ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۷۰۱ تا ۴۴٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۴۷۰۱.

بررسی لایه ایدئولوژیک سبک شعر حافظ با تأمل بر طنز (از منظر تحلیل گفتمان انتقادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۵۹۲
موضوع طنز در شعر حافظ، بارها مورد بررسی و تحلیل پژوهشگران قرار گرفته است اما هدف این مقاله آن است که نشان دهد، شعر حافظ از جمله، متون گفتمانی است که حامل ایدئولوژی است و در مواضعی چون طنز، این ایدئولوژی پنهان، بیشتر آشکار می گردد. پرسش اساسی که پژوهش حاضر به آن می پردازد، این است که تقابل دال های مرکزی شعر حافظ چون رند و صوفی در قالب طنز، چگونه به کشف لایه ایدئولوژیک سبکِ شعر او کمک می کند؟ این مقاله، بر این فرض استوار است که میان کاربرد ساختار بلاغی طنز در شعر حافظ با گفتمان حاکم روزگار، رابطه مستقیمی وجود دارد. در این مقاله، پس از تأمل بر روی چیستی لایه ایدئولوژیک سبک و معرفی نظریه تحلیل گفتمان، به عنوان ابزار تحلیل ایدئولوژی در متن، نشان داده ایم که یکی از مواضعی که ایدئولوژی در کلام حافظ، به طور کامل نمود می یابد، موضع طنزهای اوست. سپس به باز نمود طنز در شعر حافظ پرداخته ایم و برآن بوده ایم که طنزهای حافظ، با دو شیوه ناسازگاری واژگانی و ناسازگاری گفتمانی خلق شده اند. در پایان، این مقاله به این نتیجه می رسد که طنزهای ایدئولوژیک حافظ، اقتداربخش و تقویت کننده گفتمان آزاد منشی اند. این مقاله، به روش تحلیلی-توصیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به انجام رسیده است.
۴۴۷۰۲.

بررسی بن مایه های اساطیری در قصه ی «چل گیس»، روایت روستای رمقان، کوهمره سرخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۵۱۲
قصه ها بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات عامه را شکل می دهند. این بخش از فرهنگ عامه، جلوه گاه باورها، اندیشه ها و شیوه های زندگی مردم هر ملت است. قصه های هر منطقه، به ویژه قصه های شفاهی، بستری مناسب برای واکاوی باورهای اساطیری و توتمی آن قوم است. در این پژوهش یکی از رایج ترین قصه های منطقه ی کوهمره سرخی فارس با عنوان قصه ی «چل گیس» واکاوی شده است. نگارنده نخست به روش میدانی، قصه را به دقت ثبت کرده و سپس به روش توصیفی تحلیلی به بررسی بن مایه های اساطیری آن پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد باورهای اساطیری در همه ی محورهای داستان، گاه آشکارا و گاه نمادین و رمزآلود دیده می شود. نگارنده کوشیده است این بن مایه ها را در بخش های زیر بررسی کند: 1. ایزدبانو آناهیتا: بررسی ویژگی های برجسته ی آناهیتا در این قصه: الف) الهه ی آب؛ ب) افزاینده ی رمه؛ ج) پاک کنندگی زهدان زنان و هم چنین بررسی نمود حیوانی آناهیتا در روایت؛ 2. حمایت حیوان جادویی از قهرمان داستان؛ 3. گیاهان جادویی و حمایت آن ها از قهرمان؛ 4. پیکرگردانی پریان؛ 5. پیکرگردانی انسان به درخت و به عکس؛ 6. نقش درختان در باروری زنان؛ 7. جایگاه پریان در قصه؛ 8. مو به عنوان ابزار باروری؛ 9. تولد شگرف قهرمان قصه؛ 10. قداست اعداد.      
۴۴۷۰۳.

