فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۲۰۱ تا ۲۱٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
از خیل خیال تا وصل خورشید ؛ نگاهی به کتاب وصل خورشید : شرح شصت غزل از حافظ
حوزههای تخصصی:
از ادبیات تطبیقی تا نقد ادبی
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی فراداستان در رمان تاوان، اثر ایان مک ایوان
حوزههای تخصصی:
مفدی زکریا و شعر مقاومت الجزای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور الجزایر با پیشینه کهن تاریخی، یکی از کشور های عربی است که شاهد بزرگترین انقلاب ها در جهان عرب در قرن بیستم بوده است. انقلابی که با جوانمردی، از خودگذشتگی و جانفشانی مردان و زنان به حضور 130 ساله استعمار فرانسه خاتمه داد و استقلال را برای این کشور به ارمغان آورد. تمامی اقشار جامعه الجزایری در انقلاب و شکل گیری و ساماندهی مقاومت مردم نقش داشتند که در این میان نقش ادبا و به ویژه شعرا از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ چرا که اشعار شعرا برخاسته از شعور آن ها بود، شعوری صادق که با استعداد خدادادی و تعالیم قرآن کریم در هم آمیخته، بهترین اشعار و قصاید را به عرصه ظهور می رساند.مفدی زکریا یکی از این شعراست که به دلیل احساسات صادقانه و حضور فعال در این مبارزه و خلق قصایدی بی نظیر، جایگاه خاصی را در شعر مقاومت الجزایر به خود اختصاص داده؛ به گونه ای که شاعر انقلاب الجزایر و دیوان او دیوان انقلاب الجزایر نامیده شده است.در این مبحث تلاش گردیده، ضمن معرفی این شخصیت و مختصری از مبارزه ادبی وی در مقابله با استعمار اشغالگر، جلوه هایی از این مبارزه در اشعار او به همراه نمونه هایی از اشعار وی تقدیم خواننده گردد تا جایگاه و نقش این شاعر در شعر مقاومت الجزایر بیان گردد.
بررسی کاربرد رنگ ها در تصویرپردازی محمود درویش از مقاومت فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عناصر موثر در زیبایی اشعار محمود درویش خیال گسترده ای است که از رنگ ها برمی خیزد. رنگ در شعر او جایگاه مهم و ممتازی دارد. او برای بیان مقصود خود، رنگ را در اشکال رمزی، کنایی و استعاری به کار می گیرد. در شعر او رنگ سبز نماد امید، آزادی طلبی، حیات و حرکت، بوده و عشق به فلسطین و ملت مبارز و فداکارش را به تصویر می کشد و بیشترین کاربرد را در میان رنگ ها به خود اختصاص داده است. رنگ سفید صلح و آرامش در سایه آزادی و گاهی عدم، نیستی و فنا را تجسم می بخشد. رنگ آبی غالبا رنگ آرامش، جاودانگی، حکمت و بی نهایت است. رنگ سرخ عشق به فلسطین و ملتش را تجلی داده، رمز شهادت، شهامت، فداکاری و ایثار در راه آزادی است. رنگ سیاه، ظلم و ستم و استعمار و بند های اسارت را نشان می دهد. رنگ گندمی بخشی از هویت ملت فلسطین و گندم زارهایش را به تصویر کشیده است. هر کدام از این رنگ ها دلالت ها و الهامات متفاوت و گاه مغایری را می رسانند و با نوآوری و خلاقیت در خدمت شعر مقاومت قرار گرفته اند.
اسطوره ها، زندگان جاوید (به بهانه نقد اسطوره شناختی آسمان خراش میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ما، خام و یاوه می اندیشیم اگر بر آن سر باشیم که اسطوره ها در همان روزگار کهن و اسطوره ای، به زیر خاک فرورفته اند؛ و در سایه های دامن گسترِ تاریخ و گردهای گیتی نورد هزاره ها گم آمده اند؛ چرا که امروزه، آفرینش هر اثر هنری، بر بنیاد اسطوره ها، لیک به فرماندهی کهن نمونه ها، ناخواسته، به سامان می رسد؛ و آسمان خراش میلاد، یکی از آنهاست.این جستار، آسمان خراش میلاد را بهانه و بستری قرار داده است تا به بحث های اسطوره شناختی بپردازد؛ و دو نماد کوه ـ غار و دایره را در فرهنگ نازش خیز ایرانی و نامه ورجاوند شاهنامه بکاود و بررسد؛ و در اثنای این کار، روش نقد اسطوره شناختی را، در کردار، بیاموزد. همچنین، این جستار، از نمای بیرونی آسمان خراش میلاد، نقدی اسطوره شناسانه را بر آن پی می ریزد و بدنه اصلی ستونی (= عمودی)، و ساختمان گوی وار فرازین آسمان خراش، و گَردان بودن خوان سرای (= رستوران) آن را بر بنیاد کهن نمونه های کوه ـ غار و دایره رمزگشایی می کند.
واقعات (مکاشفات) لاهیجی در شرح گلشن راز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان علم معرفت و شناخت باطنی است. عارف با تزکیه باطن و از راه های فرا حسی به عوالمی وارد می شود که برای جسم و حواس جسمانی امکان پذیر نیست. در این مسیر عنصر «نفس» یا «روان» نقش مهمی ایفا می کند. یکی از راه های مهم ورود به عالم فوق طبیعی، کشف عارفانه (واقعه) است. انسان از راه مکاشفه یا گاه الهام یا در شرایطی ویژه به مغیبات علم پیدا می کند؛ اما واقعه از عناصر فرا حسی است که نفس ناطقه آدمی به کمک آن از گذشته و آینده باخبر می شود، به طوری که علم حاصل از این راه می تواند در زندگی و بیداری فرد تاثیرگذار باشد. شناسایی و روایت و تحلیل و واقعات یک عارف اشراقی چون شیخ محمد لاهیجی شاهدی گویا برای اثبات این نیروی عظیم فرا حسی در «نفس» انسان است. لاهیجی در ضمن شرح گلشن راز، ده واقعه خود را روایت کرده که در همه این واقعات، بی استثنا پس از رهاکردن وجود خاکی و اتصال به افلاک و نور مطلق در نورالانوار فانی شده است. این وصال یا تجرید منتهای مشرب اشراقی است که هر عارف در آرزوی آن است.
بررسی و تحلیل سیر فرهنگ گرجی در ادب فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دو سرزمین ایران و گرجستان از دیر باز (از زمان ساسانیان تا دوره قاجار) با یکدیگر ارتباط سیاسی، اجتماعی و به ویژه ادبی و فرهنگی داشته و از این رو برخی واژگان گرجی را در آثار شعرا و نویسندگان ایرانی مشاهده می کنیم، یکی از این شعرا، خاقانی شروانی شاعر بزرگ قرن ششم است که در رباعیات خود به واژه گرجی « مویی» اشاره کرده، وی همسر گرجی داشته و به آبخازیا و تفلیس هم رفت و آمد می کرده، از این جهت با زبان گرجی آشنایی داشته، «مویی مویی» گویش بومی با ریشه «مودی مودی» به معنای «بیا بیا» در زبان فارسی است.حکیم نظامی گنجوی شاعر قرن ششم نیز در مثنوی لیلی و مجنون راجع- به خصوصیات گرجی ها ترکیب «گرجی طره بر کشیده» را به کار می برد.از سویی بسیاری از واژگان فارسی نیز وارد زبان گرجی شده «نیست اندر جهان» که در زبان گرجی به صورت «نستان داریجان» بیان می شود، در شرف نامه نظامی بدان اشاره شده است.جمعی از ایرانیان گرجی از دوره صفویه از سرزمین گرجستان به ایران کوچانده شدند و تحت تاثیر فرهنگ و زبان منطقه خود قرار گرفته و به مرور زمان، زبان مادری خود را از دست دادند، از آن جمله به گرجی های روستای گرجی محله بهشهر اشاره شده که در زمان شاه عباس صفوی به این منطقه آمدند و پیرامون برخی اسامی و نام های فامیل برگرفته از زبان گرجی که در این نواحی رایج است، تحقیقات میدانی توسط نگارنده صورت گرفته.از دیگر مسایلی که در این طرح ارزیابی شده، وجه اشتراک در تلفظ واژگان فارسی و گرجی است مانند درفش = دروشا یعنی، پرچم، ورزش = ورجی شی و...
گرهی در داستان عاشق شدن پادشاه بر کنیزک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عاشق شدن پادشاه بر کنیزک، نخستین داستانی است که مولانا آن را حسب حال ما خوانده، و بعد از عشق نامه مثنوی (سی و پنج بیت نخست) سروده است، طرح داستان به گونه ای است که مولوی توانسته پاره ای از اصول عرفانی و عقاید خود را، به مناسبت هایی در ضمن آن بیان کند جز آن که در فرجام آن، در دفاع از کار پادشاه و حکیم در کشتن زرگری بی گناه، گرهی در کارش افتاده، و ناگزیر برای تاویل آن به استفاده از تمثیل و استناد بر آیات و روایات چنگ زده و با شدت و حدت از آن دفاع کرده است، با این همه، حالت بهت و حیرت خواننده را از کار حکیم الهی ترک نمی کند؛ به همین مناسبت نگارنده برآن شد که مستندات مولوی را در آن مورد، از دیدگاه های مختلف بررسی کند تا شاید توفیقات حق- تعالی- دستگیرش شود و راه به جایی ببرد، و یا حداقل طرح مساله خود انگیزه ای گردد بر مثنوی پژوهان، برای تحقیقات بیشتر در این زمینه.
مفهوم دروغ در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار سیر تحول مفهوم دروغ در ایران عصر هخامنشی و چگونگی چفت و بست شدن آن با ساختارهای سیاسی بررسی می شود. تمدن ایرانی نخستین و تنها تمدن عصر پیشامسیحی است که مفهوم دروغ در آن هم طنینی سیاسی دارد و هم به مثابه کلیدواژه ای مرکزی در دستگاهی اخلاقی کاربرد یافته است. چرایی این اهمیت یافتن دروغ در دستگاه نظری ایرانیان باستان پرسش مرکزی این نوشتار است. بحث با واکاوی مفهوم دروغ در گاهان و اوستا آغاز و در ادامه، سیر تکامل مفهوم دروغ در متون اوستایی کهن و متاخر وارسی می شود. آنگاه این مفهوم به طور مقایسه ای با متون پارسی باستان به جا مانده از شاهنشاهان هخامنشی مقایسه و به ویژه کاربست مفهوم دروغ در کتیبه بیستون تحلیل می شود.
ویژگی های اقلیمی و روستایی در داستان نویسی خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقلیم گرایی در داستان نویسی معاصر ایران به طور جدّی از دهة هزار و سیصد و سی شمسی آغاز می شود و در دهه های چهل و پنجاه به اوج خود می رسد. داستان های اقلیمی غالباً بازتاب دهندة ویژگی ها و عناصر مشترکی چون فرهنگ، باورها، آداب و رسوم یک منطقه جغرافیایی اند. با توجّه به خاستگاه نویسندگان و ویژگی های اقلیمی بازتابیده در آثارشان، پنج حوزه یا شاخة داستان نویسی اقلیمی شمال، جنوب، غرب(کرمانشاه)، شرق(خراسان) و آذربایجان، در داستان نویسی معاصر ایران قابل تشخیص است. این مقاله پس از دادن تعریفی از داستان اقلیمی و برشمردن ویژگی های آن- که خود مستخرج از داستان های اقلیمی پنج حوزة مذکور و مشترک در میان همة آن هاست به معرّفی انتقادی داستان های اقلیمی و روستایی خراسان و برشمردن ویژگی های آن ها با ارائة شواهد و نمونه های متنی، می پردازد.
ابیات نویافتة منسوب به سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکیم سنایی از معدود شاعران و عارفان مهم و آغازگر زبان فارسی است که آثارش تحوّلی نوین در محتوای شعر فارسی پدید آورد و به مصداق «کالبرق فی الدُّجی و الشّمس فی الضّحی»، روشنگر راه شاعران بزرگی چون عطّار و مولانا شد. اهمّیّت مقام سنایی در ادب و عرفان و جایگاه اشعار او، هنوز چنان که باید باز نموده نشده است. به این منظور در جریان بررسی ابیات سنایی در آثار منثور، ابیاتی از وی در متون نثر سده های ششم تا نهم پیدا شد که در تصحیح های مشهور آثار این شاعر بزرگ وجود ندارد. در این مقاله به معرّفی منابع و بررسی چهل و سه بیت استشهادی منسوب به سنایی بر مبنای نوزده متن نثر فارسی کهن پرداخته شده است که به گفتة مؤلّفان آثار و یا به سبب همراهی با دیگر ابیات سنایی، به وی نسبت یافته است و می تواند برای تصحیح های بعدی آثار سنایی قابل استفاده باشد.
سراپا؛ یکی از انواع ادبی غریب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاه از اعماق واکاوی های تحقیقی در انواع مشهور و رایج ادبیّات فارسی، بعضی انواع غریب ادبی از زیر آوار فراموشی رخ می نمایاند؛ انواعی که در دوره های خاصّی از ادوار گذشته، از رواجی و اقبال شایانی برخوردار بودند. یکی از این انواع ادبی، «سراپا»ست. با بررسی این نوع و پیش زمینه های تاریخی و جغرافیایی اش، می توان به پاره ای از دلایل اصلی محبوبیّت آن ، بویژه در دورة سبک هندی پی برد. در این مجال کوتاه ، لاجرم تمرکز عمدة نگارنده بر یافتن و معرّفی مختصر سراپاها و تحلیل ساختار ادبی و وجوه بلاغی این نوع ادبی است. هرچند به تناسب حال و مقام، اشاره وار از بن مایه ها و زمینه های اجتماعی - فرهنگی آنها مثل جنس کاوی وجمال شناسی معشوق هم سخن به میان خواهد آمد.
پژوهش های تکراری، نتیجه غفلت از پیشینه تحقیق
حوزههای تخصصی:
بررسی دقیق پیشینه پژوهش از الزامات کار پژوهشگر است. منتقدی با تلاش بسیار نکته ای را در انتساب اثر به یک مولف کشف و منتشر می کند؛ اما پس از اندک زمانی در می یابد که اگر دایره بررسی هایش را گسترده تر می کرد. پاسخ مساله تحقیقش را می یافت و خود را از جست و جو و تلاش بی نیاز می دید.
وجه در برابر گونه: بحثی در قلمروی نظریه انواع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه¬ی بحث در باب گونه¬های ادبی، برمی گردد به دستگاهِ ردگان¬شناسی و تقسیم¬بندی آثار ادبی از نظر افلاطون و ارسطو که سه گونه¬ی اصلیِ حماسه، نمایش¬نامه و آثار غنایی را بر اساسِ «وجه» یا چگونگیِ بازنماییِ سخن در کلامِ گوینده یا شاعر بررسی کرده¬اند. در نظریه¬ی انواعِ ادبیِ معاصر، از این اصطلاح برای بیان جنبه¬های درون¬مایگانیِ گونه¬های ادبی استفاده می¬شود. به مددِ اصطلاح وجه، چرایی و چگونگیِ کاربرد اصطلاحاتی وصفی همچون: «تراژیک، حماسی، غنایی، مرثیه¬ای، طنز¬آمیز» تشریح می¬شود که بر جنبه¬های مفهومی و درون¬مایگانی دلالت دارند؛ مثلاً وقتی می¬گوییم این اثر «رمانی حماسی» است، بدین معناست که نوع یا گونه¬ی آن رمان است، لیکن وجه معنایی آن حماسی است. تفاوت دیگر وجه با گونه در این است که یک گونه¬¬ی خاص همچون حماسه یا تراژدی ممکن است از بین برود، ولی وجه تراژیک و حماسی آن ممکن تا زمان¬ها باقی بماند. اصطلاحاتِ «وجه¬نما» ـ یعنی اصطلاحاتی همچون: «تراژیک، حماسی، غنایی، مرثیه¬ای، طنز¬ آمیزـ وابسته به شکل و ساختار صوری آثار ادبی خاص نیستند، بلکه گویای جنبه¬های درون¬مایگانی آثار ادبی هستند. همچنین، این مبحث ناظر است بر این که چگونه برخی از انواع ادبی¬ـ همچون تراژدی، حماسه و غزل¬ـ آن¬قدر گسترش پیدا می¬کنند که ویژگی¬های درون¬مایگانیِ آن¬ها، برای توصیف ابعادِ درون¬مایه¬ای دیگر انواع ادبی به کار می¬روند و در مقابل برخی انواع ادبی¬، همچون: رمان، داستان کوتاه، قصیده و مقامه از چنین خصلتی برخوردارنیستند.