با بررسی آثار گورکی و آل احمد عناصر و خصوصیات مشابهی به دست می آید که جزو ویژگی های اصلی آثار این دو نویسنده به شمار می رود. یکی از مهم ترین عناصر قرابت در داستان های گورکی و آل احمد، جهت گیری اجتماعی آن ها است. در داستان های هر دو نویسنده به معضلات اجتماعی از قبیل بی عدالتی، فقر، گرسنگی و بی سوادی پرداخته شده است. آن ها این مشکلات را بررسی و نقد کرده اند و عواقب ناگوار چنین مسائلی را یادآور شده اند. هر دو نویسنده کوشیده اند در آثارشان بی عدالتی را منعکس کنند و همچنین تصاویری از زندگی محرومان و ستم دیدگان را ترسیم نمایند. علاوه بر موضوع بی عدالتی اجتماعی که در داستان های هر دو نویسنده مشترک است گورکی و آل احمد تمهیدات ادبی مشابهی در خلق آثارشان به کار برده اند. یکی از بهترین نمونه های مشابهت میان قهرمان های این دو نویسنده را می توان در مجموعه داستان «از رنجی که می بریم» اثر آل احمد یافت. البته در دیگر آثار گورکی و آل احمد هم عناصری برای تطبیق وجود دارد، اما در این مجموعه داستان، فضای داستان ها، موضوع اثر، تمهیدات به کار رفته و شخصیت های داستانی آل احمد، تا حدود زیادی به فضا، موضوع، تمهیدات ادبی و قهرمان های گورکی شباهت دارد و قرابت های بسیاری بین آن ها می توان یافت
رمان نو که در فرانسه با آثاری از «ساروت» و «رب گریه» آغاز شده بود، چند دهه بعد توانست با رمان شازده احتجاب گلشیری به عنوان گونه ای از رمان وارد ایران شود. گلشیری توانست با به کارگیری خلاقانه عناصر رمان نو به خوبی از عهده این نوع برآید؛ به گونه ای که هم اثرش تقلید صرف نیست و هم از ویژگی های رمان نو خارج نشده است. گرچه امروزه رمان نو حضور چشمگیری ندارد اما عناصر باقی مانده از آن در رمان ها مشهود است؛ لذا پرداختن به این نوع و عناصر آن ضروری به نظر می رسد. با توجه به اهمیّت رمان شازده احتجاب به عنوان آغاز رمان نو فارسی و تأثیراتی که در تحول رمان نویسی ایران داشته است، در این مقاله به بررسی یکی از عناصر رمان نو یعنی «مرگ شخصیّت» یا «رد شخصیّت» که در شازده احتجاب نمود برجسته تری دارد پرداخته ایم. از این رو در این پژوهش ابتدا ویژگی های رمان نو را گفته ایم و خلاصه ای از شازده احتجاب آورده و سپس به بررسی مرگ شخصیّت های این رمان پرداخته و نشان داده ایم که مراد از مرگ شخصیّت، خالی بودن آن از افراد انسانی نیست، بلکه حضوری آمیخته با خاطره، تلفیقی و سایه وار است که خواننده با تخیّل و ذوق ادبی خود در ساخت آن مشارکت می کند. گلشیری بدون دور شدن از هویت ایرانی، عناصر رمان نو و رد شخصیت را به بهترین شکل به کار گرفته و در این باره از رمان های نو غربی کم ندارد.
یکی از بن مایه های داستان های حماسی و اساطیری، مداخله قوای فراطبیعی در قالب امدادهای غیبی در حمایت از قهرمان است. در اساطیر، ناتوانی قهرمان با نیروهای پشتیبان یا فراطبیعی جبران می شود. قهرمان اساطیری با نیایش و مددخواستن از خداوند، به نبرد با ضدقهرمان، دیو و اژدها می پردازد و با بهره مندی از امدادهای غیبی بر تمامی دشمنانش پیروز می شود. قهرمان حماسه پیوند محکمی با نیروهای غیبی و فراطبیعی دارد که اغلب به-صورت ارتباط با خدایان و پیشگویی سرنوشت او صورت می گیرد. پیشگویی ها معمولاً با دیدن رؤیا، شنیدن آوای سروش، پیشگویی منجّمان، پیران، جنّیان و سیمرغ اتفاق می افتد و ارتباط قهرمان با خداوند و بهره مندی او از حمایت خدایان گاهی مستقیماً صورت می گیرد. اشیای جادویی، رزم افزارهای آیینی و ویژه اژدهاکشی مانند گرز گاوسر و رزم افزارهایی که از نیاکان پهلوان به یادگار مانده اند، گوهر بازوبند، حیوانات واقعی و اساطیری، موجودات فراطبیعی چون پری و دیو و قوای طبیعی ای چون باد به یاری قهرمان می آیند. در این نوشتار سعی شده با مراجعه به طومار نقالی هفت لشکر، قوای فراطبیعی که از قهرمان حمایت و او را یاری می کنند، به شیوه تحلیلی- توصیفی بررسی شوند.