تحلیل رمان «مردان آفتاب» از غسان کنفانی بر اساس نظریه مکانیسم دفاعی فروید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۳۹۰
روان انسان به طور ناآگاهانه یا آگاهانه از ابزارهای مختلفی برای کنترل اضطراب، کاهش نگرانی ها و رسیدن به آرامش استفاده می کند که به آنها مکانیسم دفاعی می گویند. بررسی واکنشهای دفاعی، افزون بر آنکه زمینه را برای خودآگاهی درونی فراهم می سازد، فرصتی است برای شناخت سرچشمه رفتارها وگفتارهای ظاهری هر فرد. رمان «مردان آفتاب» [رجالٌ فی الشمس]، اثر غسان کنفانی در بیان وقایع اشغال فلسطین توسط صهیونیست ها در سال 1948 و تنیدگی های روانی ناشی از آن نوشته شده است. نویسنده در این رمان تاثیر اشغال، پیامدهای ناشی از جنگ همچون ترس و اضطراب و مکانیسم های دفاعی بدن در مقابله با دشمن را بیان می کند. نگارندگان در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده، کوشیده اند تا ضمن معرفی نظریه فروید و کارکرد آن به تحلیل جنبه های روانشناختی رمان «مردان آفتاب» و واکنشهای قهرمانان آن در برابر حوادث ناگوار فلسطین بپردازند و توانایی داستان پرداز را در شکل دادن به نظام و ساختار روایی داستان مورد ارزیابی قرار دهند. از یافته های تحقیق چنین استنباط می شود که هر کدام از شخصیتهای داستان به تناسب حال و تیپ های شخصیتی خود از انواع مکانیسم های دفاعی برای کاهش اضطراب و نگرانی خود استفاده کرده اند.
۴۴۷۰۷.

بررسی انگیزه ها و ابزارهای زبانی محاکات تقبیحی در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۵۶۹
آلن و بوریج در کتاب زبان به مثابه سپر و سلاح به دو کارکرد زبان شناختی-کاربردشناختیِ موجود در یک متن اشاره می کنند ؛ زبان حسن تعبیری به مثابه سپر و زبان قبح تعبیری به مثابه سلاح. میزان و نحوه حضور هریک از این دو در یک متن، از عوامل قاطع در تشخیص گونه متن، سبک و دلالت های ضمنی آن و نیز تشخیص اغراض ثانویه پنهان در متن است. از این منظر، می توان صور خیال را به لحاظ کارکرد، به دو گروه حسن تعبیری و قبح تعبیری تقسیم کرد: گروه اول برای «محاکات تحسینی» و گروه دوم، برای «محاکات تقبیحی» به کار می رود. نظر به اینکه قبح تعبیرات در مثنوی از عوامل سبک ساز بوده و در کمتر پژوهشی به شکل مستقل به آن پرداخته شده است، نوشتار حاضر با بررسی دلایل و دلالت های قبح تعبیرگونه در دفتر پنجم مثنوی ، به چهار ابزار زبانی اصلی در شکل گیری قبح تعبیرهای هنری (تقابل، تمثیل و استعاره، کنایه و مجاز) اشاره می کند تا نشان دهد قبح تعبیرهای متن عمدتاً در زمره حسن تعبیرهای قبح تعبیرگونه و چندبعدی است و در راستای قطب بندی ایدئولوژیک از نوع «خود» مثبت و «دیگریِ» منفی عمل می کند تا در نهایت، به تثبیت گفتمان تصوف بینجامد.
۴۴۷۰۸.

اصول مدیریت زمان و آسیب شناسی آن در دیوان اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۴۱۵
مسئله زمان پیوسته ذهن و دل ، حاضر و غایب ، و دیروز و امروز انسان را به خود مشغول کرده است. حقیقتی است که با وجود انسان پیوند یافته است و انسان همیشه خود را در چنبره ی آن می یابد ، گویا انسان اسیرِ زمان است و راهی برای برون رفت از این اسارت ندارد. بهره گیری از زندگی و رسیدن به موفّقیّت از جمله اهداف اساسی انسان ها است. یکی از مهم ترین گام ها در این راستا تسلّط بر زمان و مدیریت صحیح آن می باشد. در این دیدگاه افراد به تعیین و الویت بندی اهداف، تصمیم گیری و برنامه ریزی عملیاتی شایسته توصیه شده و نیز از سستی، شتابزدگی و هرگونه اقدامی که انجام به موقع و شایسته امور را تهدید می کند، باز داشته شده اند. پروین در این بررسی به بازتابی از وقت و ارزش زمان که بیانگر ارزش وجودی هستی است اشاره ای می کند و یافته ها نشان می دهد در باورها ، انسان ها به سوی کمال تا رسیدن به اصل ، با گذر از آفندهای روزگار( تلف کردن وقت) طی طریق می کنند. نتیجه اینکه کسی ارزش وقت را بداند ارزش عمر را دانسته است. آنچه در این مقاله بازیابی و بررسی می شود  روش بهینه از زمان و عوامل آسیب رسان در دیوان پروین است که مضمون اشعار پروین بر گذرا بودن عمر و غنیمت شمردن لحظه و زیستن حال تأکید دارد و همین امر ، میزان اهمّیّت این موضوع و ضرورت بررسی آن را نشان می دهد. تحقیق با کنکاش در منابع مکتوب با شیوه ی پژوهشی توصیفی انجام شده است.
۴۴۷۰۹.

تقابل؛ ویژگی سبکی خاقانی شروانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۳۵۹
یکی از مفاهیم نقد نو- که ریشه در تفکّرات باستانی و اساطیری بشر دارد- تقابل های دوگانه است که اساس تفکّر فلسفی- علمی مغرب زمین را تشکیل می دهد. این اصطلاح از مفاهیم بنیادین ساختارگرایان و در رأس آن ها فردینان دو سوسور است. طرح مسأله ی تقابل و نشان دادن روابط متقابل در متون، علاوه برمعرّفی ساختار، می تواند متضمن فوایدی چون درک معانی متون، بر اساس همین تقابل ها وقرینه سازی ها باشد. برهمین اساس، قصاید خاقانی، بررسی شده و این دریافت حاصل گردیده است که تقابل، یکی از ویژگی های سبکی خاقانی و از مهمترین ابزارهای مضمون سازی اوست. نگارندگان، با مطالعه ی 400 بیت و بررسی تقابل های موجود، دریافته اند که در این 400 نمونه، 185 بیت دارای تقابل اند و با دسته بندی آن ها به نتایج زیر رسیده اند: انواع تقابل ها درشعرخاقانی؛ تقابل های لفظی یا واژگانی 89 مورد، تقابل های تلمیحی 34 مورد، تقابل های مفهومی30 مورد، تقابل های دستوری12 مورد، تقابل های عددی11 مورد و تقابل های حروفی 6 مورد 1. توجّه به این نکته می تواند در گشودن گره های ناگشوده و در یافتن دشواری های سخن سراینده ی شروانی، سودمند واقع شود. دراین مقاله ، ابتدا نظری اجمالی به ساختگرایی و ساختگرایان به ویژه فردینان دو سوسور شده و سپس تقابل های موجود در شعر خاقانی مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته است.
۴۴۷۱۰.

مرثیه زیدری نسوی درباری یا شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۸۸
نفثه المصدور، یکی از برجسته ترین متون نثر فنی مصنوع است که در نیمهاول قرن هفتم، به قلم توانای زیدری نسوی به نگارش درمی-آید. نویسنده این اثر بی همتا، در اثنای شرح وقایع سال های هجوم تاتار، با رسیدن به واقعه مرگ سلطان جلال الدین خوارزمشاه، قلمش را در رثای او به مرثیه سرایی وادار می کند؛ اما برخلاف تعریف مرثیه درباری، مرثیه زیدری نسوی هم چون مراثی شخصی از بعد عاطفی و احساسی قوی برخوردار است. از این رو، این پژوهش، با در نظر داشتن مرثیه سرایی به عنوان یکی از بازنمودهای واکنش های درونی در زمان سوگواری، در پی دریافت انگیزه نویسنده از نگارش این مرثیه، با شیوه ای تحلیلی – توصیفی و بهره گیری از نظریه سوگ این مرثیه را بررسی می کند. نظریه سوگ، نتیجه توجه روان شناسان به پیامدهای روانی – رفتاری داغدیدگان در مواجهه با ماتم عزیزان است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که این مرثیه، با نمودهای نظریه سوگ و مراحل آن انطباق زیادی دارد. این نتیجه، خود بیانگر این است که زیدری نسوی، با تاثیرپذیری از علاقه خود به سلطان جلال الدین خوارزمشاه، تألمات روحی خود را در واکنش به مرگ او در قالب مرثیه ای شخصی نشان می دهد.
۴۴۷۱۱.

بررسی مؤلفه های رشد اخلاقی کودک در داستان های احمدرضا احمدی (با رویکرد به نظریه یادگیری اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۱۰
احمدرضا احمدی چهره ای شاخص در گستره شعر موج نو و شعر حجم است؛ اما با وجود آثار برجسته در عرصه ادبیات کودک معاصر، به این بخش از ظرفیت های ادبی وی، آن طور که باید پرداخته نشده است. او در داستان های خود به مسائل گوناگون تعلیمی و اخلاق بنیاد اشاره کرده و برای بازنمایی این موضوعات به طور مطلوب از تکنیک های متنوع بهره برده که تأکید بر یادگیری محیطی و اجتماعی کودک از آن جمله است. در این پژوهش، با استناد به منابع کتابخانه ای، روش توصیفی تحلیلی و مبانی نظریه یادگیری اجتماعی، این تکنیک ها در داستان های منتخب احمدرضا احمدی بررسی و تحلیل شده است. نتایج بیانگر آن است که نویسنده با کاربست مؤلفه هایی مانند «سرمشق دهی و معرفی الگوی عملی»، «مقابله شخصی کودک با موقعیت های اخلاقی/ غیراخلاقی»، «تقویت و تثبیت رفتار اخلاقی» و «به کارگیری بازی وانمودی»، مجموعه ای متنوع از مسائل اخلاقی و تعلیمی مانند تعاون و کمک به یکدیگر، احترام به حیوانات، صلح جویی، محبت ورزیدن به همنوع، هویّت جویی و بازگشت به خویشتن واقعی را برای مخاطبان کودک خود، ترسیم و بازگویی کرده است. در این بین، آموزه تعلیمی احترام به حیوانات بارها در داستان های مختلف تکرار شده است که بیانگر دغدغه اصلی نویسنده برای فرهنگ سازی در این موضوع است. احمدی در بازنمایی رویکردهای تعلیمی خود بر اثرگذاری محیط اطراف بر فرایند رشد و فردیّت اخلاقی و شخصیتی کودکان تأکید کرده و نقش عوامل بیرونی را در جهت گیری سویه های تربیتی این گروه سنی برجسته کرده است.        
۴۴۷۱۲.

Le voyage au bout de la nuit de Céline : Application de la théorie de la métaphore conceptuelle (TMC) de Johnson et Lakoff(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۳۸۵
Ce parcours analytique propose d’analyser Voyage au bout de la nuit de Céline, par la théorie contemporaine de la métaphore (TMC) de Lakoff et Johnson. Etant le reflet des thèmes universels comme la guerre et le désastre de l’homme moderne, l’œuvre de Céline a fait couler beaucoup d’encre en France et dans les milieux anglophones. Parler des métaphores du roman d’un écrivain connu pour son style argot, imitant la langue parlée, serait dans un premier temps incompatible, mais en y regardant du près, l’incompatible devient complétif. Dans cet article, TMC jette la lumière sur LE VOYAGE et LA VIE célinienne. Ce présent article, est une tentation à répondre à cette question : est ce que LA VIE EST UN VOYAGE de Céline touche les mêmes sphères métaphoriques, présentés dans les romans de voyage classique ? Si non quel sont les points de divergences métaphoriques qui différentie l’œuvre de Céline ?
۴۴۷۱۳.

نقد اسطوره ای مناقب العارفین با تکیه بر نظریه میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۷۲
مناقب العارفین تألیف شمس الدین احمد افلاکی در شرح احوال خاندان مولوی و مشایخ طریقت مولویه نوشته شده و افلاکی در این کتاب شخصیتی اسطوره ای و فراواقعی از پیشینیان و معاصران ترسیم کرده است. بسیاری از مسائل عرفانی مناقب العارفین با مفاهیم اساطیری منطبق است و باورهای اساطیری در شکل گیری مطالب این تذکره عرفانی نقش دارد. در این پژوهش به این سؤال پاسخ داده می شود که مضامین عرفانی مناقب العارفین در کدام مؤلفه ها با مبانی اسطوره ای الیاده تناسب دارند. در این جستار، مناقب العارفین به شیوه توصیفی تحلیلی و با رویکرد اسطوره شناختی براساس دیدگاه الیاده تحلیل شده است تا میزان انطباق عرفان و اسطوره تشریح شود. نتایج بحث نشان می دهد که در این اثر، قهرمان مطابق کهن الگوها، از قبل به عنوان منجی تعیین شده است. در چرخه زندگی مولوی می توان به ترتیب مراحل شست وشو، تجدید حیات و تجلی را به وضوح مشاهده کرد؛ او آیین شست وشوی مقدس را پیش از ورود به ساحت ناخودآگاه خود انجام می دهد و خود را برای پیوستن به ساختار قداست آماده می کند و در سفر درونی خود از مقتضیات بشری فراتر می رود و به رؤیت حق تعالی، فرشتگان، پیامبران و ارواح نایل می شود. همچنین، در مناقب العارفین، بام مدرسه و خزینه حمام به منزله الگوی مثالی مرکز جهان است که ناسوت و لاهوت به هم پیوند می یابد.
۴۴۷۱۴.

بررسی و تحلیل رمان «رهش» با توجه به دیدگاه آلن دوباتن (اضطراب موقعیت)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۵۹۱
ادبیات داستانی و رمان با توجه به اقتضائات زندگی در عصر جدید سعی می کند همپای نظریه های فلسفی، روان شناسی و جامعه شناسی تصویری روشن از دنیای مدرن عرضه و مسائل حاصل تجربه زیسته انسانی را با همه لوازم و لواحق آن تصویرسازی و تبیین کند. در این میان برخی از رمان ها به دلیل قرابت نویسندگان با نظریه های جامعه شناختی و فلسفی و میدان تولید متن در دوره ای خاص، نُماینده و تصویرگر علل و عوامل رنج های بشری و اضطراب های وجودی و موقعیتی هستند. رضا امیرخانی یکی از این نویسندگان معاصر است که تقریباً در تمام آثار داستانی اش (از ارمیا تا ره ش) از وضعیت و موقعیت ناهنجار انسان مدرن سخن می گوید. او در مجموعه داستان ها به ویژه «ره ش» یکی از مهم ترین عواطف بشری یعنی اضطراب آن هم نوع خاصی از آن به نام «اضطراب موقعیت» را در چهره شخصیت هایی همچون علا، فرازنده و... به صورت روشن و پررنگ بازنمایی کرده است. با عنایت به اهمیت مسأله «اضطراب موقعیت» به عنوان یکی از مضامین پررنگ آخرین رمان امیرخانی و مسأله شهر و شهرسازی به مثابه بستر و مجرای این نوع از اضطراب، خوانش و نقد این رمان از این منظر اهمیت دارد. در این مقاله، نویسنده با روش تحلیلی- انتقادی و با توجه به مبانی و چارچوب «اضطراب موقعیت» از دید «آلن دو باتن» و مجموعه اضطراب های بشری از دید «پل تیلیش»، رمان «ره ش» را به عنوان یکی از رمان های پرمخاطب ایرانی تحلیل و نقد می کند. تحلیل حاضر نشان می دهد این رمان نمود و نماد کامل اضطرابِ موقعیت انسان ایرانی معاصر است و با توجه به علل و عواملی که «دوباتن» به عنوان علت العلل اضطراب های بشری یاد می کند؛ قابل تأمل و تحلیل است.
۴۴۷۱۵.

تحلیل استعاری- ساختاری غزلی ازبیدل دهلوی (برپایه معنی شناسی شناختی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۳۲۹
استعاره های شناختی در انتقال معنی و حسی کردن مفاهیم انتزاعی، در فرایند تکلم انسان نقش مهمی را ایفا می کنند.آدمی برای اندیشیدن و سخن گفتن به ناگزیر از استعاره بهره می گیرد، به ویژه آنگاه که موضوع فکری او مسائل عمیق عرفانی، فلسفی، دینی ، ادبی و نظایر آن باشد. این استعاره ها که ظاهرا برای نخستین بار از سوی لیکاف و جانسون درکتاب معروف "استعاره هایی که با آنها زندگی می کنیم" مطرح شده اند، در قالب های گوناگونی از جمله "ساختار رویداد"، "جهت گیرانه"، "تشخیص" ساختاربندی می شوند و هر کدام به نوعی بخشی از دانش زبانی را مفهوم سازی و قابل درک می نمایند. بیدل دهلوی ازجمله شاعرانی است که از طرفی زبان شعری او به پیچیدگی در حوزه لفظ و معنا مشهور است و ازدیگر سوی شاعری اندیشمند، پر مغز و معنی آفرین است. به همین جهت ورود به دنیای شعر و اندیشه او برای بسیاری سخت و دشوار می نماید. لذا برای ورود به ساحت های فکری و شناخت ترفندهای زبانی او، به کارگیری ابزارهای شناختی از جمله تحلیل استعاری اشعار او، ضروری به نظر می رسد. مقاله حاضر با استفاده از مبانی معنی شناسی شناختی به تحلیل استعاره های موجود در غزلی از بیدل دهلوی با مطلع «به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا» می پردازد و نشان می دهد که غزل بیدل علاوه بر دارا بودن وحدت افقی از وحدت عمودی نیز برخوردار است و این شیوه در تحلیل اشعار او راه کار مناسبی تشخیص داده شد.
۴۴۷۱۶.

بررسی و تحلیل هویت انسان در سروده های سپیده کاشانی و قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۷۰۷
انسان با توجه به شرایط زیستی و تاثیرپذیری اش از محیط و روی داده های سخت زندگی اجتماعی، به هویت خود شکل می دهد. این هویت زاده  فردیت یافتگی و تقابل درون و بیرون اوست. تقابلی که در ازل از ناسازی خاک وجود او و روح الهی، به وجود آمده و خود ایجادگر تقابل های دیگر شده است، بنابراین انسان با گرایش به هر یک از این دو عنصر، سرنوشت خویش و سعادت و شقاوت خود را رقم می زند. او در مواجهه با بلایای سخت، بیش از شرایط عادی، ویژگی های ذاتی و اکتسابی را بروز می دهد. یکی از این رویدادهای تعیین کننده، جنگ است که بر انسان تحمیل می شود و او را بر سر دوراهی مقاومت یا تسلیم قرار می دهد تا فضیلت و یا رذیلت هایش را به نمایش بگذارد. در این مقاله برسر آنیم بدانیم که آدم ها، در جریان جنگ، از دید سپیده کاشانی و قیصر امین پور، چه ویژگی هایی دارند و چگونه می توانند با این خصوصیات، ذات الهی و پنهان خویش را آشکار کنند. داده های این مقاله با بهره گیری از شیوه  کتابخانه ای فراهم آمده و با روشی کیفی، توصیف و تحلیل شده است. مهم ترین دستاورد این پژوهش این است که در آغاز جنگ ذات الوهی انسان ها همواره شیطان را محروم می کند ولی با پایان یافتن جنگ، به تدریج شیطان راه نفوذ در آنان را می یابد.
۴۴۷۱۷.

Les stratégies autofictionnelles dans W ou le souvenir d’enfance de George Perec et Dora Bruder de Patrick Modiano(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۳۶۳
Depuis Jean-Jacques Rousseau, de nombreux auteurs ont tenté de retracer les événements de leur vie individuelle, en donnant naissance à l'autobiographie. L’écrivain de l'autobiographie cherche également à y recomposer la vérité et l'unité de son "je". La littérature du XXᵉ siècle témoigne de la création d'une série d'autobiographies modifiés ou transgressives sous le nom d’« autofictions ». Malgré les efforts de l’institutionnalisation de ce nouveau genre littéraire depuis 2003, son sens reste encore aujourd’hui sujet à controverse. Un terme souvent employé dans les médias, mais rarement défini, l'autofiction a de multiples définitions. Parmi les écrivains contemporains, Patrick Modiano et George Perec mettent à l'épreuve ce genre littéraire dans leurs œuvres. Toute l'œuvre de Modiano est une incarnation de divers souvenirs, en vue d'une quête d'identité. George Perec écrivain français et membre de l'Oulipo, possède également une écriture dotée d'interactions issues de diverses configurations scientifiques. Dans cette étude, notre objectif est d'examiner ce nouveau genre littéraire d’une manière comparative dans les deux œuvres romanesques, Dora Bruder de Patrick Modiano et W ou le souvenir d’enfance de George Perec pour répondre à cette question principale qui consiste à savoir quelles sont les stratégies autofictionnelles mises en œuvres dans ces deux œuvres et comment elles sont employées pour exprimer le thème de la recherche d'identité par ces deux écrivains cités.
۴۴۷۱۸.

بررسی تطبیقی میراث مشترک ایران و هند در عصر ساسانیان از افسانه تا تاریخ؛ به روایت شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۹۴
دو تمدن کهن ایران و هند، به دلیل روابط دیرینه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، شناختی نسبی از هویت یکدیگر داشته اند که در طول زمان صیقل خورده، تکمیل و گاهی نمادین شده است. بی گمان، برای شناخت تاریخ ایران و هند عصر باستان و چگونگی روابط این دو ملت، ناگزیر از دریافتن تصویر تاریخی هند در فرهنگ ایران هستیم. بررسی اسطوره، حماسه و شعر، ما را در رسیدن به واقعیت های تاریخی یاری می رساند. شاهنامه این قابلیت را دارد که بیان کننده تاریخ و فرهنگ ایران و هند باشد. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به این پرسش اصلی پاسخ دهیم که اصولاً فردوسی در شاهنامه تا چه حد از منابع تاریخی و متون پهلوی تبعیت کرده است. نوشتار نشان می دهد که فردوسی از منابعی که در دست داشته تبعیت کرده و در قسمت های مربوط به عصر ساسانیان با کارنامه اردشیر بابکان ، یادگار زریران و خدای نامک اختلاف مهمی ندارد.
۴۴۷۱۹.

کهن الگوی مرگ و تولد دوباره در شعر خیام و عبدالوهاب البیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۶۵۷
پژوهش حاضر با تأکید بر اهمّیّت مطالعات بینارشته ای در تحقّق اهداف ادبیّات تطبیقی براساس مکتب امریکایی و با تکیه بر کهن الگوی مرگ و تولّد دوباره، به روش توصیفی - تحلیلی و شیوه استقرائی، ظرفیت های نظریّه ناخودآگاهی جمعی و کهن الگوهای یونگ را در تحلیل چرایی و چگونگی تشابهات ادبی میان ادبیّات ایران و عرب و به طور خاص در شعر خیّام و بیاتی واکاوی و از لایه های ژرف و مشترک کهن الگویی این دو متن، پرده برداشته است تا ضمن تأکید بر رابطه میان ادبیّات و روان شناسی، برکارکرد کهن الگوها در آفرینش آثار ادبی برتر ملل مختلف جهان صحه بگذارد و از همه مهم تر، نقش کهن الگو ها در تبیین تشابهات ادبی میان ادبیّات ایران و عرب را نشان دهد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که هردو متن، از شالوده های ژرف و مشترک کهن الگوی مرگ و تولّد دوباره برخوردارند که همین عامل، باعث تشابهات ادبی گسترده و نزدیکی متون پیش گفته شده؛ امّا تفاوت های جزئی نیز در نحوه تجلّی این کهن الگو در این میان دیده می شود؛ بدین صورت که در شعر بیاتی، کهن الگوی مرگ و تولّد دوباره، بیشتر در قالب اسطوره سومری ایشتار و تموز، اسطوره مصری ایزیس و اوزیریس و در نماد برساخته عایشه تجلّی می یابد؛ ولی در شعر خیّام، به طور عمده در تبدیل شدن آدمی به خاک و دگردیسی آن به سبزه و گیاه و سبو، نمود یافته است.
۴۴۷۲۰.

کاربرد لُغز و معمّا در شعر مجد همگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۳۴۲
لُغز، چیستان و معمّا از دیرباز مورد توجّه غالب گویندگان فارسی زبان بوده اند؛ یکی از شاعرانی که توجّه خاصّی به این امر داشته و به قولی، از نخستین کسانی بوده است که با جدّیّت آن را دنبال کرده، مجد همگر (686-607 ﻫ.. ق.) است. وی نمونه های قابل توجّهی از لغز و چیستان و معمّا را در قالب ها و اوزان مختلف شعری سروده و با به کار بردن انواع صناعات ادبی و برخی از شگردهای معمّاپردازی و... ، نوآوری هایی عرضه داشته که باعث شده است به عنوان طلایه دار معمّاسرایان بعد از خود شناخته شود. از نوآوری های او، می توان به معمّاهایی که با لغز تلفیق شده اند، اشاره کرد. در هیچ یک از تاریخ واژه ها (مادّه تاریخ ها)ی وی، مادّه تاریخ معمّایی مشاهده نمی شود. این امر بیانگر آن است که در قرن هفتم، سرودن مادّه تاریخ معمّایی، آنگونه که در قرون بعد توجّه برخی از شاعران را به خود معطوف داشته، رایج نبوده است. جستار حاضر به بررسی محتوا و ساختار لغز، چیستان و معمّا در اشعار مجد همگر اختصاص دارد که در آن، ابتدا مباحثی درباره سیر لغز و معمّا و بیان پیشینه آنها در شعر فارسی مطرح گردیده، آنگاه با روش تحلیلی - توصیفی کاربرد این دو مقوله ادبی، همچنین شگردها و شیوه های شاعر در سرودن لغز و معمّا در شعر وی بررسی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان