از ابتدای قرن نوزدهم ادبیات دوره رمانتیک فرانسه‘ که به ادبیات رمانتیک انگلیسی نزدیک بود و این مراتب هم بطور متقابل بود‘ متوجه ادبیات جوان آمریکا و مؤلفین نوپرداز وگاه نامتعارف آن میشود ونسبت به آن شور و شوق وافری از خود نشان می دهد و حتی معرف آن در اروپا میشود. مقاله حاضر به بحث و بررسی این روند و نیز اهمیت آن بر ادبیات فرانسه می پردازد ودر این رهگذر ملاحظاتی چند در خصوص شناخت و تأثیر ادبیات شرقی را‘ که موجد و بانی آن نیز خاورشناسان بوده اند‘ ارائه میکند. جادارد که زمینه اخیر ‘ که بیشتر در رساله های دانشگاهی غرب مورد بررسی و تحقیق بوده است ‘ در کشور ما نیز جایگاه مختص خود را بیابد و اهمیتی را که شایسته آن است کسب کند.
سعدی و حافظ، دو شاعر بزرگ ایران و جهانند که در شعر فارسی عصر خویش و همه دورانها، تاثیری همیشگی، پایدار و همه جانبه داشتهاند و لطف و ذوق ایرانی و معنای شعر ناب فارسی و وسعت نفوذ شعر را در جامعه و پیوند شعر و زندگی را در سخن خورشیدی خود، جاودانه به تماشا گذاشتهاند. بیآنکه بتوان فضل تقدم و راهگشایی دورانساز سعدی را فراموش کرد، این مقاله سعی دارد که سعدی و حافظ را در همانندیها و تفاوتهای دورانی، شیوههای هنری و فکری آنان بهتر معرفی کند.
سعدی شاعر عصر سلغریان (اتابکان فارس) است و با هشت تن از فرمانروایان این دودمان معاصر و بلکه معشر بوده است. از جمله این هشت تن اتابک سعد پسر زنگی است که سعد اول به شمار میآید. دیگری سعد پسر ابوبکر پسر سعد زنگی است که نوه سعد اول است و سعد دوم محسوب میگردد. از آنجا که عنوان و تخلص سعدی محل بحث و گفتگو میان محققان بوده و بعضی بر این باور هستند که شاعر پرآوازه شیرازی به دلیل ارادت و علاقه به سلغریان از یکی از دو سعد یعنی سعد اول یا دوم تخلص خود را گرفته است. این مقاله در صدد است تا از منظر رابطه سعدی با سلغریان این نکته را بررسی کند و در این راستا تلاش خواهد کرد تا مناسبات درونی سلغری را نیز مورد موشکافی قرار دهد.