فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۴۶۱ تا ۱۶٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تهران، شهر بی آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از همین نویسنده، طی سال های 1355 تاکنون آثار داستانی زیر منتشر شده است: - صیغه (مجموعه داستان) 1355؛ - دخیل بر پنجره فولاد (مجموعه داستان) 1357؛ - روضه قاسم (رمان) 1362، تاریخ انتشار: 1381؛ - تالار آئینه (رمان) 1370؛ - دیگر کسی صدایم نزد (مجموعه داستان) 1371؛ - چیزی به فردا نمانده است (مجموعه داستان) 1377؛ - مهرگیاه (رمان) 1377؛ - عشق و بانوی ناتمام (رمان) 1381؛ - ساعت پنج برای مردن دیر است (مجموعه داستان) 1381؛ - کات! منطقه ممنوعه (فیلم نامه)، زیر چاپ. کالبدشکافی وضع نابسامان اجتماعی و سیاسی ایران در دوران سلطنت پهلوی بن مایه رمان کوتاه تهران، شهر بی آسمان (1380) به قلم امیرحسین چهل تن است که، به دلیل برخی ویژگی های ساختاری و سبکی، خواننده را به چالشی سخت فرا می خواند. ساختار پیچیده اثر که، به پیروی از شالوده رمان نو، بر جریان سیال ذهن و تک گویی های قهرمان اثر مبتنی است، گاه دارای چنان نوساناتی است که خواننده را درگیر تلاشی سخت در نشاندن قطعات «پازل» (جورچین) داستان در جایگاه زمانی مناسب می سازد. در سطح برونی داستان، که بسیار ساده و موجز است، نخست با شخصیت اول و یگانه قهرمان واقعی اثر آشنا می شویم. «کرامت» نوکیسه ای است میان سال که، در سال های اول جنگ تحمیلی، در خانه ای مجلل و مصادره شده واقع در زعفرانیه با زن و فرزندانش اقامت دارد و، در کنار کسب و کار روزانه، به معاملات غیرقانونی چون قاچاق عتیقه جات و داروهای کمیاب، برای ارضای خواسته های رنگارنگ همسر جوانش «غنچه»، مشغول است ...
رمان به روایت ویرجینیا وولف
فرهنگ عامه
حوزههای تخصصی:
دستی به سوی نور (تأملی در شعرهای قیصر امین پور)
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۱ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
طیف معنایی، تفاوتهای باریک در معانی کلمات
حوزههای تخصصی:
تأثیرپذیری ابواب الجنان از مجموعة ورّام (کبر و عُجب، ریا و سُمعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجموعة ورّام یکی از منابع معتبر در میان شیعه و سنّی در زمینة آیات و احادیث و اخبار، متعلّق به شیخ ابوالحسین ورّام بن ابی فراس بن حمدان مالکی نخعی، فقیه و محدّث امامی قرن ششم و آغاز قرن هفتم است. این اثر مشتمل بر دو جزء است. جزء اول، گزیده ای از احیاء علوم الدّین غزالی است شامل مواعظی در اخلاق عملی همچون سفارش به زهد و تهذیب اخلاق، بر شمردن صفات رذیله و شیوه های درمان آن ها، ذکر فضائل و راه کسب آن ها، مطالبی دربارة آداب معاشرت و دیگر جزئیّات زندگی، فصول متعدّدی دربارة مرگ و حیات اخروی و وصف قیامت. در جزء دوم نیز همین مضامین تکرار شده است.
ملّا محمّد رفیع الدّین واعظ قزوینی یکی از شاعران، فضلا و ادیبان قرن یازدهم هجری است که اثری معروف به نام «ابواب الجنان» از خود به جا گذاشته است. باب اول (مجلّد) این اثر، دربردارنده چهارده مجلس از مجالس وعظ است که نویسنده در آغاز هر مجلس با بیانی ادبی و با استفاده از انواع آرایه های بلاغی به ذمّ یکی از صفات پست انسانی می پردازد سپس متناسب با موضوع طرح شده آیاتی از قرآن کریم را بیان کرده، ذیل هر آیه با شیوة ادبی خود به تفسیر آیات می پردازد و احادیث مورد نظر را از کتبی چون: مجموعة ورّام، ارشادالقلوب، کنزاللّطایف، زهرة الریاض، امالی ابن بابویه، عدة الدّاعی، امالی شیخ طوسی، امالی شیخ صدوق و نهج البلاغه طرح می کند. نکتة قابل توجّه اینکه ملّا واعظ از تنبیه الخاطر و نزهة الناظر معروف به مجموعة ورّام بیشترین بهره را برده است.
از آنجا که موضوع مجالس هشتم و نهم ابواب الجنان، کبر و عجب و ریا و سمعه است، نگارندگان در این مقاله برآنند تا ضمن تبیین راهکارهای ملا واعظ برای غلبه بر این صفات، تأثیرپذیری ابواب الجنان را در این زمینه ها از مجموعة ورّام تحلیل کنند.
عبدالقاهر جرجانی و دیدگاه های نوین در نقد ادبی
حوزههای تخصصی:
ساخت مشترک در داستان های کودکان «بیکسل»
حوزههای تخصصی:
یادداشتی درباره: ""شرحی بر یک بیت حافظ
منبع:
گلچرخ آبان ۱۳۷۱ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
عنوان تبریزی
شیراز در دوره ی حافظ
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۵ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
مؤلفه های زبان عامه در منظومه های «زهره و منوچهر» و «ایرج و هوبره»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان یکی از اصلی ترین اجزای فرهنگ است که باعث برقراری ارتباط و تبادل اندیشه می شود. زبان عامه از عناصر معنوی فرهنگ عامه و جزء گنجینه های ادب فارسی است که در آثار ادیبان پارسی به کار گرفته شده است. این زبان بخش جدایی ناپذیر فرهنگ و ادبیات عامه است؛ فرهنگی که شامل باورها، افسانه ها، مَثل ها، ترانه ها و... است. بهره گیری از زبان عامه در ادبیات دورة مشروطه نمود بیش تری داشته است. شعر این دوره بیشتر پسند خاطر عام یافته است تا خاص. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی آخرین منظومه های غنایی فارسی؛ «زهره و منوچهرِ» ایرج میرزا و «ایرج و هوبرهِ» لاربن را از منظر واژگان، اصطلاحات، کنایات و ضرب المثل ها، که عناصر چهارگانة زبان عامه اند، مورد بررسی قرار داده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که با وجود تشابه وزن، قالب، درون مایه و زبان دو منظومه، کاربرد زبان عامه در ایرج و هوبره نسبت به زهره و منوچهر کمتر است؛ چرا که زمانِ ایرج میرزا اقتضا می کرد که با مردم به زبان خودِ آنان سخن بگویند و بنویسند و از به کارگیری لغات و اصطلاحات و مثل ها و تکیه کلام های آشنای مردم خودداری نکنند. از طرفی دیگر، زبانِ آثار جمال زاده، میرزاده عشقی، نسیم شمال و دهخدا که زبان دوره مشروطه به حساب می آمد بر زبان شعری ایرج میرزا بی تأثیر نبوده است، در حالی که زبان لاربن به زبان معیار بسیار نزدیک است.
هند ، دریچه ای به جهان مولانا
حوزههای تخصصی: