«مطلع» از متون بلاغی ـ عروضی قرن یازدهم هجری است که رضی الدّین محمد بن محمد شفیع مستوفیاز وزرای ادیب عصر صفویه، آن را به نگارش درآورده است. این اثر به اشاره خلیفه سلطان مازندرانی، وزیر دانشمند دربار صفویان، نوشته شده و به او نیز اهدا شده است. موضوع کتاب؛ عروض، قافیه، معانی، بیان و بدیع است. و بر پایه آثار بلاغی و عروضی قبل از خود؛ بویژه حدائق السحر، معیار الاشعار، معیار جمالی تألیف شدهاست. این اثر میتواند حلقه مفقوده بلاغت دوره تیمور و قاجار را به خوبی روشن نماید و در ترسیم سیر کتب بلاغی سهمی بسزا داشته باشد.
نقاب در اصل و در کاربرد مفهومی و اصطلاحی، در دایرة مفاهیم روان شناسی به کار می رود؛ اما در نوشته های یونگ تمایز معناداری یافته است که امروزه، هر گاه از آن سخن در میان باشد، به گونه ای با آرا و افکار یونگ، در پیوند است. از نظر او، نقاب به دو دسته قابل تقسیم بندی ا ست؛ دستة اول، صورتکی است که انسان بر چهره اش می زند و خود را آن طور که نیست، نشان می دهد. دستة دوم، دربرگیرندة پندارها و خیالاتی غیر واقعی است که مانع از رشد و نمو خود حقیقی او می شود. یونگ با دقیق شدن در امور روانی و جان آسمانی انسان، مسئلة نقاب را به گونة نظریه ای می پرورد و پیش روی ما می گذارد. او یکی شدن با نقاب را در جلوگیری از رشد شخصیت و رسیدن به فردیت، بزرگ ترین زیان می داند و افراد را از یک سوشدن بر حذر می دارد. از سویی در ادبیات عرفانی ما از جمله در غزلیات شمس، مفاهیمی وجود دارد که ژرف ساخت آن، با الگوییکه یونگ تعریف می کند، هم خوانی و هم پوشانی دارد. ما در این مقاله، رمزها و سمبل هایی را که مولانا در غزلیات برای بیان مفهوم نقاب به کار برده است، بررسی کرده و درعین حال از آوردن نمونه هایی از دیگر آثار عرفانی ناگزیر بوده ایم.
قصه گویی هنری است جهانی که انسانها برای سرگرمی و تعلیم زیستن به نوع بشر از آن سود جسته اند. زمان پیدایش قصه های عامیانه به درستی معلوم نیست، ولی پیشینه ای به قدمت تاریخ دارند و به دلیل همین قدمت و اصالتشان است که در زیرو بم تاریخ زنده مانده اند. ولادیمیر پراپ؛محقق روسی، با بررسی یک صد قصه ی عامیانه،عمل و نقش قهرمانان و ضد قهرمانان قصه های عامیانه و میزان اهمیت آن اعمال و نقش ها را تحت عنوان خویشکاری مورد مطالعه قرار داد. اندیشه ی اساسی در ریخت شناسی، توصیف قصه بر پایه ی اجزاء تشکیل دهنده ی آن و هم چنین بیان ارتباط و هم بستگی ای است که بین این سازه ها وجود دارد. ریخت و شکلی که داستان های عامیانه بر اساس آن شکل گرفتهانداز 31 اصل و خویشکاری پیروی می کند. هدف از این پژوهش بررسی ریخت شناسی داستان همسفر اثر هانس کریستین اندرسن و نمایاندن اصول خویشکاری حاکم بر داستان و پیدا کردن مهم ترین و اساسی ترین عنصر شکل دهنده ی آن است که به نظر می رسد در این داستان عنصر یاریگر و بعد از آن عنصر شریر نسبت به سایر عناصر نقش برجسته تری را ایفا می کنند.روش به کار گرفته شده در این پژوهش، شیوه ی ریخت شناسی ولادیمیر پراپ است.
رمانتیسم جنبشی ادبی است که در اواخر قرن هیجدهم از انگلستان آغاز شد و اوایل قرن نوزدهم زمانی که به اغلب کشورهای اروپایی، اروپای شرقی و حتی روسیه گسترش یافت به شکل یک مکتب ادبی ظهور کرد.
این مکتب تأثیر خود را در حوزه های مختلف ادبیات و در نقاط مختلف جهان بر جای گذاشت. آشنایی شعرا و نویسندگان ایران با ادبیات غرب سبب نفوذ مکتب رمانتیسم به ادبیات ایران گردید و آثار آن از اوایل دوران مشروطه در متون ادبیات ایرانی مشهود گردید. میرزاده عشقی از شعرایی است که تأثیرات مکتب رمانتیسم را می توان بروشنی و صراحت در آثار او مشاهده کرد، به طوری که بخش بزرگی از ارزش های ادبی او مرهون نقش آفرینی فضا و عناصر مکتب رمانتیسم است. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که روحیه انقلابی گری، نوجویی، آرمان گرایی، رویاپروری، بازگشت به قالب های ادبی کهن، احساسات ملی گرایانه، جزئی نگری در توصیف حالات و مناظر، دلتنگی برای روزگاران با شکوه گذشته، ایجاد فضاهای آکنده از اندوه و همدلی با محرومان و رنج کشیدگان بخشی از تأثیرهای مکتب رمانتیسم در سروده های میرزاده عشقی است .
زمان استعاره ای است که خود را با گذار، تکرار و مکان نشان میدهد و انسان تنها موجودی است که با این استعاره، هم استمرار مییابد و هم خود را میشناسد. روایت های تخیلی عالیترین ساختارهایی هستند که زمان وجودی انسان را نشان میدهند. از این رو، هم هویت سازند و هم تحت تأثیر هویت ها. این مقاله با بررسی شکل های زمان در روایت های تخیلی نشان میدهد که چگونه در هر برهه ای، منجر به هویت های ویژه شده اند. این هویت ها نه تنها در بازتولید روایت ها به گونه ای زمان را تأویل کرده اند، بلکه به شکلی به تأویل و تببین خود نیز پرداخته اند. اصلیترین مسألة این تحقیق آن است که روایت های تخیّلی ایران به شکل روایت های تخیّلی غرب، زمان را تجزیه نکرده اند؛ از این رو، انسانِ ایرانی چه در تولید روایت های تخیّلی و چه در دریافت آن، دیرتر به تخیّلِ تاریخی رسیده و بیشتر متأثر از تخیّلِ تمثیلیِ گفتمانِ عرفانی بوده است.
در این تحقیق به بررسی اصطلاحات در زبان فارسی پرداخته ایم. ابتدا براساس دیدگاه نانبرگ، ساگ و واسو، اصطلاحات را به دو دسته عبارات ترکیبیِ اصطلاحی (بخش پذیر) و عبارات اصطلاحی (بخش ناپذیر) تقسیم و سپس براساس دیدگاه زبان شناسی شناختی و به طور اخص رویکرد کووکسس، آنها را بررسی کرده ایم. از منظر شناختی ساز وکارهای استعاره، مجاز و دانش متعارف، به عنوان انگیزه معنایی در تولید و درک اصطلاحات دخیل اند. در این پژوهش نیز اصطلاحات از منظر این ساز وکارها بررسی شدند و معلوم شد عواملی مانند بخش پذیری معنایی، استعاره، مجاز و دانش متعارف در تعیین معنای اصطلاحات دخیل اند. بر همین اساس، عباراتِ ترکیبیِ اصطلاحی را به همراه اصطلاحاتی که حاوی استعاره، مجاز و یا دانش متعارف اند، از نظر معنایی به عنوان اصطلاحات شفاف، و عبارات اصطلاحی را به عنوان اصطلاحات تیره تقسیم بندی کردیم. تعداد اصطلاحات شفاف بسیار بیشتر از اصطلاحات تیره است.
بررسی آثار حماسی- پهلوانی منثور فارسی که تحت تأثیر شاهنامه و پیرو سنّت روایی پدید آمده اند، یکی از حوزه هایی است که در جریان پژوهشی عصر حاضر مورد توجّه قرار نمی گیرند. امیرارسلان واپسین نمونه برجسته و اثرگذار جریان زوالیافته داستان های روایی فارسی است که در عصر قاجار به صورت نقّالی توسّط نقیب الممالک شیرازی روایت شده و به وسیله توران دخت، فرزند ناصرالدّین شاه به کتابت درآمده است. تأثیر و نفوذ این داستان در صفوف مختلف اجتماعی- فرهنگی ایران، خود گویای اهمیت و جایگاه این اثر بوده است، امّا درک ارزش محتوایی امیرارسلان، در گرو بازشاخت بن مایه های ساختاری چارچوب کلّی این اثراست که همانند سایر نمونه های مشابه خود، به علّت گستردگی و حجم این دسته از آثار، در بطن امیرارسلان گنگ و ناشناخته باقی مانده است. نگارندگان با درک ضرورت انجام پژوهش در زمینه درون مایه شناسی داستان های روایی فارسی و فقر پژوهشی موجود در مورد داستان امیرارسلان، ساختار بن مایه های داستانی امیرارسلان را در چهار بخش بن مایه های شگفت انگیز، بن مایه های حماسی- عیاری، بن مایه های عاشقانه و بن مایه های دینی، بررسیده اند. مشخّصه اصلی شکل گیری بن مایه ها در این اثر، وجود دو عامل تکرار و برانگیزندگی است. از دیگر ویژگی های آشکار این بررسی، تأثیر شاهنامه در امیرارسلان است که در اثر روایت از طریق نقّالی، این پیوند و پیوستگی صورت گرفته است و تلمیحات شاهنامه ای موجود در امیرارسلان، خود بیانگر این موضوع می باشد.
قدمت روایت با انسان برابری می کند. از همان آغاز بررسی موضوعات ادبی، نشانه هایی از توجه به روایت دیده می شود. در بوطیقای ارسطو، عناصر بعضی از انواع روایی مثل تراژدی و حماسه مورد توجه قرار گرفته اند. در داخل یک کلّیت روایی، عناصر مختلف چون طرح، شخصیّت، زمان، مکان، زاویه دید و... در راستای همدیگر، همچون یک کلّیت منسجم عمل می کنند و در نهایت باعث خلق ساختار روایی آن متن می شوند. سنایی برای ملموس ساختن و تبیین هر چه بهتر مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود در حدیقه از حکایت های زیادی استفاده کرده است. این بخش روایی حدیقه دارای ساختاری متمایز از کلیت کتاب می باشد و در آن از عناصر روایی- ساختاری مختلف در کنار یکدیگر بهره برده می شود. در این تحقیق با دیدی ساختاری به زوایای مختلف مبحث شخصیّت و شخصیّت پردازی حکایت های حدیقه سنایی که یکی از کتاب های باارزش ادبیات عرفانی می باشد، پرداخته شده است.
لقد کانت النکسة ذات تأثیر واضح فی حیاة المسرح العربی، فانصب اهتمام المسرحیین إجمالا بعد الخامس من حزیران، على موضوع النکسة محاولین تحلیلها ومعرفة أسبابها ونتائجها وأثرها فی المجتمع باحثین عن أسالیب جدیدة ومنطلقات مسرحیة مختلفة فی التعبیر عن فاجعة حزیران 1967م.
نکسة حزیران بمثابة حدث تاریخی هام هزّت سعدالله ونوس من أعماقه، فراح یبحث حثیثاً عن بناء جدید یستوعب هذه المرحلة الحاسمة، فخطا خطوات مجدیة فی سبیل استخدام البنیة المناسبة فی مسرحیاته بعد النکسة، فقدم شکلاً حدیثاً أو بناءً جدیداً، مستفیداً من الأسالیب والاتجاهات والمنطلقات المسرحیة الحدیثة وخبراتها للتعبیر عن هذا الحدث الهائل، فباتت البنیة التی جاء بها ونوس فی حفلة سمر من أجل خمسة حزیران، فاتحة عهد جدید فی تاریخ المسرح السوری.
میر شمس الدّین فقیر عبّاسی دهلوی، نامور به شمس الدّین ناظم، عربی دان، فقیه، متکلم، محدّث، صوفی و فاضل سده ی دوازدهم، زاده شده به سال 1115ﻫ.ق. در دار الخلافه ی شاه جهان آباد دهلی است. او در آغاز، نام هنری مفتون را برگزیده بود.فقیر، مثنوی عاشقانه ی راستین واله سلطان را بر پایه ی زندگانی دوست خویش علی قلی خان واله ی داغستانی و در عشق او به دختر عمویش خدیجه سلطان در 3230 بیت درسال 1160 ﻫ.ق. به رشته ی نظم درآورد. در این جستار، پس ازشناساندن سراینده، شرح احوال، معرفی آثار او و وجوه برتری مثنوی واله سلطان، سبک آن، به روش تحلیل و توصیف متن بررسی خواهد شد.
یکی از رویکردهای مهم نقد و بررسی آثار ادبی، نقد کهن الگویی یا اسطوره شناختی است که آن خود یکی از متفرعات نقد روان شناسی ژرفانگر به شمار می آید. این نوع رویکرد که بر پایة اندیشة روان پزشک سوئیسی، کارل گوستاو یونگ تکوین یافته، به بررسی و تحلیل عناصر ساختاری اسطوره که در روان ناخودآگاه جمعی حضور دارند، می پردازد. در نظر یونگ این عناصر نوعی تجربة همگانی است که به گونه ای در همة نسل ها تکرار می شود، و از راه قرار گرفتن در ناخودآگاه جمعی وارد سازمان روانی فرد می شود. کهنالگوهای یونگ در هر یک از داستانهای شاهنامه قابل بررسی است. در پژوهش حاضر برآنیم تا داستان رستم و اسفندیار را به عنوان پیکرة دادههای پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار دهیم. در این تحقیق نشان می دهیم که لازمه خودیابی و یکپارچگی شخصیت این است که فرد مراحل دشوار سفر را بگذراند، سختی ها را تحمل کند، و بیاموزد که به راستی روزی بر چالش های جدی جهان حتی به همان شکل مبالغه آمیزی که تصویر ترس های اوست چیره خواهد شد و همین امر موجب غنای شخصیت او می گردد. این داستان هشدار می دهد که اگر کسی نتواند خود را به فردی مسئول در عالی ترین سطح بدل سازد، باید در انتظار پیامدهای مخرب و ویرانگری باشد. برآیند نهایی پژوهش آن است که هر یک از کهنالگوهای یادشده، تجلیات متعدد روان واحدی تلقی میگردند.