ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۰۱ تا ۴٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۷۰۱.

فقر مبانی نظری در گرایش های زبان و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۳۴۵
گرایش های مصوب رشته زبان و ادبیات فارسی در کنار برخی فایده ها، اشکالاتی بنیادین نیز دارند. مهم ترین اشکالشان فقر مبانی نظری در تعریف این گرایش هاست. همین فقدانِ بنیان های نظریِ مشخص و روشمند، موجب دخالت برخی مبانی و پیش فرض های ناآگاهانه در هدف گذاری این گرایش ها و تعریف برنامه های درسی آن ها شده است. در مقاله حاضر با مرور برخی از این گرایش ها به بحث درباره این مبانی غیرروشمند و مشکلات و آسیب های آن ها پرداخته ایم. مهم ترین این موارد عبارت اند از: فهم متعارف از ادبیات و مفاهیم وابسته، تغییر ماهیت برخی دروس و گرایش ها در اثر سلطه ادبیات عامیانه، تقلیل گرایی در نگاه به متون و موضوعات به سبب تأکید سطحی بر بومی سازی، و تکیه بر رویکرد تک رشته ای. این موارد پیوندی نزدیک با یکدیگر دارند؛ یعنی وجود یکی از آن ها (به ویژه تکیه بر فهم متعارف از ادبیات) در یک گرایش، کم و بیش دیگر اشکالات را نیز در آن گرایش ایجاد کرده است. این مبانی غیرروشمند، بیش از همه بر ضعف نگاه پژوهشی در ادبیات دانشگاهی اثرگذارند و به فاصله گرفتن از نگاه انتقادی و مسئله محور در این گرایش ها دامن زده اند. در این مقاله بر برخی دیگر از معیارها همچون توجه به رویکرد میان رشته ای برای گسترش روشمند و پژوهش محور رشته ادبیات نیز تأکید شده است.
۴۷۰۲.

استفاده مجمل فصیحی از چهارمقاله (اثبات چهارمقاله به عنوان منبع دو روایت در مجمل فصیحی با استفاده از نظریّه ترامتنیّت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۹۹
فصیح خوافی (777-845ه .ق) کتاب مجمل فصیحی را در قرن نهم هجری نگاشت، غالباً هر اثری بهنوعی با آثار قبل و بعد از خودش در ارتباط است. آگاهی از مأخذ یک اثر به شناخت هر چه بهتر آن کمک میکند. یکی از راههای شناخت محتوا، ساختار و جایگاه یک اثر، پی بردن به میزان و چگونگی ارتباط آن با آثار قبل از خودش است. ترامتنیّت نظریّهای است که به انواع ارتباط بین متون با یکدیگر میپردازد. فصیح خوافی در بسیاری از موارد به منظور جلوگیری از اطاله کلام از ذکر منبع خودداری نموده؛ از جمله روایتهای وفات اسکافی و عصیان ماکان کاکوی که در شمار حوادث سال 386ه .ق بیان شدهاند. سوال پژوهش یافتن منبع خوافی در این دو حکایت و اثبات آن است. با تعمق در دو کتاب چهارمقاله و مجمل فصیحی و بررسی و مقایسه آن دو از نظر شباهتهای بینامتنی، مشخص گردید که سه حکایت چهارمقاله در مجمل فصیحی نیز ذکر شدهاند. وجود اشتباهات تاریخی مشترک، عبارتهای مشابه و جزئیات مشترک بین دو روایت مجمل فصیحی در ذکر حوادث سال 386ه .ق و حکایتهای اول و دوم مقاله اول چهارمقاله، همچنین پیرامتنیّت موجود در ماجرای پیشگویی خیّام در مجمل فصیحی با حکایت هفتم از مقاله سوم چهارمقاله اثبات مینماید چهارمقاله که در قرن ششم هجری توسط نظامی عروضی نوشته شده، منبع فصیح خوافی در نگارش روایتهایی است که در ذکر حوادث سال 386 ه .ق در مورد اسکافی و ماکان آورده است
۴۷۰۳.

یادکرد شخصیت های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در مجموعه «سرود سپیده» حمید سبزواری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۳۷۸
اشعار تقدیمی به شخصیت های پایداری در یادکرد، گرامیداشت، بزرگداشت و سوگ سروده یکی از موضوعات اصلی شعر دفاع مقدس است. در این مقاله مجموعه «سرود سپیده» حمید سبزواری در موضوع یادکرد شخصیت های پایداری انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مورد بررسی قرار گرفته است، سبزواری به خاطر بازگویی وقایع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، عنوان «پدر شعر انقلاب اسلامی» گرفته است، ایشان در بخشی از این مجموعه، اشعار تقدیمی برای شخصیت های انقلابی، رزمندگان و شهدای دفاع مقدس سروده است. در مورد امام خمینی(ره)، رهبر معظم آیت-الله علی خامنه ای، آیت الله مطهری، آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری، آیت الله بهشتی، رجایی و باهنر، حسین آیت و مصطفی چمران، شعر تقدیمی مستقل دارد و اشعاری نیز برای کل رزمندگان و شهدای دفاع مقدس سروده است، شعر تقدیمی در تکریم امام خمینی(ره) بیشتر از دیگر شخصیت-هاست. نتایج بررسی این اشعار نشان می دهد: سبزواری با زبان ساده و عاری از تکلف و عناصر بلاغی متداول در ادبیات، شعر تقدیمی سروده است، مشخصه زبانی و بلاغی، به کارگیری واژه های آرکائیسم، عرفانی و آرایه های تشبیه و تلمیح است که بیشترین فراوانی را دارد. اندیشه شاعر در توصیف شخصیت ها، مدح و ستایش، وصف پایداری، دلاوری، رشادت آنها و سوگ سروده میباشد. در اثنای این مضامین نیز پیروزی انقلاب اسلامی، قیام امام خمینی(ره) بر علیه طاغوت و ارزشمندی شهادت را آورده است
۴۷۰۴.

احتمال نقض غرض در تصحیح باغ فردوس الهامی کرمانشاهی (تأملی بر تصحیح منظومه حماسی و آیینی شاهدنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۲۹۸
شاهدنامه یا باغ فردوس، منظومه حماسی احمد بن رستم الهامی کرمانشاهی (م ۱۳۲۵ق.) درباره واقعه کربلاست و به گفته سراینده و داوری دیگران از ویژگی های «فارسی گرایی»، «پختگی» و «جامعیت» برخوردار است؛ ولی این ویژگی ها در تصحیح های موجود این کتاب دیده نمی شود. در این گفتار با بررسی شواهدی از تصحیح امید اسلام پناه (13۷۹) و علی انسانی (1381) نتیجه گرفته می شود که با همه دقت ستودنی و دغدغه والای ایشان، در هیچ یک از این دو تصحیح، متن نهایی باغ فردوس چاپ نشده، بلکه ویژگی های پیش گفته نقض شده است. این در حالی است که با توجه به گواهی میرزا محمدباقر خسروی، شاعر هم عصر الهامی، وی پس از پایان سرایش و حتی انتشار چند نسخه منتخب از باغ فردوس ، آن را بازبینی کرده است؛ بنابراین گویا باید گفت معتبر شمردن نگارش نخست منظومه در تصحیح اسلام پناه، سبب افزوده هایی مکرر و نابجا در متن ازجمله بخش «اضافه های داستان حضرت عباس» شده است؛ همچنان که انسانی نیز به سبب تصرف های گفته و ناگفته، متن چندان مطمئن و جامعی فراهم نیاورده است.
۴۷۰۵.

بررسی رجز در دو حماسه منثور و منظوم مختارنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۳۵۰
رجز یکی از شگرد های رزمی در جنگ و از عناصر مهم در نوع ادبی حماسه است و از گذشته های بسیار کهن در میدآنهای نبرد مرسوم بوده است. مختارنامه ها به دلیل پرداختن به شرح پهلوانی های قهرمانان و پهلوانانی که در انتقام از خون شهدای کربلا رشادت های بسیار از خود نشان داده اند، جزو آثار حماسی از نوع دینی مذهبی قرار می گیرند. پژوهش حاضر که به شیوه اسنادی- تحلیلی و بر مبنای مطالعه کتابخانه ای انجام شده است، در پی آن است که با بررسی رجز در مختارنامه عطاءالله بن حسام واعظ هروی و نسخه منظوم مختارنامه محمّدحسین خان بیگلربیگی قاجار دولو، به وجوه افتراق و اشتراک رجزهای این دو اثر بپردازد. مسئله اساسی این جستار این است که رجزها در مختارنامه های یادشده از چه جهاتی به هم شبیه اند و در چه زمینه هایی با یکدیگر فرق دارند و چه عناصر بلاغی در آنها به کار رفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تفاخر به نژاد و قدرت و توانایی خویش، تهدید و ایجاد رعب و وحشت، تحقیر حریف، هماوردطلبی، نبرد سران، نام گویی و نام پرسی، ترغیب و تشجیع سربازان از مهم ترین آنهاست که صاحبان اثر با به کارگیری تشبیه، استعاره، کنایه، اغراق و ضرب المثل، سعی در خیال انگیزی و جذب مخاطب نموده اند.
۴۷۰۶.

بررسی تطبیقی شبکۀ مفهومی و عناصر روایی دو رمان ژانر جنگ: وداع با اسلحه اثر ارنست همینگوی و زمین سوخته اثر احمد محمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۴۱۲
ژانرجنگ، نوعی ادبی است که بیش از آن که به جنگ و گفتمان غالبِ برآمده از پیامدهای تاریک و شوم آن بپردازد، ماهیت ادبیات ضد جنگ دارد و پیام آن صلح و دوستی است. دو رمان وداع با اسلحه، اثر ارنست همینگوی و زمین سوخته اثر احمد محمود، دو نمونه مناسب از ادبیات ضد جنگ در دو بافت موقعیتی متفاوت از دو نویسنده ایرانی و آمریکایی هستند که آیینه شفافِ نابسامانی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه درگیر جنگ به شمار می روند. بررسی تطبیقی این دو رمان و تحلیلِ شبکه مفهومی، عناصرساختاری و روایی آن ها، ما را به سنجش تطبیقی پیرنگ داستانی، کاربرد عناصر زبانی و سبکی و فرم و ساختار این دو رمان هدایت می کند. به رغم توانایی و قابلیت این دو رمان در ارائه هنرمندانه رویدادهای مربوط به جنگ، شیوه متفاوت روایت در رویکرد روایی دو نویسنده، شبکه مفهومی و درون مایه های آن ها و نیز عناصر ساختاری و پردازش داستانی و فرم، به اضطراب متن در زمین سوخته و وقار وآرامش در متن وداع با اسلحه انجامیده است و ازاین رو، اگرچه زمین سوخته، نمونه بومیِ درخور اعتنایی از ژانر جنگ به شمار می رود ولی وداع ب ااسلحه بر بلندای نوع ادبی رمان و در مرتبه ای فراتر از ژانر جنگ ایستاده است.
۴۷۰۷.

تقارن تصاویر (قرینه سازی پنهان) در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۳۴۴
استفاده هم زمان از چند عنصر زیبایی آفرین در سخن، پدیده ای است که در زبان فارسی سابقه ای طولانی دارد و در بحث های زیبایی شناسی با نام های «تزاحم تصاویر»، «تصویرهای مزاحم» و... از آن یاد شده است. این کار به دلیل آن که حجم ایماژهای متن را بیشتر از ظرفیت های زبانی آن می کند، ناپسند ارزیابی می شود و از اصالت شعر می کاهد، اما در شعر حافظ، بیت های بسیاری می توان یافت که در آن ها با وجود استفادة هم زمان از چند عنصر بدیعی بیانی در تصویرسازی، نه تنها تزاحم تصاویر پدید نیامده است، بلکه بر اثر هم گرایی تصاویر، معنای بیت چندلایه و زیبایی و خیال انگیزی آن افزون شده است. علاوه بر آن که درنهایت دو تصویر متقارن خلق شده که در نظر اول به چشم نمی آید. این هنرنمایی در شعر حافظ که ما آن را در مقابل اصطلاح تزاحم تصاویر، «تقارن تصاویر» نامیده ایم و از نگاه بلاغت پژوهان و شارحان حافظ دور مانده است، آنچنان مورد توجه حافظ قرار داشته که می تواند یکی از مشخصه های سبکی او به شمار آید. البته استخراج عناصرِ بدیعی بیانی یادشده، به شکل جدا از هم یا دوگانه در یک بیت، در شعر حافظ سابقه ای طولانی دارد، اما شکل تلفیقی آن ها به صورت منشوری که حداقل چهار وجه دارد و در نهایت دو تصویر موازی را شکل می دهد، برای نخستین بار است که معرفی می شود.  
۴۷۰۸.

استمرار دو آیین شاهنامه در میان فارسی زبانان افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۳۰۵
     آیین ها کارهای نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در جوامع انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فرا طبیعی انجام می شوند. در این مقاله به دو آیین که به نظر نگارنده از شاهنامه فردوسی به جای مانده است، پرداخته می شود. یکی از این آیین ها، آیین« مَختهَ سرایی» زنان قوم هزاره است. آنچه میان «مخته سرایی» و سوگواری در شاهنامه پیوند ایجاد می کند تنها شکل و نحوه سوگواری ها نیست، بلکه باور به جاودانگی فرد کشته شده، روحیه مبارزه طلبی وی در وقت زندگی اش، باور بازماندگان مقتول به اینکه فرد شهید، دفع شر کرده و نیکویی را می افزاید، بی گناه بودن فرد مقتول و حماسی و تراژیک بودن این سوگ سروده ها نیز پیوند مخته سرایی را با سوگ سرایی در شاهنامه استحکام می بخشد. موضوع دیگری که در این مقاله به آن پرداخته شده است، جهنده ای منسوب به حضرت علی (ع) است که هر سال در روز نوروز در زیارتگاه منسوب به حضرت علی (ع) واقع در ولایت بلخ افغانستان برافراشته می شود. در این تحقیق نشان داده شده است که این «جهنده» ربطی به حضرت علی (ع) نداشته و همان درفش کاویانی است که در شاهنامه از آن یاد شده است.
۴۷۰۹.

فرایند ادغام اشخاص حماسی - تاریخی ایران باستان در تاریخ اسلامی جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۴۵
گسترش مرزهای امپراتوری اسلامی تحوّلی در تاریخ نگاری اسلامی به وجود آورد. تاریخ  که بدواً تنها با حوادث حیات و فعّالیت های رسول اکرم (ص) سر و کار داشت، به یک روایت جامع از تاریخ جهان تبدیل شد. گزارش قرآن و کتب آسمانی دیگر در روایت حوادث بعد از طوفان نوح اساساً یکسان بود؛ زیرا تمام بنی بشر از بازماندگان نوح به شمار می رفتند. این گزارش باید با داستان های اقوامی که تحت تسلّط مسلمانان در آمده بودند هماهنگ شود تا از مجموع آن ها روایت جامعی از تاریخ عمومی جهان پدید آید. مورّخان مسلمان به ادغام داستان های ایرانیان و رومیان در تدوین تاریخ عمومی جهان پرداختند. در مورد ایران که تاریخ باستان خود را به صورتی بسیار منظّم حفظ کرده بود، شخصیت های داستانی ایرانی با شخصیت های تاریخ مذهبی اسلام هماهنگ شدند و از این هماهنگی روایت منسجمی از تاریخ جهان پدید آمد. مشابه این فرایند، هنگامی که رومیان به دین مسیح گراییدند، پیش آمده بود. در آغاز قرن چهارم میلادی مورّخان مسیحی روایات باستانی روم و یونان را در روایات تورات و انجیل ادغام کردند. بعد از سقوط امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی نیز بسیاری از داستان های پهلوانی فاتحان ژرمن در تاریخ جهانی مسیحیان پذیرفته شد. بنابراین، مرتبط شدن بعضی شاهان و پهلوانان ایران باستان با اشخاصی که در تاریخ مذهبی اسلام ذکر شده اند مطلب عجیب یا غیرمتعارفی نیست. در این مقاله شواهدی در اثبات این مطلب از تحقیقات مورّخان مسلمان و غیرمسلمان قدیم و جدید و متون کهن اسلامی و مسیحی عرضه شده است.
۴۷۱۰.

تحلیل کارکرد روایی وصف در لیلی و مجنون جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۳۹۶
شعرا در منظومه های روایی برای خلق روایت جذاب از دو سازه مهم روایت، روایتگری و وصف، استفاده می کنند. نظریه پردازانی چون توماشفسکی، بارت و ژنت تقابل این دو سازه را از جهت زمان متن و روایتگری، بررسی کرده اند. بر اساس این سه دیدگاه، هر روایت بازنمایی یک رخداد یا سلسله ای از رخدادهاست که زمان متن و کلام را دربردارد. در مقابل وصف، ابزار برجسته سازی و جنبه بدون زمان متن روایی است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، تقابل وصف و روایتگری با تکیه بر دیدگاه سه نظریه پرداز تحلیل شده است و به این پرسش پاسخ می دهد که رابطه وصف با روایتگری چه رابطه ای است و برای درک بهتر این رابطه، منظومه لیلی و مجنون جامی مبنا قرار گرفته است. در این منظومه اوصافی که به منظور شخصیت پردازی و فضاسازی به کاررفته است، بر اساس دیدگاه توماشفسکی، بن مایه آزاد و ایستای متن است و بر اساس نظریه بارت، نمایه خاص و آگاهاننده می شود. در دیدگاه ژنت، وصف از گزاره های هستی تشکیل شده است بنابراین اوصاف این منظومه کارکرد تزیینی و نمادین پیدا می کند. وصف بر اساس دسته بندی های سه نظریه، تأثیری در پیرنگ ندارد و در روایت و خصوصاً در روایت لیلی و مجنون، موجب ایجاد شتاب منفی می شود.
۴۷۱۱.

واسازی داستان اسکندر و فغستان براساس دیدگاه دیگربودگی جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۷۰
فارغ از پیام آشکار که بر پوسته هر متنی به نمایش درمی آید، گاهی گفتمان دیگری در ضمیر محتوا وجود دارد که نیت سازندگان متن را در حمایت از پوسته به چالش می کشد. در پرتو دگر خوانی و واسازی آثار، هزارتوهای تاریک، روشن و مفاهیم تازه ای ارائه می شوند. دو روایت فردوسی و ثعالبی از داستان «اسکندر و دختر پادشاه هند»، با تفاوتی معنادار در پایان بندی، داستانی آشنا از پیوند زناشویی دختر زیبای مغلوب با پادشاه فاتح است، اما در بررسی گفتمان ثانویه، سازوکارهای اِعمال قدرت بر بدن برجسته می شوند. این سازوکارها برخلاف تصور رایج، تنها تعذیب نیستند، بلکه علم النظر یا جمال شناسی نیز نوعی شبکه مراقبت تلقی می شود که با ورود زن از عرصه «دیگری» (خانه پدری) به حیطه «خود» (خانه همسر) پایان نمی یابد؛ بالعکس، زن آن هنگام که از آزمون بدن مندی که نهاد قدرت آن را تدارک دیده است، سربلند بیرون می آید، با عدول از هنجارهای جامعه پذیری، به مثابه تهدیدی برای تمامیت خواهی نظام حاکم به شمار می رود و طرد می شود. در این مقاله به شیوه تحلیلی توصیفی و با نگاه جامعه شناسانه، عناصر موجود در داستان مذکور واسازی شده اند و با بهره گیری از آرای اندیشمندان این عرصه به ویژه میشل فوکو به روابط متقابل سه عنصر «زیبایی»، «دانش»، و «قدرت» پرداخته شده است.
۴۷۱۲.

محتوای شناختی در عواطف (تحلیل مقایسه ای دو رمان سفر به گرای 270 درجه و در جبهه غرب خبری نیست)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۲۱۰
عاطفه از مؤلّفه های اصلیِ ادبیّت در آثار داستانی است و، بنا بر یافته های جدید در علومِ شناختی، دلالت بر آگاهی دارد؛ بدین معنا که رفتار عاطفی نمود و برایندِ دو عنصر آگاهی و احساسِ ملازمِ آن است؛ نه آنکه متأمّلانه یا آگاهانه باشد. در داستان ها، گونه زبانی و لحن و گفتار راوی و شخصیّت ها بیانگر نوع احساس و چگونگی درکِ آنان از پدیده ها و هستی است. از این رو، در این پژوهش، به منظورِ درک و دریافت محتوای شناختی و ارزشیِ گفتارها و رفتارهای عاطفی، دو رمانِ سفر به گرای 270 درجه و در   جبهه غرب خبری نیست مقایسه و تحلیل شده  است. این دو رمان نمونه هایی بارز برای تبیین کارکرد هم زمانِ عاطفه و اندیشه اند چراکه، با وجود همسانیِ متغیّرهای جانبی مانند سنّ و جنسیّت شخصیّت ها و فضای داستان و محرّک های آغازین و زاویه دید، این دو رمان اساساً، به دلیلِ تفاوت اندیشگانی، دو ساختار احساسی و شناختیِ متفاوت را در خصوصِ جنگ بازمی نمایانند. روش تحقیق، در این پژوهش، توصیفی    تحلیلی با استناد به ایده های فلسفیِ پدیدارشناختیِ اندیشمندان غربی و اسلامی است و بر آرا و نظریّات متفکّر یا مکتب خاصّی مبتنی نیست. در این تحلیل نشان داده شده است چگونه شخصیّت ها، در هرلحظه از مسیرِ داستان، تحت تأثیر نگرش و تجارب زیسته خود در مواجهه با یکدیگر، موقعیّت سخت جنگ، دوری از خانواده، بی خوابی، گرسنگی و در نهایت مرگ، حالات و رفتارهایی متفاوت از خود بروز می دهند. در رمانِ در   جبهه غرب خبری نیست ، که اثری است منحصربه فرد، به دلیلِ آمیختگی با تحلیل های تند درباره انسان و هستی، شخصیّت ها در سیر تحوّلات شناختی و عاطفیِ خود به پوچی و نافرجامی می رسند؛ درحالی که در  سفر به گرای 270 درجه که اثری واقع گرا و ملایم است  جریان شناختی، در عواطفی تعالی جویانه، ذهنیّتی از بلوغ و تکامل شخصیّت ها را در مخاطب ایجاد می کند.
۴۷۱۳.

مواجهه قهرمان با "لامیا" در پویانمایی گیسوکمند و فیلم آهوی پیشونی سفید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۵۲
مواجهه ی قهرمان با «لامیا» در پویانمایی گیسوکمند و فیلم آهوی پیشونی سفی سمیرا بامشکی* بهاره رفاهی** چکیده «لامیا» یکی از اساطیر یونان است که طی ماجرایی به هیولا تبدیل می شود. «لامیا» پس از تبدیل شدن به هیولا در مکان های دورافتاده، تاریک و مرطوب زندگی می کند و به کودکان آسیب می رساند. در این پژوهش به بررسیِ اسطوره ی کهنِ «لامیا» به عنوان یک هیولا-زن از نظرگاه یونگی و قهرمانِ مقابل «لامیا» از نظرگاهِ سفر قهرمانِ کارل پیرسون در پویانماییِ گیسوکمند و فیلم آهوی پیشونی سفید یک، دو و سه می پردازیم. دو پرسش اصلیِ این جستار این است که چرا «لامیا» در داستان ها ظهور می یابد؟ و قهرمان چگونه می تواند بر آن فایق آید؟ همچنین هدف از این جستار نشان دادن ارتباط میان داستان ها و روان بشر و مسائل عمیق بشری است که گاه ممکن است به صورت هیولا در داستان ظاهر شوند. بر پایه ی نظرگاه روان شناسیِ یونگی، ظهور «لامیا» در این دو داستان، می تواند نمایان گر عقده ی مادری باشد. یونگ عقده ی مادری را نوعی اختلال در روان معرفی می کند که در دوره ی کودکی و در ارتباط با مادر در روان کودک شکل می گیرد. در این دو داستان قهرمان پس از مواجهه با لامیا که در اینجا در نمادِ «آگاهی از نقص وجودی انسان» است، وارد مسیر سفر قهرمانی می شود و در پایان نه تنها بر این نیمه ی تاریک وجود خود غلبه می یابد و به سعادت دست پیدا می کند، بلکه در نقشِ حامی به دیگران نیز کمک می کند. * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد bameshki@.um.ac.ir (نویسنده ی مسئول) ** دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان refahibahare@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 14/7/1399 تاریخ پذیرش مقاله: 6/7/1400 1. Rapunzel
۴۷۱۴.

Ethical Telling and the Aesthetic Told: Ethical Narratology of Arundhati Roy’s "The Ministry of Utmost Happiness"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۴ تعداد دانلود : ۷۱۰
The present study seeks to argue the ethical values of the narrative strategies in The Ministry of Utmost Happiness, a post-postmodern novel by the Indian author Arundhati Roy. To carry out the research, the prominent features of James Phelan’s rhetorical theory of narrative and Charles Taylor’s ethical philosophy are examined. By applying such interdisciplinary approaches, the researchers investigate the characters' ethical positions in their quest for "authenticity" and "recognition" by focusing on the novel’s "ethics of the told" and "ethics of the telling." The study indicates the characters' attempt to reach full awareness of their in-depth inclinations and their quest to achieve an authentic self. Living in India's multicultural context, though suffering from non-/mis-recognition by others, Roy’s major characters can become authentic, free, and fulfilled through seeing the world and its people out of pure love for collective goodness. Eventually, highlighting the aesthetic strategies and authorial creativity provides a horizon to comprehend the different outlooks towards the ethical values and commitments that circulate freely within the novel's narrative world.
۴۷۱۵.

The Levinasian Responsible Subject’s Breaching the Face’s Command: An Inversion of the Master-Slave Relationship in Margaret Atwood’s "MaddAddam" Trilogy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۳۶۹
In accordance with Emmanuel Levinas’s ethics, the interconnection between the subject and its Other is equated with the master-slave relationship, which is not by any means absolute. This article aims at illustrating an oscillating state of master-and-slave relation with regard to Levinas’s ethics in Margaret Atwood’s MaddAddam trilogy. The Face of the Other becomes a ‘poor master’ who needs help and yet gives a serious order to the subject, one that he should obey. Subsequently, the Other deprives the subject of his/her wealth, thus overcoming its own poverty; therefore, the Other as a ‘poor master’ and the subject as a ‘wealthy subject’ constitute an ethical relationship. Founding the argument on the above-mentioned Levinasian principles, this paper approaches the altruistic intentions of Atwood’s post-apocalyptic characters, and inspects how the post-apocalyptic world of her MaddAddam trilogy is ultimately orientated towards, if not also predicting, a return to now bygone humanistic, ethical and communal society.
۴۷۱۶.

روش شناسی نگارش تذکره منظوم نوروز و جمشید اثر رشحه اصفهانی و بررسی دلایل دخالت داستان در تذکره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۳۸
در عصر قاجار چند تذکره منظوم با زمینه های ادبی و داستانی نوشته شد. یکی از این تذکره ها نوشته میرزا محمدباقر رشحه اصفهانی از سخنوران بنام اصفهان و یزد است. این تذکره از دو نظر برخلاف روش های تذکره نویسی فارسی است؛ نخست آنکه منظوم است و دوم اینکه در خلال یک داستان نوشته شده است و به همین سبب می توان آن را تذکره ای ضمنی دانست. در این پژوهش به دلایل توجه رشحه به داستان پردازی و پیچیدن تذکره در لفافه داستان پرداخته شده و ضمن نقد این داستان تذکره، برخی خطاهای شناختی آن بیان شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد رشحه اصفهانی ضمن اطلاع از اوضاع ادبی منطقه مرکزی ایران در عصر خود، کوشیده است هنجارهای متداول تذکره نویسی عصر قاجار را نادیده بگیرد و داستان را مانند چاشنی در آن دخالت دهد. از آنجا که به خاطر سپردن متن منظوم از منثور بسیار ساده تر است، رشحه اصفهانی داستان منظوم را دست مایه ای برای نوشتن تذکره کرد تا زمینه بهتری برای جذب مخاطب و ماندگارکردن اثر خود فراهم کند. او با اختصار در ترجمه حال شاعران سبب شد بسیاری از سخنوران گمنام و کم نام معاصر او از یادها نروند؛ نیز گاهی تنها منبع شناخت برخی شاعران یزد، اصفهان، فارس و برخی دیگر از مناطق ایران همین تذکره است.
۴۷۱۷.

بررسی موقعیت های روایت شنو در حکایت های شرح تعرف (با تکیه بر الگوی ژپ لینت ولت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۴۲۲
ساختارگرایی نظریه ای است که به شناخت، مطالعه و بررسی روایت ها براساس قواعد و الگوهایی که ساختار بنیادین آنها را به وجود آورده است، می پردازد. طرح در هر داستان یکی از اساسی ترین عناصر روایت و مهم ترین جزئی است که در تحلیل های ساختارگرایان مورد واکاوی قرار می گیرد. ژپ لینت ولت(2018) بر این عقیده است که در هر داستان یک گفتمان روایی بر محور وجوه روایت وجود دارد. در شرح تعرف مستملی بخاری با تکیه بر جایگاه روایت شنو سه گونه روایت با پیام های مختلف در جهان داستان شرح تعرف شکل گرفته است. بر همین اساس در این پژوهش برآنیم تا با تکیه بر الگوی لینت ولت و با تمرکز بر جایگاه روایت شنو به تحلیل ساختار و معنا در جهان داستان حکایت های این کتاب بپردازیم. نتایج پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای فراهم آمده، نشان می دهد که با تکیه بر نظریه لینت ولت در جهان داستان این کتاب سه گونه روایت مختلف وجود دارد به طوری که هر یک از آن ها دارای یک گفتمان روایی خاص است.
۴۷۱۸.

تقسیم بندی ژانر های دهه هفتاد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۹۲
طبقه بندی و تحلیل ژانرهای شعر فارسی از بحث های مهم ادبی است. در دهه هفتاد ایران حضور هم زمان سه شاخه مستقل آمریکاگرایان، اروپاگرایان و آوانگاردیست های بازگشتی را با خاستگاه متفاوت شاهدیم که هر کدام از اینها نقش مهمی در هدایت فکری و ذوقی شعرا و نویسندگان دهه هفتاد و ادوار بعد از آن داشته و دارند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای، این سه گرایش شعری را به تفکیک ژانرهای منشعب بررسی کرده است. آمریکاگرایان، با رضا براهنی و جریان پسامدرن در ایران اعلام حضور کردند. «شعر زبان» براهنی، «پسانیمایی» علی باباچاهی و شاگردان کارگاه براهن، همچنین شعر «متفاوط» محمد آزرم در دهه هشتاد در این گروه اند. اروپاگرایان با دو شاخه غزل و شعر آزاد در این دوره فعال بودند. در شاخه غزل با سیمین بهبهانی بنیان گذار «غزل نو»، «غزل داستان» و «غزل روایی» و هم چنین جریان شاگردان او در «غزل فرم» با محمدسعید میرزایی، آرش آذرپیک، هومن عزیزی، امیر مرزبان و...، در شعر آزاد، جریان «شعر حرکت» ابوالفضل پاشا از پیروان مکتب باروک در این گروه است. آوانگاردیست های بازگشتی، با آغاز عریانیسم و اعلام هزاره عریانیسم در تاریخ اندیشه، به همراه بنیان گذار آن، آرش آذرپیک به عرصه آمدند. حاصل نگرش آرش آذرپیک، ژانرهای متنوعی اعم از «واژانه»، «غزل مینی مال»، «فراشعر»، «فرافرم»، «نوقلندرانه» و بیش از سی ژانر دیگر تا لحظه اکنون می باشد. از پیروان نحله ادبی فلسفی آرش آذرپیک می توان به طاهره احمدی، آسو اوستا، هنگامه اهورا، ستی سارا سوشیان، رابعه شمس، زرتشت محمدی، نیلوفر مسیح، آریو همتی، شهریار میرزاپور و...  اشاره کرد.
۴۷۱۹.

اسم های خاص «باد» در مثنوی معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۷ تعداد دانلود : ۳۸۴
مثنوی معنوی به عنوان برجسته ترین منظومه عرفانی ادب پارسی و یکی از آثار شاخص دوره سبک عراقی، واژگان عربی فراوان دارد. بسامد بالای لغات تازی در این اثر به گونه ای است که باید آن را از مختصات سبکی و مؤلفه های زبان شعری مولانا در مثنوی دانست. مولانا با شناختی که از ظرفیت های معنایی واژگان عربی دارد، از آن ها برای خلق و بیان معانی عرفانی و اخلاقی متعدد بهره بسیار جسته و بدین طریق کمبود واژه های فارسی در زمینه بیان اندیشه های گوناگون و والای خود را جبران نموده است. «باد»، یکی از واژه های مثنوی است که از رهگذر نگاه خاص مولانا به عناصر طبیعت و استفاده حداکثری از آن ها در آفرینش معانی عرفانی و اخلاقی، بسامد بالایی پیدا کرده و اسامی خاص متعددی نیز برای آن به کار رفته است. این پژوهش که شیوه ای توصیفی- تحلیلی دارد و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت می گیرد، اسم های خاص باد در دفترهای شش گانه مثنوی معنوی را کاویده است. دستاورد پژوهش نشانگر این است که مولانا در مثنوی، برای باد، 7 اسم خاص را استفاده کرده که همگی مأخوذ از زبان عربی است. این اسم ها بر حسب فراوانی بیشتر، مشتمل بر صبا (18 بار)، صَرصَر (12 بار)، نسیم (8 بار)، سَموم (7 بار)، ریح (6 بار)، دَبور (5 بار) و شَمال (3 بار) است. هر کدام از این اسامی خاص باد در مثنوی، معانی ثانوی متعدد دارند که از میان آن ها صبا با 13 و شمال با 2 معنای ثانوی، دارای بیشترین و کمترین نقش ها و کارکردهای معنایی در مثنوی هستند.
۴۷۲۰.

ساختار شناسی تطبیقی «اضافه» و کارکردآن در دستور زبان عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۳۲۲
«اضافه» در زبان، عبارت است از اسناد یک اسم به اسم دیگر به قصد فایده ای همچون تعریف، تخصیص، تخفیف و توضیحات مختلف دیگری که حسب نیاز لفظ مضاف، پدید می آید. در ترکیب اضافی، اسم دوم را متمّم اسم اول دانسته اند و براساس نیازی که در لفظ نخست وجود دارد، فایده و حتّی نوع اضافه مشخّص می شود. این فایده در زبان عربی زیر عنوان های «تعریف»، «تخصیص»، «تخفیف» و «فرار از قُبح» مطرح شده است؛ امّا در زبان فارسی، با عنوان کلّی «متمّم» از آن سخن رفته است که به انواع مختلفی تقسیم می شود. بی شک، ترکیب های اضافی، صرف نظر از نوع آن ها، نقش مهمّی ازلحاظ معنی سازی در جملات دارند و کمترین کوتاهی در درک رابطه دوطرف اضافه و نقش معنی سازی آن ها در ساختار کلّی عبارت، در فهم و درک معنا اختلال جدّی ایجاد می کند. نوشتار پیش رو که به روش تحلیلی - توصیفی انجام پذیرفته و انواع ترکیب های اضافی را در زبان عربی و فارسی بررسی کرده است، روشن ساخته که ترکیب های اضافی در هردو زبان فارسی و عربی، با همه تفاوت هایی که ازنظر تعریف و مصداق دارند، در بسیاری جنبه ها باهم مشترک هستند و کارکردی مشابه دارند؛ همچنین در پژوهش حاضر روشن شد که در برخی موارد از مباحث نظری، اضافه در فارسی متأثّر از زبان عربی بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان