فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۳۴۱ تا ۹٬۳۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تحلیل ساختاری ترکیبات وصفی و اضافی نو در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۲ (پیاپی ۸۷)
47-66
حوزههای تخصصی:
ترکیبات باهم آیند در زبان شناسی به زنجیره ای از واژه ها گفته می شود که با یکدیگر هم نشین می شوند و یک سازه معنایی تشکیل می دهند؛ مانند ترکیبات وصفی و اضافی. نوآوری در این حوزه یکی از وظایف اصلی شعر خلاق و ماندگار است . غزلیات شمس یکی از آثار برجسته ادب فارسی است که ترکیب سازی از مشخصه های بارز سبکی آن محسوب می شود. مولانا برای بیان اندیشه والا و عرفانی خود به آفرینش صدها سازه نو زبانی پرداخته و از انواع هنجارگریزی بهره گرفته است تا تنگنای موجود واژگان را وسعت بخشد یا از آوردن واژه ها و ترکیبات تکراری بپرهیزد. در میان آثار او، غزلیات شمس نمونه ای تمام عیار از جوشش اندیشه محسوب می شود. در بافت غزل های او صدها ترکیب وصفی نو مانند «اندیشه کژمژ»، «خیال بادشکل»، «بهانه های زرین» و ترکیبات اضافی نو چون «اوباش خیالات»، «جهان رنگ و بو»، «تره زار دل» یافت می شود که به بررسی و تحلیل نیاز دارد. نوآوری های مولانا به ترکیبات وصفی و اضافی محدود نمی شود و گونه های مختلف سازه های نو در قالب اشتقاقات و ترکیبات اسمی، صفتی، قیدی و فعلی نو در غزلیات او یافت می شود، اما در این جستار صرفاً به بررسی و تحلیل این نوع از نوآوری های او پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد مولانا با استفاده از این ترکیبات کنایه ها و استعاره های نو و بدیعی در زبان فارسی خلق کرده و علاوه بر توانمندسازی زبان با پرهیز از کاربرد ترکیبات و واژه های تکراری بر جاذبه های آن افزوده و اندیشه های بیان نشدنی خود را در قالب زبان به تصویر کشده است.
هند، سرزمین اسطوره ها (تاریخ هند - رومیلا تاپار)
حوزههای تخصصی:
هفتکاخ کاووس و نردبان آیین مِهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عناصر سپهری در اندیشه اقوام ایرانی، جایگاهی ویژه داشته اند و این عناصر در آیین های پیشین ایرانی از جمله آیین مهر، مقدّس شمرده می شده اند. مهری دینان بر آن بوده اند که ارواح از جایگاه آسمانی به زمین فرود آمده اند و در کالبدها جای گرفته اند. این ارواح برای پاک شدن و بازگشتن به آسمان باید از هفت مرحله بگذرند. در اسرار مهری از نردبان آیینی هفت پله ای یاد شده است که نماد طبقات آسمان است و راه های رسیدن به جایگاه برتر را نشان می دهد. در شاهنامه آمده است که کاووس در البرزکوه هفت خانه از زر، سیم، آبگینه و سنگ خارا می سازد و در این جستار نشان داده شده است که این هفت کاخ، یادآور نردبان آیینی مهری دینان است و به گونه ای ریشه در اعتقادات یزدان شناسی و ادامه جوهره زندگی در جهانی دیگر دارد.
شالوده شکنی در تلمیحات به کار رفته در غزلیات حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسین منزوی، از غزل سرایان برجسته معاصر و جزو حلقه های اصلی نوآوری در غزل امروز است. به دلیل احاطه بر ادبیات کهن فارسی و آشنایی با اساطیر مختلف ایرانی و غیر ایرانی، شعر منزوی جلوه گاه تلمیحات متعدد و متنوع حماسی، عرفانی، مذهبی و... است. او با استفاده از تلمیحات گوناگون، سخن خود را عمیق، اثرگذار، چندمعنا و گسترده ساخته است. با توجه به ضرورتبررسی شیوه ها و شگردهای عمق بخشی و اثرگذاری و توسع فکری، معنایی و فرهنگی برای شناخت و درک بهتر آثار منزوی و نقش این عوامل در التذاذ ادبی از شعر وی، هدف اصلی این مقاله، بررسی و تحلیل واسازی ها و تأویل های شاعرانه تلمیحات در غزلیات منزوی بر پایه اصول مکتب شالوده شکنی، به روش تحلیل و توصیف متن است. منزوی در مواردی متعدد و گاه مکرر، در تلمیحات شالوده شکنی می کند و با شگردهایی چون مفهوم زدایی، مفهوم افزایی، تغییرطرح، واژگون سازیِ اولویت تقابل های دوگانه، تلفیق اساطیر و جزآن، در مقام بازآفرینی و تأویل اساطیر، تصاویری هنجارشکن، عادت ستیز و هنرمندانه ارائه می کند.
