فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۹۴۱ تا ۲۱٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی عناصر داستانی در متن پهلوی کارنامه اردشیر بابکان
حوزههای تخصصی:
اسطوره های کهن در روند بازآفرینی در دوره های بعدی، ویژگی های اساطیری، شخصیت های خداگونه، خرق عادت و قداست خود را می بازند و در مجموع از آنها داستانی با بن مایه ها و عناصر کهن باقی می ماند. در این پژوهش، کارنامه اردشیر بابکان ـ یکی از این داستان های برجای مانده از اسطوره ـ را بر اساس عناصر داستانی موجود در آن می کاویم و ویژگی های داستانی و روایی آن را مورد توجه قرار می دهیم. این عناصر عبارتند از: درون مایه، حقیقت مانندی، پیرنگ، کشمکش، شخصیت پردازی، زاویه دید، صحنه پردازی، گفتگو و لحن. وجود این عناصر در این متن، نشان دهنده ساختار داستانی در آن است. یکی از نتیجه های چنین پژوهشی، می تواند اثبات وجود بنیاد های داستان پردازی در ایران باستان و بررسی ویژگی های آن باشد.
بررسی متون مانوی درباره مدت آتش سوزی در پیان جهان
حوزههای تخصصی:
در اسطورهٔ آفرینش مانوی رقم 1468 سال، که مدت آتش سوزی در پیان جهان مانوی را نشان می دهد، رقمی نجومی است که مانی، با آگاهی از اطلاعات نجومی زمان خود، به احتمال زیاد، آن را معادل یک دورهٔ خورشیدی به حساب آورده است.
بررسی رابطه امثال و حکم با کاریکلماتورها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاریکلماتور یکی از گونه های نوپای ادبی است که در چند دهه اخیر طرفداران بسیار در ایران یافته است. منظور از کاریکلماتور، جملات منثور، کوتاه، ساده و طنزآمیزی است که نگاهی وارونه و متفاوت به دنیای درون و برون دارد. کاریکلماتورها از لحاظ شکل ظاهری به جملات قصار و امثال سایر شباهت بسیاری دارد که جزو قدیمی ترین انواع ادبی بشری به شمار می رود و پیشینه ای کهن در نکته سنجی موجز وار دارد. از این جهت می توان کاریکلماتورها را دنباله و شکل پیشرفته امثال و حکم به حساب آورد با این تفاوت که کاریکلماتور الزاما از طنز و مطایبه در ساختار خود بهره می برد در حالی که امثال و حکم الزامی برای طنز آمیز بودن ندارد. این پژوهش با اشاره به پیشینه امثال و حکم در پیدایش کاریکلماتور به بررسی رابطه امثال و حکم با کاریکلماتورها با بیان برخی از وجوه شباهت و افتراق این دو با یکدیگر، خواننده را به این نتیجه رهنمون می شود که گونه های جدید ادبی مانند کاریکلماتور، رهاورد فرهنگ غرب نیست و ریشه آن را می توان در متون ادب فارسی بویژه در کتابهای ادب کلاسیک جستجو کرد.
مقایسة ساختارهای منطق الطیر مثنوی معنوی و بوستان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده به مقایسه ساختارهای سه منظومه منطقالطیر عطار، مثنوی مولانا و بوستان سعدی پرداخته و به وجوه اشتراک و تفاوتهای موجود میان این سه منظومه اشاره نموده است. وجوهی چون حضور دو جزء عمده در سه منظومه همچون گفتارهایی در بیان نظری افکار و نیز حکایات و تمثیلهایی برای مصور ساختن آن افکار، وجود اندیشهورزی در هر سه منظومه با ویژگیهای خاص و منحصر به فرد در هر یک.
جایگاه دورهی بازگشت در سبک شناسی
حوزههای تخصصی:
نادعلی حدادی طاقانکی
حوزههای تخصصی:
کندوکاوی در آرایه ی تلمیح
حوزههای تخصصی:
تاملی بر آرایه ی متناقض نمایی
حوزههای تخصصی:
تحلیل غزل های سلمان هراتی
حوزههای تخصصی:
حضور حیوانات در آثار ادبی
حوزههای تخصصی:
درنگی بر بیتی از شاهنامه
حوزههای تخصصی:
صادق چوبک ، فراسوی ناتورالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبقه بندی نویسنده ای ایرانی در یک مکتب ادبی امری رایج نزد منتقدین است. صادق چوبک اغلب با برچسب ناتورالیست معرفی می شود، زیرا بین آثار او و آثارنویسندگان ناتورالیست شباهت هایی وجود دارد . این شباهت ها عبارتند از : به کارگیری شخصیتهایی از طبقات پست جامعه ، موضوعاتی چون فقر و فساد و زبان گفتاری. حال این سؤال مطرح می شود که آیا هر نویسنده ای با داشتن چنین ویژگیهایی ناتورالیست می باشد . در ضمن گروه کوچکتری از منتقدین چوبک را نویسنده ای نوآور می پندارند . هدف این مقاله انجام مطالعه ای است تطبیقی میان امیل زولا به عنوان نظریه پرداز و بنیانگزار ناتورالیسم و صادق چوبک در چارچوبی کاملا محدود با انتخاب رمانهای لاسوموآر، نانا و ژرمینال از رمان نویس فرانسوی و رمانهای تنگسیر و سنگ صبور و داستان کوتاه انتری که لوطیش مرده بود از نویسنده ایرانی . این تحقیق به دنبال یافتن شباهت ها و تفاوت ها ی دو نویسنده در آثار گزیده شده و در زمینه های شخصیت ها ، مضامین و سبک می باشد و به ما نشان می دهد که چوبک به ظاهر ناتورالیست به سبب دارا بودن برخی از ویژگیها نوآور باقی می ماند و استفاده از بر چسب ناتورالیست برای معرفی وی کافی نیست. او از ناتورالیسم فراتر می رود.
آرتو و تئاتر شرق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنتنن آرتو شاعر دیده ور فرانسوی و نظریه پرداز تئاتر مدرن از جمله هنرمندان عصاینگری است که جامعه زمان خود را به باد انتقاد می گیرد و در کتاب مشهور تئاتر و همزادش به خصوص به ساختار شکنی تئاتر کلاسیک غربی و لاتین می پردازد. او در این کتاب تئاتر غرب را رد می کند و به تئاتر شرق روی می آورد که بر عکس تئاتر غربی که تا آن روز شالوده هایش بر واژه و کلام برای بیان نظر ها و احساسات استوار بوده، نمادین و اغواگر است. آرتو بر این پندار است که تئاتر غرب با آشکارا بیان کردن مفاهیم در واقع به جای به تفکر واداشتن، ریشه تفکر آدمی را می خشکاند. حال آنکه تئاتر شرق با پوشاندن نظر و احساس در لفافه نماد ذهن را به کنکاش در حقیقت آنها بر می انگیزد. مقاله خاضر تلاشی است برای شناساندن نقاط قوت تئاتر شرق با ارائه مثالهای روشن و شفاف. همچنین تلاشی است برای هر چه شفافتر پاسخ دادن به انی پرسش ها که چرا آرتو تئاتر شرق را برتر و متمایز از تئاتر غرب می داند و تا چه حد در پرورش نظریه های خود از تئاتر سنتی، آیینی و جادویی مشرق زمین الهام می گیرد.
به هنگامی که نویسنده، ترجمه متنی را بر عهده می گیرد چه تغییری در افق دید مترجم رخ می دهد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه بین ترجمه و متن اصلی در ترجمه ژان ژیونو با مشارکت لوسین ژاک و جان اسمیت از اثر معروف انگلیسی زبان موبی دیک می پردازد. در این مقاله می بینیم که به هنگام برگردان یک نوشته به زبان دیگر چگونه میل به نوشتار در مترجم ظهور می کند. آیا یک مترجم خود را در افق دید نویسنده اصلی قرار می دهد یا افق دید خود را بر متن ترجمه شده تحمیل می کند؟ ژیونو خود معتقد است که به هنگام ترجمه این کتاب به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. در حالیکه افق دید این کتاب کاملاً متفاوت از افق دید ژیونوست و به عکس تاثیر خود را در آثار لوسین ژاک به جا گذاشته و در آثاری چون نبرد کوهستان، درود بر ملویل، پاره هایی از بهشت، رنگ و فضای کتاب موبی دیک را می بینیم.