فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۲۰۱ تا ۱۱٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
آموزه های تعلیمی مرگ اندیشی در رمان کلیدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
37 - 58
حوزههای تخصصی:
رمان کلیدر ، اثر محمود دولت آبادی، آمیزه ای از آموزه های گوناگون اخلاقی و دینی است. هدف مقاله حاضر واکاویی آموزه های تعلیمی مبتنی بر مرگ اندیشی و پاسخ به پرسش چگونگی بازتاب و بیان این آموزه در بزرگ رمان فارسی است. مقاله به روش مطالعه موردی و به صورت کتابخانه ای فراهم آمده است. مرگ در این رمان دو چهره زشت و زیبا دارد؛ چهره زشت آن با نیستی و نابودی و چهره زیبای آن با شرافت، شکوهمندی و حرکت آفرینی همراه است. این دو سیمای مرگ تدریجی در داستان رخ می نمایند. در قسمت های پایانی داستان، چهره کریه مرگ با ناشایست ترین رفتار عباس جان، پدرکشی، در انگاره و نگاه قاتل پدر، و چهره زیبای آن در شایسته ترین اندیشه و رفتار گل محمد، مبارزه رویارو علیه اربابان ظلم خودنمایی می کند. نتایج حاصل بیانگر آن است که در کلیدر دو رویکرد متفاوت مرگ گریزی و مرگ طلبی در قالب شهادت و پاسداری از آرمان ها وجود دارد. جلوه های تعلیمی مرگ اندیشی در کلیدر عبارت است از: غنیمت شمردن فرصت دنیا، ترغیب کننده نیکی، ترک گناه، آرامش بخشی، حیات بخشی و برترین نوع مرگ، کشته شدن برای پاسداشت آرمان های الهی است. در پایان، این نتیجه حاصل می شود که آموزه های کلیدر مبتنی بر معرفت افزایی در خصوص مرگ است و تلاش می کند با بیان غیرمستقیم و هنرمندانه و بهره گیری از کهن الگوی مرگ، آگاهی و شناخت نظری مخاطب را افزایش دهد.
مقایسه تطبیقی تعلیم و تربیت در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
163 - 192
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت یکی از بنیادی ترین اصول در تمامی فرهنگ های بشری و پلکانی برای عروج به عالم انسانی است و هدف عمده پیامبران و مصلحان اجتماعی چیزی جز تعلیم فضایل تربیتی و پرورش خصائل نیک انسانی نبوده است. از منابع مهم تعلیم و تربیت آثار فاخر ادبی، منظومه های شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر هستند که پر از نکته ها و دستورالعمل های تعلیمی و تربیتی اند و تاکنون کمتر به آن ها پرداخته شده است. ازاین رو با مطالعه کتابخانه ای این آثار می توان ضمن شناخت مؤلفه های تربیتی دو فرهنگ ایرانی و یونانی به این مهم دست یافت که مهم ترین دغدغه های تربیتی هریک از این فرهنگ ها کدام اند؟ و چگونه می توان با شناخت و تدوین، تشریح و تفسیر آن ها نسل امروز را به آموختن و تبعیت از این اصول نیک اخلاقی سوق داد. مقایسه تطبیقی آثار مورد اشاره بیانگر این واقعیت است که مؤلفه های تربیتی مانند نرم خویی، رایزنی و... در این دو فرهنگ علاوه بر اینکه نقاط مشترک بسیاری دارند، برای تأمین سعادت نوع بشر چه در گذشته و چه امروز نیز بسیار کارساز و راهگشا هستند و در حماسه هومر این مؤلفه ها در مراحل اولیه تکامل اندیشه بشری هستند درحالی که حماسه فردوسی در این زمینه بسیار کامل تر و پخته تر است و وضوح و شفافیت مؤلفه های تربیتی در آن بسیار بیشتر از حماسه هومر است.
تحلیل طنزپردازی در حماسه های مضحک منظوم از منظر ناسازگاری ها (با تکیه بر موش و گربه، مزعفر و بغرا، صوف و کمخا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۳
77-100
حوزههای تخصصی:
طنز در متعالی ترین شکل خود، نوعی نقد جامعه شناسانه است و به موازات آن، ماهیت نقد، امکانات تازه ای را کشف می کند و به مفاهیم هیئت تازه می بخشد. حماسه های مضحک، از خلاقانه ترین اشکال طنز و حاصل تلفیق گفتمان های طنز و حماسه اند که در تاریک ترین دوره سیاسی ایران تولد یافته اند. مردمی که «جنگ» را در هجوم، قتل و غارت مغول و تیموری، به بدترین شکل تجربه کرده اند، روح عصیانگرشان آنان را برآن می دارد تا به هر شیوه ممکن، ماهیت نبرد را به چالش بکشند و چه قالبی مطمئن تر از طنز و شخصیت های مضحک؟ مهم ترین حماسه های مضحک منظوم ادبیات فارسی پیش از مشروط عبارت اند از: موش و گربه، مزعفر و بغرا و صوف و کمخا. این آثار، از لحاظ به کارگیری سازوکارهای حماسی بسیار غنی تر از حماسه های مضحک پس از مشروطه اند، تقابل دوگونه گفتمان در آن ها وضوح بیشتری دارد و از جهت ویژگی های اصلی این نوع ادبی، از اصالت ویژه ای برخوردارند و با بررسی آن ها می توان به اصلی ترین شگردهای تلفیق گفتمان های طنز و حماسه راه برد؛ زیربنای شکل گیری هر طنزی، عنصر «ناسازگاری» است و بهترین روش شناخت کیفیت آثار طنز، بررسی شگردهای ناسازگاری در آن هاست. مهم ترین عناصر طنزساز در این آثار، برآمده از ناسازگاری «گفتمانی» و «معنایی» ست. انتقاد در ناسازگاری گفتمانی، در دو کارکرد: نقد قدرت حاکمه و ارزش های اجتماعی در نوسان است و در این بخش، طنزپردازان به شرح نمادینی از اوضاع جامعه و بیان اصلی ترین نیازهای جامعه خود می پردازند و با ایجاد ناسازگاری معنایی با نقد ضد قهرمان و رذایل موجود در اجتماع، عوامل عدم پیشرفت جامعه را به مخاطب یادآور می شوند.
نگاهی تازه به جایگاه زبان و ادبیات فارسی و عربی در دربار یعقوب لیث و جانشینان او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۳
127-140
حوزههای تخصصی:
آغاز سرایش شعر فارسی و تعیین نخستین شاعر تاریخ ادبیات فارسی یکی از مهمترین مباحثی است که به دلیل وجود آرا و اقوال مختلف در هاله ای از ابهام باقی مانده است. مطابق با نظر برخی از پژوهشگران، یعقوب لیث صفاری به عنوان احیاگر شعر فارسی از زبان عربی بی بهره بوده است و جانشینان وی نیز راه او را در بی اعتنایی به زبان و ادب عربی پیموده اند. مقاله حاضر در نظر دارد با هدف تبیین جایگاه زبان و ادبیات عربی در دربار یعقوب لیث و جانشینانش، بر اساس منابع کتابخانه ای با روش توصیفی- تحلیلی، دلایلی را بر عربی دانستن یعقوب و جانشینانش ذکر کند و به روشنگری درباره وضعیت زبان و ادبیات عربی در آن دوران بپردازد. نتایج این مقاله نشان می دهد که سلسله صفاریان؛ به ویژه در قرن چهارم هجری از شعر عربی رویگردان نبوده؛ بلکه دوست دار آن نیز بوده است و آنچه در مورد یعقوب لیث، مؤسس این سلسله، مبنی بر بی بهره بودن وی از زبان عربی و احیاگری شعر فارسی آمده، بی پایه و اساس و ریشه گرفته از کتاب تاریخ سیستان است.
تحلیل و مقایسه کیفیت کرامات ابوسعید ابوالخیر در اسرارالتّوحید با کرامات شیخ احمد جام در مقامات ژنده پیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال دوم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵
119 - 134
حوزههای تخصصی:
کرامت به عنوان یکی از اصول تصوّف که امری ناقض عادت و بیرون از محدوده توان بشر عادّی است، همواره موضوعی مورد مناقشه میان اهل شرع و تصوّف بوده و هست. موافقان، کرامت را از نشانه های یک ولی کامل دانسته، تأییدش می کنند، امّا مخالفان آن را ذریعه ای برای ارضای حسّ قدرت خواهی و ثروت اندوزی صوفی نماها می دانند. در میان صوفیّه، ابوسعید ابوالخیر و شیخ احمد جام دو تن از کسانی هستند که در کتب متعدّدی کرامات فراوانی از آن ها نقل شده، به گونه ای که این موضوع یکی از ویژگی های بارز شخصیّت حقیقی و ساختگی ایشان شده است. بر این پایه، آن چه در جستار پیش رو موردنظر خواهد بود، مقایسه این کرامات و تبیین اشتراکات و افتراقات فکری و رفتاری این دو عارف نامی با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی است. به نظر می رسد که ابوسعید و شیخ جام، علی رغم قُرب مسافت، به لحاظ فکری و منش صوفیانه از هم دورند و هر یک، باوجود مشابهت های فکری و رفتاری اندک، در وادی های متفاوتی از عرفان سیر می کنند. به طوری که ابوسعید طرفدار تصوّف همراه با محبّت و رجا است و شیخ جام، هواخواه تصوّف زاهدانه صرفِ همراه با خوف.
امتناع و امکان نظریه پردازی بومی در بازخوانی متون ادبی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۲
127-152
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از چالش های تحقیقات دانشگاهی حوزه زبان و ادبیات، بسامد استفاده از نظریه در انجام پژوهش های بنیادین در حیطه نقد تئوریک و عملی است. موافقان چنین رویکردی به سبب نظام مندی و انسجام و ماهیت میان رشته ای نظریه ها لزوم چنین ابزارهای بازخوانشی را برای تحقیقات ادبی، پابه پای پژوهش های ادبی جهان غرب لازم و ضروری می دانند و مخالفان چنین رویکردی بر کلیشه ای بودن، تصنعی، سطحی نگری، تقلیل گرایی و غرب زدگی چنین پژوهش هایی اصرار دارند و با سیاست نفی نظریه گرایی، بازگشت به شیوه های نقد سنتی گذشتگان یا پیشگامان بنام این عرصه را امری واجب و مستفیض می شمرند. نگارنده معتقد است در تقاطع دو آرای یادشده، می توان راهی معتدل و میانه جست، لذا این جستار به شیوه توصیفی- تحلیلی به این نکته تأکید می کند که ضمن پرهیز از هرگونه افراط و تفریط در توجه به پژوهش های نظریه محور، دو کلان چاره برای بازخوانی متون ادبی، تلفیق روش های علمی و میان رشته ای در تحلیل و ارزشگذاری متون ادبی از یک سو و آشنایی عمیق با اصول و مبانی نظریه پردازی و رویکردهای فلسفی برای تولید نظریه های بومی و سازگار با جهان بینی حاکم بر متون ادب فارسی از دیگرسو است.
بررسی الگوی نجات در روایتی تعلیمی از اسرارنامه بر اساس نظریه تقابل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادب فارسی سرشار از حکایت های واقعی یا ساختگی است که شاعران و نویسندگان برای بیان مفاهیم اخلاقی، عرفانی، اجتماعی و... از آن سود جسته اند. اسرارنامه عطار نیشابوری از جمله آثاری است که در آن، روایت های تمثیلی در انتقال اندیشه های تعلیمی شاعر اهمیت ویژه ای دارند. تمثیل ها علاوه بر کاربرد تعلیمی و سرگرم کنندگی، ایجاد التذاذ ادبی در مخاطب و...، ابزاری برای تبلیغ گفتمان عرفانی نیز به شمار می آیند. بنابراین در گفتمان عرفانی، حکایت پردازی وسیله ای است برای تولید معنا به شکلی تلویحی و ضمنی. الگوی دوبنی شیوه متداول قصه های کهن برای بیان مقصود است و نظام تقابل های زبانی از مهم ترین عوامل شکل گیری معنا در حکایت های دوقطبی است که قصه پرداز با قرار دادن کنشگرهای روایت در جایگاه تقابلی با همدیگر، به تولید معنا می پردازد. ساختار برخی حکایت ها در اسرار نامه از روبه روی هم قرار گرفتن نفس و جان شکل می گیرد. حکایت «آن روباه که در چاه افتاده بود...» یکی از تمثیل های جذاب در بیان رهایی از عالم ظلمانی یا غلبه بر نفس است. این نوشتار با استفاده از روشتوصیفی تحلیلی بر اساس نظریه تقابل ها به تفسیر نشانه ها در حکایت مذکور می پردازد. بهره گیری از تقابل های دوتایی در مطالعه متون مختلف نشان می دهد که چگونه واژه ها و عبارت های معمولی می توانند به گونه ای به کار روند که نوع خاصی از تفکر و رفتار را تعلیم دهند یا تثبیت کنند. عطار با استفاده از تمثیل، گستره سخن را افزایش می دهد و می کوشد در مخاطبان خود، شناخت و باور پدید آورد یا حداقل آن ها را متقاعد سازد که از خطرات نفس بپرهیزند.
بررسی طرح شناختی افسانه های عامیانه آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان انواع مختلف ادبیات فولکلوریک، افسانه های آذربایجان به این دلیل که جزء کهن ترین این داستان ها و از دید مضمون جزء پرمحتواترین داستان ها است، در جهان جایگاه ویژه ای دارند. وسعت اطلاعات، تنوع موضوعات و قدمت تاریخی ارایه شده در این داستان ها، آذربایجان را به عنوان یکی از مهم ترین کانون های آفرینش و تأثیرگذار قصه های عامیانه در جهان معرفی کرده است. بررسی طرح شناختی افسانه های آذربایجان کمک قابل توجهی است جهت پی بردن به اعتقادات، باورها، آداب و رسوم مردم آذربایجان. اعتقادات و باورهایی که سرشار از اتفاقات جادویی شگفت انگیز هستند، که با دخالت موجوداتی نظیر دیو و پریزاد و... رخ می دهد. بنابراین شایان ذکر است که قصه های عامیانه در ادبیات فولکلوریک مردم آذربایجان با همه ی گوناگونی و تنوع ظاهری دارای جنبه های مشترک و یکسانی هستند. این مقاله برآن است که پیرنگ سی افسانه ی آذربایجان را مورد مطالعه قراردهد و به بررسی وتحلیل وضعیت های آغازین، میانه و پایانی قصه های عامیانه ی آذربایجان بپردازد، که در پی آن، این نتایج حاصل گردیدکه، در قصه های عامیانه ی آذربایجان اساس آفرینش بر ارایه ی پیام های اخلاقی بنا نهاده شده است. درون مایه ی این افسانه ها، بیشتر در راه آموزش اخلاق و عشق به زندگی است و آنچه پیرنگ این قصه ها را قوت می بخشد شگفت آوری آن ها در جذب مخاطبانشان است.
ساختار کلمات هم خانواده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آموزش زبان، گنجینه لغات و گسترش آن نقشی مهم در یادگیری دارد. یکی از شیوه های افزایش واژگان ساخت کلمات هم خانواده است. واژگان زبان فارسی در اثر ترکیب با «وندها» در ساختاری تازه بروز می یابند. گاهی این وندها، واژگان جدیدی را می سازند و گاهی فقط دایره شمول معنایی آن کم و زیاد می شود، بدون آنکه واژه جدیدی عرضه شود. وندها بسیار متنوع هستند و معناهای گوناگونی دارند. یکی از روابط معنایی حاکم میان واژه ها، رابطه «هم خانوادگی» است. در کتب دستوری کمتر به این موضوع پرداخته شده است که کدام دسته از وندها می توانند کلمات هم خانواده بسازند. برخی به خطا تمام وندها را جزو وندهای هم خانواده ساز معرفی نموده اند که البته اینگونه نیست. جهت رسیدن به این مسأله باید شناختی کلی درباره وندها عرضه شود. این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که برخی از وندها «تصریفی» هستند و کلمات جدید نمی سازند و فقط واژه را برای پذیرش نقش جدید در جمله آماده می نمایند. این دسته از وندها به هیچ وجه نمی توانند کلمات هم خانواده بسازند. برخی دیگر نیز که به وندهای اشتقاقی معروفند در دایره وندهای هم خانواده ساز قرار می گیرند. به سبب اهمیت این موضوع در آموزش زبان، در این مقاله با بررسی ساختمان کلمات، انواع وندهای هم خانواده ساز و کاربرد معنایی آن ها بیان می شود
Обучение иностранных студентов академическому русскому письму(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Академическое письмо – важная компонента профессиональной и исследовательской компетентности студента, неотъемлемая черта современного профессионального образования. В условиях расширения связей между образовательными и научными организациями на международном уровне, интеграции и стандартизации мировых образовательных систем успешность и мобильность выпускников российских вузов, в том числе иностранных студентов, во многом определяется их уровнем владения академическим русским письмом. Цель исследования – научное обоснование исследовательских заданий как современного средства обучения иностранных студентов академическому русскому письму. В статье введена уровневая структура исследовательских заданий обучения иностранных студентов академическому русскому письму. Автором выделены три уровня исследовательских заданий по степени сложности. В основу отбора содержания исследовательских заданий для обучения иностранных студентов русскому академическому письму заложены идеи контекстного, деятельностного и личностно-ориентированного подходов. Приводятся примеры заданий исследовательского характера, направленные на формирование навыков академического письма на русском языке. Сделан вывод, преемственная реализация в учебном процессе системы заданий исследовательского характера позволит сформировать у иностранного студента целостные представления о стиле и особенностях академического русского письма, создаст основу для свободного осуществления профессиональной письменной и устной коммуникации на русском языке и соблюдению норм научной этики.
تدقیق در بعض اصطلاحات موسیقی در شعر خاقانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در شماره یازدهم فصلنامه درّ دری مقاله ای با نام «عدم آشنایی خاقانی با موسیقی سنتی» از فیروز فاضلی (استادیار دانشگاه گیلان) و مجید ایران نژاد نجف آبادی (دانشجوی دکتری) منتشر گردید، در اینجا به نقد و بررسیِ آن مقاله پرداخته شده است. به عقیده بنده ، خلافِ نظر مؤلفان مذکور ، اینکه خاقانی در شعرش به چگونگیِ دقیق و تعریفِ مصطلحاتِ موسیقی نپرداخته ، دلیل بر عدم شناخت او نیست ؛ بلکه او مصطلحاتِ موسیقی را مانند برخی اصطلاحاتِ دیگر علوم ، در خدمتِ شعرش گرفته و به طور کلّی رسالت او در سخن سرایی ، تعریف مصطحات علومِ دیگر نیست . لازم به ذکر است آنچه در این مقاله فراهم آمده، مشتی است نمونه خروار و بررسیِ کامل مقاله «عدم آشنایی خاقانی با موسیقی سنتی» باعث اطاله کلام و نیز بررسی مفصلِ موسیقی شناسیِ خاقانی مجالی فراخ تر می طلبد. به عقیده بنده مؤلفان هیچ شناختی در موسیقی قدیم نداشته و جز کتابِ واژه نامه موسیقیِ ستایشگر کتابی در علم قدیم موسیقی حداقل برای این مقاله ندیده اند خواسته اند موسیقیِ امروز که آن طور که پیداست در آن هم تبحری ندارند را در شعر خاقانی بیابند و تعمیم دهند که البته امری ناشدنی است.
تحلیل شیوه های اثرپذیری روزبهان بقلی از قرآن کریم و احادیث در مشرب الأرواح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی شیوه های اثرپذیری روزبهان از آیات و احادیث و رویکرد تأویلی او در مشرب الارواح بررسی می شود. روزبهان بقلی در مشرب الارواح مشهور به هزارویک مقام ضمن تبیین مبانی سلوک طرح منسجمی درباب مقام های عرفانی ارائه می دهد. هر یک از این مقام ها با استناد به تعبیری قرآنی یا لفظی از احادیث ساخته وپرداخته می شوند. هنجارگریزی ها و قاعده ستیزی های بسیاری در طرح مقام های عرفانی در این اثر مشاهده می شود. شیوه بهره گیری روزبهان از آیات قرآن و احادیث نیز در این اثر با نوآوری های بسیاری همراه است که در این پژوهش به بررسی آنها پرداخته می شود. نتایج این بررسی نشان می دهد گرایش روزبهان به تأویل آیات و احادیث با اقتباس لفظی و معنایی به ساخت اصطلاح واره های جدیدی در عرفان اسلامی منجر می شود. علاوه بر این، بی توجهی به بافتِ همراه و بافت موقعیتی زمینه بافت گردانی و ارائه تفسیری اشاری از آیات را فراهم می کند. از دیگر ویژگی های درخور توجه اقتباس های روزبهان رعایت تناسب های لفظی و هم آوایی ها در طرح مقام های عرفانی است که غالباً در فرایند ناخودآگاه تجربه بر زبان ظاهر می شوند.
جلوه های کهن الگویی ادبیات پایداری در آثار سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
71 - 95
حوزههای تخصصی:
سیمین دانشور در ادبیات داستانی ایران جایگاه ارجمندی دارد. او در آثارش به عموم گونه های ادبیات پرداخته است. چگونگی کاربست گونه ادبیات پایداری در داستان های این بانوی نویسنده و تحلیل آنها بر اساس جستارهای کهن الگویی، ظرفیت موضوعی یک پژوهش دانشگاهی را دارد؛ از طرفی تاکنون آثار داستانی دانشور، از این منظر مورد واکاوی قرار نگرفته است. با توجه به جایگاه کارل گوستاو یونگ در روانشناسی اعماق، پس از نمونه یابی ، مبانی تحلیلی تحقیق بر پایه آرای این روانشناس استوار گردید. چون موضوع پژوهش، بینا رشته ای (ادبیات و روانشناسی) است، پیش از ورود به بحث به قدر ضرور، زندگی و آثار داستانی دانشور و نظریات یونگ تبیین گردید تا به درک مفاهیم کمک کند. یافته های پژوهش، اعتنامندی نویسنده به ادبیات پایداری با زمینه های کهن الگویی و کاربست ویژه آن را در رمان سووشون آشکار می نماید و مشخص می کند که بن مایه این رمان بر پایه ادبیات پایداری است.
تبلور آزادی در اشعار قهّار عاصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
157 - 176
حوزههای تخصصی:
آزادی به عنوان یک مقوله هنجاری از زمان های بسیار دور تا امروز در گستره شعر و ادبیات فارسی با ابعاد گوناگون و وسیعی قابل بحث است. هر چه به زمان کنونی نزدیک می شویم، آزادی بارورتر و پررنگ تر دیده می شود. شعر و ادبیات معاصر فارسی افغانستان در دهه های اخیر، همگام با تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی، تجارب تلخ اشغال روس ها و جنگ های ویرانگر داخلی را به همراه داشته است؛ بنابراین آزادی به عنوان عنصر کلیدی در لابه لای اشعار قهّار عاصی، شاعر مشهور و معاصر افغانستان، در گستره ادبیات پایداری مطرح است و ابعاد وسیعی از آزادی اجتماعی، آزادی سیاسی، آزادی فکری، آزادی میهنی و آزادی زنان را دربرمی گیرد؛ بدین لحاظ در این پژوهش کوشش شده است تا بن مایه های آزادی در اشعار قهّار عاصی از نظر گستردگی و عوامل مهمی که در اشعار او دخیل بوده است، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
مثنوی معنوی؛ بستر خلاقیت و حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوه های روشمند حل مسائل و چگونگی رویارویی با مشکلات در حوزه علوم انسانی از کارکرد بسیار بالایی برخوردار است. خلاقیت یا توانایی تولید ایده ها و ارائه راه حل های متعدد، جدید و مناسب برای حل مسائل و مشکلات که در دنیای فناوری و ارتباطات امروز به طور جدی مورد بحث و بررسی دانشمندان و محققان در تمام شاخه های علوم قرار دارد، در مثنوی معنوی بازتابی آشکار ی افته است. مولوی را می توان عارفی دانست که به عمق مسائل انسانی پی برده و در صدد تجزیه و تحلیل آن ها برآمده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد که مول وی ضمن بیان مب احث عرفانی در قالب حکای ات، از این شیوه ها در حل مسائل و مشکلاتی که انسان در زندگی روزمره خود با آن ها روبه روست، بهره جسته است. تحقیق و تفحص در مثنوی معنوی برای دست یابی به این شیوه ها در حوزه علوم انسانی، به منظور گسترش نگرش فردی و اجتماعی و آشنایی با دستاوردهای فکری و معنوی مولوی در برخورد با مسائل انسانی و معضلات رفتاری، از اهداف این پژوهش است.
کهن الگوی مادر مثالی در قصه های مشدی گلین خانم با تکیه بر نظریات یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۲
211 - 247
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای نقد معاصر، نقد کهن الگویی است که بر پایه اندیشه های کارل گوستاو یونگ، روان پزشک سوئیسی، شکل گرفته است. کهن الگوها از عناصر مهم روان شناختی هستند که در ناخودآگاه جمعی بشر قرار گرفته اند. قصه ها و افسانه ها نیز به عنوان شاخه ای از ادبیات شفاهی، عناصر کهن الگویی فراوانی دارند. کهن الگوها انواع مختلفی دارند که یکی از شناخته شده ترین آن ها مادر مثالی است. کهن الگوی مادر مثالی در صورت های واقعی، مجازی و با نمودهایی مثبت و منفی نمایان می شود. هدف این پژوهش، یافتن جایگاه این کهن الگو در کتاب قصه های مشدی گلین خانم با تکیه بر تعاریف کهن الگویی یونگ است. برای این منظور قصه های مذکور مطالعه و نمونه های کهن الگویی آن استخراج و تحلیل شد. همچنین فراوانی حضور هر یک از مظاهر آن مشخص گردید. پژوهش نشان داد که این کهن الگو، عنصری تأثیرگذار و مهم در قصه های ایرانی است و قصه ها از لحاظ عناصر کهن الگویی و به ویژه، مادر مثالی، غنی هستند و بر نظریات یونگ، مطابقت می نمایند. در نتیجه شناخت کهن الگوها می تواند به درک درست و واقعی قصه های ایرانی از ابعاد شخصیت شناسی و نمادشناسی کمک کند.
بررسی و مقایسه تطبیقی لایه های ایدئولوژی اشعار فرّخی یزدی و عارف قزوینی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فرّخی یزدی و عارف قزوینی از چهره های شعری معروف دوره مشروطه اند که زندگی شان با حوادث و رخدادهای عصر خویش پیوند خورده است. آن ها با سلاح شعرشان علیه ظلم و ستم های روزگار و بیدادگری ها به مبارزه برمی خیزند. و از همان آغاز، طرف داری و حمایت خود را از نهضت مشروطه اعلام و در سروده هایشان بیان می کنند. بعد از برپایی نهضت مشروطه نیز، به مبارزه خود با عوامل استبداد داخلی و استعمار خارجی ادامه می دهند و در این راه سختی ها و رنج های فراوانی متحمل می شوند، ولی دست از مبارزه برنمی دارند. سرانجام فرّخی به دست دژخیمان در زندان کشته می شود و عارف در تبعید و تنهایی و انزوا جان می سپارد. وظیفه اصلی شعر فرّخی و عارف بیداری توده مردم است. ایدئولوژی آن ها براساس حوادث و مقتضیات زمان شکل می گیرد. مضمون اغلب اشعارشان در رابطه با مسائل اجتماعی و سیاسی است. مقایسه اندیشه های ایدئولوژیک آن ها نشان می دهد، که اندیشه هایشان به هم نزدیک است. در این پژوهش تلاش می شود؛ اندیشه های ایدئولوژیکی این دو شاعر برجسته عصر مشروطه در موضوعات سیاسی، اجتماعی و مذهبی با شواهد شعری نشان داده شود.
بررسی و مقایسه ساختاری دو غزل از حافظ و نشاط اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال شانزدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۱
147 - 170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه ساختاری یک غزل از حافظ و دیگری از نشاط اصفهانی پرداخته است، که غزل نشاط به تقلید از غزل حافظ سروده شده است. بررسی ساختاری از رویکردهای جدید در نقد ادبی است که همگام با پیشرفت های زبان شناسی نوین ظهور یافت، این رویکرد متاثرازدیدگاه های ساختارگرای قرن بیستم (پراگ) و مبتنی بر این اصل است که برای نقد و بررسی ساختاری یک اثر، باید اجزای آن را در ارتباط با کل سیستم بررسی کرد و هدف آن ، تعیین تناسب اجزا با کل سازه های متن است. تحلیل عناصر یک متن و تاثیر آن در محتوای شعر، باعث دقت بیشتر منتقد در بیان شاعر می شود. این پژوهش به منظور بررسی ساختاری و با شیوه تحلیل مقایسه ای در جهت این امر که؛از لحاظ ساختار و ارتباط عناصر کدام غزل منسجم تر از دیگری است؟پس از اشاره به تعاریف ساختار، مکتب ساختار گرا و ارائه ویژگی های ساختاری، به تحلیل اجزای هر دو متن از لحاظ توازن ها و قاعده کاهی ها، تناسب میان اجزاء و محتوا پرداخته است. تحلیل ها حاکی از آن است که هر دو شاعر بین عناصر صوری و معنایی شعر برای انتقال پیام، ارتباط برقرار کرده اند، اما میزان تناسب در غزل حافظ، به دلیل هنجار گریزی ها و قاعده کاهی های آوایی، واژگانی و بلاغی نمود بیشتری دارد.