ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۴۱ تا ۱۰٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۰۲۴۱.

بررسی عناصر روایت در شعر خوان هشتم و آدمک اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۳ تعداد دانلود : ۲۷۹۲
پژوهش حاضر به بررسی شعر خوان هشتم و آدمک مهدی اخوان ثالث اختصاص دارد و دو عنصر روایت و زمان بر اساس نظریات ژار زنت و دیگر روایت شناسان در این دو شعر، مورد بررسی قرار گرفته است و پنج مفهوم لحن یا صدا، حالت یا وجه، نظم و ترتیب، تداوم و بسامد در این دو شعر مطالعه و بررسی شده است. در حوزه ی راوی با یک راوی برون داستانی روبه رو هستیم که گاهی به صورت مستقیم و گاهی از طریق شخصیت های داستان، با نظریات و اندیشه های او روبه رو می شویم. در حوزه ی مخاطب، شاعر مردم جامعه ی خود را به عنوان مخاطب مستتر این متن در نظر گرفته است و شعر را ابزاری برای بیان اندیشه های خود قرار داده است. در بررسی زمانی، شاعر بدون آن که روایت خود را در بند زمان خاصی قرار دهد، با بهره گیری از شگردهای هنرمندانه روایتی فرازمانی ارایه کرده است که در هر مقطع تاریخی می تواند کارکرد داشته باشد. از منظر چندصدایی نیز با دو متن تک صدا روبه رو هستیم و شاعر با به تمسخر گرفتن رهاورد مدرنیزم(تلویزیون) در پی بیان این اندیشه است که مدرنیزم وارداتی نمی تواند در جوامع سنتی موجب ایجاد چندصدایی گردد.
۱۰۲۴۲.

بررسی تطبیقی هویت در اشعار محمود درویش و سهراب سپهری با تکیه بر دو سروده ی "سجل انا عربی" و "اهل کاشانم"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۹ تعداد دانلود : ۸۹۳
هویت انسان محصول عوامل متفاوتی است که به شناخت از خود و جایگاهش در محیط اجتماعی باز می گردد. کیستی، مقوله ای است که از ابتدای خلقت با انسان همراه بوده است. ادبیات، بویژه شعر به عنوان یکی از اثر گذارترین عناصر در شناسایی عنصر هویت شعرا و نویسندگان، نقش اساسی را ایفا کرده است. این مقاله در حوزه ادبیات تطبیقی به مقایسه دو قصیده"سجل انا عربی" از محمود درویش و"اهل کاشانم" از سهراب سپهری می پردازد و با هدف دست یابی به مفهوم هویت و نکات اشتراک و تمایز عنصر هویت در بین این دو قصیده، به رشته تحریر درآمده است. این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه مکتب آمریکایی، بر آن است، پس از نگاهی به زندگی سهراب سپهری و محمود درویش، به تبیین مفهوم هویت در دو قصیده معروف از این دو شاعر بپردازد، سپس به نکات تشابه و تمایز این دو قصیده، از منظر هویت پرداخته می شود؛ نیز ضمن تحلیل فضای اجتماعی و سیاسی دو کشور ایران و فلسطین، به تاثیر محیط جغرافیایی و سیاسی در تبیین رویکرد هویت، در کلیت این قصاید پرداخته می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فضای اجتماعی و سیاسی در بروز عنصر هویت در بین این دو شاعر، نقش اساسی دارد و سپهری ابعاد هویتی را با مفاهیم مختلفی نظیر عرفان، اخلاق و... در هم آمیخته، لیکن محمود درویش بر عنصر قومیتی و زبانی تاکید داشته است.
۱۰۲۴۳.

طنزپردازان مشروطه خواه: معماران تاریخ ایران جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۵ تعداد دانلود : ۷۳۵
در برخی مقاطع تاریخی، همه طبقات و صنوف جامعه، با همه تفاوت ها و اختلافات، به جریان واحدی تبدیل می شوند تا به غایتی متعالی دست یابند. این تجربه تاریخی را ملت ایران چندبار آزموده است: هم در انقلاب مشروطه 1285 و هم در انقلاب اسلامی 1357. در انقلاب مشروطه همه طبقات و اصناف جامعه یک هدف و غایت را، که برچیدن طومار استبداد و پیاده کردن حکومت قانون است، دنبال کردند و توفیق هم یافتند. در این انقلاب، ادبیات فارسی اعم شعر و نثر نیز به خدمت انقلاب درآمد، ازهمین رو فن طنز را رسانه اصلی خود قرار داد. ادبیات این دوره چنان با سیاست درآمیخت که ادبای بزرگ را می توان معماران بزرگ تاریخ ایران به شمار آورد. در این جستار کوشیده ایم که همین دقیقه را واکاویم و اثبات کنیم.
۱۰۲۴۴.

تحلیل مفاهیم و کارکرد ارتباطات غیرکلامی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۷۵
ارتباطات غیرکلامی را می توان جزء نشانه های تصویری به شمار آورد که امروزه برای روان شناسان و جامعه شناسان، به دلیل اهمیت آنها در انتقال معنا و تنظیم روابط بینافردی، جایگاهی ویژه دارد. یکی از مهم ترین زیرشاخه های این مبحث «زبان بدن» نامیده می شود که درمیان همه جوامع بشری از دیرباز تاکنون وجود داشته است. این نشانه های غیرکلامی که برخی قدمتی چندهزارساله دارند در فرهنگ ها و سنن اجتماعی اقوام گوناگون، با وجوه مشترک و گاه اختلافی، کاربرد و کارکرد فرهنگی و بلاغی دارند. روشن است هرچه بستر ادبی چنین بازنگری و رویکردی کهن تر و البته جامع تر باشد، ارزش تحلیل های آن در بازشناسی فرهنگی و اجتماعی و حتی زیبایی شناسی متون بیشتر است. بی گمان، شاهنامه فردوسی که نماینده فرهنگ و تفکر ایرانی در عصر پیشاتاریخی تا ادوار تاریخی مقارن با ظهور اسلام است می تواند بهترین ظرف بازنمایی کنش های ارتباطی برون زبانی در تاریخ فرهنگی کهن ایران باشد. چنان که به سبب ماهیت پیش نمونی شخصیت های شاهنامه ، بسیاری از نشانه های غیرکلامی آنها را نیز می توان کهن الگوی بسیاری از کنش های رفتاری یا زبان بدن ایرانی در ساحت و هنگامه زندگی حماسی، یعنی شکل گیری هویت ملی و اجتماعی ایرانیان، محسوب کرد. در این جستار با واکاوی مفاهیم «زبان بدن» در کنش های غیرزبانی شخصیت های برجسته شاهنامه تلاش شده است این مفاهیم پوشیده و پیچیده فرهنگی رمزگشایی شود. از نتایج تحقیق برمی آید که بازنمایی زبان بدن شخصیت های شاهنامه نه از روی اتفاق که کاملاً آگاهانه به قصد جلب توجه مخاطب و بازاندیشی او در الگوهای رفتار فردی و اجتماعی اقوام ایرانی و غیرایرانی به قصد بازشناسی هویت فرهنگی ایرانیان، بیشتر از رهگذر کنایه سازی و نمادپردازی صورت گرفته است.
۱۰۲۴۵.

روش شناسی مبانی ادبی « ابن عطیه اندلسی » در تفسیر « المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز »(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۷ تعداد دانلود : ۵۵۶
نقش اساسی مباحث ادبی در تفسیر قرآن بر همگان عیان است و کاربرد فراوان مباحث ادبی در تفاسیر فریقین در دوره های مختلف تاریخ تفسیر قرآن، نشان از نقش مهم آن در علم تفسیر دارد. تفسیر «المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز» «ابن عطیه اندلسی» از تفاسیر مهم مکتب اجتهادی ادبی معتبر و مؤثر جهان مغرب اسلامی می باشد که مباحث ادبی یکی از منابع اساسی آن است. ذکر معنای دقیق واژگان غریب قرآن و اولویت دادن به آراء لغوی ها درباره اشتقاق آن، استناد به آیات قرآن، استشهاد به شعر کهن عربی، روش ابن عطیه در مباحث صرفی می باشد. همچنین بیان آراء نحوی دو مکتب «بصره» و «کوفه» و ترجیح آرا نحوی جمهور به ویژه «سیبویه» و ذکر نظرات اختلافی روش کار مفسر در تبیین مباحث نحوی است. حقیقی دانستن معانی واژگان قرآن و بی نیازی مفسر از اطلاق مجاز به آن، موجب محدود شدن و سطحی بودن مباحث بلاغی در تفسیر وی شده است. در این پژوهش از روش تحلیلی توصیفی استفاده شده است. این مقاله در صدد است با استقرا و استخراج شواهد و تحلیل آنها، مبانی ادبی تفسیر ابن عطیه را تبیین نماید، تا روش استفاده ابن عطیه از منابع ادبی در تفسیر المحرر الوجیز حاصل شود.
۱۰۲۴۶.

نقد اجتماعی سیاسی رمان بادبادک باز به روش ساختگرایی گلدمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵۷ تعداد دانلود : ۸۳۹
به عقیده پژوهشگران عرصه جامعه شناسی ادبیات هر قصه و اثر ادبی دیگر، وقایع زمانه خود را بازگو می کند و قصه در حقیقت، شکل بیان هنری همان وقایع اجتماعی است. با این تفاوت که جامعه شناسی به زبان علمی درباره آن مسایل گفتگو می کند. بنابراین، بررسی ادبیات با روشی علمی، جوهر آثار ادبی، شرایط و مقتضیات محیط اجتماعی در بر گیرنده و پرورنده شاعر و نویسنده و نیز جهان بینی، موضع فکری و فرهنگی آنان را با توجه به سفارش های اجتماعی مطالعه می کند. در این مقاله، به بررسی اجتماعی سیاسی رمان بادبادک باز اثر خالد حسینی، نویسنده افغانی تبار مقیم آمریکا، با توجه به روش ساختگرایی گلدمن می پردازیم. در این شیوه، محتوای اثر ادبی و رابطه آن را با جامعه ای بررسی می کنند که اثر در آن خلق شده است و به جای توصیف محتوای اثر ادبی، به بررسی محتوا و رابطه آن با جهان نگری در یک دوران خاص می پردازند. لذا در این رمان به اختصار به روحیات و شرایط زندگی مردم وتبیین پدیده ها، رفتارها، ساخت ها و فرازونشیب های اجتماعی سیاسی زندگی شخصیت های رمان در سه دوره سیاسی تاریخ افغانستان اشاره شده است و مهم ترین یافته ها در تحلیل رمان مذکور، به نبود آمادگی و زیرساخت های کافی برای پذیرش نظام جمهوری از جانب افغان ها، برتری قوم پشتون بر دیگر اقوام (که طالبان نیز از دل این قوم برآمده اند) و نیز نقش آمریکا به عنوان منجی افغانستان اشاره دارد.
۱۰۲۴۷.

تحلیل «گفتمان ناسیونالیستی» در مجموعه اشعار احمد شاملو (بر مبنای نظریه تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۲ تعداد دانلود : ۸۲۵
ناسیونالیسم از مفاهیمی است که بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران اثر گذاشته است. در تاریخ معاصر ایران، از مشروطه به بعد، شاهد ظهور آن در قالب های اندیشه و عمل هستیم. یکی از روش های بررسی و مطالعه رخدادهای سیاسی اجتماعی، روش «تحلیل گفتمان» است. این پژوهش بر مبنای نظریه تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است: مفصل بندی، مفاهیم، فرایند هویت یابی و سوژه «گفتمان ناسیونالیسم» از پهلوی دوم تا انقلاب اسلامی در مجموعه اشعار احمد شاملو چگونه است؟ بر اساس این نظریه، گفتمان ناسیونالیستی در رقابت با گفتمان حاکم، یعنی گفتمان پهلویسم شکل می گیرد و «استقلال و آزادی» را به عنوان دال خالی در جایگاه دال مرکزی قرار می دهد. از سوی دیگر، میهن دوستی، وحدت ملی و آرمان دولت ملی را معنایی تازه می بخشد و در پیرامون دال مرکزی مفصل بندی می کند. انسان مبارز نیز به مثابه سوژه سیاسی در ضدیت با غیرهای استعمار و استبداد برای تحقق «آزادی» به مبارزه می پردازد.
۱۰۲۴۸.

بررسی عناصر گروتسک در رمان خوف اثر شیوا ارسطویی (براساس نظریات میخاییل باختین، فیلیپ تامسون و ولفگانگ کایزر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۵۹۷
مفهوم گروتسک که در ابتدای سده شانزدهم به نقاشی های عتیقه موردپسند عامه در ایتالیا محدود می شد، با ورود به موضوع بحث زیبایی شناسان قرن هیجده و تداعی آن با کاریکاتور، گسترش معنایی یافت و در کنار جنبه های ترسناک و منزجرکننده به عنصرهای مضحکه و خارق العاده گرایش پیدا کرد. ساختارگرایانی همچون میخاییل باختین، فیلیپ تامسون و ولفگانگ کایزر با پژوهش در حیطه گروتسک هریک از منظری متفاوت، ویژگی های آن را برشمردند و درنهایت این سبک هنری را درصدد تشریح جهانی بیگانه از خود دانستند که در آن قدرت جهت گیری نیست. با توجه به مؤلفه های موجود در رمان خوف که در این تحقیق با روش کتابخانه ای موردبررسی قرار گرفته، مشخص شد این اثر روایی که در حیطه فرم و محتوا پیشروست، با درآمیختن اجزای گروتسکی، روایت گر فضای هراسناکی است که برای نخستین بار در یک داستان زنانه به خدمت گرفته شده است و به اهداف عملکردی نوشته های گروتسک گونه دست یافته است.
۱۰۲۴۹.

بررسی ابیات تازه و منسوب به رودکی سمرقندی در فرهنگ لغت حلیمی (شرح بحر الغرایب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۶۱۶
در میدان گسترده ادبیات فارسی، بزرگانی مانند میرزایف و براگینسکی و سعید نفیسی، پیش از سایر پژوهشگران، درباره اشعار رودکی (پدر شعر پارسی) پژوهش کردند. انان با تامل های شایسته خود در جمع اوری اشعار رودکی، زمینه را برای پژوهش های دیگر درباره شعر این شاعر فراهم کردند. با توجه به نقل بسیاری از اشعار رودکی در فرهنگ های لغت و دسترسی نداشتن این بزرگان به برخی از این فرهنگ ها، همچنین وجود ابیات نو، ضبط های متفاوت و انتساب های برخی ابیات رودکی به شاعران دیگر و برعکس، یکی از این فرهنگ های لغت در این پژوهش بررسی می شود. این اثر، فرهنگ شرح بحر الغرایب یا لغت حلیمی است. نگارندگان با استفاده از دو نسخه خطی این فرهنگ، به متن کامل تری از انچه علامه نفیسی استفاده کرده است، دست یافته اند. در این پژوهش با نقل برخی از این شواهد، سه بیت تازه منسوب به رودکی معرفی خواهد شد و با تکیه بر فرهنگ نامبرده، درباره انتساب برخی از ابیات به این شاعر، در تصحیح های مختلف از دیوان او، بحث می شود.
۱۰۲۵۰.

رویکردهای مذهبی و بنیادهای ایدیولوژیک در سام نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۵۶۳
پس از ورود و پذیرش ایین اسلام در ایران، موج گسترده ای از باورها، اسطوره های اسلامی و سامی و در پی ان عناصر عرفانی، ادبیات حماسی ایران را تحت تاثیر قرار داد. این تاثیرات دامنه وسیعی از تغییر و دگرگونی های ساختاری و محتوایی را در بر گرفت؛ به گونه ای که تغییر ایدیولوژی نویسنده بر مسایل بسیاری اثر گذاشت که از ان جمله به جریان داستان، اعمال و رفتار قهرمانان، تعامل میان شخصیت های داستان و حتی تعیین سرنوشت قهرمانان می توان اشاره کرد. با تحلیل تاثیرهای عنصر مذهب در سام نامه می توان دریافت اندیشه ها و مضامین اسلامی و قرانی در این اثر نمود بسیاری دارد؛ به طوری که خویشکاری پهلوان و قهرمان اصلی حماسه و یاران و همراهان او در ترویج عقاید یکتاپرستانه و حتی گاهی اشکارا در راستای گسترش باورهای اسلامی است و اهداف ملی در اولویت های بعدی قرار می گیرد. مضامین و تفکر عرفانی و صوفیانه در سایه دین اسلام، نمودهایی در این اثر دارد که در بخش های سروده خواجوی کرمانی می توان انها را دریافت. این پژوهش از نوع بنیادی و مبنای کار برپایه شیوه تحلیلی، توصیفی و کتابخانه ای است. نگارندگان کوشیده اند اصلی ترین تاثیرهای دین را در حماسه سام نامه واکاوی کنند و از این راه افزون بر دست یابی به اهداف بالا که اساس این پژوهش است، این نکته را تایید کنند که سام نامه حماسه ای است که در دوران های مختلفی از تاریخ سروده شده است.
۱۰۲۵۱.

جایگاه، هدف و شیوه بیان داستان (مثل) در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۹ تعداد دانلود : ۶۹۳
جایگاه ویژه مثل در فرهنگ ایرانی سبب توجه شاعران و نویسندگان بسیاری به این عنصر بلاغی شده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز همچون دیگر شاعران با آگاهی از قدرت اقناعی نهفته در مثل، در نامورنامه خویش به مناسبت های گوناگون به داستان زنی (بیان مثل) روی می کند؛ اما مقام و موقع داستان زنی های وی خاص است. در تحقیق حاضر کوشش شده است تا با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی نشان داده شود که فردوسی غالباً هنگام ناسازگاری و ناهم سویی آشکار یا پنهان حوادث داستان، قول، فعل یا رأی شخصیت ها با رأی گوینده مثل از این شگرد بلاغی بهره گرفته و ظهور مثل بیشتر برای این است که سخنی، رویدادی، ماجرایی، تصمیمی، شرایطی یا نظر، باور و شیوه رفتاری تغییر یابد، و گوینده آن چنین تشخیص می دهد که اگر صلاح دید وی در قالب مثل که حاصل خرد جمعی پیشینیان است بیان شود، تأثیر بیشتری خواهد داشت. فرزانه توس همچنین از نقل این امثال اهداف گوناگونی نظیر تنبیه و تحذیر، بزرگداشت، خوارداشت و ... را دنبال می کند. مقاله حاضر با بررسی تک تک داستان زنی ها در شاهنامه فردوسی نتایج یادشده را به دست داده است؛ نتایجی که کمترین سابقه ای در حوزه پژوهش های بلاغی شاهنامه ندارد و می تواند در شناسایی هرچه بیشتر هنر این شاعر بلندآوازه و سبک شاعری او مؤثر واقع شود.
۱۰۲۵۲.

بررسی صور خیال شعر نابینایان با تأکید بر شعر شوریده شیرازی و مهین زورقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۰ تعداد دانلود : ۵۸۵
صور خیال شعر شاعران نابینا، از موضوعاتی است که تاکنون مورد توجّه، نقد و بررسی قرار نگرفته است. در این مقاله، صور خیال این شاعران با توجّه به محرومیتشان از درک زیبایی های بصری، در روشی توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. مبنای این پژوهش دیوان شوریده شیرازی و سه دفتر منتشر شده مهین زورقی است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا میتوان برای حواس دیگری غیر از بینایی در بر ساختن صورت های خیالی در شعر فارسی نقشی قائل شد؟ این تحقیق با نگاهی به تأثیر حواس گوناگون بر تصاویر شعری نابینایان و میزان بهره گیری آنها از این حواس، سهم عناصر دیداری و غیر دیداری و لایه های پنهانی شعر یک نابینا و تاثیر نابینایی بر شعرشان را نقد و تحلیل کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد شاعران نابینا در به کارگیری مفاهیم حسی و رنگ ها در صور خیال، تفاوت عمده ای با بینایان ندارند؛ امّا برای جبران فقدان حس بینایی میکوشند از ظرفیتهای حواس دیگر بهره گیرند. از این رو بسامد برخی از عناصر خیالی چون حسآمیزی و کنایه در شعرشان بیشتر است. عدم تنوّع رنگ، برجستگی برخی اعضا چون دست و زبان و ابهام در صورخیال از ویژگیهای بارز صورخیال شعر نابینایان است.
۱۰۲۵۳.

تبارشناسی و شرح اصطلاحات رباعی ای منسوب به ابن سینا در مجالس المومنین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۴۴۹
مجالس المومنین قاضی نورالله شوشتری( ف. 1019)، از مهم ترین کتاب های رجال شیعی است که به دلیل در برداشتن ابیات منتسب به شاعران سده های نخستین، در پژوهش های ادبی نیز اهمیت دارد. بسیاری از پژوهشگران معاصر درباره ی این اشعار، به دیده ی تردید نگریسته اند؛ اما تاکنون پژوهشی در تحلیل تبارشناسانه ی این ابیات صورت نگرفته است. یکی از این اشعار، رباعی ای در ستایش امام علی(ع) و منسوب به ابن سیناست که نخستین بار در این کتاب آمده و به واسطه ی آن به بسیاری از تذکره ها و کتاب های تاریخ ادبیات فارسی راه یافته است. مضمون این رباعی، پیوندی آشکار با اصطلاحات خوشنویسی و برخی مفاهیم عرفانی دارد؛ از همین رو در این مقاله، با استفاده از تحلیل محتوای تاریخی، سعی شده پس از ریشه شناسی گونه ی خوشنویسی منعکس در این رباعی و بررسی سیر شکل گیری نشانه های عرفانی آن، ضمن تعیین محدوده ی زمانی سرایش شعر، دریچه های محتمل راه یافتن این شعر به مجالس المومنین بررسی شود. نتایج نشان می دهد، با توجه به انعکاس خط آینه ای در مضمون رباعی و ابداع و رواج این گونه پس از سده ی نهم و همچنین سازگاری شعر با برخی اندیشه های عرفانی رایج در میان فرقه هایی چون: حروفیه، نوربخشیه، بکتاشیه و ...، این رباعی بیش از چهار سده پس از درگذشت ابن سینا(ف. 428) سروده شده است. همچنین با در نظر گرفتن شاعر بودن قاضی نورالله، آشنایی اش با خوشنویسی و همچنین انتسابش با اهل عرفان، بعید نیست این رباعی را خود او سروده و در تایید باورهای شیعی اش به ابن سینا نسبت داده باشد.
۱۰۲۵۴.

همانندی های دیالکتیکی مولانا و هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷۸ تعداد دانلود : ۹۸۱
برخی به شکلی گذرا به همانندی های دیالکتیکیِ هگل و مولانا پرداختهاند، امّا حاصل کارشان بیشتر ادبی است تا فلسفی؛ زیرا از هگل که به غموض در نوشتههایش حتّی در زبان آلمانی شهره است، آن گونه که باید اطّلاعی نداشتهاند. اوّلین اثری که به این موضوع پرداخته، متعلّق به بیش از هفتاد سال پیش است. از آن جا که اغلب آثار هگل، تاکنون هم در زبان فارسی ترجمه شایستهای ندارد، عذر پیشینیان پذیرفتهاست، امّا امروزه صاحب نظران، شروح راهگشایی بر فلسفه هگل نوشتهاند. با این حال پژوهشهای متأخّر هم نه به آثار هگل توجّه داشتهاند و نه به شروح معتبر. محورِ دیالکتیکِ هگل در این مقاله، کتاب «پدیدارشناسی روح» است، امّا به مناسبت، به آثار دیگر وی نیز مراجعه شده است. دیالکتیک بر سراسرِ فلسفه هگل، سیطره دارد و از میان آثارِ مولانا، در مثنوی به شکلی نظام مند تر دیده می شود. این مقاله برای نخستین بار نشان می دهد، مفاهیمی را که هگل به عنوانِ مثال برای سه گانه های دیالکتیکی(تز، آنتی تز و سنتز) آورده است، ابتدا در مثنوی با همان رویکرد آمده اند. از آن جا که بر اساس فلسفه هگل - چنان که در مقدمه آمده است- مثال آوردن برای سه گانه ها محدودیتی ندارد، یکسانی مثال ها نشانه چیست؟ همچنین این مقاله با یافتنِ تحسینِ هگل از مولانا و معرفی مترجمانی آلمانی که بسیاری از متونِ ادب فارسی و از جمله بخش هایی از آثار مولانا را به فرهنگ آلمان منتقل کرده اند، به این نتیجه می رسد که یقیناً هگل در دیالکتیک خود، متأثّر از مولاناست.
۱۰۲۵۵.

جایگاه تصویر در شعر غنایی (با نگاهی به منظومه های عاشقانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۸ تعداد دانلود : ۷۱۲
تصاویر شعری، حاصل پیوند تجربه های عاطفی شاعر با پدیده ها و وقایع پیرامون او است. به بیان دیگر، احساسات و همچنین مفاهیمی که شاعر در صدد انتقال آنها به مخاطب است، ناگزیر در کالبدی از جنس واژگان و عبارات مطرح می شود و شاعر به مثابه یک هنرمند، با ورود عنصر تخیّل، که برجسته ترین ویژگی کلام ادبی شناخته می شود؛ آن را چونان تابلو نقّاشی عرضه می نماید. بدیهی است که این اثر فاخر می تواند با انبوهی از صناعات بلاغی، رنگی از تکلّف و تصنّع بگیرد و یا با عباراتی ساده و عاری از آرایه های ادبی بیان شود. بی شک تصویری که در عینیت بخشیدن به مضامین درونی و حسّی شاعر موفّق تر است، نسبت به تصویری که مانند یک عکس، به محاکات دقیق دنیای اطراف شاعر پرداخته و قادر نیست احساس و گاه مفاهیم انتزاعی شاعر را بیان نماید، هنری تر خواهد بود. بنابراین از یک سو میزان تصرّف خیال انگیز شاعر در زبان و برجسته کردن آن از رهگذر هنجارگریزی و آشنایی زدایی و از سوی دیگر شیوه ی چیدمان کلمات در بیت و میزان نزدیکی مضامین شعری با تجربه ی شاعر، در زیبایی تصویر اهمیّت زیادی دارد. این تصاویر بنابر شرایط گوناگون از قبیل: سبک فردی و تاریخی شاعر، مخاطبان، محتوا و نوع ادبی اثر، دارای ساختار ویژه ای است. در شعر غنایی، مضامین عاشقانه با پوششی از آرایه ها و بر مبنای احساس فردی شاعر مطرح می شود. در این گونه ی ادبی، ساختار تصاویر شعری به طور ویژه ای با تعریف تصویر در زبان ادبی قرابت دارد. این پژوهش کوشیده است ویژگی های تصاویر شعری و جایگاه آنها در شعر غنایی، با نگاهی به پنج منظومه ی عاشقانه تحلیل شود. این آثار عبارت است از: خسرو و شیرین نظامی، شیرین و خسرو امیرخسرو دهلوی، خسرو و شیرین هاتفی، فرهاد و شیرین وحشی بافقی و خسرو و شیرین شهاب ترشیزی.
۱۰۲۵۶.

بررسی نوآوری در اشعار سلمان هراتی در پرتو استعاره ی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۶۳۰
استعاره ی مفهومی مبحثی در زبان شناسی شناختی است که با کمک آن می توان نظام فکری و ساختار ذهنی اهل زبان را به خوبی شناخت و محتوای بینش کلی ملت ها را در بستر تجربه مشخص کرد. کاربرد این نظریه در ادبیات سبک شخصی شاعران و منابع الهام و میزان نوآوری ها و در نهایت جایگاه شعری آنان را نشان می دهد. این مقاله با استفاده از این رهیافت اشعار سلمان هراتی را بررسی کرده و با استخراج انواع استعاره های مفهومی و ترسیم نگاشت های مربوط به آنها به این نتیجه دست یافته است که در اشعار ایشان نوآوری در استفاده از استعاره های قراردادی و خلق استعاره های غیرقراردادی برجستگی خاصی دارد و پیوند بین سه مقوله ی (عناصر طبیعت و ایدئولوژی و حوادث اجتماعی و فرهنگی و سیاسی) موجب خلق استعاره های به هم پیوسته و منسجم شده است. پیوند این سه مقوله، مثل یک نخ نامرئی این استعاره ها را به هم متصل کرده است که حاصل آن، نگاشت های اصلی و بنیادین «هستی طبیعت است»، «زندگی حرکت است» و «زندگی مبارزه است» شده است. این نگاشت های استعاری مثل یک رشته ی مفهومی، تمام اجزای اشعار هراتی را به هم پیوند زده و موجب انسجام درونی اشعار او شده است.   
۱۰۲۵۷.

تحلیل و بررسی تاثیر اندیشه های ایران باستان بر شکل گیری استعاره های درباری در خمسه ی نظامی از منظر شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۵۳۳
اندیشه های ایران باستان از خاستگاه های مهم و اصلی نظام فکری و اندیشه ای نظامی گنجوی است. او به ایران باستان و زبان پهلوی دلبستگی خاصی داشت و برخی داستان هایش نیز در فضای ایران پیش از اسلام رقم می خورد. مطالعه و بررسی آثار وی نشان می دهد که او بسیار تحت تاثیر این نوع اندیشه ها قرار دارد و این اندیشه ها باعث شده است تا استعاره های درباری متنوعی در خمسه ی نظامی شکل بگیرد؛ استعاره هایی که به دلیل انسجامی که در متن خمسه ایجاد کرده، به یکی از شاخصه های سبکی برجسته و قابل توجه در سطح بلاغی خمسه تبدیل شده است. با توجه به همین موضوع و اهمیت نقش استعاره های درباری در خمسه، این پژوهش تلاش دارد با مبنا قرار دادن نظریه ی استعاره ی شناختی، به بررسی نقش اندیشه های ایران باستان در شکل گیری استعاره های درباری بپردازد و از رهگذر تحلیل برخی از استعاره های مهم درباری، تاثیر این نوع اندیشه ها را بر ذهن و روان نظامی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد، کاربرد استعاره هایی نظیر محمد شاه است، خورشید شاه است، شاه نور است و خورنق آرمانشهر است در خمسه ی نظامی، حاکی از این است که اندیشه-هایی همچون اندیشه ی ایرانشهری و برخی از مولفه های آن مانند اعتقاد به شاه آرمانی و آرمانشهر و همچنین باورهای مربوط به فره ایزدی و آیین میتراییسم نقش به سزایی در شکل گیری برخی از مهم ترین استعاره های درباری نظامی داشته اند.
۱۰۲۵۸.

نوآوری های یغمای جندقی در هجوسرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۳ تعداد دانلود : ۷۹۶
علی رغم اهمیت هجو در مطالعات روان شناسی، جامعه شناسی و ادبیات، این نوع ادبی هنوز به گونه ای بایسته، مورد توجه واقع نشده است. نگاهی اجمالی به پژوهش های انجام شده درباره ی آن، در مقایسه با سایر گونه های ادب غنایی، به خوبی مبین این مسأله است. موضوع پژوهش حاضر، بررسی نوآوری های یغمای جندقی در هجوسرایی است. معرفی هجو و اهمیت آن، شناساندن شگردها و نوآوری های یغما در هجوسرایی و فراهم آوردن زمینه ی آشنایی بیش تر با یغما، از اهداف پژوهش حاضر محسوب می شود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است؛ داده ها با روش کتابخانه ای و سندکاوی، گردآوری شده و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شده اند. نتیجه نشان می دهد که یغما با به کارگیری ساختار و قالب تعزیه در هجو، استفاده از واژه های عامیانه و به کار بردن افتنان، به نوآوری پرداخته است. یکی دیگر از شگردهای نوآوری او، استفاده از وزن و بحر و لحن روایی شاهنامه در هجو است؛ به گونه ای که می توان آن را نوعی حماسه ی مسخره (بورلسک) نامید که در ادب فارسی مسبوق به سابقه نیست.  
۱۰۲۵۹.

انتساب قطعه ای از کمال الدّین اسماعیل به فرخاری در تذکره الشّعرای دولتشاه سمرقندی (مقاله کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۹ تعداد دانلود : ۴۹۱
یکی از زمینه های پژوهشی درباره ی جُنگ ها و سفینه ها، بررسی انتساب های اشعار در برخی از آنهاست که گاه به اشتباه آمده و سبب شده است تا محقّقان و پژوهشگران حوزه ی تاریخ ادبیات به سفینه ها و بیاض ها با دید احتیاط بنگرند و چندان به انتساب های جُنگ پردازان اعتماد نکنند. هرچند این انتقاد را می توان تا حدودی درباره ی بیشتر سفینه ها صادق دانست و بایسته است با احتیاط به انتساب های اشعار در جُنگ های متأخّر و حتّی کهن نگریست؛ با این حال نمی توان از برخی انتساب ها در این بیاض ها درباره ی اشعار سخنوران گمنام و حتّی مشهور چشم پوشید. زیرا از رهگذر برخی از این انتساب ها، -بدان شرط که با دیگر منابع معتبر سازگار باشند- گاه می توان در پژوهش های شعرشناسی، گوینده ی واقعی شعری را شناخت که در نتیجه سخن تمامی منابع و حتّی تذکره های معتبر در مورد یک انتساب منسوخ خواهد شد. نگارنده در این نوشتار، با استفاده از دو سفینه ی کهن و متأخّر و نیز نسخ دیوان کمال الدّین اسماعیل(568؟–635 ق.)، نشان داده است که قطعه ای در دیوان کمال الدّین، در تذکره ی دولتشاه (تألیف: 892 ق.) به اشتباه به فرخاری، -از شاعران سده ی پنجم هجری- منسوب شده که این اشتباه به تذکره ها و منابع معاصر نیز راه یافته است.  
۱۰۲۶۰.

بررسی تطبیقی دو حماسه مضحک، موش و گربه و تجاوز به طره گیسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۲ تعداد دانلود : ۸۱۳
حماسه مضحک یکی از انواع مهم نقیضه پردازی است که هم به خاطر ماهیت نقیضی و هم به خاطر اهمیت ژانر حماسه شایسته توجه و بررسی است. حماسه مضحک با وارونه کردن محتوا و شکل حماسه فاخر، متنی طنازانه و خلاقانه را شکل می دهد؛ در تحقیق پیش رو در صدد تحلیل چگونگی شکل گیری دو حماسه مضحک با استفاده از تحلیل ساختار و محتوای آنها هستیم. به منظور روشن شدن اختلاف و شباهت های میان حماسه مضحک در ادب اروپائی و ادب فارسی دو منظومه انتخاب شده است که ساختار و محتوای آنها با رویکردی تطبیقی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. رویکرد تطبیقی به کار رفته در این پژوهش کمک می کند تا تفاوت ها و شباهت های دو ادیب نامدار در پرداختن به یک ژانر واحد مورد بررسی قرار گرفته و علت تفاوت نگرش آنها در ساخت این منظومه ها روشن شود. منظومه موش و گربه از عبید زاکانی و حماسه تجاوز به طره گیسو اثر الکساندر پوپ مبنای این پژوهش خواهند بود. روش تطبیقی مورد استفاده در این تحقیق بیانگر این مسئله است که نقاط مشترک و متفاوت میان حماسه مضحک در ادبیات فارسی و انگلیسی چیست و در نهایت با تحلیل محتوی و ساختار دو اثر، روشن می شود که منظومه انگلیسی با قوت و مایه بشتری توانسته است به واسازی عناصر حماسه فاخر دست یابد و از ساختار منسجم تری در نقض حماسه فاخر برخوردار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان