جستار حاضر می کوشد تا ضمن آشناساختن پژوهشگران با قصص الانبیای محمدبن عبدالله کسایی، به معرفی تفصیلی نسخ خطی ترجمه های فارسی آن بپردازد. بررسی نظام درون متنی این ترجمه ها به منظور دستیابی به ساختار سبکی (زبانی و ادبی) نیز یکی از اهداف راهبردی این پژوهش است. با عنایت به نبود اطلاعات کافی درباره زندگی مؤلف و هویّت مترجمان فارسی این اثر، نقد نظرات فهرست نویسان و کتابشناسان در این باره نیز در این مقاله مطمح نظر بوده است. مهم ترین دلایل رویکرد نویسنده به طرح این موضوع را می توان شیوه روایی اثر کسایی؛ اشتهار آن در میان قصّه پردازان جوامع اسلامی؛ وجود نسخ خطی متعدد از آن در کتابخانه های معتبر جهان و نیز ناشناخته بودن نسخه های خطی ترجمه های فارسی قصص الانبیای کسایی در ایران و جهان دانست.
ادبیات تطبیقی به منزلة علم نوپای ادبی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت. این علم پس از ظهور در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی و امریکا، اینک در سراسر دنیا ازجمله کشورهای عربی شناخته شده است. در جهان عرب نخستین بار عبد الرزاق حمیده، ابراهیم سلام، و نجیب العقیقی هر کدام کتاب هایی با عنوان الادب المقارن تألیف کردند؛ اما هیچ کدام نتوانستند اصول این علم را تبیین کنند؛ تا این که محمد غنیمی هلال با تألیف کتاب مشهورش، الادب المقارن، توانست با تبیین درست اصول نظری مکتب فرانسه این رشته را در کشورهای عربی تأسیس کند. در دهه های اخیر پس از تغییر نگرش اساسی به ادبیات تطبیقی در جهان غرب، در جهان عرب نیز چهره هایی پیدا شدند که خواهان تغییر بودند. عبده عبود یکی از این چهره هاست. او با تألیف الادب المقارن مشکلات و آفاق ضمن طرد نکردن کامل مکتب سنتی فرانسه، به افق های جدیدی در ادبیات تطبیقی عربی با هدف بومی سازی آن پرداخت که در نوع خود بی نظیر است. این مقاله ضمن برشمردن افق های جدید در ادبیات تطبیقی و تحلیل نظریة پذیرش با نگاه انتقادی به برخی نواقص صوری و محتوایی این کتاب می پردازد
در میان صنایع بدیعی، کمتر آرایه ای را می توان یافت که از نظر اهمیّت، ارزش سجع و موازنه را در آفرینش آثار منثور کلاسیک فارسی دارا باشد. نثری که بر این اساس شکل می گیرد، نثر موزون و مسجّع است که نوعی از کلام ادبی محسوب می شود و خصیصه اصلی آن، ایجاد آهنگ و موسیقی برای انتقال هرچه بهترِ معنای متن، از طریق تأثیرگذاری بر مخاطب است. سؤال این است که «آیا گلستان سعدی در استفاده از نثر مذکور، به جز رعایت قواعد مربوط به این نوع کلام در زبان فارسی، از مختصّات این نوع نوشته در امهات کتب بلاغی عربی نیز تبعیت می کند؟» جواب ما مثبت است. در این پژوهش، با استفاده از روش تحقیقِ توصیفی- تحلیلی، میزان تطبیق گلستان سعدی با ویژگی های نثر موزون و مسجّع در کتب بلاغیِ عربی، با اشاره ای مختصر به وضعیت علوم بلاغی فارسی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که سعدی از دیدگاه علمای بلاغت عربی، در استفاده از موازین و مختصات نثر موزون و مسجّع بهره می برد.
بهمن نامه متنی حماسی در سرگذشت بهمن پسر اسفندیار است. دکتر عفیفی مصحَّح این منظومه نام شاعر آن را ایران شاه بن ابی الخیر ضبط کرده است و دکتر متینی مصحَّح کوش نامه- منظومه ای دیگر از این شاعر- نام او را با دلایلی ایران شان بن ابی الخیر درست دانسته است. تاریخ دقیق نظم بهمن نامه نیز روشن نیست و پژوهش گران گفته اند که در قرن پنجم - اواخر قرن پنجم و یا اوایل قرن ششم - به نظم درآمده است. بنابراین هنوز دربارة نام درست شاعر و زمان دقیق نظم بهمن نامه شکّ و تردیدهایی وجود دارد. در این مقاله پس از وارسی حوادثی که گویندة بهمن نامه در دیباچه منظومه از آن ها یاد کرده است و نیز با نگریستن به دست نویس های مجمل التّواریخ و القصص که نخستین بار از گویندة منظومه در آن ذکری رفته، با دلایلی اثبات شده است که نظم بهمن نامه کمی پیش از 10 ذی حجّة 495 به پایان رسیده بوده است و پس از گرشاسب نامه کهن ترین متن حماسی ملّی ایران بشمار می رود. نام ایران شان هم به رغم غرابت آن از اصالت برخوردار است و آن گاه دربارة فقه اللغه و معنای ایران شان و نمونه هایی دیگر از نام های مشابه آن بحث شده است.
نقش مایه های نگاشته شده در نگاره های شاهنامه، از سویی در پیوند با نظام نشانه های متنی است و از سوی دیگر از تبار نظام نشانه های تصویری. نمونه ای از این نظام دوگانة تصویری- متنی، در مفهوم مینوی فَرّ و نقش مایه های تصویری آن بچشم می خورد. در نظام متنی، فرّة کیانی نشان دهندة مشروعیّت شاه است. در پژوهش های انجام شده دربارة فرّ، پژوهش گران عموماً به توصیف مفهوم فَرّ و چگونگی کاربرد آن در شاهنامه و متون کهن پرداخته اند. تأکید این آثار، بیش تر بر جنبة معنایی فَرّ است. نویسندگان در پژوهش حاضر سعی دارند تا از روی کردی دیگر، بر بررسی مفهوم فرّه بپردازند. آنان مفهوم فَرّ را در میان نقش ها و نگاره ها جست وجو می کنند تا دریابند تصویرگران چگونه این مفهوم را به نقش کشیده اند؟ نویسندگان این جستار در جست وجوی نمادهای تصویری فَرّ از لابه لای نگاره های شاهنامه، سنگ نگاره ها و نقش درفش ها هستند. به این منظور، علاوه بر منابع متنی، از نگاره ها نیز به مثابه منابع تصویری بهره می گیرند. بررسی نگاره ها نشان می دهد که فرّ، در قالب سه نقش مایة نور، پرنده و سریر نمود یافته است. این سه نقش مایه هریک نمودهایی مختلف دارند که در این پژوهش به بررسی آن ها خواهیم پرداخت. هدف در این جستار، یافتن نمادهای فرّه از طریق کندوکاو در منابع تصویری است.
در مقالة حاضر، با استفاده از نظریّة انسجامِ (Cohesion) متن هالیدی و حسن (1976م.) در زبانشناسی ساختگرا به تحلیل و بررسی کتاب نفثةالمصدور پرداخته شده است. بر اساس این نظریّه، یکی از ویژگی های متن، داشتن انسجام است. انسجام با عناصری در متن ایجاد می شود که این عناصر انسجام متن، به سه دستة «دستوری، واژگانی و پیوندی» تقسیم می شوند و در ارتباط میان جمله ها و پاره گفتارها نقش دارند. در این گفتار، عناصر و شگردهای ایجاد انسجام، از متن نفثةالمصدور استخراج شد و با شاهد مثال های مختلف مورد تحلیل قرار گرفت. پس از بررسی معلوم شد، با وجود اینکه متن کتاب نفثةالمصدور، ابعاد مختلفی از حوادث تاریخی، بحران های عظیم اجتماعی و مسائل عاطفی و تجربیّات تلخ زندگی نویسنده را در بر دارد، متنی بسیار منسجم و یکپارچه است و تعدادی از عناصر و شگردهای منسجم کنندة متن، نقش مهم تری در ایجاد انسجام دارند. همچنین عناصر انسجام بر عمق معنایی، تأثیرگذاری و جذابیّت متن می افزاید و موجب اقناع مخاطب می گردد. بدین ترتیب، متون مختلف نظم و نثر با توجّه به زبان و محتوای خاصّ خود و نحوة به کارگیری این عناصر، از یکدیگر متمایز می گردند و از نظر میزان انسجام، درجه بندی و ارزشگذاری می شوند.
از میان آثار صادق چوبک (نویسندة ایرانی) و سعدالله ونوس (نمایشنامه نویس سوری) دو اثر «عروسک فروشی» و «جثّة علی الرّصیف» شباهت فراوانی با هم دارند. در این مقاله سعی شده است ابتدا موضوع و درونمایة دو اثر به وضوح بیان شود و آنگاه با توجّه به مکتب آمریکایی، عناصر ساختاری این دو اثر به صورت تطبیقی مورد تحلیل قرار گیرد. به همین منظور، ساختار روایی دو اثر بر اساس نظریّه های روایت شناسان بزرگی چون ویلیام لباو، گرماس و ژرار ژنت در چهار بخشِ شخصیّت، پیرنگ، دیدگاه زمانی و دیدگاه مکانی مورد بررسی قرار گرفته است و در خلال تأمّل در عوامل انسجام صوری و معنایی این دو اثر، به بررسی تفاوت ها و شباهت های آنها از نظر موضوع، فضاپردازی، زمان و مکان، طرح و غیره نیز پرداخته شده است. در پایان، علاوه بر نتیجه گیری، از علل قرار گرفتن این دو اثر در زمرة آثار ناتورالیستی، به مثابة گفتمان حاکم بر آن جوامع نیز سخن به میان آمده است.
نظریّة منطق گفتگویی باختین به بررسی زمینه های ایجاد گفتگو و چندصدایی در متون می پردازد. مطابق دیدگاه باختین، از آنجا که گفتگومندی در ذات یک اثر هنری نهفته است، در این مقاله، فضای گفتگویی حاکم بر مجموعة اشعار قیصر امین پور به عنوان یک شاعر برجستة معاصر مورد توجّه قرار گرفته است. حیات شعری قیصر امین پور به سال های 1386 1357 برمی گردد و اندیشة حاکم بر اشعار او، سه دورة مختلف آرمانگرایی، سرخوردگی و درونگرایی را در بر می گیرد که در هر دوره، بنا بر مفاهیم و مضامین به کار رفته در اشعار وی، زبان و بیان ویژه ای به کار گرفته شده است. در این مقاله، اشعار دوره های مختلف حیات شعری قیصر امین پور با روشی توصیفی تحلیلی و با رویکردی ویژه به نظریّة منطق گفتگویی میخائیل باختین مورد تحلیل قرار گرفته است تا دگردیسی های ایجاد شده در حوزة زبان و گفتار بررسی شود. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که قیصر امین پور شاعری گفتگوگراست و برای ایجاد فضایی گفتگویی در اشعار خود از تمهیدات و شگردهای مربوط به منطق گفتگویی، از جمله دیگرصدایی، گفتار دوسویه، بینامتنیّت، گزاره های خطابی و کرونوتوپ بهره برده است. روش به کارگیری تمهیدات گفتگویی در شعر امین پور نیز تابع دگرگونی هایی است که در دوره های مختلف حیات شعری او، بر زبان و اندیشة وی حاکم بوده است.
عماد بن محمدالثغری، از نویسندگان قرن هشتم هجری است، کتاب «جواهرالاسمار » وی افسانه ای غنایی است که به زبان تمثیلی وبا نثری ساده نوشته شده و دارای تازگی ها و لطایف ویژه ای است. راوی «جواهرالاسمار»، « طوطی» 100 افسانه را به مدت 52 شب نقل می کند. الثغری، در مدخل و مخرج هر افسانه، شرایطی را برای عاشق و معشوق برمی شمارد که بیش تر حُکم اندرز و حِکمت گویی را دارد. هدف او نیل به عشق آرمانی و بدون هر گونه رِجس و پلیدی است. هم چنین وی مواردی را ذکر می کند تا عشق هرچه بیش تر پایدار بماند. طوطی با زیرکی در ضمن هر افسانه، اندرزی را برای شخصیت اصلی افسانه، یعنی «ماه شکرِ» عاشق نقل می کند که اغلب مؤثر می افتد و ماه شکر را به تأمل و تفکر و تجدید نظر در باب ِمعشوق وا می دارد. روش تحقیق توصیف و تحلیل کتابخانه ای است و ضرورت و اهمیت تحقیق در ناشناخته یا کمتر شناخته بودن اثر است. هدف ازتدوین مقاله ی حاضر آن است که اهمّ شرایط و صفاتی که از دیدگاه الثغری برای دوام عشق ِ میان عاشق و معشوق ضروری است و دستیابی به چنین مقوله ای را ممکن می سازد، بررسی و تبیین شود.
هوشنگ مرادی کرمانی متولد 1323 ه یکی از داستان نویسان و طنز پردازان موفق در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان است.از دلایل برجستگی طنز مرادی،به کارگیری طیف وسیعی از سازوکارهای آفرینش طنز در ساختار داستان های اوست. بر اساس یافته های این مقاله، این سازوکارها عمدتا به دو دسته «سازو کارهای مبتنی بر کاربرد زبان» و «سازوکارهای مبتنی بر محتوای زبان» تقسیم می شوند. در «سازوکارهای مبتنی بر کاربرد زبان» آفرینش طنز بیشتر بر کاربرد و فرم زبان به ویژه بر دو یا چندمعنایی بودن زبان استوار است. اما در «سازوکارهای مبتنی بر محتوای زبان» آن چه که باعث ایجاد طنز می شود، بیشتر مبتنی بر محتوای زبان و خلق موقعیت هااست. البته هریک از این دو دسته بنا بر اساس الگوها و نظریه های متداول جهان طنز، به شاخه ها و زیرگروه هایی دیگر تقسیم می شوند که در این مقاله به طور مفصل به آن پرداخته می شود. بر اساس نتایج این پژوهش، در خط سیرآثار مرادی، طنز وی بتدریج دچار تحول شده وبه سوی طنزی پنهان با سازوکارهای پیچیده و نامشخص به پیش می رود به گونه ای که خواننده برای درک چنین طنزی نیازمند این است که لایه های زیرین اثر را جستجو کند. هدف این مقاله بررسی، طبقه بندی و تحلیل این سازوکارها باروشی توصیفی- تحلیلی بر اساس نظریه ها و الگوهای متداول جهان طنز است.
این مقاله به بررسی سیر تحوّل تاریخی تصویرگری بازنویسی ها و بازآفرینی های داستان خاله سوسکه می پردازد. در این پژوهش، تمام نسخه های مصور در دسترس خاله سوسکه از چاپ های سنگی سده ی پیشین تا نسخه های اخیر بررسی می شوند. این پژوهش کیفی از شیوه ی تحلیل محتوا بهره می گیرد، و در آن قاب تصویر به عنوان واحد تحلیل برگزیده می شود. در تحلیل تصویرگری کتاب ها، از مفهوم «بیننده ی نهفته» تصاویر که خود اقتباسی است از مفهوم «خواننده ی نهفته» بهره گرفته می شود. پس از تحلیل محتوا و بیان ویژگی های تصاویر هر کتاب، بیینده ی نهفته آن مشخص می شود. نتیجه روشن می کند که رابطه ی بین بیننده ی نهفته و بیننده ی واقعی رابطه ای ثابت و یک سویه نیست. به دیگر بیان، هر چند بیننده ی نهفته، سوژه ی نهفته ای است که تصاویرْ پیش فرض قرار می دهند، اما این بدین معنا نیست که چنین سوژه ای پیش ساخته، کامل و تثبیت شده است. بر عکس، این خودِ تصاویر هستند که با القای ایدئولوژی، موقعیت سوژه ای ویژه ای را به بیننده تحمیل می کنند. به دیگر بیان، تصاویر نیز به نوبه ی خود سوژه ی بیننده را فراخوانده و می سازند.