ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۷٬۸۴۱ تا ۴۷٬۸۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۷۸۴۱.

تأثیرپذیری قهرمانان افسانه های عامه از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۹۷
قصّه های پهلوانی یکی از انواع قصّه های عامّه است که نبرد اغراق آمیز پهلوانان و قهرمانان واقعی، تاریخی یا خیالی را به همراه ماجراهای عیاری و عاشقانه آن ها به تصویر می کشد. بسیاری از خصال، صفات و کنش های پهلوان قصّه ها در سنّت های پهلوانی ایران باستان، اندیشه های اساطیری و نظام عیاری و جوانمردی ریشه دارد. در این میان، نقش شاهنامه فردوسی در الگوبخشی به شخصیت پهلوان ادب عامّه و کنش های او از همه برجسته تر و نمایان تر است، به گونه ای که راویان قصّه ها سعی در همسان سازی پهلوان ادب عامّه با شاهنامه داشته اند. این پژوهش بر آن است تا ویژگی های پهلوان قصّه های عامّه را در مقایسه با پهلوان شاهنامه از نظر الگوی تولّد و بن مایه های مربوط به آن، کنش های سلحشورانه و سیاسی، و خصال عیاری و جوانمردی شناسایی نماید. نتایج پژوهش نشان می دهد پهلوان ادب عامّه در الگوی تولّد، کیفیت بالندگی و تربیت، خصال جنگاوری و پای بندی به الزامات اخلاق جوانمردی با پهلوان حماسه ملّی مشترکات فراوانی دارد؛ ولی بنا به خاستگاه مردمی اش، در کنش های سیاسی و نوع برخورد با نهاد قدرت، آزادانه تر و مستقل تر از پهلوان شاهنامه عمل می کند.
۴۷۸۴۲.

آیین تعلیمی کفن و دفن و سوگواری در هشت اثر حماسی (شاه نامه، گرشاسب نامه، اسکندرنامه، ظفرنامه، مهابهارات، اودیسه، ایلیاد و انه اید)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۵۰۴
سایه سیاه و سنگین مرگ، این دغدغه همیشگی ذهن بشر، همگام با زندگی همواره  با انسان بوده و این راز مخوف پیوسته ذهن او را به خود مشغول داشته است. بشر راه های بسیاری را برای مقابله با مرگ یا فرار از آن آزموده ولی راه به جایی نبرده، لذا تلخی حضورش را پذیرفته و بدان تن داده است. با قبول واقعیت مرگ، هر ملّتی به فکر افتاد تا این بخش از زندگی را بنا بر مذهب و فرهنگ و سنّت خویش با آداب خاصی پاس دارد.  رفتگان را بزرگ بشمارد و خود را در برابرش آماده کند. شاید وصیّت کردن، نمایش آمادگی در برابر مرگ باشد. در این مقاله سعی شده تا حدّ امکان به آداب سوگواری در چند اثر حماسی پرداخته شود.
۴۷۸۴۳.

خاندان بهبهانی و گفتمان تصوف ستیزی در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۷۰
با اوج گیری تصوف در اوایل دوره قاجار، کشمکش میان مجتهدان و صوفیان نیز شدت گرفت. صوفیان تلاش می کردند تا پایگاه اجتماعیِ سابق خود را به دست آورند و از طرفی مجتهدان نیز نمی خواستند به این رقیبانِ سُنتی خود مجالی دهند. این امر سبب شد در دروه قاجار جریانی تازه از نزاع میان مجتهدانِ شیعه و صوفیان پدید آید. این نزاع دوسویه، در حد مجادلات قلمی و ردّیه نویسی متوقف بود، تا اینکه در اوایل دوره قاجار محمدعلی بهبهانی و فرزندانش سردمدار گفتمان تصوف ستیزی شدند. ازاین دوره به بعد نزاع صوفی و فقیه دیگر نزاعِ عقیدتیِ مبتنی بر ردّیه نویسی نیست، بلکه تلاشی است برای حذف گفتمانِ رقیب. خاندان بهبهانی دراین گفتمان صوفی ستیزانه، نقشی پررنگ داشت و فصلی نو پدید آورد. اهمیت بهبهانی ها در این گفتمان صوفی ستیزانه، هم از جهت کثرت آثار صوفی ستیزانه افراد این خاندان است و هم عَمَلِ صوفی کُشیِ آنان؛ که این اقدام سبب شد چهارتن از صوفیان مشهور زمانه، مستقیماً و یا با دستور محمدعلی بهبهانی کشته شوند؛ اقدامی که پیش ازین در تاریخ بی سابقه یا کم نظیر بوده است. این مقاله می کوشد منحصراً به به بررسی نقش محمدعلی بهبهانی و خاندانِ او در تقویت و گسترش گفتمان صوفی ستیزانه اوایل دوره قاجار بپردازد.
۴۷۸۴۴.

نام شناسی شخصیت های قصّه های عامیانه فارسی (با تکیه بر فیروز شاه نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۶۱
این مقاله بر مبنای دانش نام شناسی، به بررسی شخصیّت های قصّه های عامیانه می پردازد. مبنای بررسی ها قصّه فیروزشاه نامه است؛ زیرا در این رمانس عامیانه 234 شخصیّت با تیپ های اجتماعی مختلف و تنوّع نام ها دیده می شود. علاوه بر این، با مراجعه موردی به سایر رمانس های عیّاری؛ چون ابومسلم نامه، اسکندرنامه، امیرارسلان نامدار، سمک عیّار، حسین کرد شبستری، حمزه نامه و داراب نامه طرسوسی به مقایسه و تحلیل نامهای اشخاص داستانی این آثار نیز پرداخته ایم.هدف این پژوهش، تحلیل و بررسی نام شخصیّت های مختلف از منظرهایی؛ چون تیپ اجتماعی، معنا و مفهوم، ساختار، آوا، مکان زندگی و جنسیّت است. با این تقسیم بندی نام شخصیّت ها بر مبنای تیپ اجتماعی افراد؛ حیوانات و موجودات وهمی و نامهای معنادار و بی معنا و نامهای ساده، مشتق و ترکیبی و نامهای یک هجایی، دو هجایی، سه هجایی، چهار هجایی و بیشتر و نام های پسوند دار مکانی و نامهای زن و مرد تفکیک و تحلیل شده است. نتایج بیانگر آن است که شاهان17%، صاحب منصبان، جنگجویان، غلامان98%، اربابان معرفت1%، فرهیختگان2%، اشرافیان1%، عیّاران7%، جادوگران1%، پهلوانان6%، فرومایگان4%، زنان10%، پیشه وران و صاحبان مشاغل3%، کودکان1%، موجودات وهمی5% از شخصیّت های داستان را به خود اختصاص داده اند. تعداد اسامی بی معنا با 53% اسم، تعداد بیشتری از اسامی و اسامی معنادار با  47% کمترین میزان است. از نظر ساختار نیز نامهای ساده با 67% اسم بیشتر از اسامی مشتق با 13% و اسامی ترکیبی با 20% است. از منظر آوایی نیز نامهای سه هجایی با 72% بیشترین سهم را در بر دارد. از منظر مکان زندگی حدود 9% اسامی با توجّه به پسوند اسمی که دارند به مکان زندگی شخصیّت ها اشاره دارند و حدود 91% بدون پسوند مکانی هستند. در کلّ از میان شخصیّت های این داستان 10% را زنان و 90% را مردان در بر گرفته اند.
۴۷۸۴۵.

بررسی زبان در منظومه ازهر و مزهر نزاری قهستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۶۸
نزاری قهستانی (645 721 ه . ق) شاعر سده های هفتم و هشتم هجری است. وی در روستای فوداج از توابع بیرجند به دنیا آمد و در همانجا درگذشت. درباره دلیل تخلّص وی اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی سبب تخلّص وی را به نزاری، لاغری و ضعیفی وی یا انتساب او به نزارمستنصربن اسماعیل می دانند (ر.ک: صفا، 1378: 734). نزاریه یکی از فرقه های اسماعیلیّه است که پس از مرگ المستنصر بالل،ه در ایران و سرزمین های خلافت شرقی شکل گرفته است. چنین به نظرمی رسد که یکی ازدلایل بی توجّهی به او و آثارش، مذهب او باشد. اثر مهم نزاری منظومه ازهر و مزهر است. از آنجا که «درهیچ یک از کتاب نامه ها و دایره المعارف ها اثری به نام ازهر و مزهر یافت نشده است. اشاره نزاری را به این که منظومه ازهر و مزهر بازآفرینی یک حماسه باستانی است باید به عنوان یک شیوه متعارف ادبی تلقی کرد» (بای بوردی،1370: 88). داستان ازهر و مزهر، ده هزار و ششصد و دوازده بیت دارد که در سال 700 هجری در قالب مثنوی و بحر هزج مسدّس در مدتی کمتر ازیک سال به نظم درآمده است. این مثنوی، داستانی عاشقانه است و به نظر می رسد شاعر در سرودنش، به آثاری چون خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی نیز نظر داشته است. درواقع، ازهر و مزهر یک منظومه حماسی- غنایی است.
۴۷۸۴۶.

همسانی های محتوایی در شعر علیرضا قزوه و سمیح القاسم با تأکید بر سه مفهوم عشق، اعتراض و طنز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۴۰۲
این مقاله با توجه به مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی به همسانیهای محتوایی اشعار علیرضا قزوه (تولد1342) و سمیح القاسم(2014-1939) دو شاعر معاصر ایرانی و فلسطینی در سه حوزه عشق؛ اعتراض و طنز پرداخته است و نشان می دهد به رغم تفاوتهایی که در دیدگاه های این دو شاعر هست، به دلیل تجربه شرایطی همگون چون درگیر بودن وطن آنها با جنگ و برخی از مصائب آن، نگاهشان به عشق، اعتراض و طنز قابل توجه و تأمل است؛ چنانکه این نگاه در عشق به دگردیسی معشوق از معشوق شعر غنایی به معشوقی که شهید و مبارز است تحول می یابد؛ در اعتراض به اعتراض به خود و همنوعان و در سطح بالاتر به مجامع حقوق بشری متمایل می شود و در طنز از طنزی گزنده و عمیق در سه سطح واژگانی، جمله یا بند، و کلیت شعر بهره می برد.
۴۷۸۴۷.

دو شخصیت هم نام اصفهانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۳
اصفهان، دو شخصیت به نام جمال الدین دارد. یکی جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، سخنور توانا و بنام سده ششم که نام و اشعارش بر همگان به ویژه پژوهندگان شعر ادب فارسی آشناست و در این مقال ما را سر پرداختن به او نیست، و دیگری محمدبن علی بن منصور، معروف به جمال الدین اصفهانی، وزیر نیکوکار عصر سلجوقی است که او هم در سده ششم می زیسته. و در قیاس با جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی گمنام تر و ناشناخته تر است. از قضا خاقانی شروانی، دیگر قصیده پرداز و سخنور سده ششم، با این هر دو جمال الدین دوستی و ارتباط داشته. درباره آشنایی و نیز معارضات خاقانی با جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، در تذکره های ادبی، کتاب های تاریخ ادبیات و نقدهای ادبی به تفصیل سخن رفته و ما از ذکر آن در می گذریم. آنچه موضوع اصلی این مقاله است، معرفی شخصیت، شرح احوال و نقد روزگار جمال الدین اصفهانی وزیر و شرح مکارم و صفات اخلاقی او از زبان مورخان و نیز ذکر خیر او در اشعار خاقانی شروانی است.
۴۷۸۴۸.

فاصله ایمان و اعتقاد در نظریّه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۵
دو اصطلاح ایمان (Faith) و اعتقاد (Belief) به دلیل حوزه معنایی مشترک و کثرت کاربرد، نه تنها در نزد عامّه؛ بلکه در نزد خواص اعم از شاعران و نویسندگان نیز به جای هم استفاده می شوند و گویی مرزهای مفهومی متمایزی بین آن ها وجود ندارد. حال آنکه در معنا و مفهومِ حقیقیِ خود تمایز جدّی با هم دارند. به همین نسبت، «مؤمنان» و «معتقدان» نیز در ارتباط با امّهات دین؛ یعنی تلقّی از خداوند و نحوه ارتباط با او، شیوه ادراک هستی و تعامل با آن، ماهیّت تلقّی از دین و تجربه های دینی تفاوت های آشکاری با هم دارند. بر خلاف بسیاری از شاعرانِ متمایل به تصوّف و عرفان که عموماً فاصله ای میان ایمان و اعتقاد نمی دیدند، مولانا ضمن اینکه مانند اغلب متفکّران و عارفان مسلمان «ایمان» و «کفر» را در مقابل هم قرار می دهد، «ایمان» و «اعتقاد» را از یکدیگر تفکیک و تفاوت عالمِ ایمان و اعتقاد را تبیین می کند و راه خود را از سایر شاعران عارف مسلکِ پیش از خود جدا می سازد. در منظومه فکری مولانا که بی شباهت با دیدگاه های فیلسوفانی مانند کی یرکگور نیست، ایمان، امری سیّال و مدام در حالِ شدن است و اعتقاد امری ثابت و ایستا و به همین دلیل، ایمان امری نامحدود است و اعتقاد امری محدود و مقیّد. ایمان، فردمحور است و از راه تجربه فردیِ اقبال بنده به خداوند و با سیر انفسی به دست می آید و اعتقاد در جمع و جمعیّت و از طریق وسائط اعم از افراد، کتب و اسناد و سیر آفاقی بروز می کند، متعلَّق ایمان امر محال است و اعتقادات امور ممکن را شامل می شوند، صاحبان اعتقاد جزم گرا، دیگرستیز و هراسان هستند که مبادا کسانی بر عقاید آن ها بتازند؛ اما صاحبان ایمان، مداراجو و با طمأنینه خاطر هستند. صاحبان ایمان، در رابطه ای بی پایان با خداوند همواره در حال شدن هستند و عاشقانه این رابطه را ادامه می دهند و صاحبان اعتقاد، با خداوند، رابطه ای معامله گرانه دارند و اگر دین می ورزند دین شان وسیله ای است برای دستیابی به خواست ه ای این جهانی و آن جهانی.
۴۷۸۴۹.