آسیب شناسی کاربرد نظریه های مدرن در تدوین درسنامه های بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، در صدد است نشان دهد که آسیب شناسیِ درسنامه های بلاغی(اعم از معانی، بیان و بدیع)، با آسیب شناسیِ دیگر درسنامه ها، تفاوت های عمده ای دارد. از جمله ی این تفاوت ها، یکی سابقه ی طولانیِ آگاهیِ محققان و صاحبنظران از کاستی ها و آشفتگی های بلاغت سنتی است، و دیگری، کوشش هایی که در جهت رفع این کاستی ها بر مبنای معیارها و نظریه های امروزی (اعم از ادبی و زبان شناختی) به عمل آمده است. در مقاله ی حاضر استدلال خواهد شد که کاربرد این معیارها و نظریه ها، نه تنها نتوانسته کاستی های درسنامه های بلاغی را برطرف سازد که حتی آن ها را تشدید کرده و خود، آسیب ها و کاستی های تازه ای را نیز به بار آورده است. این کاستی ها، که عمدتاً از شیوه ی نادرستِ کاربرد نظریه های جدید ناشی شده اند، عبارت اند از 1- غفلت از کارکرد صناعات بلاغی در طبقه بندیِ صناعات بر مبنای معیارهای مدرن 2- در نظر گرفتن ادبیات به مثابه ای حوزه ای مستقل از دیگر حوزه های زبانی براساس نظریه های مدرن 3- استفاده از نظریه های مدرن بر مبنای شباهت های ظاهری با برخی مباحث قدمایی 4- عدم توجه به مسائل خاص ادبیات و متون ادبی در کاربرد نظریه های مدرن. پس از بررسیِ این چهار کاستی، در برخی موارد پیشنهادهایی نیز برای تدوین درسنامه ها ی بلاغی و شیوه ی کاربرد نظریه های مدرن در آن ها، ارائه شده است.
ادبیات مقاومت و فلسفه پیدایش مقاومت در کشورهای اسلامی تحت اشغال؛ فلسطین و عراق به عنوان نمونه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقفنامه امیر چقماق
حوزههای تخصصی:
رئالیسم
منبع:
هنر زمستان ۱۳۷۳ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی؛ نظریه ای جدید در ادبیات
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی: بحران رهبری موسیقی و شعر فارسی
منبع:
کلک مهر ۱۳۷۱ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
داستان پیامبران در دیوان حافظ
منبع:
گلچرخ آبان ۱۳۷۱ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
کارکرد ادبی زبان و گونه های آن
منبع:
فرهنگ ۱۳۸۲ شماره ۴۶ و ۴۷
حوزههای تخصصی:
ممدوح محبوب در غزل های عاشقانه سعدی
حوزههای تخصصی:
نویسنده مقاله به شعرهای مدحی در غزل های سعدی می پردازد و شعرهای عاشقانه ممدوح محبوب در میان غزلیات سعدی را از چهارصد غزل بیشتر می داند و میگوید همه آن غزل ها خواندنی و شیرین و شگفتآور هستند. مدحیه های سعدی حکایت از دعا و پند و مصلحتاندیشی دارد و مداحی گزافه گویی در آنها نیست. وی با آوردن چندین غزل مدحگونه و تفسیر آنها به توصیف روش مدحیات سعدی در غزلیاتش میپردازد و آنها را نوعی زیرکی و مصلحتاندیشی شاعرانه میپندارد.
اسطوره ای شدن زمان در چند داستان کوتاه شهریار مندنی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان و داستان مدرن نقش شگرفی در بازخوانی روایت های اسطوره ای و بازپردازی آن ها در ادبیات روایی امروزی ایفا می کند. یکی از دلایل مهم توجه ویژه و کاملاً متفاوت این گونه داستان ها و رمان ها به بن مایه های اسطوره ای ضرورتی است که نویسندگان معاصر بنابر دگرگونی اوضاع اجتماعی و دگرگونی های اساسی اندیشه و نگرش انسان احساس کرده اند: بی انسجامی جهان آشفتة معاصر که همة گفتمان هایش سرشار از تناقض ، بی انسجامی و قاعده گریزی ا ست، انسان امروزی را شیفتة روایت های نامنسجم، غیرخطی گسسته نما و سرشار از بی نظمی های زمانی که پیشینه ای غنی در روایت های اسطوره ای دارد کرده است. شهریار مندنی پور یکی از نویسندگان برجستة ادبیات معاصر فارسی است که می توان آثارش را از حیث ساختار و پردازش برخی از عناصر داستان به ویژه عنصر زمان به روایت های اسطوره ای همانند دانست. این پژوهش نشان می دهد که زمان در برخی از داستان های کوتاه او، همانند زمان در روایات اسطوره ای 1. کیفی و ذهنی است نه عینی و کمی؛ 2. اعتبار خود را از رویداد یا حادثة روایت شده می گیرد؛ 3. دورانی و چرخه ای است نه خطی و مستقیم. البته اثبات این همانندی ها لزوماً به معنای تأثیر پذیری آگاهانة مندنی پور از روایات اسطوره ای نیست.