استعاره،از مهم ترین پدیده های زبانی است که مورد توجه علما، فلاسفه و اُدبا و اخیراً زبانشناسان واقع شده است. با توجه به اهمیّت موضوع، دراﯾﻦﻣﻘﺎﻟﻪﮐﻪﺑﺨﺸﯽازﭘﮋوﻫﺸﯽوﺳﯿﻊدرﺑﺎره ی بررسیﮐﺎربردﻧﻈﺮیه یمعاصر استعاره [1](1992) لیکاف [2]درﺗﺒﯿﯿﻦساختارهای استعاری زبان روزمره است، ﻣﯽﮐﻮﺷﯿﻢﺑﺎﺗﻮﺟﻪﺑﻪﻣﺒﺎﻧﯽاین چارچوب نظری که بر درک مفاهیم انتزاعی از طریق کاهش در مقیاس بشری تاکید دارد، کارکرد فرایند استعاره را در گفتار روزمره ی گویشوران فارسی با تکیه بر جامعه ی آماری پژوهش محک بزنیم. بدین منظور، نگارندگان به صورت تصادفی، پنجاه نفر از دانشجویان را گزینش کرده، به روش میدانی30 ساعت از مکالمه ی آنان را در سه بافت زبانی متفاوت و در طول 3 ماه ضبط و گردآوری کردند.پس از نگارش داده های زبانی، تعداد 122 عبارت استعاری استخراج گردید که با تحلیل داده ها، مشخص گردید؛ بخش قابل توجّهی از گفتار نمونه ی آماری تحقیق، استعاری است و انواع استعاره های مفهومی در گفتار آنان دیده می شود؛ در این میان استعاره ی ساختار رویداد، بیشترین بسامد وقوع و استعاره جهتی کمترین بسامد وقوع را داشته است. در نتیجه، ادعای لیکاف (1992) مبنی بر جهانی بودن این نظریه در مورد زبان فارسی تأیید شد. در نهایت معلوم گردید بافت زبانی[3]، تأثیری مستقیم بر کاربرد استعاره در گفتار روزمره دارد.به عبارت دیگر هر چه بافت جنبه رسمی تری داشته باشد، استعاره در گفتار کمتر و هر چه جنبه ی غیر رسمی یابد استعاره بیشتر می شود. 1.The contemporary theory of metaphor 2. George Lakoff 3. Linguistic context
تفکر لوکلزیو درباره جسم از تحول روشنفکری او تبعیت می کند. لوکلزیو میراث دار اگزیستانسیالیسم، در آغاز کار رمان نویسی خود مسئله فرد «پرتاب شده» در جامعه غربی را نشان میدهد تا به جمله هایدگر درباره موجود پرت شده در زمان و در فضا پاسخ دهد. اولین سوژه در چنین دیدگاهی جسم زن است که از نظر نویسنده بدترین تحولات جامعه را متحمل میشود. جسم زن قربانی نوعی دیدگاه تکنولوژیکی است که از او موجودی تابع و اسیر میسازد. آسیبهای اجتمای بر روی زن می توانند مادی باشند یا نمادین مثل نگاه حریص یک عکاس به زن. در کتاب کویر لوکلزیو، جسم زن آزاد میشود بخصوص هنگامیکه جسم روابطی با بیابان برقرار می کند. سبک خاص لوکلزیو شامل قرار دادن جسم زن در تابلوهای معروف است بی آنکه نامی از آنها برده شود. بدین ترتیب، پرتره های بعضی زنان همچون تابلوهای معروف در نظر گرفته می شوند بی آنکه کمترین نشانه ای از آنها داشته باشند. در آثار لوکله زیو، جنوب محل خاص آزادسازی جسم است.
شعر در بین ایرانیان از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ چنان که اغلب فرمان روایان در گذشته از شعر و شاعر به عنوان سلاحی برای منافع خود استفاده می کردند؛ با آغاز جنبش مشروطیت نگرش شاعران به حکمران و مسائل اجتماعی دگرگون شد. ملک الشعرای بهار برجسته ترین شخصیت ادبی – سیاسی و بهترین نمونة این دگرگونی به شمار می رود. شعر او آکنده از آموزه های اخلاقی و تعلیمی است؛ آموزه هایی همچون دادگری، بخشش، ایثار و مهربانی و امثال آن که به قصد بیداری فرمان روایان از خواب غفلت و برحذر داشتن آنان از خودسری و ستم سروده شده است. این آموزه ها آن چنان متنوع و گسترده-اند که زوایای گوناگون عرصة حکمرانی را در بر می گیرند. شاعر بر اساس فرهنگ الهی و اسلامی، دادگری و عدالت را محور تعالیم خود قرار میدهد و آن را مایة سعادت دو جهان معرفی می کند؛ همچنین وی تحقق ارزش های معنوی و کمال انسان را در فضای استبداد امکان پذیر نمی داند. ریشة آموزه های تعلیمی بهار را باید در تعالیم دین مبین اسلام و فرهنگ و تاریخ ایران باستان جست که با درایت، دل سوزی، شجاعت و هنر او همراه است.
در مقاله ی پیش رو تلاش شده با در نظر گرفتن کتاب تنگسیر اثر صادق چوبک (1342) و فیلم اقتباس شده از آن ساخته ی امیر نادری (1352) به عنوان نمونه، در یک بررسی تطبیقی به روش توصیفی- تحلیلی نشان داده شود که اقتباس سینمایی چگونه می تواند زوایای مختلف و ناپیدای یک متن ادبی را نشان داده و در چه مواردی نیز در نشان دادن تمام ابعاد ایده و فکر مسلط بر اثر ادبی دچار ضعف و نقصان است. در یک برآیند کلی می توان گفت با وجود وفاداری فیلم ساز به قصه ی اصلی در ساخت فیلم، تغییراتی در اثر سینمایی وجود دارد که برخی در نتیجه ی تفاوت ساختار بیان در دو رسانه ی مختلف ادبیات و سینماست و از آن گزیری نیست؛ دیگری تفاوت هایی است که فیلم ساز برای بهبود چارچوب انتقال محتوا و تشدید اثر حسی در انتقال به مخاطب از آنها بهره برده، که اثرات مثبت و منفی مشخصی ایجاد کرده و در نهایت برخی از تغییرات نیز به انگیزه های اقتصادی و جلب توجه مخاطب عام بیشتر و با رویکردهای تجاری است که از یک سو باعث کاهش وجه هنری در بیان فیلم نسبت به اثر ادبی و ایجاد ابهام در انتقال کامل ایده و اندیشه ی مسلط بر اثر شده، اما از سوی دیگر میزان استقبال مخاطبان عام از قشرهای مختلف جامعه را افزایش داده است.