نظریه عمیق گرایی معنایی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۴۲
مسأله معنا مهم ترین بحث در علوم انسانی، زبان شناسی و معنی شناسی ست. ساختارگراها معنا را برآیندِ گزاره ها و متن می دانند. پساساختارگراها قائل به معنای ثابت برای کلمات نیستند بلکه معتقدند هر «دال» معنا را به تأخیر می اندازد و معنایش را در «دال» های دیگر می یابد بدین ترتیب با به تأخیر افتادن معنا عملاً با «مدلول» خاصی در متن مواجه نیستیم و اصولاً معنا نه درکلمه بلکه برآیندِ ارتباطات است. در پاسخ به اینکه چه چیزی سبب می شود یک واژه یا آوا دارای معنا باشد؛ تاکنون آرای گونه گونی ارائه شده مانند: نظریه ارجاعی معنا، نظریه توصیفی معنا، نظریه کارکردی معنا و... که مورد بررسی قرار خواهند گرفت. یکی از این نگرش ها نظریه معنی شناسی عمیق گراست که معنا را حقیقتی عمیق و بسیط ترین و زایاترین و بنیادی ترین جوهره کلمه می داند. هدف از این نوشتار افزون بر آنالیز نظریات گذشتگان درباره معنا، واکاوی نظریه عمیق گرایی معنایی نسبت به معنای واژه هاست که معنای جاری شده از لوگوس را یک حقیقت عمیق می داند که با حفظ و همراهیِ همواره ساحات محدود ثابت، بی نهایت ساحت متغیر معنایی می پذیرد. این مقاله پژوهشی بر آنست با نقد نظریه های موجود درباره رابطه معنا و پدیدارها و چگونگی شکل گیری معنا و سرچشمه آن، نظریه عمیق گراییِ معنا را ارائه دهد و ثابت کند که این نظریه نخستین سیستم اصالت معنا در زبان شناسی نوین را مطرح کرده است. بی گمان هر یک از نظریه های معنایی درصدد بیان نظام هایی برای تبیین معنا، رابطه معنا و پدیدارها و... هستند. بر همین اساس این امر ما را در جهت درک رابطه بین کلمه و پدیدارها و منبع معنا یاری خواهد کرد.
۴۷۸۵۰.

بازتاب اخلاقیات زردشتی در اندرز های حکیم ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۸۰۵
این مقاله سعی در تبیین این موضوع دارد که حکیم ناصرخسرو، در بیان دیدگاه های اخلاقی خود، که نمود آن ها را بیش از همه در اندرزهای وی می توان دید، از آموزه های اخلاقی زردشتی تأثیر پذیرفته است. تأثیرپذیری وی از ادبیات فارسی میانه و آیین زردشتی، محدود به اندرزهای اخلاقی نبوده است، بلکه رسوب این مضامین در کنه ضمیر وی، در ساختار زبانی و فکری آثارش نیز نمود یافته است. در این پژوهش، با توجه به ضرورت بررسی تأثیر زبان و ادبیات پهلوی بر آثار شاعران و نویسندگان قرون نخستین اسلامی و اهمیت این تأثیر در خوانش و تحلیل دقیق تر متون دوره اسلامی و با توجه به این که نفوذ زمینه های فکری و زبانی ادبیات فارسی میانه در آثار دوره اسلامی اغلب توسط پژوهشگران نادیده گرفته شده است؛ به بررسی تطبیقی اندرز های حکیم ناصرخسرو و متون اخلاقی زردشتی با تکیه بر متن کتاب ششم دینکرد، که در واقع چکیده اندرزنامه های زرتشتی است، پرداخته شده و با تحلیل شباهت های این دو اثر در دستگاه فکری و فلسفی و در بیان دیدگاه های اخلاقی، به این نتیجه دست یافته ایم که حکیم ناصرخسرو، در سرایش اندرزها، تحت تأثیر و وامدار ادبیات و آیین زردشتی بوده است.
۴۷۸۵۱.

عناصر و سنت های عیاری در داستان رستم یکدست/ کُله دست (براساس طومارهای نقالی و داستان های عامیانه پهلوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۴۳۱
عیاری که قدمت آن در ایران به پیش از اسلام می رسد، پدیده ای اجتماعی سیاسی به حساب می آمد که خاستگاه اصلی آن، جامعه پیشه ورِ شهری بود. این طبقه، در میان توده مردم چنان جایگاهی داشتند که بیشتر قهرمانان داستان های عامه را عیاران تشکیل می دادند. نفوذِ کار و کردار و اعمال عیارانه، صرفاً منحصر به این گونه داستان ها نمی شد، بلکه در منظومه های پهلوانی پارسی نیز، گاه گاهی، آثار و نشانه هایی از آن را می بینیم. با رواج نَقل و نقالی در ایران، نفوذ ادبیات عیاری در داستان های حماسی و پهلوانی شدت گرفت و اوج حضور این گونه ادبیات را در پیدایش چهره ای نوظهور به نام رستم یکدست/ کُله دست شاهدیم. این چهره نوظهور که ساخته و پرداخته ذهنِ خلاق و عامه پسند نقالان بود، قهرمانی است که روبه روی رستم و ایرانیان می ایستد و سیمای پهلوانیِ قوم ایرانی را به چالش می کشد. نگارنده با بررسی تاریخ و ادبیات عیاری در ایران و جهان اسلام، سعی بر آن دارد تا مؤلفه های عیاری را در اعمال و رفتار رستم یکدست/ کُله دست به تصویر بکشد و علاوه بر آن، با تحلیل ذاتِ دوگانه عیاری در تاریخ اجتماعی و سیاسی، شخصیت دوگانه رستم یکدست را بررسی کند.
۴۷۸۵۲.

نقدی بر شیوه تلفّظ واژگانی فرهنگ های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۱۴
در مجموعه مطالعات زبان فارسی، توجه به فرهنگ های لغت اهمیتی به سزا دارد؛ زیرا مراجعه به فرهنگ ها و آشنایی با شیوه ارائه اطلاعاتی که این فرهنگ ها به خواننده می دهند، بویژه برای کسانی که فارسی، زبان دوم آن هاست، کار بهره گیری از زبان را آسان می کند. در ارزیابی فرهنگ های لغت، به عوامل بسیاری اشاره می شود که کارآمدی هر یک از آنها نقش بسیار مهمی در ارتقای فرهنگ و فرهنگ نویسی دارد. یکی از این عوامل که از گذشته تا به امروز جزء مشکلات فرهنگ نویسی به شمار می آید، «شیوه تلفّظِ واژگان» است. در این مقاله به بررسی این معیار در برخی از مهم ترین فرهنگ های زبان فارسی پرداخته ایم. با بررسی تطبیقی و تاریخی این عامل بنیادین، دریافتیم که فرهنگ نویسان به دلیل پی بردن به عیوب و روش های تلفّظ واژگانیِ «اعراب گذاری» و «هم وزنی» تلاش می کردند تا ضمن یافتن راه حلی برای رفع نواقص روش های مرسوم در شیوه تلفظ واژگانی، روشی را ابداع کنند که بتواند هرچه بهتر و دقیق تر، تلفّظ واژه ها را آشکار سازد. بنابر همین مهم، آنها یا هم زمان از دو روش اعراب گذاری و هم وزنی استفاده کرده اند، یا در مواردی اندک دست به نوآوری زده اند. با این وجود، چندان نتوانسته اند همه عیوب شیوه تلفّظِ واژگان را رفع کنند. نویسندگان این مقاله، با نگاهی به این نهضت بزرگ فرهنگ نویسی، توانستند با استفاده از روش های موجود در تلفّظ واژگانیِ فرهنگ های زبان فارسی کهن، شیوه تلفّظی جدیدی را استخراج کنند که علاوه بر جامع بودن، بتواند جایگزینی مناسب بر شیوه «فونِتیک» باشد و فرهنگ نویسان زبان فارسی را از روش های بیگانه بی نیاز گرداند.
۴۷۸۵۳.

بررسی وجوه مشترک مؤلّفه های اقتدار سیاسی حکومت ها در تاریخ بیهقی و راحه الصدور و آیه السرور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۰
  نویسندگان متون منثور اقناعی در زبان فارسی با تأسی از آراء سیاست گذاران و سیاست نامه نویسان مسلمان به تحکیم بنیان دولت ها پرداخته اند. یکی از مهمترین وظایف این نویسندگان مشروعیت بخشی و القای حقّ حاکمیت رسمی و قانونی به حکومت هاست. روش تحقیق مقاله توصیفی تحلیلی است و نویسندگان در این مقاله در صدد پاسخ به این سؤال هستند که ابعاد مشترک اقتدار سیاسی حکومت ها در دو کتاب تاریخ بیهقی و راحهالصدور کدامند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد لازمه اصلی اقتدار سیاسی، کسب مشروعیت سیاسی و دینی است. در این آثار، حاکمان جامعه می کوشند با کسب مشروعیت سیاسی، مفوّض شدن قدرت از خلیفه به سلطان، تأسیس دستگاه ها و نهادهای کارآمد دولتی، تقویت قدرت نظامی و مالی، القای دارا بودن ویژگی های ماورایی، عدالت ورزی و رسیدگی به امور مسلمانان به تثبیت حاکمیت خود بپردازند. القای مشروعیت دینی حکومت ها نیز با تأکید بر الهی بودن منشأ قدرت پادشاهان، نقش تقدیر در حاکمیت زمامداران، وجوب اطاعت از آنها، دینیاری و سرکوبی دشمنان به انجام می رسد.
۴۷۸۵۴.

جامعه شناسی غزلیات انوری و سعدی با رویکرد زبان شناسی نقش گرای هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۷۰
انوری ابیوردی و سعدی شیرازی از غزلسرایان برجسته سده 6 و 7 ه.ق در عرصه غزلیات عاشقانه اند که وجود فاصله یک صد ساله بین آن دو  بررسی غزلیاتشان را از منظر جامعه شناسی حائز اهمیت می سازد. در مقاله حاضر با تکیه بر رویکرد زبان شناسی نقشگرای هلیدی که برای زبان نقش مهمی در بازنمایی جهان واقع و پدیده های اجتماعی قائل است، تحولات معنایی غزلیات انوری و سعدی و نحوه انعکاس بافت موقعیتی فردی و اجتماعی آنان در ساختار غزل، موضوع تحقیق قرار گرفته است. بنابراین، پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که انواع فعل در غزلیات سعدی و انوری چه تحولات اجتماعی و فرهنگی را منعکس می سازد. بدین منظور، برمبنای روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر نظام گذرایی فعل در زبان شناسی نقشگرا، بسامد هر یک از فرآیند های فعلی - شامل رابطه ای، مادی، وجودی، کلامی، رفتاری و ذهنی- را در 100 غزل آغازین دیوان هر یک از دو شاعر مذکور استخراج کرده و نوع کارکرد هر فرآیند در پیوند با نقش بینافردی و گستره متنی هر یک با یکدیگر مقایسه شده است. نتیجه این بررسی نشان می دهد که غزلیات انوری غالباً مبتنی بر تجارب عاشقانه شخصی و به تمام معنا غزل است، حال آن که غزل سعدی دارای معانی و مفاهیم گوناگون فردی، اجتماعی، اخلاقی و تربیتی است که به شیوه ضمنی در سطوح استعاری، تمثیلی و کنایی زبان نمود پیدا کرده است.  
۴۷۸۵۵.

طبقه بندی حکایات اسرارالتوحید با نظر به مفهوم روان کاوانه انتقال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۳۲۴
روایات صوفیانه به لحاظ عمق و نوع تجربه ای که بیان می کنند و کارکرد اصلی آن ها، یعنی برانگیختنِ نوعی تجربه عرفانی در خواننده، و تنبّه، استحاله و هدایتِ او، قابلیت بررسی های روان کاوانه جدی را دارند. مقاله حاضر به نوبه خود می کوشد با چنین رویکردی، طبقه بندیِ جدیدی از این روایات، با نظر به مفهوم روان کاوانه «انتقال»، ارائه دهد. در این طبقه بندی، مجموعه روایات صوفیانه و حکایات اسرارالتوحید به طور خاص به عنوان روایتی کلان درنظر گرفته شده که فرایند روان درمانی را به محوریت مفهوم انتقال، به تصویر می کشد؛ و هر خرده روایتی ذیل یکی از مراحل این فرایند قابل طبقه بندی است. با این نگاه، کارکرد اغلب روایاتِ تذکره ها را می توان با یکی یا شماری از این مراحل متناظر دانست. پس در واقع، خواننده متنی واحد در خاتمه خواندنِ متن، به انحاء مختلف، مجموع این مراحل را گرچه در روندی غیرخطی ازسر می گذراند. این مراحل که با ارجاع به آراء زیگموند فروید و شارح ساختارگرای او، ژاک لکان، تبیین شده اند، عبارت اند از: 1) برساختنِ سوژه مفروض به دانستن، 2) مقاومت/ انکار، 3) ابژه تصادفیِ نشانه، و 4) رسالت. اما انتخاب اسرارالتوحید در این مطالعه موردی، به دلایل متعدد صورت گرفته است؛ ازجمله، اشتمال بر روایاتِ فراوان تر و متنوع تر نسبت به دیگر مقامات و تذکره ها، و دیگر، تأثیر عمیقِ این متن بر روایات صوفیانه پسین.
۴۷۸۵۶.

ژست و استعلای سوژه در غزلی از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۵۱
ابراهیم کنعانی* امید وحدانی فر ** اکرم صفی خانی*** چکیده در جستار حاضر، به کاربرد ژست در یکی از غزل های روایی مولانا پرداختیم. در این گفتمان، مولانا سوژه ای را به تصویر می کشد که با تمرین و ممارست در ژست همان می شود که از آن ژست انتظار داشته است. سوژه های مولانا ازطریق تعامل با ژست و در قالب جسمانه و استعلا شکل می گیرند و در فرایندی مبتنی بر نظام تطبیق به نوعی هم حضوری با ژست دست می یابند؛ اما مسئله ی اصلی این است که سازوکار چنین وضعیتی چیست و برپایه ی کدام راهبردها و کارکردهای گفتمانی تحقق می پذیرد. برپایه ی این، در پژوهشِ پیش روی با استفاده از شیوه ی تحلیل محتوا تلاش شده است تا چگونگی مواجه شدن سوژه با ژست و تأثیر آن بر نظام زبانی و معنایی مولانا تبیین شود. پرسش اصلی پژوهش این است که ژست بر اساس چه شرایطی تولید می شود و چگونه سوژه را از وضعیت جسمانه ای به وضعیتی استعلایی مبدل می کند. فرض ما این است که فشاره ی حسی- ادراکی و حسی- شهودی زمانی که از حد خود فراتر می رود، ژست تولید می شود. سوژه با تکرار و درونی سازی ژست برساخته ی خود (ژست استعلایی)، به سوژه ای استعلایی استحاله می یابد؛ بنابراین ژست با قابلیتی دووجهی، ازطرفی سوژه را از دیگر ژست ها، نقاب ها و تصاویر رهایی می بخشد و ازطرفی به میانجی خودِ ژست، سوژه از فضای جسمانه- ژستیک به فضای استعلایی ارتقا می یابد و به یک هم حضوری مطلق می رسد. * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد ebrahimkanani@gmail.com (نویسنده ی مسئول) ** استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بجنورد o.vahdanifar@gmail.com *** دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی دانشگاه کوثر بجنورد ak.safikhani@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 29/3/ 1400 تاریخ پذیرش مقاله: 1/12/1400
۴۷۸۵۷.

دموکراسی ادبی در آواز های مالدورور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۲۳
به باور ژاک رانسی یر، فیلسوف هم روزگار فرانسوی، دموکراسی ادبی در سده نوزدهم و به ویژه در پیوند با ژانر رمان به وجود آمده است. این جستار می کوشد تا با تکیه بر تعریفی که برخی فیلسوفان معاصر از دموکراسی می دهند، این انگاره را در آوازهای مالدورور، یکی از متن های شاعرانه نیمه دوم سده نوزدهم بررسی کند. پژوهش حاضر نشان می دهد این متن تاج قدرت را از سر چه انگاره هایی پایین می کشد، چه انگاره هایی را در کانون توجه قرار می دهد، و پیامد چنین اقدامی چه خواهد بود. در حقیقت، این متن می تواند نمونه بارزی از یک متن ادبی دموکراتیک به شمار رود چه با گستراندن انگاره هایی چون برابری، آزادی و گفتگو به قدرت بسیاری از انگاره های ادبیات اقلیت «نخبه» پایان می دهد و طرح ادبیاتی نو را درمی اندازد. این متن هرگونه مرزبندی میان ژانرهای ادبی، از یک سو، و ادبیات خواص و ادبیات عوام، از سوی دیگر، را از میان برمی دارد و خوانشی فعالانه از خواننده خود می طلبد.                         
۴۷۸۵۸.

بررسی تطبیقی پدیده «خواب هراسی» از دیدگاه لویناس و اندیشه های عرفانی مولانا با تاکید بر غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۵۴۴
در تمام گونه های ادبیّات، خواب و پدیده های مربوط به آن از مهم ترین بن مایه های شاعران و نویسندگان می باشد که از زوایای مختلف، بدان نگریسته شده است. مولانا در بیش تر موارد، پیامش را به صورت طبیعی و بر پایه ساختارِ مبتنی بر عادت های زبانی و نظام فکری صوفیانه بیان نمی کند. او شالوده انتظارات و تصوّرات خواننده را با در هم ریختن اساس تعاریف عرفانی بر هم می ریزد، در نگرش سیّال و قاعده گریز مولانا، هر واژه می تواند برخلاف مصطلاحات و مفاهیم تثبیت شده صوفیانه، رنگ و مفهومی تازه به خود بگیرد. خواب نیز در ذهن مولانا با نگرشی چندوجهی درهم تنیده شده است و هر لحظه نمود دیگر می یابد. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و شیوه کتابخانه ای با بررسی غزلیّات مولانا و کتاب « از وجود به موجود » لویناس به مقایسه مفهوم شب هراسی و خواب هراسی از منظر مولانا و امانوئل لویناس از دیدگاه مکتب آمریکایی پرداخته شده است. نتایج پژوهش بر آن است که هر دو اندیشمند بر این باورند که خواب هراسی، جزء اوّلین منزل ها در سیر و سلوک و اساس حرکت است. دعوت مولانا و لویناس دعوت به فراسو و فراروی از وضعیت انسان اسیر در دنیا و ترک آداب نظری و پرداختن به سلوک حقیقی با کمک بیداری حقیقی و پرداختن به "دیگری" است. لویناس دیگری را جایگزین خدا در مقام نامتناهی قرار می دهد و در اندیشه مولانا دیگری همان معشوق است و شمس در مقام معشوق برای مولانا آمیزه ای از صفات زمینی و آسمانی است و به آنچه که لویناس درباره دیگری می گوید شباهت دارد.
۴۷۸۵۹.

بازتاب شیوه استیلایی زمامداران غزنوی و سلجوقی در اشعار درباری آن دوره(با نیم نگاهی به اندیشه ماکیاولی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۴۹۶
نظریه استیلایی قدرت در ایران پس از اسلام، در دوره هایی که مذهب تسنن رواج داشته و کارآمدی و مصلحت نگری را جزء اصلی اندیشه های سیاسی خویش قرار داده، نمود بیشتری داشته است. بدین ترتیب، در دوره ی استیلای ترکان غزنوی و سلجوقی که بر مذهب تسنن بوده اند، تئوری استیلایی بازتاب وسیعتری یافت. از دیگر سوی، آنچه مطمح نظر ماکیاولی، متفکر بزرگ سیاسی سده های پانزدهم و شانزدهم ایتالیا بوده است، این مهم بود که چگونه می توان روش های اجرایی و درست به-دست داد تا بدان دستاویز، ایتالیا و فلورانس را از هجوم ویرانی و تباهی نجات داد. بنابراین، ماکیاولی نیز به واقع گرایی و مصلحت اندیشی در نظریات خویش، به عنوان دو رکن اساسی در امور سیاسی توجه عمده نمود. در این نوشتار، پس از بررسی اندیشه های مبتنی بر قدرت سیاسی در اسلام، تفکرات سیاسی در ایران پس از اسلام و تأثیر آن بر فرهنگ و ادب فارسی سده-های چهارم تا هفتم هجری از نظر گذرانده می شود و سپس به اندیشه های ماکیاولی و وجوه شباهت و تفارق آن با نظریه استیلایی قدرت در اشعار درباری پرداخته خواهد شد. بالطبع، شعر درباری آن دوران، بهتر از هرچیز دیگری می توانسته محل بازتاب نظریه استیلایی باشد. برخی از وجوه این نظریه که در اشعار درباری نمود داشته است عبارتند از: قدرت بی ملاحظه و ارعاب، سیاست جنگ، استفاده ابزاری ازمذهب و...
۴۷۸۶۰.

ارتباط پوشش با مناسک آیینی -اسطوره ای در میان زرتشتیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۵۲۴
پوششی که در اجرای مراسم آیینی استفاده می شود مکمل یک آیین باستانی یا داستان اساطیری از دوران کهن است. لباس ها، تزیینات و اشیای مورد استفاده در اجرای مراسم آیینی همگی نمادین هستند. افراد با این نمادها آشنایی دارند و به تقلید از پیشینیان خود آن ها را به کار می برند، حتی اگر از جنبه نمادین آن اطلاع دقیقی نداشته باشند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی پوشش در اسطوره و حماسه و تأثیر آن در مراسم آیینی با تأکید بر پوشش زرتشتیان است. در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از شیوه تحلیلی توصیفی و استفاده از اسناد کتابخانه ای کاربرد پوشش در مراسم آیینی بررسی شود. در این پژوهش مشخص شد که رنگ و نوع لباس نشان دهنده باورها واعتقادات مردم است و کاربرد آن در مراسم آیینی جنبه اسطوره شناختی دارد. اقوام مختلف برای فرایند گذار از زندگی بدوی و ورود به زندگی متمدن روایت های اساطیری درمورد پوشاک دارند. این روایت ها را که به تولید و استفاده از پوشاک اشاره دارد، در حماسه به شخصیت ها و قهرمانان حماسی نسبت داده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان