ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۶۱.

معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۲
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد.   یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
۴۶۲.

A Comparative Cognitive Analysis of Repartee in Persian, Arabic, and English(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۵
 This study presents a comparative cognitive analysis of repartee—a strategic, adversarial form of verbal interaction characterized by rapid response, subversion, and parallelism—across Persian, Arabic, and English. Repartee is conceptualized as a linguistic duel wherein the responder (H) reconfigures the initiator’s (S) utterance through deliberate mirroring, thereby inverting its intended meaning. This research addresses a notable gap in the literature, as most prior studies have focused primarily on European languages, leaving the cognitive and structural underpinnings in non-European traditions underexplored. Focusing on two core mechanisms, the study examines Structural Parallelism—defined as the replication of the syntactic or logical framework of the initiating utterance to produce a counter-response with an inverted evaluative focus—and Polysemous Parallelism, which exploits inherent lexical ambiguity to reassign meaning and subvert the original communicative intent. Employing Langacker’s (2001) Current Discourse Space (CDS) model, the analysis demonstrates how hyper-understanding and figure-ground reversal operate within the CDS to reconfigure shared conceptual structures. Qualitative analysis of 150 repartee instances (50 per language) reveals universal cognitive strategies: (1) responders detect and subvert implicit assumptions via syntactic/lexical mirroring, and (2) reorient evaluative hierarchies by shifting the figure (salient focus) and ground (contextual assumptions) within the CDS.
۴۶۳.

چند فرایند واجی فعال در گویش شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف از نگارش این پژوهش بررسی فرایندهای واجی فعال در گویش شیرازی است. بدین منظور داده های مورد نیاز پژوهش به چند روش جمع آوری شده اند: 1. مصاحبه با 5 تن از گویشوران شیرازی، 2. استفاده از شم زبانی یکی از نگارندگان در تایید داده ها، 3. استفاده از منابعی مانند سمندر (1377 و 1383) و زارعی (1383) که به این گویش شعر و داستان نوشته شده اند. پس از گردآوری بیش از پانصد واژه ساده، غیرساده، و گروه، داده ها با توجه به بافت مشترک دسته بندی شده اند و نوع فرایند هر کدام شناسایی، توصیف و تحلیل شده و قاعده هر فرایند نوشته شده است. در انتهای هر قسمت، یکی از داده ها از زیرساخت تا روساخت به عنوان نمونه بازنمایی شده است. برخی از نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. در توالی های همخوانی /-st-/ و /-zd-/ در بافت بین دو واکه فرایند همگونی به صورت پیشرو عمل می کند. 2. واکه پسین افتاده /A/ در بافت قبل از سایشی لثوی کامی /S/ و در پایان تکواژهای آزاد به واکه میانی [o] ارتقاء می یابد. 3. تکواژ اضافه /-e/ در گروه های اضافه و وصفی حذف می شود. 4. واکه پسین افتاده /A/ موجود در پسوند سببی [-And] پیش از توالی همخوانی /nd/ یک درجه افراشته شده و به واکه میانی [o] تبدیل می گردد. 5. واکه میانی /e/ موجود در پیشوند امری و التزامی /be-/ به لحاظ مشخصه های [پسین] و [افراشته] با واکه های افراشته ستاکِ فعل هماهنگی واکه ای دارد.
۴۶۴.

واژه خلیج؛ هند و اروپایی (ایرانی) یا سامی (عربی)؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۱
ایران باستان چندین بار مورد تاخت و تاز اقوام دیگری قرار گرفت و در این فرایند، آثار مکتوبی از میان رفتند. در ایران باستان، آخرین تازش با یورش تازیان همراه بود که جایگزینی زبان عربی و از میان رفتن شمار بسیاری آثار مکتوب بود که تنها آثار اندکی به ویژه در ارتباط با متون دینی به جا ماند. همچنین، پیش از اسلام و بنیاد شاهنشاهی های ایرانی، واژه های پارسی در واژگان عربی را پیدا کردند و در مقابل، با برتری اعراب واژه های عربی به واژگان پارسی راه یافتند. با وجود آن، واژه های پارسی هم بودند که در دوره اسلامی به زبان عربی راه یافتند و طبق قواعد زبان عربی اشتقاق یافتند. هدف این مقاله، بررسی ریشه واژه خلیج در دو خانواده زبانی هندواروپایی و سامی است و اینکه ساختار این واژه ریشه در کدام خانواده زبانی دارد. روش کار هم بررسی ریشه و ساختار واژه در هر دو خانواده و هم پیدا کردن نمونه های اولیه واژه در متون آنان است. در پایان چنین برداشت شد که با توجه به اسناد و تطبیق آنان، احتمال ریشه داشتن آن در زبان هندواروپایی (ایرانی) و از ریشه xal < *ku̯/wel بیشتر است.
۴۶۵.

بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازه گویان سده های یازدهم و دوازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
زمین ازجمله واژه هایی است که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری به صورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازه گویان، فراوان به کار رفته و کاربرد خاص و ویژه ای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارش های بسیاری از آن ها در تذکره ها ثبت شده است، تازه گویان به شیوه تتبع و پیروی و برای طبع آزمایی موزونان، زمین شعری طرح می کردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا می آفریدند. از آنجا که تاکنون درباره اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاه های شاعران و منتقدان دوره صفوی، ماهیت، قالب ها، دستاوردها و زیان های آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی - تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهد. آن گونه که از نتیجه طرز تازه دریافت می شود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که به جای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) می آید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رساله جلالیه محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخب التواریخ بداؤنی آمده وسپس به طور موازی در دیوان ها و تذکره های این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل به کار رفته، اما نکته قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالب های مثنوی و قصیده نیز دیده می شود. با آنکه بستن و آفرینش معنی های پیچیده و مضمون های رنگین و باریک و مصراع های برجسته راهی بوده که از مسیر زمین های تازه و طرح آن می گذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گل های معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیان هایی در بر داشته، ازجمله زمینه ای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزل های کم ارز، همسان و مشابه و مضمون های مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.
۴۶۶.

«نقد فلسفی شعرهای اجتماعی احمد شاملو بر اساس عقلانیت ارتباطی یورگن هابرماس»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۹
یکی از محورهای اصلی مدرنیته، پرداختن به مقوله عقل و عقلانیت است. یورگن هابرماس به عقلانیت ابزاری حاکم بر مدرنیته، نقدهایی داشته و برای بازسازی آن، نظریه عقلانیت ارتباطی را مطرح کرده است. پژوهندگان بر آن بوده اند که این پرسش را پاسخ گویند که میان عقلانیت هابرماس و دغدغه بازسازی مدرنیته و عقلانیت جاری در شعر شاملو، مشابهت و قرابتی می توان یافت؟ در تحلیل عقلانیت موجود در شعرهای اجتماعی شاملو و میزان هماندیشگی وی با عقلانیت مورد نظر هابرماس، آشکار شد که بر برخی از سروده ها، عقلانیت ارتباطی مورد نظر هابرماس و مشابهت در روش حاکم است؛ از آن جهت که شاعر، گفتمانی دو یا چندسویه را درباره موضوعی مشترک مطرح می کند؛ سوهای گفتمان، ادعاهایی را طرح و با ارایه استدلال از آن دفاع می کنند و به نقد استدلال هم می پردازند. تفاهم نهایی همگانی با پذیرفته شدن استدلال برتر، به منظور رفع اختلاف نظرها در مسایل مربوط به ارزش ها و باورها، به دست می آید. بر پاره دیگر از سروده ها، عقلانیت معطوف به هدفی از پیش تعیین شده حاکم است؛ اما این عقلانیت ابزاری در بسیاری موارد از نوعی نیست که هابرماس و وبر بر آن نقد داشته و آن را مانع پیشبرد مدرنیته دانسته اند، بلکه بیشتر معطوف به هدفی مثبت است که شاعر به عنوان یک روشنفکر آن را در معرض پذیرش مخاطبان قرار داده است و در نهایت به پشیبرد اهداف ارزشی و فرهنگی جامعه می انجامد.
۴۶۷.

Metaphor in the West and Iran: A Comparative Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
In this article, the ideas of some prominent Iranian and Western scholars about metaphor are analyzed comparatively. In addition to “the introduction”, the article includes two main parts: in “Metaphor in the West”, the ideas of some well-known figures of the West such as Aristotle, Richards, Lakoff, and Johnson about metaphor are analyzed; and, in “metaphor in Iran”, the ideas of some prominent Iranian scientists concerning metaphor are reviewed and analyzed, namely, Raduyani, Jurjâni, and Sakkākī Khwārizmī. This research shows that in the West, the viewpoints of Aristotle concerning metaphor have made the foundation of most of the discussions about metaphor even till the twentieth century. However, the ideas of Lakoff and Johnson in the 1980s changed the old consolidated Aristotelian-based perspectives toward metaphor. The research also indicates that there is a close similarity between the ideas of Iranian classical scholars' viewpoints about metaphor and those of Aristotle, and the viewpoints of some of them are also close to what latter has been said about metaphor in the framework of cognitive linguistics. 
۴۶۸.

بررسی تطبیقی عناصر روایت در غزل روایی گذشته و معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۰۳
غزل روایی یکی از فرم های تازه غزل در دوران معاصر است و به غزلی اطلاق می شود که داستانی را بازگو کند. به عبارتی دیگر شاعر غزل را به متنی تبدیل می کند که در آن وقایعی ازپیش انگاشته شده و به طور آگاهانه در توالی یکدیگر قرار می گیرد. در این نوع غزل عناصر داستانی به شکل پررنگی حضور دارد است و پی رنگ آن از الگویی روایی پیروی می کند. سابقه غزل روایی در شعر فارسی به ادبیات کهن فارسی بازمی گردد. غزل رواییِ گذشته، علاوه بر بیان مسائل عاشقانه، در عرفان نیز حضوری پررنگ دارد و نمونه هایی از آن را در دیوان عطار و مولانا می توان دید. در شعر معاصر کسانی همچون سیمین بهبهانی و محمدسعید میرزایی به نحو مشهودی از روایت در غزل بهره برده اند. غزل روایی گذشته، در کاربست عناصر روایت به ویژه شخصیت، صحنه پردازی و پی رنگ با غزل روایی معاصر تفاوت هایی دارد. این جستار بر آن است با روشی توصیفی تحلیلی مبتنی بر خوانش و تحلیل نمونه، مشابهت ها و مغایرت های عناصر روایت در غزل روایی دیروز و امروز را به دست دهد. می توان گفت غزل روایی گذشته فضایی ذهنی و کلی دارد؛ اما غزل روایی معاصر به مسائل عینی و جزئی در جامعه نظر می افکند. موضوعات غزل های روایی گذشته موضوعاتی عاشقانه، قلندرانه و عارفانه است؛ اما موضوع غزل روایی معاصر، آیینی و اغلب اجتماعی است. شخصیت های غزل روایی گذشته در تقابلی دوگانه میان عاشق و معشوق، سالک وپیر متغیر است؛ اما در غزل روایی امروز، شخصیت هایی تنها از بطن جامعه برگزیده می شوند. زمان و مکان در غزل روایی پیشین کلی و عمومی است؛ اما غزل روایی معاصر متمایل به جزئی گرایی است. درمجموع، غزل روایی معاصر اجتماعی تر، عینی تر، نمایشی تر و جزءنگرتر از غزل روایی گذشته است؛ اما ازنظر پی رنگ و خط سیر روایت، غزل روایی گذشته کامل تر از غزل روایی معاصر است.
۴۶۹.

از روایت دینی به روایت مردمی: تحلیل روایت شناختی داستان یوسف و زلیخا در تفسیر میبدی و منظومه خانای قُبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۷۹
تغییر روایت یک داستان به عنوان نشانه ای کلان از یک سو بر عدم مقبولیت روایت پیشین در جامعه فرهنگی موردهدف و تلاش برای حذف واقعیت بازنمایی شده در آن دلالت دارد، از سوی دیگر نیز این مسئله را نشان می دهد که با روایت آفرینی جدید، مطابق انتظارات آن جامعه واقعیت سازی انجام شده است. داستان یوسف و زلیخا که روایت آن در ادبیات تفاوت بنیادینی با منابع دینی دارد، مصداقی از مقوله تغییر روایت برای همسوسازی داستان با خواسته ها و انتظارات جمعی است. گفتمان و نظام معنایی ارزشی حاکم بر روایت دینی این داستان، اخلاقی تعلیمی است که بر نکوهش هوسرانی و خیانت زلیخا و نیز ارزش بخشی به پاکدامنی یوسف بنا شده است. با تغییرات و دستکاری هایی در این روایت، روایت دیگری برای داستان تولید شده است که ساختار و گفتمان کاملاً متفاوتی دارد. در روایت ادبی مردمی گفتمان عشق و دلدادگی حاکم است که در آن، زلیخا به عنوان سوژه با عشقی پاک برای رسیدن به معشوق تلاش می کند. هدف از این پژوهش، تبیین عوامل و انگیزه های دخیل در تغییر روایت این داستان و نیز تشریح تغییرات صورت گرفته در ساختار روایت و نشانه معناشناختی هرکدام از این تغییرات است. نتایج به دست آمده دالّ بر این است که به دلیل ماهیت این داستان، برای تغییر روایت آن نمی توان مبنای ایدئولوژیکی قائل شد تا منشأ این تغییر روایتی را به عوامل سیاسی، تاریخی و اندیشگانی نسبت داد، بلکه عوامل و انگیزه های عاطفی، روانی و ارزشی در این تغییر روایت نقش تأثیرگذار داشته اند.  
۴۷۰.

بررسی ساختاری سنت های ادبی در نظیره های مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری «بر پایه استعاره، تشبیه، تمثیل و کنایه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۹۳
منظومه مخزن الاسرارِ نظامی از آثار ارشمند در حوزه ادبیات تعلیمی است که مورد اقبال و تقلید شعرای بسیاری قرار گرفته است. بررسی نظیره های این مثنوی از دیدگاه های ساختاری و محتوایی، تأثیرپذیری این شاعران از نظامی گنجوی و ویژگی های سبکی این اثر را آشکار می سازد. در پژوهش حاضر 8 نظیره مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری شامل مطلع الانوار ، صفانامه ، روضه الانوار ، المشاهد ، مظهرالآثار ، نقش بدیع ، مظهرالاسرار و تحفه الاحرار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدفِ پژوهش بررسی سنت های ادبی در اشعار نظیره گویان مخزن الاسرار و یافتن میزان تأثیرپذیری ساختاری و محتوایی (سبکی، بیانیِ) آن ها با این منظومه است. بیان میزان به کارگیری نظیره پردازان مخزن الاسرار از مهارت های کاربرد سنت های ادبی در نسبت با این مثنوی و یافتن نوآوری ساختاری و محتوایی آن ها از دیگر هدف های این پژوهش است. یافته ها نشان می دهند که ارتباط مخزن الاسرار و نظیره های آن، ماهیتی تقلیدی دارد به طوری که اثر پسین، بازسرایی و بازآفرینی معنایی از پیش گفته شده در شکل و بافتی تقلیدی از مخزن الاسرار است و این تقلید چیزی از ویژگی های فردیِ مقلّد را در خود ندارد که سبب تفاوت آن ها از اثر الگو شود. این ارتباط زمینه های تقلید، تداعی، تلفیق و وابستگی را شامل می شود. علاوه براین هیچ یک از نظیره گویان نتوانستند به هم طرازی و عمق سخن و اندیشه نظامی برسند و بیشتر به ظاهر و ساختار بیرونی مخزن الاسرار توجه داشته اند. نظامی تمام آرایه های بلاغی را بیشتر برای مضمون پردازی و آراستن لفظ و صورت به خدمت می گیرد و حتی ساده ترین معانی را چنان هنرمندانه به تصویر می کشد که نظیر آن را در هیچ یک از مقلّدان وی نمی توان یافت.
۴۷۱.

تحلیل محتوایی و ساختاری مدایح دینی حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۱
مدیحه سرایی از موضوعات غالب شعر فارسی است. در تحقیق حاضر ابتدا مدح در لغت و اصطلاح بررسی شده، سپس ضمن معرفی حسین منزوی و بیان جایگاه برجسته او در شعر معاصر، مدایح دینی وی از حیث محتوا و ساختار بررسی شده است. روش پژوهش کتابخانه ای، نوع پژوهش اسنادی- توصیفی و جامعه آماری اشعار آیینی حسین منزوی بود که نمونه هایی از اشعار وی از جمله تماشای ایزدی، آئینه تاریخ، پیله بهشت، گنج شایگان، باغ نرگس و ... مورد بررسی قرار گرفت. منزوی به عنوان شاعری شناخته می شود که در عرصه غزل به موفقیت های بزرگی دست یافته و شهرت وی بیشتر به خاطر غزل های اوست؛ اما در کنار این غزلیات بخش دیگری از اشعار خود را به مسائل مذهبی نیز اختصاص داده است. وی در مثنوی ها و قصایدی به مدح ذات مقدس باری تعالی، ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) و بیشتر ائمه، پرداخته است. شیفتگی و علاقمندی شاعر در مدح ائمه اطهار (ع) و پیامبران و توجه به مضامین الهی و انسانی، ذیل اومانیسم اسلامی حائز اهمیت است. مضامین نهفته در این مدایح دینی همان مفاهیمی است که در دوره های پیشین مشاهده می شود و جز در برخی موارد اثری از نوآوری در مضمون این قصیده ها دیده نمی شود. شاعر با بهره گیری از عاطفه صادقانه، واژه ها و ترکیب هایی ساده را برای القای این مضامین برگزیده است. از حیث ساختاری نیز مجموعه ای از تناسب ها و توازن های آوایی و واژگانی و نحوی، ساختار نظام مندی به قصیده های دینی منزوی بخشیده است.
۴۷۲.

تحلیل و بررسی اصطلاحات نجومی در شگردهای تصویرگری خواجوی کرمانی در منظومه عاشقانه گل و نوروز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
خواجوی کرمانی از شاعران برجسته عاشقانه سرای قرن هشتم هجری و از معدود شاعرانی است که در گونه های مختلف شعر، سخن پردازی کرده است. بی تردید از سخنورانی می باشد که در سرودن منظومه های غنائی، نقش به سزایی داشته است. در بین همه آثار خواجو، منظومه گل و نوروز بیشتر شناخته شده است. به نحوی که دارای فردیّت ادبی و هنری خاص خود می باشد. وضع ادب غنائی به همراه دیگر دانش ها در این دوره در مقایسه با ادوار قبل، کاملاً متمایز است. استفاده از انواع علوم و فنون روزگار از جمله علم ستاره شناسی، یکی از ویژگی های سبکی این عصر می باشد. خواجو با معلومات گسترده و با مهارت و استادی هرچه تمام، در منظومه گل و نوروز، اصطلاحات مرتبط با علم نجوم را در تصویرسازی های خود به کار برده است. نویسنده در این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی و ابزار کتابخانه ای درصدد آن است تا بر اساس دقت در زیباشناسی و ژرف ساخت هنری به بررسی و تحلیل تصاویر برگرفته از اصطلاحات نجومی در شعر خواجو بپردازد و میزان، چگونگی و شگردهای استفاده خواجو را از این اصطلاحات در تصویرسازی نشان دهد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تسلط شاعر بر علم نجوم و هیأت، باعث شده است که وی در بیان حوادث داستان و توصیف های مورد نظر خویش، 165 بار از اصطلاحات و مفاهیم مربوط به این علم استفاده کند.
۴۷۳.

واکاوی تأثیر افزایش فشارهای مالیاتی بر فرارهای مالیاتی و ساخت تمدنی کرمان در عهد قراختاییان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
حکام قراختایی پس از به دست گرفتن کارحکومت کرمان به منظور تأمین هزینه های اداره قلمرو خود به مالیات به عنوان یکی از مهم ترین منابع مالی روی آوردند از این رو وصول انواع مختلف مالیات اعم از دائمی و فوق العاده را وجهه همت خود قرار دادند. در این میان وجود انواع مختلف مالیات ها نه تنها فشار زیادی بر مردم این ناحیه تحمیل می کرد بلکه عواملی چند این فشارها را افزایش می داد و از طرفی دیگر، مردمانِ کرمان نیز واکنش های مختلفی به این فشارهای مالیاتی داشتند. در همین راستا پرسش های اصلی نوشتار حاضر عبارت اند از این که: چه عواملی منجر به افزایش فشارهای مالیاتی بر مردم کرمان طی دوران حاکمیت قراختاییان می شد؟ واکنش مردم این دیار به این تعدیات چگونه بود و آن ها از چه روش هایی برای فرار از مالیات استفاده می کردند؟ این فرارها چه تأثیری بر ساخت تمدنی شهر کرمان داشت؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که روش های جمع آوری مالیات ها به صورت واگذاری اقطاع، صدور برات، تسعیر (ارزیابی تخمینی محصول)، واگذاری مناطق به افراد به شیوه مواضعه، دریافت مالیات به صورت جنسی ، تعیین میزان مالیات بر حسب استطاعت مالی افراد و رقابت سران دیوانی، سوء عملکرد شاهزادگان و عمال حکومتی و همچنین ایجاد رقابت بین شاهزادگان قراختایی به وسیله حکومت مرکزی این فشارها را تشدید می کرد اما در عین حال مردم نیز از روش هایی همچون ترک محل زندگی و رفتن مکانی دیگر، مخفی و متواری شدن و چند روش دیگر استفاده می کردند که این خود تأثیر بسزایی در خرابی و ویرانی شهرها و روستاها می گذاشت.
۴۷۴.

بررسی نمودهای شاخص شعر سیدعلی میرافضلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه/ هدف : سیّدعلی میرافضلی(متولد 1348ه.ش) شاعر و محقّق ادبی اهل رفسنجان است. علاوه بر آثار شعری، تحقیقات ادبی قابل توجهی هم خصوصاً در موضوع رباعی پژوهی دارد. نویسندگان در این جستار با تعمّق در مهمترین مجموعه های شعر این شاعر کوشیده اند، مؤلّفه های برجسته و ممتازِ قریحه و ذوق او را که می توان آنها را مهمترین نمودهای سبک خاص او قلمداد کرد، معرفی و تحلیل نمایند. روش/ رویکرد : روش تحقیق در این مقاله، رویکرد تحلیلی- توصیفی و روش جمع آوری اطلاعات، اسنادی (کتابخانه ای) است. یافته ها/ نتایج : براساس نتایج این پژوهش، هنرنمایی ها و نوآوری های او که موجد سبک مختص به خودش است، اغلب در حوزه سرودن اشعار کوتاه 1 و نیمایی رخ نموده است. نوآوری در آفرینش تصاویر شعری با استفاده از حال و هوای هایکو های ژاپنی، سرودن اشعاری با وزن رباعی و در قالب سه لختی، استفاده آگاهانه توأم با نوآوری از ظرفیت های موسیقی آفرینی شعر نیمایی و استفاده از مضامین اجتماعی و انتقادی، درآمیخته با طنزی رندانه و شیرین از مختصّات شعر میرافضلی است.
۴۷۵.

بررسی تطبیقی بن مایه های تکرارشونده قهرمان عاشق در شاهنامه، رامایانا و مهابهاراتا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۳
هدف/ زمینه: در حماسه ها، قهرمانان حماسی با ویژگی های خاص خود، محور اصلی شعر هستند. تکرار ویژگی های یکسان در حماسه ها «بن مایه»ها را پدید می آورد. چگونگی تولد، پرورش یافتن، گذار از مراحل مختلف و مهمتر از همه، ایثارگری و فداکاری برای نجات میهن یا به عبارت دیگر، گذشتن از خود و فردیت برای رسیدن به کل و نجات یک کشور، قوم، آیین و در نهایت چگونگی رسیدن به مرحله تعالی در شمار مهمترین بن مایه های قهرمان حماسی است. روش/ ررویکرد: این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد استنادی تنظیم شده است؛ بن مایه های تکرار شونده در حماسه های مزبور را براساس مکتب تطبیقی آمریکایی مقایسه می کند و با توجه به اشتراکات فرهنگی ایران و هند نقاط اشتراک و افتراق بن مایه های تکرارشونده قهرمانان حماسه ها را بیان می کند. یافته ها/ نتایج: جستار حاضر با تمرکز بر سه بن مایه محوری «تولد و رشد معجزه آسا»، «روند عاشق شدن و همسرگزینی» و «سفر و گذر از آزمون ها»، نشان می دهد که چگونه این الگوهای مشترک، در خدمت بازتاب جهان بینی و آرمان های فرهنگی متمایز هر تمدن قرار گرفته اند. نتایج حاکی از آن است که تولد قهرمان در این متون، نویدی برای نجات است؛ عشق او زمینه ای برای آزمون وظیفه شناسی و شرافتمندی است و سفر وی، مسیری برای تحقق «دارما» یا «فرّه» است و این سه بن مایه، در کنار یکدیگر، قوس تکاملی قهرمان آرمانی را در هر فرهنگ ترسیم می کنند.
۴۷۶.

برگی از فرهنگ ایران در میراث نوشتاری عربی-اسلامی بررسی وام واژه های فارسی کتاب الذخائر والتحف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه/ هدف : مقاله با خوانش کتاب الذخائر والتُحف ابن زبیر، به شناسایی و دسته بندی موضوعیِ وام واژگان فارسی در این اثر پرداخته است. روش/ رویکرد : نوشتار بر آن است تا به شیوه توصیفی از رهگذر خوانش و بررسی اثر پیش گفته، به شناسایی، تحلیل و دسته بندی موضوعیِ واژگان پارسیِ کتاب بپردازد و به این سه پرسش، پاسخ دهد: در کتاب الذخائر والتحف ، واژگان معرّبِ پارسی تبار چه تعداد است؟ واژگان موجود به کدام حوزه های معنایی تعلق دارند؟ معنای وام واژگان تا چه اندازه در لغت نامه ها دقیق ضبط شده است؟ یافته ها/ نتایج : از میان 110 واژه فارسی تبارِ شناسایی شده در کتاب، چهار واژه در متون کهنِ فارسی و عربی غایب است و معنای برخی واژگان هم ناقص ضبط شده است. بیشتر معربات فارسیِ این کتاب، مرتبط با زندگی روزمره شهری است. 
۴۷۷.

مقایسه دو سفرنامه از عصر صفویه: برادران شرلی و کمپفر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه/ هدف: «آنتوان و روبرت شرلی»، در سال 1598 میلادی، از جانب دولت بریتانیا مأموریّت یافتند تا شاه عبّاس اوّل را به جنگ با عثمانی برانگیزند و برای دولت متبوع خود امتیازات ویژه تجاری و سیاسی کسب کنند. سفرنامه برادران شرلی حاوی اطّلاعات ارزشمندی در زمینه های مختلف فرهنگ ایران است و جنبه های متفاوت اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی روزگار شاه عبّاس را به تصویر می کشد. «انگلبرت کمپفر»، سیّاح آلمانی، هشتاد و پنج سال پس از برادران شرلی، در سال 1683 میلادی، به همراه هیأتی سوئدی – هلندی، به دستور پادشاه سوئد، با هدف برقراری روابط تجاری – سیاسی، در دوره حکومت شاه سلیمان (صفی دوم)، به ایران اعزام شد. ازآنجا که کمپفر، پزشک و دانشمند بود، و به هدف تحقیق به ایران آمد، توصیفاتش از سلسله مراتب اداری، نظام اجتماعی – اقتصادی و ساختار سیاسی و فرهنگی ایران به شیوه علمی بیان شده است.   روش/ رویکرد: این پژوهش در صدد است به شیوه کتابخانه ای، برمبنای فنّ تحلیل محتوا، دیدگاه های نویسندگان دوسفرنامه را که تقریباً به فاصله یک سده از یکدیگر، تصاویری را از روزگار اوج و حضیض صفویان ارائه داده اند، بررسی، تحلیل و مقایسه کند. و وجوه شباهت و تفاوت های دو اثر را از جنبه های گوناگون بیان نماید. یافته ها/ نتایج: درنتیجه دیدگاه مشترک اروپائیان به جامعه مسلمان ایران صفوی و عدم درک درست از رفتار ایرانیان، وجه اشتراک، ونگاه سیاسی و استعماری برادران شرلی، برعکس آن، نگاه علمی، توصیفی و مردم شناختی کمپفر، وجه افتراق دوسفرنامه است
۴۷۸.

ارتباط زمان و انجامِ کار در اندرزنامه های پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۸
«زمان» یکی از تأثیرگذارترین پدیده های هستی است که در کنار مکان، ظرفی برای انجام کارها در جهان است. در اندیشه ایرانیان باستان، زمان خود آیینی به نام «زُروانیسم» داشت که تقدیرگرایی یکی از مقوله های پایه ای آن به حساب می آمد. اثر زمان در فرهنگ اندیشگانیِ ایرانِ دوره ساسانی در اندرزهای دینی و حِکَمی- عملیِ بعضی از دین مردان و دانایان به خوبی پیداست. از آنجا که اثر زمان در هیچ کدام از دیگر انواع ادبی آن دوره به اندازه نوعِ اندرزی پُررنگ نیست، این مقاله پدیده زمان را با روشی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای از منظر رابطه زمان و انجام کار در متون اندرزی پهلوی مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان می دهد که اندرزگویان خطاب به اندرزشوندگان، در خصوص اهمیت و تأثیر زمان در انجام کارها، از زمان ازلی تا زمان فرجامین و دوره های میانی آنها مانند هزاره، سال، فصل، ماه، اوقات شبانه روز، ساعت، ... سخن به میان آورده اند. در مواردی به دلایل یا نتایج انجام کارها یا پرهیز از انجام آنها نیز اشاره شده است. در نهایت، این که آثار بسیاری از اندرزهای پهلوی، در ادبیات، سیاست، فرهنگ و اجتماع ایرانِ بعد از اسلام به روشنی دیده می شود.
۴۷۹.

بررسی وجوه معنایی، ادبی و اصولی مباحث الفاظ در مسیر استنباط: (تأملی بر جایگاه ادبیات عربی در اصول فقه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
این مقاله به بررسی وجوه ادبی و اصولی مباحث الفاظ در استنباط فقهی با رویکرد معناشناختی می پردازد. مسائلی چون «وضع»، «دلالت»، «اراده استعمالی و جدّی شارع»  در اینجا بررسی می شوند. با توجه به گرایش های مختلف زبانی و نشانه های زبانی در رسیدن به «مدلول» و تأثیر پس زمینه ی متن بر فهم آن، «قواعد زبانی مشترک»، «توجّه به قصد مؤلّف» و «عینیّت معنا» به عنوان مسائل اصولی مطرح می شوند. این پژوهش نشان می دهد که مباحث الفاظ در علم اصول، با دلائل لفظی و تشخیص ظهورات لغوی و عرفی، نقش مهمی در شناخت معانی واژگان، ترکیب جملات و تعیین ویژگی های معنایی واژه ها ایفا می کند و کاربرد گسترده ای در استنباط احکام فقهی دارد. مقاله تأکید می کند که طرح مباحث الفاظ در اصول فقه، نشان دهنده  نیاز عالم اصولی به این مباحث با رویکرد «معناشناختی»، برای دستیابی دقیق به مراد متکلم و استنباط صحیح احکام است. این پژوهش با استفاده از روش «تحلیلی،توصیفی»، به بررسی مصادیقی چون «مشتق»  از متن آیات و احادیث در قالب شناخت معنی پرداخته و مستنبط  را در ارائه حکم فقهی در مسائل مستحدثه چون«سرقفلی»،« شطرنج »،«بیت کوین» و دیگر رمز ارزها  کمک نموده است و همچنین به  مباحث زبانی مرتبط با «وضع»، «استعمال» و «دلالت الفاظ» در اصول فقه می پردازد که یا در علوم ادبی مطرح نشده اند  و یا به اندازه کافی  مورد بررسی قرار نگرفته اند. به عبارت دیگر فرآیند تکمیل ظهورات معنی در استنباط فقهی را بررسی کرده است.
۴۸۰.

بررسی تحلیلی - انتقادی معناشناسی ساخت های مصدری عربی از دیدگاه عبدالقاهر جرجانی و ابوحیان اندلسی در قرآن؛ مطالعه موردی مصادر مضاف، صریح و مؤوّل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
یکی از هدف های علم معانی، بیان تفاوت معنایی ساختارهای متشابه است. بلاغت دانان مسلمان با مطالعه این ساختارها در قرآن، آثاری تحلیلی برجای نهاده اند. یکی از ساختارهای پربسامد و متنوع، ساختارهای مصدری است که در پردازش معنا نقشی چشمگیر دارند. از این رو عبدالقاهر جرجانی و ابوحیان اندلسی با بررسی کاربردهای مصدر مضاف و مصدر مؤول دو دیدگاه متفاوت ارائه کردند. این نوشتار تحلیلی – انتقادی، کوششی است برای تعیین دیدگاه درست درباره تحلیل معنایی مصدر مضاف و مصدر مؤول. بدین منظور دیدگاه های آنان درباره سه گونه یادشده مصدر با تطبیق بر شماری از آیات قرآن، و بررسی دیدگاه های برخی مفسران و فقها ارزیابی شد. عبدالقاهر مصدر مضاف به فاعل را نشانه وقوع حدث می داند؛ امّا مصدر مضاف به مفعول و مصدر مؤوّل، را دالّ بر تحقّق حدث نمی داند. ابوحیان در هر دو مورد با عبدالقاهر مخالف است. تحلیل شواهد قرآنی، دیدگاه عبدالقاهر را تأیید می کند. از این رو در ترجمه و تحلیل قرآن کریم و دیگر متون، باید دلالت مصدر مضاف به فاعل  بر وقوع، و مصدر مضاف به مفعول و مصدر مؤوّل بر عدم وقوع، لحاظ گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان