نویسنده در این مقاله سعی در یافتن بهترین غزل سعدی دارد. هرچند نویسنده امر انتخاب بهترین غزل از بین غزلهای سعدی را با توجه به زیبایی اغلب غزلهای سعدی کاری سخت میداند ولی با ویژگیهایی که برای غزل خوب بودن برمی شمارد، تعدادی غزل از بین غزلهای سعدی را انتخاب نموده و آنها را جزو بهترینهای غزل سعدی قرار میدهد.
این مقاله به نوگرایی و نواندیشی سعدی اشاره دارد و نویسنده عقیده دارد نوگرایی در کلام سعدی مبتنی بر نوگرایی و تجددطلبی فکری وی بوده است. سعدی هم در کلام و هم در فکر نوگرا و متجدد بوده است. سعدی در سبک نثر و نظمش تکلف گذشته را کنار نهاد و به سوی سادگی رفت. حکایات را به تناسب موضوعات، بلند و کوتاه کرد و مجموعه آثاری که او خلق کرد، نشاندهنده نوعی نواندیشی و تجددطلبی فکری است. اگر سعدی در فکر و پندار نوگرا نبود، قطعا در گفتار نمیتوانست به نوگرایی دست پیدا کند.
پهنه وسیعی از کشور ایران دارای شرایط خشک، فراخشک و بیابانی است. با توجه به وضعیت خشک و کم آب استان یزد و نیز نیاز وافر استان به وجود مرکزی علمی که جایگاه تعامل تخصص های مختلف در جهت پیدانمودن راهکارهای اساسی برای ادامه حیاتی پایدار در اکوسیستم های مناطق خشک و بیابانی باشد، تأسیس پژوهشکده مناطق خشک و بیابانی جهت تبادل نظر و همکاری اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد با محوریت معاونت پژوهشی و کارشناسان برخی از سازمانهای اجرایی و تحقیقاتی استان، به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پیشنهاد و با پیگیری های به عمل آمده موافقت اصولی آن در تاریخ 14/4/76 اعلام گردید که در نهایت در تاریخ 17/8/79 مورد موافقت قطعی وزارت متبوع قرار گرفت. در این گفتار پژوهشی به معرفی گروه های پژوهشی، نیروی انسانی و آزمایشگاه های پژوهشکده مناطق خشک و بیابان دانشگاه یزد پرداخته شده است. پیش بینی آینده پژوهشکده و فعالیت ها و برنامه ها نیز در این گزارش آمده است.
خواجه عمادالدین فقیه کرمانی، هم روزگار حافظ شیرازی، در روزگاری متلاطم می زیسته است. آنچه عماد را با حافظ مرتبط کرده است، پیش از آنکه مربوط به ویژگیهای مشترک شعری و سبکی آنها باشد؛ به تصویر و تفسیر خواندمیر، صاحب کتاب حبیب السیر، درباره این بیت از حافظ بر می گردد. ای کبک خوش خرام که خوش می روی بایست غره مشو که گربه زاهد نماز کرد. «خواندمیر» گربه زاهد را استعاره از عماد فقیه فرض کرده، و بعد از او نویسندگانی، چون تقی الدین بلیانی، محمد معصوم شیرازی، ابوطالب خان تبریزی، قاضی نوراله شوشتری، امین احمد رازی، عباس اقبال، پژمان بختیاری، استاد معین و دیگران به آن اشاره کرده اند. صحت و سقم این استعاره موضوع مورد بحث این جستار است. چنین به نظر می رسد که تکوین و برجستگی استعاره مذکور در شعر حافظ، بازتابی از شرایط روزگار و نگاه روان شناختی حافظ به آن شرایط باشد. چرا که حافظ مضامین مشابه فراوانی را به کار برده است. بنابراین، استعاره مذکور، چالش حافظ بیشتر با مفهوم است و نه مصداق. اما از آنجایی که هر مفهومی، می تواند مصداقهای برجسته ای نیز داشته باشد، این پرسش پیش می آید که مصداق یا مصداقهای این استعاره کدامند؟ وانگاشته خواندمیر تا چه حدی صحت دارد؟ در این مقوله با توجه به مدارک و شواهدی، چون مسکوت ماندن این موضوع مهم در مدارک قدیمی تری چون بهارستان جامی که در آن از عماد فقیه سخن رفته است و نیز نگرش ملامتی عماد که از این جهت به دیدگاه حافظ نزدیک است و همچنین دلایلی چون نقش آفرینی کبک در کنار گربه در بیت مذکور که آنرا با کبک انجیر (در متن سنسکریت کپینجله) کلیله پیوند می دهد و ترکیبات، عبارات، استعارات و امثال و داستانهای متعدد و مشابهی که در ادبیات فارسی، اروپایی و افریقایی وجود دارد و نیز استقبال حافظ از شعر عماد در بسیاری از غزلیاتش، گمانه خواندمیر و هم اندیشان او را غیرقابل پذیرش می نمایاند. و اگر بنا باشد که با توجه به عصر حافظ، برای استعاره مذکور، مصداق یابی کنیم، بی گمان با توجه به شواهد متعدد تاریخی و شعری، می بایست انگشت اتهام را به سوی امیر مبارزالدین نشانه رویم که در موش و گربه عبید نیز به گونه ای و هم آمیز، مشبه به گربه عابد قرار گرفته است: ناگهان گربه جست بر موشان چون مبارز به روز میدانا
جان کیتس (1821-1795) یکی از مشهورترین و مبتکرترین شعرای تاریخ ادبیات انگلستان است . اولین شعری که از وی ثبت شده در تاریخ 1814سروده شده است . و عنوان آن تقلید ی از اسپنسر بوده است . در سال 1817 نخستین و در سال 1818 دومین و در سال 1820 سومین و آخرین جلد مجموعه اشعار وی منتشر شده است . کیتس با داشتن قدرت عظیم تخیل و نبوغ در نوشتن ‘ می توانست دنیای زیبای طبیعت پیرامون خود را به صورت بسیار مطبوع در اشعار خویش به تصویر درآورد . او همچنین می توانست شعر را با نقاشی و مجسمه سازی ارتباط دهد . یکی از مهم ترین غزلهایش با عنوان غزل پاییزی ‘ درحالی که در سحرگاه یک روز یکشنبه در وینچستر انگلستان به گردش می پرداخت و زیباییهای آن روز پاییزی را درحومه شهر تحسین می کرد‘ به وی الهام شده است .
ابن هانیء (320-363 ه.ق ) یکی از بزرگترین شاعران شیعی و متبحرترین شاعر اندلسی است. کسانی که درکتب مختلف ادبی‘مختصری از ابن هانیء نگاشته اند ‘ وی را به سبب افراط در مدح متهم به کفر وارتداد نموده ‘ و بی بند وبار شمرده ومعتقدند که دست به کارهای حرام می زده است . و عده ای بیان می دارند او تا زمانی که در اندلس می زیسته هیچ اعتقادی به مذهب شیعه اسماعیلی نداشته است ‘ و مرگ اورا ناشی از میگساری و اعمال ناشی از آن شمرده اند . این مقاله برآن است تا به ابهامها و اتهامها وسؤالهای برآمده از آنها پاسخ گوید.
گربرزنی به تیر جفا موی موی ما آید نوای عشق زهر تارموی ما آیا حمد و ستایش الهی را با عشق رابطه و سروکاری هست ؟ عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ قرآن زبر بخوانی با چارده روایت لسان الغیب راه وصول به محبوب ازلی را عاشقی و رندی ومستی حقیقی از باده محبت هستی و سرنهادن برعهد ألستی میداند . طفیل مستی عشقند آدمی و پری مستی او در اثر مشاهده جمال یار است که در پی جذبه و وجدی که از ذات دوست رسیده فراهم آمده است . اما پیش از شناخت عشق ‘ شناختن حب و محبت و محبوب لازم مینماید . در قرآن کریم واژه عشق نیامده ‘ ولی در 83 مورد حب و مشتقات آن به کار رفته است . رسول اکرم (ص) و عارفانی بزرک چون قشیری و مولوی و سعدی و حافظ شیرازی و حاج مولی هادی سبزواری و حکیم الهی قمشه ای و انوار شیرازی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین در معنای حب و عشق سخنها گفته و درها سفته اند . عشق صلح کل و باقی همه جنگست و جدل عاشقان جمع و فرق جمع پریشانی چند
کتاب شرح عرفانی غزلهای حافظ به تصحیح بهاء الدین خرمشاهی و … از جمله شرح هایی است که در شبه قاره هند نوشته شده است. مصححان محترم، با توجه به جمله هایی که در متن آمده است و با نظر دکتر عارف نو شاهی، آن را از ختمی لاهوری صاحب مرج البحرین دانسته اند؛ که این نظر به هیچ وجه صحیح نیست. نگارنده در این نوشتار دلایلی ارائه داده است که این انتساب را باطل می کند.
در این مقاله، سعی شده است تا از منظر روش فرمالیسم در نقد ادبی کتاب تاریخ جهانگشای جوینی (تألیف 658 ه ق) مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. و مرز میان ماهیت تاریخی و ماهیت ادبی این اثر مشخص شود. مقاله نشان می دهد که مشخصه ادبی این کتاب بر ماهیت تاریخی آن غلبه دارد
در این مقاله موضوع سنت و نوآوری در فرهنگ عامیانه به ویژه در امثال و حکم و داستانهای عامیانه و کهن فارسی بررسی شده است. قداست گذشته، تقدیم قدیم بر جدید و تکیه بر تقلید و حفظ مواریث سنتی از برجسته ترین درون مایه های فرهنگ عامه جوامع ایستا و سنتی است. هر گونه نوآوری و خروج از هنجارهای قدیمی نکوهش می شود و عصر طلایی و بهشت گمشده در گذشته جستجو می شود.
شعر فارسی،از اوائل سدة سوم هجری، در قالب عروض عربی سر برآورد، و در ترکیبهایی ساده و نسبتاً ابتدایی، و مضامینی گاه بسیار ناپخته این سو و آن سو پراکنده شد. مقاومت و سپس پویایی اینی شعر نو پا، در برابر شعر استوار و دیرپای عربی که از آبشخور شعر جاهلی و بخصوص قرآن کریم سیراب می شد، خود پدیده ای ست شگفت آور. پیداست که سخن سرایان ایرانی- تقریباً همه بدون استثناء – بر زبان و شعر عربی آگاهی تمام داشتند و لاجرم در سروده های خویش از آن تأثیر می پذیرفتند. اما شعر فارسی به سرعت نضج یافت و شاعران اندک اندک دست به نوآوری زدند و نکته هایی یافتند که گاه در شعر عرب، مانند نداشت. پس آنگاه این سؤال مطرح می شود که آیا شعر عربی در این هنگام از فارسی تأثیری پذیرفته است یا نه. ما در منابع خود تعدادی شعر یافته ایم که بنا بر تصریح مؤلفان، ترجمة اشعار فارسی بوده است. از این میان، آن دسته از اشعار را که معادل فارسی شان یافته شده (به استثنای یک مورد) برگزیده در اینجا نقل کرده ایم.
این مقاله به نقاط مثبت و منفی شعر سعدی پرداخته است. منظور از فراخی شگرفیها، نغزیها و زیباییهای سخن سعدی است که سعدی را به آن پایگاه بلند در پهنه ادب و فرهنگ ایران و حتی جهان رسانیده است. منظور از تنگنا نیز پیچش و تاریکی و دشواری است که گاه در سخن سعدی یافت میشود و مقصود بیتهایی است که با وجود سادگی واژگان و زبانشناسی اما معنای بیتها به آسانی مشخص نمیشود زیرا ساختار نحوی آنها پیچیده و درهم است.