدیدآورندة سبک ادبی، چگونگی بیان در روایت داستان، و عوامل شاعرانگی و آشنایی زدایی پرداخته می شود و سپس می کوشیم آن عوامل را در داستان های نجدی بیابیم و با ذکر نمونه هایی بازشناسیم. فرض در این نوشتار بهره گیری نویسنده از اصول زبانی، بلاغی، و شاعرانگی است. سعی شده است با مطالعه دقیق آثار، تحلیل جزئیات آن، و تطبیق داستان های نویسنده با اصول زبانی، بلاغی، و ساختاری این موضوع اثبات شود.
۱۸۵۸۲.

بررسی و تحلیل کاربرد اصول مکتب نئوکلاسیسیسم در اشعار تقی رفعت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵۶ تعداد دانلود : ۱۵۶۸
نئوکلاسیسیسم نوعی بازگشت به معیارها و آداب نویسندگی قدماست و به رغم تفاوت هایی در محتوای آثار، غالباً به همان اصول کلاسیک معطوف است؛ شعر مشروطه هم در مقابل شعر قبل از آن، نئوکلاسیسیسم در مقابل کلاسیسیسم است. تقلید از طبیعت، تقلید از قدما، پیروی از خرد، ایجاز و وضوح، حقیقت نمایی، برازندگی، و قانونِ سه وحدت اصول مکتب نئوکلاسیسیسم اند که می توان آن ها را در اشعار دورة مشروطه هم مشاهده کرد. تقی رفعت از شعرای این دوره است که آثار اندکی از او به دست ما رسیده است، اما در همین آثار اندک هم می توان رد پای نئوکلاسیسیسم را مشاهده کرد.
۱۸۵۸۳.

نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی مفاهیم دینی و مذهبی
تعداد بازدید : ۱۷۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۹۱
مهدویت بیشتر به عنوان آموزه ای شیعی در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی، نقش و جایگاه مهمی دارد. در این مقاله، پس از مروری گذرا بر مفهوم موعودگرایی در ادیان ابراهیمی، جایگاه مهدویت در تصوف سده های نخستین (قرون دوم تا پنجم) را بررسی کرده ایم. در ادامه، مهدویت در سده های ششم و هفتم (نیمه اول) تاریخ تصوف (دوره ظهور مهدویت در تصوف) و آن گاه در قرون هفتم (نیمه دوم)، هشتم و نهم (آغاز جریان نزدیکی بیشتر تصوف و تشیع) پی جسته ایم. در تعقیب این جریان، عصر صفویه (دوران استقرار تشیع به عنوان مذهب رسمی در ایران) و قاجار، آخرین بخش این پژوهش است.
۱۸۵۸۴.

رویکردی روان شناسانه به سفر سه قهرمان اساطیری (هرکول، رستم، اسفندیار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر شعر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تعداد بازدید : ۳۷۰۱ تعداد دانلود : ۱۵۹۶
هرکول، رستم و اسفندیار سه قهرمان اساطیر یونان و ایران اند. وجه مشترک هر سه انجام مأموریت های دشوار است. هرکول برای رسیدن به جاودانگی مأمور انجام دادن کار طاقت فرسا می شود. رستم برای نجات شاه کهنسال و اسفندیار نیز برای رهاییِ خواهرانش، باید از هفت خوان عبور کنند. در این مقاله، سه عزیمت مذکور را با الگویِ فرایند فردیت تطبیق داده ایم. مطابق با نظر یونگ، کهن الگوها محتویات ناخودآگاه جمعی بشرند و در مراحلِ گوناگونِ فرایند فردیت حضور دارند. اساطیر و قصه ها نیز تجلیِ لایه های زیرین و جمعی ذهن بشرند؛ بنابراین فرافکنی بسیاری از عناصر فردیت را در قصه ها و اساطیر به صورت غول، اژدها، غار و... می توان جست وجو کرد. تفاوت ها و اشتراکات هر سه مأموریت افزون بر اینکه حاکی از تنوع فرهنگیِ بستر اساطیر و قصه هاست، انعکاس نبرد درونی و دل مشغولیِ واحدی است که از تقاضای کمال و رسیدن به یکپارچگی شکل می گیرد. در مقالة پیشِ رو، ضمن تطبیق نظر یونگ با سازه های اساطیری هر سه مأموریت، با بررسیِ کهنگیِ رمزها و مطلوب ها در هر سه داستان، گذر اسطوره به قصه نیز بررسی شده است.
۱۸۵۸۵.

علم ناآموخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی مفاهیم دینی و مذهبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۱۵۴۶ تعداد دانلود : ۹۰۹
علوم در دیدگاه فیلسوفان و عارفان به انواع مختلف تقسیم بندی می شود. یکی از این تقسیم ها، تقسیم علم به حصولی (آموخته) و حضوری (ناآموخته) است: علم حصولی، علمی است که با واسطة صورت هایی از معلوم خارجی به دست می آید و شامل آن دسته از یافته ها و دستاوردهای بشری است که تحقیقات و ادراکات حسی آن را تأیید کند و از طریق منابع بیرونی به دست میآید. اما علم حضوری، به عکس علم حصولی، علمی است بیواسطه و غیرمکتسب. طالبان هر یک از این دو علم به منظور رسیدن به مطلوب خود ناگزیرند که طریق یا طرق خاصی را در پیش گیرند. در این نوشتار تلاش شده است تا ضمن نگاهی به پیشینه معرفت شهودی یا علم ناآموخته و تبیین تفاوت های علم حصولی و حضوری، با تکیه بر آموزه ها و تجربه های برخاسته از سیر و سلوک عارفان، به ویژه آموزه های مثنوی معنوی، به این پرسش ها پاسخ داده شود که منابع، جلوه ها و خاستگاه های علم لدنی و ناآموخته چیست و چگونه میتوان به آن نایل شد؟
۱۸۵۸۶.

بررسی روایت داستان اسکندر و دارا در دو گزارش ابن مقفّع و فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای تاریخ بازتاب رویدادها و شخصیتهای تاریخی
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۲۷۷۷ تعداد دانلود : ۳۲۵۸
نهایة الارب فی اخبار الفرس و العرب کتابی است که نام نویسنده/ نویسندگان و زمان تألیف آن مبهم است. در فراهم آمدن این کتاب، نویسندگانی همچون عامر شعبی، ایّوب بن قریّه، عبدالله بن مقفّع، اصمعی و ابوالبختری سهمی داشته اند و سه دورة زمانی (سال 75هـ . ، پیش از سال 142هـ . و حدود سال های 170-193ه.) را می توان برای تألیف آن درنظر گرفت. به هر روی این کتاب - به ویژه بخش هایی که از زبان ابن مقفّع روایت شده است - مهم ترین منبع در شناخت سیرالملوک وی و به تبع آن خدای نامة دورة ساسانی است. از آن جا که شاهنامة فردوسی نیز با واسطة شاهنامة ابومنصوری به خدای نامه می رسد، داستان دارا و اسکندر از نهایة الارب و شاهنامه برگزیده شده تا بتوان به سرچشمة اصلی این دو روایت پی برد. با بررسی تطبیقی داستان اسکندر و دارا در این دو کتاب می توان دریافت که روایت فردوسی در هستة اصلی داستان، دقیقا همان روایت ابن مقفّع است، اما فردوسی با نگرش داستانی مطالبی را که به کار وی نمی آمده، حذف کرده و در عوض جزئیاتی را به آن افزوده است.
۱۸۵۸۷.

شخصیت و شخصیت پردازی در حکایات اسرارالتوحید

۱۸۵۸۸.

از اسب بالدار افلاطون تا طوطی جان مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۸۵۸۹.

تحلیلی روانکاوانه از داستان «سیاه زنگی» از کتاب «شیهه اسب سفید» زکریا تامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر داستان و داستان کوتاه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای روانشناسی نقد روان شناختی
تعداد بازدید : ۳۴۱۰ تعداد دانلود : ۱۷۱۳
داستان سیاه زنگی اثر زکریا تامر داستان نویس سوری است که در فضایی سوررئالیستی رخ می دهد و به شیوه سیال ذهن روایت می شود و به این دلیل، شخصیت ها و حوادث داستان برگرفته از ناخودآگاه نویسنده اند. این مقاله در تحلیل داستان مذکور به تحلیل شخصیت های داستان و حوادث آن از منظر نظریه های روانکاوی جدید پرداخته است و هریک از شخصیت های داستان را طبق تقسیم بندی فروید نماد و نماینده بخشی از ناخودآگاه انسان قرار داده است. بدین ترتیب، شخصیت «سیاه زنگی» در داستان، نماینده بخش «نهاد» در دستگاه روانی انسان و شخصیت «راوی» در بسیاری مقاطع، نماینده «من» است و شخصیت های فرعی «دخترک» (مقطع سوم) و «سرکارگر» (مقطع پنجم) نماینده «فرامن» هستند. در تحلیل روانکاوانه حوادث داستان باید گفت، این حوادث در دو دوره از حالت های روانی نویسنده اتفاق می افتد: قسمت های ابتدایی داستان مربوط به دوران غلبه غریزه حیات بر ذهن نویسنده است و قسمت پایانی داستان (مقطع ششم) مربوط به چیرگی غریزه مرگ بر غریزه حیات در اندیشه اوست.
۱۸۵۹۱.

تعریف و عملکرد ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان جریان ها و مکتب های ادبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
تعداد بازدید : ۸۰۰۲ تعداد دانلود : ۳۴۳۲
چکیده: هنری رماک (1916-2009)، استاد زبان آلمانی و نظریه پرداز ادبیات تطبیقی، در برلین به دنیا آمد. رماک سال ها در کمیته اجرایی انجمن ادبیات تطبیقی امریکا خدمت کرد و از بنیان گذاران طرح «تاریخ تطبیقی ادبیات ها در زبان های اروپایی» بود. در حوزه ادبیات تطبیقی اغلب به انتشار مقالاتی در زمینه نظری می پرداخت و دو مقاله بنیادین و مهم منتشر کرد: «ادبیات تطبیقی بر سر دو راهی» (1960) و «تعریف و عملکرد ادبیات تطبیقی» (1961) که به زبان های مختلف ترجمه شده و بسیار مورد استناد قرار گرفته اند. مقاله «ادبیات تطبیقی: تعریف و کارکرد» تثبیت کننده دیدگاه های مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی است. رماک با ارائه تعریفی نوین از ادبیات تطبیقی که مورد پذیرش بیشتر تطبیقگران امریکایی قرار گرفته است، میان ادبیات تطبیقی، به دلیل ماهیت بینارشته ای آن، با سایر دانش های بشری ارتباط تنگاتنگی برقرار کرد. تعریف رماک از ادبیات تطبیقی دو حوزه اصلی را در بر می گیرد: مطالعه ادبیات در فراسوی مرزهای یک کشور خاص، و مطالعه روابط میان ادبیات و سایر قلمروهای دانش و معرفت. بخش دوم تعریف او نمایانگر تمایز بنیادینی است که میان ادبیات تطبیقی از دیدگاه مکتب فرانسه و مکتب امریکایی وجود دارد. رماک در این مقاله به دنبال آن بود تا چشم انداز گسترده تری از پژوهش های تطبیقی به دست دهد. او همچنین به نقد مفهوم تأثیر و تأثر از دیدگاه مکتب فرانسه پرداخت و شرایطی برای آن قائل شد تا این دسته از پژوهش ها به درک ما از فرایند خلاق تولید اثر هنری و دریافت ما از تاریخ ادبیات کمک کند. مقاله رماک زمینه پیدایش افق های نوین در حوزه ادبیات تطبیقی را فراهم آورد.
۱۸۵۹۲.

تأثیر روایت قرآن از داستان حضرت سلیمان (ع) در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۷۰
داستان حضرت سلیمان به دلیل گستردگی و تنوّع ماجراها، تأثیرات گوناگون و متفاوتی در متون ادب فارسی گذاشته است که آن را از داستان دیگر پیامبران ممتاز می کند. با وجود قدمت روایت این داستان در منابع آیین یهود، قرآن کریم، بهترین و نخستین منبع شاعران و عارفان برای استفاده بوده است. موضوعاتی مانند عدالت سلیمان، منطق الطّیر دانستن او، تسلّط بر دیوان و...از جمله روایات قرآنی داستان سلیمان است؛ ولی با این وجود ادیبان فارسی از روایت تفاسیر و کتب قصص انبیاء در مورد سلیمان (ع) که پُر از اسرائیلیات است، ب ه دلیل شهرت و جذّابیّت این داستان ها تاثیر پذیرفته اند، برای نمونه؛ موضوع انگشتری سلیمان که مضمون های زیبایی از آن در ادبیّات فارسی، خصوصاَ متون عرفانی، خلق شده است. این نوشتار با توجّه به اهمّیّت داستان پیامبران در ادبیّات فارسی (در اینجا داستان سلیمان) به تأثیر بخشی از روایات قرآنی داستان سلیمان در متون فارسی پرداخته است و از آن میان سه مبحث را برگزیده است: سلیمان و باد، سلیمان و مور و سلیمان و پرندگان؛ و از آنجا که پرداختن به تأثیر کامل داستان سلیمان در تمام ادب فارسی کار دشواری است و البتّه از حوصلة یک مقاله خارج است به بررسی این سه موضوع در امّهات متون ادب فارسی پرداخته است که بی شک با موارد مشابه در دیگر متون قابل مقایسه است.
۱۸۵۹۳.

کاربرد عبارت های عربی در مرزبان نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۶۵
مرزبان نامه یکی از آثار برجستة نثر فنّی است که به اقتضای این نوع نثر، استشهادات عربی یکی از ویژگی های بارز آن محسوب می شود. مهارت خاصّ وراوینی در رعایت پیوستگی لفظی و معنایی عبارات عربی مرزبان نامه با متن فارسی آن، اثر وی را به یکی از شاهکارهای متفاوت نثر فنّی تبدیل کرده است. مقالة حاضر در پی آن است که سهم و نقش عبارات عربی در ساختار لفظی و معنوی مرزبان نامه را روشن نماید و جنبه های مختلف ارتباط لفظی و معنوی این عبارات عربیِ مرزبان نامه با متن فارسی آن را بررسی کند؛ به دیگر سخن، این پژوهش در پی پاسخ دادن به پرسمان ه ایی نظیرِ چگونگی ارتب اط امث ال و اشعار ع ربی مرزبان نامه و تبیین جنبه های لفظی و معنوی ارتباط اقتباسات عربی آن کتاب با متن فارسی آن است. نتایج پژوهش نشان داد که در مرزبان نامه از نظر لفظی، ترکیبات عربی به عنوان جزئی از نثر فارسی، دارای نقش های مختلف دستوری هستند و از نظر بلاغت هم، در بسیاری از آرایه ها و عناصر بلاغی به کار می روند. استشهادات عربی از نظر معنوی نیز، با متن فارسی پیوستگی محکمی دارند و بیشتر جهت تتمیم و تکمیل کلام و تأیید و تأکید آن آمده اند.
۱۸۵۹۴.

بررسی تطبیقی مرثیه های ابن رومی و خاقانی در سوگ فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی مرثیه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۱۹۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۶۳
مرثیه سرایی یکی از انواع ادب غنایی است که از دیرباز حضور گستردة خود را در دیوان های شعری ادب عربی و فارسی تثبیت کرده است. این نوع ادبی که غالباً منحصر به بیان مناقب و فضائل متوفّی است، شعرای زیادی را در ادبیّات این دو قوم به خود دیده است. از جملة این شعرا، ابن رومی و خاقانی هستند که به سبب از دست دادن فرزندان خود، در برخی از مضامین شعری مشترک هستند. یکی از این مضامین، مرثیه هایی است که این دو شاعر در سوگ فرزندان خود سروده اند. سوگواری های ابن رومی و خاقانی با توجّه به موضوعات مشترکی مانند شکوه از روزگار، بیان خاطرات متوفّی، دوری گزیدن از شادی به سبب از دست دادن فرزند، ناامیدی، توصیف سنگدلی پدر و توصیف لحظات بیماری متوفّی، امکان مقایسه و بررسی تطبیقی را دارند. نگارندگان بر این باورند که ابن رومی در به تصویر کشیدن این موضوعات از خاقانی موفّق تر بوده است؛ زیرا او در گزینش واژگان با طبع و سرشت خود همگام بوده و هیچ گاه خود را به تکلّف نیفکنده است. به همین دلیل شعر او از صداقت عاطفه برخوردار است. امّا در مقابل، خاقانی گاه با استعمال واژگانی هم چون طرب، چنگ و بربط که تناسبی با مرثیه ندارند و گاه با تشبیهات متکلّفانه از ارزش هنری مرثیة خود کاسته است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی - تحلیلی است. این جستار بر آن است تا ضمن تبیین و تشریح موضوعات مشترک در مرثی ه های اب ن رومی و خ اقانی، ب ه نق د و ب ررسی تطبیقی سبک و اسلوب هنری سوگنامه های این دو بپردازد.
۱۸۵۹۵.

جلوه های مقاومت در شعر مظفّر النّواب (اصل مقاله به زبان عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۳ تعداد دانلود : ۷۵۹
گرایش سیاسی با رنگ و بوی ادبیات مقاومت در شعر بعضی از شعرای عرب معاصر نمود بیشتری دارد، تا جایی که به شعرای مقاومت شناخته شدند. مظفر النواب ـ شاعر معاصر عراقی ـ یکی از این شعراست. وی در یک خانواده شیعیِ عراقی اصیل زاده شد و پرورش یافت که از آن ، ادبیات و موسیقی و گرایش سیاسی ضد ستم و استعمار را به ارث برد. همچنین وی تحت تأثیر گرایش های انقلابی شیعی ـ که بر محور امام علی 4 و فداکاری های امام حسین 4 متمرکز است ـ قرار گرفت. مظفر النواب در جوانی به حزب کمونیست گروید که شعارهایش با اهداف او ـ یعنی: رسیدن به عدالت و آزادی و نابودی ستم و فساد ـ هماهنگ بود. نوّاب بارها زندانی و شکنجه شد؛ امری که وی را ناچار به ترک عراق و مهاجرت به کشورهای مختلف کرد. نوّاب شعرش را به زبان فصیح و عامیانه می سرود ، اما پس از اشغال فلسطین و شکست عرب ها از اسرائیل، به شعر فصیح روی آورد و شعر او رنگ و بوی انقلابی و ادبیات مقاومت یافت، تا جایی که شاعر فلسطین لقب گرفت. نواب غالباً نقدی گزنده از رهبران و حکومت های عربی به خصوص کشورهای خلیج فارس دارد. این نقد به سبب ناتوانی و عقب نشینی آنها در مسأله فلسطین و اوضاع نابسامان کشورهایشان است، که سبب شد اشعارش در این کشورها ممنوع شود. در مقابل، شعر وی سرشار از تمجید و ستایش انقلابیون و ایثارگران و شهدا و دعوت به دنبال کردن راه و روش آنها در مقاومت مسلّحانه برای آزادی و عدالت و بیرون راندن اشغالگران و رویارویی با استعمار است.
۱۸۵۹۶.

عناصر داستانی در قصه موسی و خضر  با تکیه بر شخصیت و زمان (اصل مقاله به زبان عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳۲ تعداد دانلود : ۸۷۶
داستان از عناصر گوناگون همچون شخصیت و زمان تشکیل شده ­است. ویژگی های شخصیت های داستان به ساختار داستان شکل می دهد و داستان بدون آنها وجود ندارد. از آن سو، برای پیشبرد و تکامل داستان ناگزیر باید عنصر زمان وجود داشته باشد؛ از این رو هر داستانی آغاز و پایان دارد. در این پژوهش که عناصر داستان موسی و خضر W را با تکیه بر شخصیت و زمان بررسی می کند، نخست داستان از نگاه قرآن بررسی شده، سپس شخصیت های داستان تقسیم و معرفی شده اند و با به کارگیری نظریه های معاصر داستانی، برخی ویژگی های آنها بیان شده است. این مقاله پیوند میان شخصیت های داستان و سرنوشت آنها را می کاود و در پی آن به بررسی عنصر زمان در داستان بر مبنای تأمل و دقت در واژگان و آیات و سبک بیانی آن می پردازد؛ و بر آن است که شیوه به کارگیری زمان و دلالت آن در این داستان را نشان دهد.
۱۸۵۹۸.

نحوة به کارگیری آرایه های ادبی عربی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۸۵
محسنات بدیعی یا آرایه های بلاغی ابزار هایی اند که ادبا با به کارگیری آن ها به آرایش زبان خود می پردازند. این آرایه ها همزاد زبان نیستند ولی زاده زمان و محیطی اند که زبان در آن رشد و نمو می کند و به بالندگی می رسد. با توجه به قرابت های موجود میان زبان فارسی و عربی و با استناد به شواهد موجود می توان گفت اکثر قریب به اتفاق آرایه های عربی در زبان فارسی هم به کار رفته اند. کاربرد این آرایه ها در زبان فارسی به گونه های زیر است: الف) کاربرد آرایه با همان اسم و بدون هیچ تغییر در نحوه به کارگیری؛ ب) کاربرد آرایه با اسمی که در عربی کم تر به آن شهرت دارد؛ پ) کاربرد آرایه با اسمی که در زبان عربی به آن مشهور نیست؛ ت) کاربرد آرایه با اسمی جدید یا اسمی که ترجمه شده نام عربی آن است؛ ث) کاربرد آرایه با تفاوت اندک در نحوه به کارگیری؛ ج) کاربرد آرایه با شیوه ای کاملاً متفاوت. همچنین در این بررسی مشخص شد که برخی از آرایه های عربی در زبان فارسی کاربرد ندارند. در زبان فارسی به آرایه هایی اشاره شده است که فارسی زبانان آن را از زبان های دیگر گرفته اند و در کتاب های قدیم عربی که در این علم نوشته شده اند نیامده است. مؤلفان جدید نیز کم تر به بدیع و نوآوری های این علم پرداخته اند. در بررسی نمونه ها به تداخل موضوعی علم معانی و بیان با این علم پی می بریم؛ به نحوی که در هر دو زبان مسائل علوم مذکور گاه وارد آرایه های بدیعی شده اند. این مقاله در نهایت اثبات می کند که بدیع اولین بار به صورت علمی مستقل در زبان عربی بررسی شد و فارسی زبانان از نمونه های عربی الگو گرفتند.
۱۸۵۹۹.

لایه نگاری معنا در داستان جاپا اثر جلال آل احمد (La stratification du sens dans Traces de pas de Jalâl Al-é-Ahmad)؛ مقاله به زبان فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان