خواجوی کرمانی یکی از چهره های برجسته در عرصه ادب فارسی و غالب اشعارش گواه قدرت و مهارت وی در شاعری است. وی پدیدآوردنده مثنوی هایی است به تقلید از بعضی شاعران پیشین و بخصوص نظامی گنجوی و از آن میان مثنوی همای و همایون است که از منظومه های غنایی و بزمی به شمار می رود. این منظومه غنایی است نظیره ای بر خسروشیرین و مشتمل بر 4435 بیت است، تاثیرپذیری خواجو را از داستان سرای گنجه هم در حوزه محتوا و هم در عرصه زبان و تصویرهای شاعرانه به خوبی نشان می دهد. این مقاله بر آن است که پس از معرفی اجمالی مثنوی همای و همایون به بررسی ارتباط آن با خسروشیرین بپردازد و گوشه هایی از تاثیرپذیری خواجو از نظامی را نشان دهد.
اولین وجه تمایز میان زبان جمعی ارتباطی و زبان فردی شعر، حداقل در شعر سنتی ما موسیقی کلامی است. ابزار آفرینش موسیقی شعر، از سه بعد قابل بررسی است: وزن عروضی، قافیه و ردیف، و تکرارهای آوایی درون ابیات. به طور کلی موسیقی شعر فرخی سیستانی، به جهت موقعیت زندگانی شاعر و همزیستی با دربار غزنوی، شاد و پرسرور است. بحر رمل پرکاربردترین وزن عروضی در دیوان اوست. آنچه تحت عنوان بحر نامطبوع مطرح می شود در میان اشعار او بسیار نادر و فقط محدود به دو قصیده اوست که گویا برای انجام وظیفه و رفع تکلیف سروده شده چرا که روحی سرد و ساکت بر فضای آن حاکم است و شور و حال عاطفی در آن دیده نمی شود. کاربرد ردیف در قصاید او آمار چشمگیری ندارد اما در 14 قصیده مردف، توانایی و تسلط کامل شاعر در استفاده از ردیف جلوه گر شده است. قافیه مختوم «ر» در قصاید او بالاترین بسامد را دارد و تقریباً تمام ممدوحان او در ین قصاید حضور دارند و قصیده معروف توصیف داغگاه امیرابوالمظفر چغانی نیز جزو همین قصاید مختوم به اوج «ر» است. علاوه بر موسیقی حاصل از بحور عروضی و قافیه و ردیف، در درون بیت ها هم موسیقی حاصل از واج آرایی، تکرار نحوی، جناس، تنسیق صفات، ردالصدر علی العجز و ردالعجز الی الصدر، و قلب مطلب گوشنوازی می کند که آوامندی آن از رهگذر تکرارهای آوایی ایجاد شده است. بنابراین تکرارها در موسیقی آفرینی شعر شاعر، نقش کارآمدی داشته خوشنوایی را با هماهنگی و نظم خطی همراه می سازند.