ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۹۴۱ تا ۱۸٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۸۹۴۱.

نقد کهن الگویی شعر «قصه شهر سنگستان» مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نظم
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی نقد کهن الگویی
تعداد بازدید : ۶۴۸۱ تعداد دانلود : ۲۶۷۷
«نقد کهن الگویی» یکی از رویکردهای اصلی نقد ادبی معاصر است که به کشف ماهیت و ویژگی اسطوره ها و کهن الگوها و نقش آنها در ادبیات می پردازد. در این مقاله «قصه شهر سنگستان» از دیدگاه نقد کهن الگویی، بررسی و براساس کهن الگوهای قهرمان، مرگ و تولد دوباره، پیر دانا، سایه و خویشتن، و نمادهای کهن الگویی درخت، کوه، درّه، غار، چشمه، چاه و عدد هفت، تحلیل شده است. اساس کهن الگویی این شعر بر اسطوره «قهرمان ـ منجی» شکل گرفته و بقیه کهن الگوها و نمادها در ارتباط با آن معنا یافته اند. از میان مراحل سه گانه تحول و رستگاری، رفتار قهرمان (شاهزاده) با مرحله دوم که «پاگشایی» نام دارد و دارای سه مرحله (حرکت و جدایی، تغییر و بازگشت) است، تطبیق داده شده است.
۱۸۹۴۲.

اندیشه ی آرمانشهری و شکست یا پیروزی در رخنه کردن به جهان فراواقعی (جستاری در جهان آرمانی آفریده شده در دو شعر «مانلی» و «رکسانا»)(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۸۹۴۴.

مقایسه و تحلیل ساختار روزنامه های ملانصرالدین و صوراسرافیل(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۸۹۴۵.

پیوند های میان استعاره و ایدئولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۲۹
یکی از مسائلی که تحلیل گفتمان انتقادی در پی آن است افزایش آگاهی مخاطبین از رابطه میان زبان و ایدئولوژی است. گفتمانی که توسط اعضای یک نهاد اجتماعی استفاده می شود تمایل دارد ایدئولوژی محور باشد. پس تحلیل گر انتقادی در پی آن است تا رد پای این ایدئولوژی را نشان دهد و با استفاده از ابزارهای زبانی، اساس ایدئولوژیک گفتمان را منعکس کند. از آنجایی که استعاره در زبان رخ می دهد می تواند ابزاری مناسب در جهت شناخت ایدئولوژی باشد. انتخاب استعاره های متفاوت در یک متن توسط کاربران زبان می تواند نشان دهندة ایدئولوژی غالب کاربران باشد و در عین حال ایدئولوژی های متفاوت در جهت نهادینه کردن باورهای بنیادینشان می توانند دست به تولید استعاره های متفاوت بزنند و از الگوهای مفهومی خاصی جهت پرورش و تولید عبارات زبانی استعاری و یا همان زبان استعاری استفاده کنند. در این مقاله، نظریه استعاره مفهومی و نظریه ایدئولوژی تئون وندایک به عنوان تعاریف پایه و اساسی مد نظر قرار می گیرد و کارکردهای استعاره در دستگاه ایدئولوژی و همچنین نقش استعاره در بافت اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.
۱۸۹۴۶.

روایت گردانی در قصه های عامیانه و داستانهای نوین فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر رمان و رمان نو
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر داستان و داستان کوتاه
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
تعداد بازدید : ۳۸۶۵ تعداد دانلود : ۱۷۲۷
برای «روایت پژوهیِ درزمانی» عرصه های گوناگونی را می توان متصور شد که گونه شناسیِ روایت در دوره های تاریخی مختلف یکی از آنهاست، و جستن پیشینه ی فنون داستان پردازیِ نوین در قصه های عامیانه ی بومی یکی دیگر. در همین راستا و با این گمان که حتا در صورت تغییر کارکرد یا چه بسا نقش باختگیِ کاملِ روایت نماهای شفاهی، باید آثاری از آنها در رمان و داستان کوتاه فارسی به جا مانده باشد، نگارنده ی مقاله ی حاضر بر آن بوده تا پس از معرفیِ نمونه ی ظریفی از این قالب های کلامیِ خاصِ روایت در پیکره ای مشتمل بر دویست و هفتاد قصه ی عامیانه که دست کم هفتاد سال از گردآوری و ثبت هرکدام می گذرد، روند زوال یا صرفاً تحول نقشی این قالب ها را در ادبیات داستانی ایران پی بگیرد. (حوزه های درخور روایت پژوهیِ تطبیقی میان قصه های عامیانه و داستان های نوین فارسی، دامنه ای چنان گسترده و بکر را می پوشاند که حتا ترسیم حدود آن از حوصله ی این جستار بیرون است. پس جای شگفتی نخواهد بود اگر آنچه در پی می آید صرفاً حاصل بررسیِ مقابله ایِ ساز وکارِ روایتگردانی میان صحنه های موازی یا متناوب در دویست وهفتاد قصه ی عامیانه ی ایرانی و پیکره ای شاملِ بیش از سیصد داستان معاصر فارسی باشد.)
۱۸۹۴۷.

در ترجمه ناپذیری شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه حافظ پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
تعداد بازدید : ۵۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۲۶۹
از گذشته های دور، دو نظریه متضاد درباره ترجمه شعر وجود داشته است. گروهی، مانند دانته و درایدن و ولتر، بر این عقیده بودند که شعر هرگز ترجمه پذیر نیست؛ و در مقابل، گروه دیگری، از جمله هوراس و پوپ و بِن جانسن، شعر راترجمه پذیر می دانستند و در ترجمه آن می کوشیدند. اهمیت مقاله حاضر در این است که به طور ویژه به ترجمه شعر کلاسیک فارسی می پردازد و به قلم یکی از اساتید و مترجمان برجسته ادبیات کلاسیک فارسی است. دیک دیویس به طور کلی شعر را ترجمه ناپذیر نمی داند، بلکه معتقد است که شعر برخی شعرا ترجمه پذیر نیست و این شاعران همان ها هستند که هویت یک ملت را در آثار خود تلخیص می کنند. مقاله «در ترجمه ناپذیری شعر حافظ» در سال 2004 در نشریه نیوانگلند ریویو (Dick Davis (2004). “On Not Translating Hafez”. The New England Review. Vol. 25, No. 1&2)منتشر شده و ترجمه فارسی آن اکنون با اجازه نویسنده در ویژه نامه ادبیات تطبیقی منتشر می شود. دیویس شاعری توانا و از اساتید برجسته شعر فارسیِ سده های میانه است. او که به تازگی از کار تدریس در دانشگاه بازنشسته شده، کارنامه ادبی پرباری دارد. ترجمه شاهنامه فردوسی، منطق الطیرِ عطار، ویس و رامینِ فخرالدین اسعد گرگانی و دایی جان ناپلئونِ ایرج پزشکزاد چند نمونه از آثار اوست و ترجمه فیتس جرالد از رباعیات خیام با ویرایش دیویس به چندین چاپ رسیده است. در خانه و دور از خانه (At Home and Far From Home: Poems on Iran and Persian Culture. Washington DC.: Mage Publishers, 2009) مجموعه اشعار دیویس درباره ایران و فرهنگ ایرانی است. او به تازگی مجموعه ای شامل ترجمه 175 شعر از حافظ، جهان ملک خاتون و عبید زاکانی را با عنوان چهره های عشق: حافظ و شاعران شیراز (Faces of Love: Hafez and the Poets of Shiraz. Washington DC.: Mage Publishers, 2012) به چاپ سپرده است. (م. ح. و ب. م).
۱۸۹۴۸.

هر ترجمه ای با ترجمه دیگر متفاوت است(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۵ تعداد دانلود : ۸۵۴
مناسبت گفت وگو با سوزان جیل لوین انتشار کتاب معروف او در حوزه ترجمه است: کاتب خرابکار: ترجمه داستان های امریکای لاتین. لوین در این گفت وگو تجربیات خود را در زمینه ترجمه ادبیات امریکای لاتین با مخاطبان در میان می گذارد. اهمیت این گفت وگو در نظریات لوین درباره مسائل کنونی ترجمه ادبی و برخوردش با این مسائل با استناد به نمونه هایی از ترجمه های خویش است. او به چالش های خود در ترجمه و دیدگاه هایش درباره متن اصلی و متن ترجمه شده، نگاه به فرهنگ مقصد در ترجمه، و همکاری خلاق نویسنده و مترجم می پردازد. به عقیده لوین، ترجمه ادبی عملی خرابکارانه است و مترجم ادبی نقش «کاتب خرابکار» را به عهده دارد. مترجم می تواند فرم متن اصلی را با خلاقیت خود تغییر دهد، ولی معنی آن را باید در فرم دیگری حفظ کند. سوزان جیل لوین مترجم آثار بسیاری از نویسندگان برجسته امریکای لاتین از جمله خولیو کورتاسار، کابررا اینفانته، خورخه لوئیس بورخس، و مانوئل پوئیگ است.
۱۸۹۵۰.

نقدی بر مقالة «محوریت قهرمانان زن در قصه های عامیانه»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد فمنیستی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه زنان و ادبیات
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد تحقیقات ادبی
تعداد بازدید : ۲۶۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۴۷
در مقاله محوریت قهرمانان زن در قصه های عامیانه که در شماره یازدهم و دوازدهم فصلنامه نقد ادبی منتشر شده است، نکته هایی به اشتباه درباره کتاب طبقه بندی قصه های ایرانی نوشته آقای اولریش مارزلف آمده است. در این نقد تلاش شده که محققان و قصه شناسان به تفاوت دسته بندی های رایج قصه توجه کنند. چنانکه دو نوع اصلی برای طبقه بندی قصه ها در جهان وجود دارد، یکی بر اساس موضوع و درونمایه های قصه ها که بر مبنای فهرست موضوعی معروف آرنه- تامسون صورت می گیرد و دیگر بر اساس روشهای ساختارگرایانه و فرمالیستی که معروفترین آنها روش ولادیمیر پراپ در طبقه بندی قصه های پریان روسی است و به ریخت شناسی موسوم است. در این مقاله به اشتباه گفته شده که مارزلف در تنظیم و طبقه بندی قصه های ایرانی از روش و الگوهای ریخت شناسانه پراپ استفاده کرده است در صورتی که مارزلف کتاب خویش را بر مبنای دسته بندی موضوعی آرنه- تامسون تالیف نموده است.
۱۸۹۵۱.

نقد بلاغی ابیاتی از شاهنامه ی فردوسی از دیدگاه علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۹۳۷
مبنای علم معانی تناسب سخن با مقتضای اوضاع و احوال است، مواد علم معانی ساختار های نحوی است و منابع این علم در هر زبانی شاهکار های ادبی آن زبان می باشد. شاهنامه ی فردوسی یکی از مهم ترین شاهکار های ادبیات فارسی است که بررسی آن بر مبنای علم معانی برای کشف بخشی از اسرار بلاغی مختص زبان فارسی موضوع پژوهش حاضر است. در این بررسی، مسأله این است که برای کشف و توصیف اصول و معیارهای زیبایی شاهکارهای زبان و ادبیات فارسی از دیدگاه بلاغت، لازم است این متون به شیوه ی استقرایی مطالعه شوند. در این مطالعه، نظریه ی مهم و اساسی عبدالقاهر جرجانی (متوفی 471ه.ق)- که او را بزرگ ترین نظریه پرداز بلاغت در ایران و اسلام می دانند- مورد توجه است. عبدالقاهر بلاغت و تأثیر را منحصر در حوزه ی ساختارهای نحوی زبان می داند و آن را علم معانی النحو می خواند. نگارنده با توجه به نظر این دانشمند و برخی از شاخه های زبان شناسی مانند: تحلیل گفتمان، کاربردشناسی، نظریه ی گرایس، نظریه ی هلیدی و برخی از مکاتب ادبی مانند فرمالیسم در پی اثبات این نکته بوده است که: با استقصا در متن شاهنامه ی فردوسی می توان دریافت که بسیـاری از زیبایی های این کتاب در گرو شگردهای نحوی آن است که در حوزه ی علم معانی باید از آن ها بحث شود؛ شگردهایی مانند: «واو مقابله»، «واو فوریت»، «معنی ضمنی ایجاز، اطناب و اغراق»، «انسجام»، «گفتگو» و «لحن». نتیجه ی به دست آمده از پژوهش این است که برای تفسیر متون ادبی زبان فارسی از دیدگاه علم معانی، نمی توان به مبانی سنتی این علم اکتفا کرد و لازم است نظریه ی نظم عبدالقاهر جرجانی از شاخ و برگ های زایدی که بعد از او پیدا کرده است پیراسته شود؛ در ضمن برای این کار لازم است از نظرات مطرح در برخی از شاخه های زبان شناسی بهره گرفت. توجه به کاستی های مطالعات بلاغی سنتی در کشف شگردهای بلاغی متون لازم است و باید توجه داشت که مبانی نظری و عملی علم معانی مختص زبان فارسی از راه استقصا در شاهکارهای ادبی این زبان به دست می آید.
۱۸۹۵۲.

بررسی ساختاری داستان بیژن و منیژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲۳ تعداد دانلود : ۲۱۱۵
داستان بیژن و منیژه از جمله داستان های فرعی در طرح اندام وار شاهنامه است که طرح و ساختار ویژه ای دارد. برخی محققان در پی توجیه تاریخی داستان برآمده اند و اصل داستان را مربوط به عصر اشکانی دانسته اند؛ این در حالی است که در این داستان نشانه های اسطوره ای معناداری هست که نمونه های مشابه آن در دیگر متون نیز وجود دارد. مسأله ی اصلی این است که داستان بیژن و منیژه حاوی چه اندیشه ای است که موجب شمول و گستردگی آن گشته است؟ در عین حال، چگونه توانسته در طرح بزرگ شاهنامه جای گیرد؟ تجزیه و تحلیل ساختار داستان بر اساس روش ولادیمیر پراپ نشان می دهد ساختار اصلی داستان مبتنی بر طرح آشناسازی قهرمانی است. تکرار کارکردها و شخصیت های اصلی این داستان در سایر داستان های معروف ایرانی، ساختار بنیادین و غیرتاریخیِ داستان را تأیید می کند. بررسی ژرف ساخت داستان نیز نشان می دهد که ساختار داستان بیژن و منیژه تحت تأثیر آیین های باروری شکل گرفته و اشکال متنوّع آن در دیگر داستان ها نیز وجود دارد. شمول و گستردگی حوزه ی جغرافیایی آن نیز به سبب همین طرح داستانی و ساختار و ژرف ساخت مشترک است.
۱۸۹۵۳.

تاریخ البیهقی والتّغییر الصّوتی والدلالی لمفردات العربیة فیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۴۳
لقد کانت دراسة العلاقات التّاریخیة والثقافیة للغة والآداب القومیة فی علاقاتها باللّغة والآداب عند الشعوب الأخری من القضایا المهمة والمنظورة منذ القدم. إنّ مجالات هذا التأثیر المتبادل یمکن أن تتناسب مع قضایا اجتماعیة وثقافیة ودینیة وأدبیة ولغویة مختلفة. تتناول هذه المقالة المجال اللغوی ولاسیما مجال التعامل بین اللغتین العربیة والفارسیة. إن اللغة العربیة باعتبارها لغة المبدأ (الأصل) جعلت أسالیب اللغة المقصودة أی اللغة الفارسیة ولاسیما فی مجال المفردات تواجه تحولات وأزمات، کما تتناول هذه الدراسة بأسلوب وصفی- تحلیلی وتاریخی التغییرات الصوتیة والدلالیة للمفردات العربیة فی تاریخ البیهقی، وهذا الموضوع یمکن أن یکون مفیداً ونافعاً لبحوث علم اللغة ومقارنتها.
۱۸۹۵۴.

نقد ادبی عربی معاصر وتاثیر پذیری آن از روش های غربی (النقد الأدبی العربی المعاصر وتأثره بالمناهج الغربیة ""دراسة وتحلیل"")(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۸ تعداد دانلود : ۹۹۸
النقد الأدبی من أبرز مظاهر الأدب العربی المعاصر وهذه الظاهرة فی العصر الحدیث تأثر بمباحث النقد الغربی بسبب اتصال العرب بالآداب الغربیة. تأثر النقد العربی عن الغرب بسبب مؤثرات کالنقد المقارن والمدارس النقدیة کمدرسة الدیوان ورجالها. والعرب - رغم هذه التأثیرات التی تعتبر لازما للمجتمع المثقف والنشیط ولابد منها - لم ینس التراث العربی فی هذه التیارات النقدیة، ولم ینفصل عن الأصالة والقدیم تماما. نعالج فی هذا المقال بشکل وصفی ومکتبی المؤثرات الأجنبیة علی النقد الأدبی العربی المعاصر.
۱۸۹۵۵.

بنیادهای اساطیری و حماسی داستان دیوان مازندران در شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
تعداد بازدید : ۳۰۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۸۸
این مقاله به شناسایی بنیادهای اساطیری و حماسی داستان دیوان مازندران در شاهنامه با توجه به پیشینة آنها در متون اوستایی، پهلوی، سغدی و ... می پردازد. نخستین سرچشمه های اساطیری و حماسی دیوان مازندران در متون اوستایی و پهلوی است. در این متون دیوان مازندران در دو ساختار مینوی و انسان گونه ظاهر شده و در برابر اهورامزدا، ایزدان و انسان ها قرارمی گیرند. اما داستانی مستقل در کتاب نهم دینکرد آمده که چارچوب حماسی داستان دیوان مازندران را بوجود آورده است. در این داستان دیوان مازندران انسان هایی غول پیکرند که در برابر فریدون قرارمی گیرند و این روایت به گزارش نخست کوش نامه منتقل می شود. انسان های غول پیکر در گزارش دینکرد و کوش-نامه با گذر از داستان های نریمان و دیوان مغرب، سام و نره دیوان مازندران و رستم نامة سغدی دارای گوهر اهریمنی شده و به دیوانی از تبار اهریمن با نیروهای جادویی و کردارهای فرابشری دگرگون می شوند. در پایان داستان دیوان مازندران پس از اسطوره زدایی به گزارش دوم کوش نامه انتقال می یابد.
۱۸۹۵۶.

نقش ارتباطات انسانی در شکل گیری تراژدی ایرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات و فرهنگ ارتباطات بین فردی
تعداد بازدید : ۲۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۳۲
ارتباطات گسترده در شاهنامه ایجاب می کند از وجوه گوناگون به این ارتباطات نگاه کنیم. تراژدی با توجه به تعریف آنکه مرگ انسان ایده آل و نیک و مثبت داستان است که از بهروزی به تیره روزی می افتد، این سؤال را در ذهن می آورد که ارتباطات انسانی چگونه پیش می رود که مرگ این انسان را موجب می شود. از آنجایی که در سرزمین آرمانی ایران ارتباطات بر مبنای خرد شکل می گیرد پس چگونه است که تراژدی ها به وقوع می پیوندند. در این مقاله با توجه به نظریه های مختلف ارتباطاتی و مولفه های ارتباط انسانی تراژدی ایرج بررسی می شود و به این سؤال پاسخ می دهد که غیر از ارتباطات انسانی چه عوامل دیگری در شکل گیری تراژدی مؤثر هستند. در این مقاله پژوهشگران به این نتیجه دست می یابند که غیر از خرد عوامل دیگری نیز در شکل دهندگی ارتباطات انسانی مؤثر است. عواملی که ارتباط را می تواند به سمت تعاملی یا تقابلی پیش ببرد و پله پله قطعه های یک تراژدی را تکمیل کند. در این نوشتار از روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی و کمی استفاده شده و جامعة آماری، 177 بیت داستان ایرج از شاهنامة جوینی است.
۱۸۹۵۷.

معرّفی آگره/ اکبر آباد بر پایه ی تذکره ها و تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰۹ تعداد دانلود : ۷۸۵
آگره/ اکبرآباد، سومین شهر بزرگ در ایالت اوتار پرادش در کشور هندوستان است. این شهر در کنار رود خانه ی جمنا قرار گرفته است. نام آگره به شکل «آگرهبانا» نخستین بار در کتاب حماسی مهابهاراتا آمده و معنا شناسان آن را پردیس یا بهشت معرّفی کرده اند. آگره در زمان حکومت اکبر شاه، جهان گیر شاه و شاه جهان، اهمّیت زیادی یافت. این شهر، پایتخت حکومت اکبر شاه، پادشاه بزرگ امپراتوری مغولی هند یا گورکانیان بوده و در آن زمان، تبدیل به مرکز هنر، فرهنگ، تجارت و یاد گیری کشور پهناور هندوستان گردیده؛ از این رو در گذشته این شهر را اکبر آباد می نامیدند. مقاله ی حاضر، کوششی است برای شناساندن شهر آگره/ اکبرآباد از نظر تاریخی، سیاسی و فرهنگی به روایت تذکره ها و تاریخ.
۱۸۹۵۸.

ساختار کالج فورت ویلیام و عملکرد آن با رویکرد نثر اردو و زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۱ تعداد دانلود : ۸۴۹
انگلستان برای گستراندن قدرت رو به فزونی اش، در سال 1800م. فورت ویلیام کالج را در شهرکلکته تأسیس کرد. آنان برای افزایش آگاهی افسران شان از فرهنگ و زبان بومیان شبه قارّه ی هند، ناخواسته، به غنای زبان اردو و ژرف پویی اش یاری رساندند و تألیف به زبان اردو بیشتر و بیشتر شد که این رویکرد، هم قلمرو زبان اردو را گسترش داد و هم تألیف هایی در زمینه ی دستور زبان، در پی داشت. پیامد این حرکت، ترجمه ی داستان های فارسی به زبان اردو بود که بیشتر طیف های مردمی را به سوی خود جلب کرد. چنین می نماید که قطع نفوذ زبان فارسی و فرهنگ آن در این پهنه، محور اصلی سیاست سلطه جویان بوده است. اگرچه عمر فورت ویلیام کوتاه بود و عاقبت به دست سران مؤسس خود از صفحه ی تاریخ محو شد، ولی کارنامه ی درخشانی را بر جای گذاشت. در این مقاله سعی شده است انگیزه ی این کار نامه ی درخشان را با توجّه به اساس و اسباب بر کناری فورت ویلیام مورد بررسی قرار دهیم. محوریت این مقاله ادغام بررسی سیاست و اعمال نظر انگلیسی ها؛ تأثیر فارسی و ادبیّاتش در متون تهیّه شده در آنجا و نحوه شکل گیری نثر ادبی اردوست. روش تحقیق، استفاده از متون معتبر اردو و تحلیلی بر محور مقاله می باشد.
۱۸۹۵۹.

هومای ایرانی و سومای هندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۸ تعداد دانلود : ۷۲۳
هومای ایرانی و سومای هندی، از کهن ترین عناصر اسطوره ای مشترک میان تمدن های ایران و هند باستان هستند. هوما یا همان سوما در اساطیر کهن، نام گیاه مقدسی بود که ایرانیان و هندوان از عصاره ی آن شربتی شفابخش می ساختند. در ریگ ودا و اوستا از آن با نیایشی شیوا و پرشور سخن رفته و به دست آوردن عصاره ی این گیاه نیز، جزو نیکوترین کردارها محسوب می شده است؛ اما به تدریج اعتقاد به شفا بخشی و خواص سحرآمیز گیاه هوما (سوما) سبب گسترش نقش آن در میان اقوام هند و ایرانی گردید و تفاوت های قابل ملاحظه ای در ماهیت هوما و سوما پدیدار شد. با توجه به آن که این تحول در ماهیت سومای هندی، بسیار چشمگیرتر از هومای ایرانی است، در این پژوهش که مبتنی بر شیوه ی توصیفی و تحلیلی است، جایگاه سوما در تمدن هند مورد بررسی قرار گرفته است. برای تبیین بهتر این مسأله، در ابتدا هوما به اختصار در تمدن ایرانی معرفی شده و سپس به جلوه های گوناگون سوما در تمدن کهن هند پرداخته شده است. نتیجه ی این بررسی ضمن آن که از وجود اشتراکاتی در بین سومای هندوان و هومای ایرانی حکایت دارد، بیانگر این نکته است که تغییرات ماهیتی اسطوره ی سوما، بسیار بیش تر از هوما بوده و سومای هندی به تدریج دچار استحاله شده و در نقش یک ایزد، مرد و حتی ماه آسمانی پدیدار شده و تفاوت های قابل ملاحظه ای با هومای ایرانی یافته و شکل اساطیری تری پیدا کرده است.
۱۸۹۶۰.

استعاره و پیرنگ در اندیشه پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۰۸
دو اثر بزرگ ریکور یعنی استعاره زنده و زمان و گزارش را دو اثر دوقلو و همسان به حساب می آورند؛ این همسانی را باید در کارکرد یکسانی دانست که ریکور برای استعاره و پیرنگ قائل است و می توان این کارکرد مشترک را مبتنی بر ترکیب عناصر نامتجانس دانست. در واقع همین ترکیب عناصر نامتجانس است که در استعاره و پیرنگ ایجاد نوعی بداعت معنایی می کند. مقاله حاضر ضمن پرداختن به نگاه ریکور به استعاره و مسئله ارجاع استعاری از یک سو، و مطرح کردن محاکات سه گانه و مسئله پیرنگ سازی از سوی دیگر بر آن است تا نشان دهد چگونه ریکور بین استعاره و پیرنگ سازی ِ داستان ارتباط برقرار کرده و برای آن ها کارکردی مشابه در نظر می گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان