ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۶۱.

ظرفیت های پرسش انکاری برای اثرگذاری بر مخاطب در امثال و حکم دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
پرسش انکاری نوعی پرسش بلاغی است که در زبان و ادبیات کاربرد فراوان دارد و سخنوران به مقتضای حال، برای اقناع مخاطب از آن استفاده می کنند. کاربرد پرسش انکاری در کتاب امثال وحکم دهخدا نیز چشمگیر است، به طوری که بیشترین درصد پرسش های بلاغی در این کتاب از نوع انکاری است و افزون بر این، پرسش های انکاری در مقایسه با دیگر پرسش های بلاغی ویژگی های خاصی دارد. با توجه به این دو نکته، این تحقیق درصدد پاسخ به این سؤال است: پرسش های انکاری برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب، با کدام شیوه های بیانی و معنایی تقویت شده است؟ این تحقیق از نوع کتابخانه ای است که با شیوه توصیفی و تحلیلی ارائه می شود و برای تحلیل یافته های پژوهش از مبانی علم بیان و معانی و همچنین در مواقعی از مبادی علم منطق استفاده خواهد شد؛ زیرا چنان که شواهد استخراج شده از کتاب امثا ل وحکم نشان می دهد، پرسش های انکاری قدرت تأثیر کافی برای تأکید جمله انکاری را دارد؛ بدین دلیل که پرسش های انکاری، با امکانات بیانی ازجمله تمثیل، تلمیح و مذهب کلامی همراه شده است و از سوی دیگر، محتوای برخی پرسش های انکاری در امثال وحکم از نوع مواد قیاس به ویژه مقبولات، متواترات و مشهورات است و به همین دلیل قدرت اقناع کنندگی خاصی دارد.
۲۶۲.

تحلیلی بر تشابهات پنهان در دو داستان «داش آکل» و «رستم و اسفندیار»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۰
صادق هدایت (1281- 1330 ش)، از شخصیت های ادبی نامدار ایران در دوره معاصر است که فعالیت های ادبی او صرفاً به یک حوزه خاص از ادبیات محدود نمی شود، بلکه او در حوزه های گوناگون ادبی، به صورتی جدی به فعالیت پرداخته و در هر حوزه، آثاری نفیس آفریده است. این شخصیت ادبی، به سبب گرایش شدیدی که به فرهنگ و ادبیات کهن ایران داشته است، مطالعات درخوری در آن انجام داده است و حاصل آن تألیفات و ترجمه های چندگانه ارزشمندی است که در این رابطه پدید آورده است. علاوه بر این، آشنایی عمیق صادق هدایت، با مبانی گوناگون ادبیات گذشته ایران، به او این امکان را داده است که از آن ها، برای غنای آثار داستانی خود، استفاده کند. «داش آکل»، داستانی کوتاه از صادق هدایت است که در مجموعه داستان «سه قطره خون» (1311)، منتشر شده است. این داستان، از جمله آثار داستانی صادق هدایت است که در آن، تأثیرپذیری این نویسنده، از ادبیات گذشته ایران، خاصه داستان «رستم و اسفندیار»، از کتاب «شاهنامه» (400 ه . ق)، سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی (329- 416)، قابل ملاحظه است. در این پژوهش که توصیفی- تحلیلی است و داده های آن از اسناد و منابع کتابخانه ای تهیه شده، داستان داش آکل صادق هدایت با داستان رستم و اسفندیار شاهنامه فردوسی، مورد مقایسه قرار گرفته است، تا تشابهات میان آن ها مشخص شود. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که داستان داش آکل، تشابهات اساسی و فراوانی با داستان رستم و اسفندیار دارد که مهم ترین آن ها در متن پژوهش، در قالب دو عنوان بررسی و تحلیل شده است.
۲۶۳.

تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۶۱
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.
۲۶۴.

بررسی کارکرد و تحول حماسه در رمان های تاریخی از 1284 تا 1332 شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
داستان ها و اندیشه های حماسی ظرفیت هایی دارد که بخشی از آن جنبش های مقاومت انقلابی و رهایی بخش را تغذیه می کند و پاره ای دیگر در خدمت نظام های ضدبشری و دیکتاتوری و انواع بنیادگرایی درمی آید. ظرفیت حماسی داستان های ایرانی، به اقتضای هردوره، گاه درقالب منظومه های حماسی، گاه در لابه لای صفحات آثار تاریخی و گاه درقالب رمان ها و داستان های تاریخی ظهور یافته است. رمان تاریخی، به مثابه یکی از انواع ادبی نو ظهور در دوره قاجار، پیوستگی عمیقی با روایات و اندیشه های حماسی دارد و نویسندگان با اهداف و شیوه های گوناگون از آن بهره برده اند؛ بنابراین، انجام پژوهشی با هدف بررسی اهداف نویسندگان، چگونگی کاربرد و حتی تحولات راه یافته به حماسه و اندیشه های حماسی در این آثار ضروری است. یافته های پژوهش حاضر، که با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی و مقایسه ای به دست آمد، به این شرح است: 1. در رمان های تاریخی دوره نخست (1300-1284)، با توجه به خطر نابودی هویت ایرانی دربرابر بیگانگان، نویسندگان با نگاهی آموزشی درپی ترویج اندیشه های حماسی برای ایجاد روحیه مقاومت، اتحاد و دفاع از سرزمین بوده اند؛ 2. در آثار دوره دوم (1320-1300)، عنصر حماسه چون ابزاری در خدمت دربار و بیان اندیشه های ملی گرایانه پهلوی اول قرار دارد؛ 3. دوره سوم (1332-1320)، تحت تأثیر ورود متفقین به ایران و تزلزل دربار، اندیشه های حماسی دچار رکود می شود و داستان ها و قهرمانان عیار جای اندیشه های حماسی و پهلوانان حماسی را می گیرند.
۲۶۵.

تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۷
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.  
۲۶۶.

تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۲
تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی چکیده این پژوهش با رویکرد روایت شناسی ژرار ژنت در مبحث کانونی سازی و نظریه مکمل مایکل تولان درباره وجوه سه گانه کانونی سازی به مقایسه فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلم اقتباسی شهرام اسدی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق این است که دو رسانه نوشتاری و سینمایی چگونه از طریق کانونی سازی داستان را روایت کرده اند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و داده ها از بررسی صحنه ها و گفت وگوهای اصلی دو متن استخراج شده است. نتایج نشان می دهد در فیلمنامه  روز واقعه، کانونی سازی بیشتر بر پایه گفت وگوهای پرسش محور، جابه جایی مداوم میان کانونی سازی بیرونی و درونی، و ارجاعات مکرر به پیش واقعه ها شکل گرفته است. این شیوه، شخصیت شبلی را در مسیر تردید تا کشف حقیقت در مرکز توجه قرار می دهد. در مقابل، فیلم «روز واقعه» با بهره گیری از زبان تصویر، نمادهای بصری (مانند بیابان و راه های بی انتها) و میزانسن های آیینی، کانونی سازی را از سطح گفتار به سطح دیداری منتقل کرده است. بدین ترتیب، فیلم بر تنهایی و سرگشتگی شبلی تأکید بیشتری دارد و تجربه عاطفی و حسی مخاطب را پررنگ تر می سازد. در مجموع، مقایسه دو رسانه نشان می دهد که فیلمنامه بیش از هر چیز به تحلیل مفهومی و ایدئولوژیک واقعه متکی است، در حالی که فیلم با استفاده از امکانات سینما، کانونی سازی را به عرصه ادراک حسی و تجربه بصری می کشاند و بدین گونه، تأثیر عاطفی و دراماتیک روایت را به واسطه درهم تنیدگی بیشترِ کانونی سازی بیرونی و درونی، افزایش می دهد.
۲۶۷.

تقارن آینه ای در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۲
تقارن یکی از مفاهیم مهم در ادبیات است که در ایجاد انسجام و هماهنگی در آثار ادبی اهمیت بالایی دارد. این مقاله با نگاهی نو به بررسی تقارن از دیدگاه بلاغی پرداخته و مبنای تعریف خود را با توجه به خاستگاه اصلی آن بر اساس علم ریاضی بنیان نهاده است. تقارن در ریاضیات به معنای یکسان شدن تصویر یک شیء با خود آن تحت یک تبدیل خاص است که شامل سه اصل مهم تبدیل، ساختار و حفظ کردن می باشد. در ادبیات نیز همانند ریاضی می توان تقارن را به چهار دسته تقسیم کرد: چرخشی، محوری، انتقالی و تجانسی. این تقارن ها در ایجاد تناسب و توازن ساختار یک اثر ادبی، به ویژه در شعر، نقش حیاتی دارند. به همین دلیل این پژوهش، تقارن آینه ای یا محوری را در غزلیات حافظ تحلیل می کند و نشان می دهد که حافظ با بهره گیری از آرایه های بلاغی مانند تشبیه، تصاویر خاصی در مصراع ها خلق کرده و در مصراع های بعدی این تصاویر را بازتاب می دهد، به گونه ای که مصراع دوم تصویر متقارن مصراع اول است یا به کمک آرایه هایی مانند تضاد، لف و نشر، ترصیع و تصدیر، تقارن لفظی و معنایی ایجاد کرده است که در چارچوب تقارن آینه ای قرار می گیرد. مجموعه ای از این آرایه ها باعث می شوند که شعر حافظ دارای فرم های متوازن و متقارن باشد و از نظر معنایی و صوری جلوه خاصی پیدا کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که تقارن آینه ای به ایجاد زیرلایه های پنهان معنایی کمک می کند و به انسجام ساختار اشعار او و زیبایی آنها می افزاید و یکی از معیارهای زیبایی شناسی و تصویرسازی حافظ است.
۲۶۸.

تحلیل معنایی واژه کلمه و شمول معنایی آن بر مدلولات واژه «زبان» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
مفهوم «زبان» و «ارتباط» در قرآن کریم از طریق شبکه درهم تنیده ای از واژگان نظیر «لفظ»، «قول»، «لسان»، «بیان» و «کلمه» ترسیم شده است که هر یک بار معنایی ویژه ای دارند. تاکنون پژوهش های انجام شده در این حوزه، اغلب یا به بررسی تک واژه ای این مفاهیم پرداخته اند و یا مقایسه ی خود را به دایره محدودی از واژگان (مانند کلمه و قول) منحصر کرده اند؛ ولی در این پژوهش تلاش شده است تا با نگاهی جامع و نظام مند، میدان معنایی واژه محوری «کلمه» در کنار تمام واژگان هم حوزه (شامل لسان، لفظ، قول، بیان و لغت) واکاوی شود. اهمیت این تحقیق در عبور از تعاریف رایج نحوی و آشکارسازی لایه های عمیق وجودی زبان در منطق وحی است.این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین منطقِ گزینش های خاص واژگانی در قرآن و تعیین حدود معنایی هر واژه می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عدم به کارگیری واژه «لغت» برای مفهوم زبان در قرآن و هم ریشگی آن با «لغو» (سخن بیهوده)، نشان دهنده دقت در انتخاب واژگان جهت مند است. همچنین مشخص شد واژگانی چون «لفظ» (بعد صوتی)، «لسان» (ابزار مادی) و «قول» (گزارش گفتار)، مفاهیمی محدود هستند که در ذیل دایره ی وسیع «کلمه» تعریف می شوند. نتیجه آنکه «کلمه» در هندسه معرفتی قرآن، دارای شمول و سیطره معنایی است و حقیقت آن «ابراز مافی الضمیر» می باشد که گستره ای وسیع از «کلام مادی» تا مراتب «عقلی»، «حقایق تکوینی» و «عینی» مانند وجود عینی مسیح علیه السلام و «وحیانی» را در بر می گیرد و جامع ترین مفهوم ارتباطی در قرآن محسوب می شود؛ امری که زیربنای واژگانی لازم برای استقرار «نظریه علم الکلمه» را فراهم می آورد.
۲۶۹.

ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
۲۷۰.

بازتعریف و گونه شناسی "اسلوب حکیم" بر پایه نظریه ربط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۱
در سنت بلاغت اسلامی "اسلوب حکیم" به عنوان صنعتی که مبتنی بر خروج آگاهانه از مقتضای ظاهر در بستر گفتگوست، جایگاهی مبهم و چندپاره دارد؛ به ویژه در بلاغت فارسی نه تنها مرز آن با صناعات مشابه روشن نشده، بلکه شاهد فقر شاهدمثال و غفلت نظری در تبیین جوانب بلاغی آن هستیم. این مقاله نخست با روشی تاریخی-تحلیلی، به بازخوانی جایگاه و تعریف اسلوب حکیم در منابع کهن بلاغی می پردازد و وجوه افتراق آن با صنایع مشابه را تبیین می کند. در گام بعد، بر اساس مبانی نظریه ربط اسپربر و ویلسون "خروج از مقتضای ظاهر" به عنوان عنصر محوری اسلوب حکیم در چهار سطح استنتاجی بازتحلیل شده است: 1) بازخوانی تفسیر صریح؛ ۲) تضاد میان تفسیر صریح و دلالت ضمنی؛ ۳) تحمیل استنتاج ضمنی بر مخاطب؛ و ۴) بازنمایی انتقادی مفروضات دایره المعارفی یا هنجاری. رویکرد پژوهش کیفی و توصیفی -تحلیلی است و نمونه ها با روش نمونه گیری هدفمند از متون کلاسیک فارسی به ویژه گفتگوهای طنزآمیز و عرفانی استخراج شده اند. برخلاف منابع بلاغی سنتی که شواهد معدود و صرفاً عربی ارائه می دهند، این پژوهش نشان می دهد که ادب فارسی، به ویژه در گفتگوهای حکیمانه، مملو از کاربست های خلاقانه اسلوب حکیم است. تحلیل ربط محور این نمونه ها، علاوه بر ارائه گونه شناسی دقیق و نو، ظرفیت های شناختی - بلاغی این صنعت را در ایجاد اثرات شناختی در ذهن، مدیریت موقعیت های پرتنش و تولید و تعدیل بینش مخاطب نشان می دهد.
۲۷۱.

کانون ادبی: تکوین، تعریف و طبقه بندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۹
این پژوهش به بررسی جایگاه و کارکرد لایه های چهارگانه زیست بوم، جغرافیای اقتصادی، جغرافیای سیاسی و جغرافیای فرهنگی، به عنوان زیرساخت های تکوین کانون ادبی در تاریخ ادبیات می پردازد. زمان و مکان (فضا) دو رکن اساسی در پژوهش های تاریخ ادبی است. تشکیل نهادها و تجمع شخصیت های ادبی، بدون در نظر گرفتن فضا، ناممکن است. گردهمایی گویشوران زبان در زمان و مکان مشخص، موجدِ مرکزیت نهادهای آموزشی، فرهنگی و ادبی است که از آن با نام «کانون ادبی» نام برده اند. مورخان ادبی همواره از مکانِ برآمدن و بالیدنِ شخصیت ها و رخدادهای ادبی نوشته اند و این اصطلاح در نگاه نخست، ساده به نظر می رسد؛ اما ماهیت و کیفیتِ شکل گیری آن همچنان مبهم است. نوشتار حاضر، در پیِ یافتن الگویی روشمند برای مطالعه هستی شناسی کانون های ادبی، پرسش هایی پیشِ رو دارد که محورهای آن در این مقاله عبارت است از: 1. چیستی و چگونگی تکوین کانون ها؛ 2. ویژگی های کانونی بودن؛ 3. معیارها و گونه شناسی کانون های ادبی. ایده محوری این مقاله در چگونگیِ تشکیل کانون ها، «لایه نگاریِ» جغرافیایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تکوین کانون ادبی، نیازمند زیرساختی چهارلایه ای در محدوده مکانی مشخصی است. برهم کنش این لایه های چهارگانه می تواند موجب و موجد تشکیل سه گونه کانونِ ادبی «سرزمینی، منطقه ای و شهری» باشد. دستاوردها همچنین گویای فاعلیت و کنشگری کانون ها در فرایند آفرینش ادبی است؛ یعنی کانون ادبی، فقط یک اقلیم یا فضای فیزیکی بسته و خنثی نیست که فقط محل اجتماع شاعران و نویسندگان و رویدادهای ادبی باشد، بلکه کانون ادبی، زِهدان زمان و شخصیت هایی است که از آن تغذیه می کنند، در آن می بالند و فضایی فعال است که به عنوان یک فاعل گفتمانی، پیوسته کنشگری می کند؛ حتی هنگامی که مرکزیت یا موجودیت خود را از دست می دهد و در کانون های ادبی دیگر استحاله می شود و حیات آن ادامه می یابد.
۲۷۲.

بررسی تاریخ تحول فرم در شعر فارسی تا عصر نیما براساس نظریه تاتارکیویچ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
امروزه طیف گسترده ای از منتقدان و پژوهشگران ادبی بر سر این تعریف از ادبیات توافق دارند که ادبیات چیزی جز فرم نیست و تنها فرم است که می تواند آثار ادبی را از آثار غیرادبی جدا کند. بنابراین شناخت ادبیات، تاریخ تحولات ادبی، و مطالعات نقد ادبی بیش از هر چیز به شناخت فرم ادبی و آگاهی از تحولات فرم های ادبی وابسته است. پژوهش های سنتی در شعر فارسی، به رغم دقت گسترده و جزئی در مطالعه عناصر فرم ساز یا هنرسازه ها، به مفهوم فرم به عنوان عنصر اساسی شعر بی توجه بوده اند. مطالعات ادبی در ایران همواره دچار ضعف های علمی بنیادینی بوده و کمک چندانی نیز به تحول شعر فارسی نکرده است. به همین سبب در این مقاله تلاش می شود با بهره گیری از نظریات فرم شناس بزرگ لهستانی، ووادیسواف تاتارکیویچ، که از بهترین پژوهش ها در مقوله فرم است، تا حدی مفهوم فرم ادبی و سیر تحول فرم های ادبی در شعر فارسی تا نیما را نشان داده شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد که می توان تاریخ تحول شعر فارسی را از منظر فرم به خوبی بررسی کرد و فرم های شعر فارسی نیز تقریباً با تقسیم بندی تاتارکیویچ از تاریخ فرم هنری همخوانی دارد.
۲۷۳.

خوانش امر روزمره در سروده های فروغ فرخزاد بر مبنای سه گانه فضایی هانری لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۹
این پژوهش با هدف تحلیل امر روزمره در شعر فروغ فرخزاد از منظر نظریه تولید فضای هانری لوفور سامان یافته است.پرسش اصلی تحقیق آن است که چگونه شعر فروغ از بازنمایی منفعل امر روزمره، به خلقی آگاهانه و زیسته از فضا و زندگی روزمره گذر می کند.از آنجایی که نظریه لوفور در سه سطح«فضای ادراک شده»،«فضای تصور شده»و«فضای زیسته»سامان دارد،مقاله حاضر کوشیده است تا با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی و خوانش تطبیقی،سه مرحله اصلی تطور شعری فروغ را با این سه ساحت فکری تطبیق دهد.روش پژوهش برمبنای تحلیل گفتمان انتقادی و نشانه معناشناسی فرهنگی است که امر روزمره را نه صرفاً در سطح موضوع یا مضمون،بلکه به مثابه ساختار زبانی و فضایی درون متن بررسی می کند.در مرحله نخست،سه دفتر ابتدایی فروغ (اسیر، دیوار، عصیان)به مثابه نمود«فضای ادراک شده»تحلیل شده اند،جایی که بدن و فضا در وضعیت ابژکتیو و انفعالی قرار دارند و نظم مسلط روزمرگی بازتولیدمی شود.در مرحله دوم،دفتر تولدی دیگر نماینده«فضای تصورشده»است؛فضایی که در آن شاعر به آگاهی از ساختارهای سلطه دست می یابد و بدن و زبان را به ابزار بازآفرینی فضا تبدیل می کند.در مرحله سوم،با تحلیل دفتر شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،امر روزمره به سطح«فضای زیسته» ارتقاءمی یابد،جایی که تجربه شاعرانه با زیست فلسفی درهم می تند و فضا به بطن آگاهی شاعر بدل می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد که شعر فروغ،هم چون طرحی میکروسکوپیک از نظریه لوفور،فرایند تاریخی آگاهی از فضا را درون زبان و بدن شاعر بازتاب می دهد.در این مسیر،فروغ با عبور از روزمرگی به مثابه تکرار،به سوی روزمرگی به مثابه آفرینش حرکت می کندو از خلال همین فرایند،شعر او به پدیدارشناسی زیست زنانه و بازتولید خلاق امر روزمره در متن بدل می شود.
۲۷۴.

کارکرد وجهی سازی در تذکرة الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۱۲
تذکره های عرفانی به رغم تکرار موضوعات، هریک ویژگی هایی دارند که بیانگر نگاه و ایدئولوژی نویسنده تذکره است تا عارفی که سخنانی از او نقل شده است. نویسنده تذکره عرفانی می خواهد روایتی را بازنمایی کند که نتیجه و یا فهمی متفاوت در خواننده و مخاطب به وجودآورد. برای نیل به مقصود خود از ابزارها و شیوه هایی استفاده می کند که بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مقاله، شیوه عطار نیشابوری را در نگارش تذکرهالاولیاء براساس الگوی وجهی سازی پاول سیمپسون بررسی و تحلیل کرده ایم. تذکره الاولیاء یک متن با وجهی سازی های بسیار است که در آن هویت و روابط بین افراد به طور مستمر ساخته و بازسازی می شود. عطار از افعال وجهی به طور مؤثری برای بیان نظر، قضاوت، تعهد، اجازه، توصیه و دیگر انواع بیانات استفاده می کند. از اسم ها، صفات، قیدها و تأثیر آنها برای توصیف و ارزیابی شخصیت ها و حالات استفاده می کند. از انواع جملات و ساختارهای نحوی به صورتِ مؤثری برای سازمان دهی و ساختاربخشی به متن و ارائه استدلال ها و نتایج برای بازنمایی شخصیت ها و تثبیت ایدئولوژی بهره می گیرد. دقت در وجهی سازی های عطار در تذکرهالاولیاء برای توجیه شطح یا کرامت عارفان می تواند قرائت بهتری از داستان های منقول در تذکره الاولیاء به مخاطب امروزی عرضه کند. کاربرد وسیع وجهیت در این کتاب برای ایجاد تأثیر بیشتر برخواننده است بدین منظورِ که مخاطب یا خواننده را به صورت ناخودآگاه به پذیرش سخن یا مطلبی غیرِعادی سوق دهد یا قانع سازد.
۲۷۵.

تحلیل معنایی واژه ی «العَین» در قصیده ی «عاشق مِن فلسطین» محمود درویش از منظر بافت عاطفی در معنی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
بافت عاطفی به عنوان زیرمجموعه ای از نظریه ی بافت، نقشی کلیدی در شکل دهی و انتقال معانی واژگان در متون ادبی به ویژه شعر، ایفا می کند. این پژوهش بر این فرض استوار است که واژه ها علاوه بر معنای لغوی، حامل بارهای احساسی و فرهنگی خاصی هستند که در بستر بافت عاطفی متن معنا می یابند. قصیده ی «عاشق من فلسطین» با توجه به جایگاه ویژه ی خود در ادبیات مقاومت، بستری مناسب برای تحلیل معنایی و عاطفی واژه ی «العَین» است که در ظاهر به معنای عضو بینایی است اما در متن شعر معانی چندلایه ای چون عشق، رنج، هویت و وطن دوستی را نیز در خود جای داده است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های کتابخانه ای است که واژه ی « العَین » را در تمام موارد حضور آن در قصیده بررسی کرده و با بهره گیری از چارچوب نظری بافت عاطفی، لایه های پنهان معنایی و عاطفی آن را استخراج کرده است. یافته ها نشان می دهد این واژه، شبکه ای از تداعی های احساسی و فرهنگی را در تعامل با بافت عاطفی شعر ایجاد می کند و به انتقال مؤثر پیام مقاومت و هویت فلسطینی کمک می نماید. این تحلیل عاطفی باعث می شود مخاطب به ویژه مخاطب فارسی زبان که معمولاً تحت تأثیر پیش فرض های فرهنگی و زبانی خود قرار دارد، از خوانش صرفاً لغوی فراتر رفته و به درک عمیق تر و زیباشناختی نزدیک تر شود. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت نظریه ی بافت عاطفی در فهم دقیق تر شعر تأکید می ورزد.
۲۷۶.

ساخت طاق و گنبدهای ناحیه خراسان بزرگ و ایران در مجموعه قوهالاسلام عهد سلاطین دهلی (با تکیه بر بنای دیوار قبله و علائی دروازه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
طاق و گنبد همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از معماری ناحیه خراسان بزرگ و ایران بوده است. با حمله ترکان غزنوی و غوری به شبه‌قارّه، ویژگی‌های خاص معماری ایرانی وارد معماری سلاطین دهلی شد. حاکمان این دوره سنّت معماری سلجوقی را با خود برای صنعتگران شبه‌قارّه به ارمغان آوردند. بنابراین، با مشاهده طاق‌های جناغی و گنبدهای این دوره به نفوذ معماری سلجوقی در ساخت آن‌ها می‌توان پی برد. یکی از این بناها، دیوار قبله در صحن مسجد قوةالاسلام است که ردیف طاقگان پیوسته به شبستان آن یادآور کاربرد طاق کاذب در ایوان مساجد ایرانی است. دیگری، علائی‌دروازه است که در آن سیر تحول کاربرد طاق کاذب به طاق و گنبد واقعی را به‌خوبی می‌توان مشاهده کرد. ازآنجاکه پژوهش‌های صورت‌گرفته در این زمینه اندک است، در ادامه، این پرسش‌ها مطرح می‌شود: سبک غالب معماری شبه‌قارّه برای اجرای طاق چه بوده است؟ جایگزینی تیرْسقف با طاق کاذب چگونه و تحت چه شرایطی انجام گرفته است؟ نحوه اجرای طاق‌های واقعی به چه صورت بوده است؟ و درنهایت، سیر انتقال گنبد کاذب به گنبد واقعی چگونه بوده است؟ هدف از این پژوهش، مطالعه نحوه و مراحل اجرای طاق‌ها و گنبدهایی در شبه‌قاره است که خاستگاه ایرانی داشته‌اند. رویکرد نظری تحقیق، مطالعات تاریخ فرهنگی و روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است. بنابر مطالعه مقدماتی انجام‌شده، سلاطین دهلی با خاستگاه جغرافیایی خراسان بزرگ، خواهان اجرای سنّت‌های معماری و هنری آن نواحی در دهلی بوده‌اند. معماران هندی نیز تلفیقی از ایده‌های حاکمان جدید با سنّت کهن معماری شبه‌قارّه را در بناهای این دوره پدید آورده‌اند.
۲۷۷.

وصف و خاستگاه نظری آن در سبک خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
یکی از ادوار مهم شعر فارسی سبک خراسانی است. شعر سبک خراسانی به سادگی وصف و توصیفات دقیق مشهور است. این نوع توصیف، برخلاف نظر سبک شناسان خاستگاهی نظری دارد که در نظریه شعری ابن سینا نمود می یابد. تأثیر بلاغت یونانی و فهم فن شعر ارسطو در سنت سریانی و سپس در سنت ایرانی اسلامی در کاربست مسئله توصیف در این دوره نقش دارد. از سوی دیگر آشنایی و تأثیر بوطیقای قصاید عربی و نیز علوم بلاغی در قرن چهارم خوانشی دیگر از موضوع وصف را پیش می نهد. نسبت قول صادق و وصف دقیق در شعر این دوره با بازخوانی رساله های شعری فارابی و ابن سینا حاکی از این است که قول کاذب در تفسیر فیلسوفان اسکندرانی ریشه دارد و از طریق فارابی به سنت بلاغت اسلامی پا می گذارد. این پژوهش تجلی خاستگاه توصیف در سبک خراسانی را در نظریه شعری ابن سینا نشان می دهد. این مقاله وصف طبیعت در سبک خراسانی را که پیش از این به پدیده های طبیعی محدود بود مورد بازخوانی قرار می دهد و طبیعت را در معنای فوسیس یونانی در نظر می آورد و نمود آن را در دو ساحت امر طبیعی و امر سیاسی در سبک خراسانی تحلیل می کند.
۲۷۸.

تبیین نقش آسمان در فضای معماری با بازخوانی آن در اشعار شاعران برجسته ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
آسمان، یکی از مظاهر طبیعت و به عنوان محل نزول برکات، همواره مورد توجه انسان ها بوده است. تأثیر آسمان بر ابعاد مادی، روانی و معنوی حیات انسان، در آثار بسیاری از هنرمندان ازجمله شاعران و معماران بروز کرده است. بر همین اساس، این پژوهش نظری درصدد است با رویکردی کیفی، به شیوه توصیفی-تحلیلی و استدلال منطقی، با شواهدی از منابع کتابخانه ای، به بررسی نقش آسمان و مظاهر تجلی آن در اشعار شاعران برجسته ایرانی و تأثیر آن بر ابعاد جسمی، روانی و معنوی انسان و همچنین به بررسی میزان و نوع حضور و تجلی آسمان در اشعار برخی شعرا بپردازد. همچنین این پژوهش درپی یافتن پاسخی برای این پرسش است که صور ذهنی آسمان در اشعار شعرای برجسته، بیشتر بر کدام جنبه حیات انسان اعم از مادی، روانی و معنوی تأکید داشته و نمود آن در فضای معماری به چه صورت بوده است. یافته ها نشان می دهد که شعرای برجسته قرون ششم تا هشتم هجری قمری ازجمله انوری، خاقانی، سعدی، مولانا و حافظ، در برخی اشعار خود، ضمن تأکید بر نقش آسمان در تأمین نیازهای انسان، از بُعد مادی، روانی و معنوی، به نقش آسمان در یکی از این ابعاد، توجه و تأکید بیشتری داشته اند. همچنین نتیجه پژوهش نشان از آن دارد که در اشعار شعرای برجسته، بُعد معنوی آسمان نسبت به بعد مادی و روانی، بالاترین سهم را در تأمین نیازهای انسان به خود اختصاص داده است و معماران نیز همانند شعرا، علاوه بر توجه به نیازهای مادی و روانی انسان، نیازهای معنوی او را به واسطه حضور و تجلی آسمان در فضای معماری، مورد توجه قرار داده اند.
۲۷۹.

بررسی تطبیقی رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی و رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد از منظر زنانه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۴
مقاله حاضر با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش دارد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مولفه های مختلف زنانه نگاری را در دو رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی با رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد بررسی کند. از آن جا که در هر دو رمان نویسنده، زن است و در هر دو رمان قهرمان اصلی نیز زن است، مسائل و دغدغه های زنان نیز موضوع محوری هر دو رمان است. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو رمان از لحاظ زنانه نگاری شباهت های زیادی دارند. مولّفه های مشترک هر دو اثر در زمینه زنانه نگاری عبارت است از: توجه به ویژگی های جسمانی و ظاهر زنان و دغدغه های مرتبط با جسم برای زنان در هر دو رمان، انعکاس طرز سخن گفتن زنان و کلمات تکراری مخصوص زنان در هنگام صحبت کردن در هر دو اثر، توجه به نیازهای روانی و عواطف زنانه و مسائل فرهنگی مربوط به زنان در هر دو کتاب و توجه به مشکلات مربوط به نگاه فرودستانه به زن در جامعه مربوط به هر دو رمان. در مجموع می توان گفت با توجه به شباهت های فوق هر دو اثر از مولفه های زنانه نگاری به خوبی بهره برده اند و بخش زیادی از این شباهت ها حاصل مراودات فرهنگی و اجتماعی جوامع فارسی زبان و عربی زبان است.
۲۸۰.

آسیب شناسی مقوله ویرایش فنّی در کتاب های فارسی و نگارش پایه اوّل تا ششم ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۳۴
کتاب های فارسی و نگارش دوره ی ابتدایی، به قصد آموزش زبان و ادبیات رسمی کشور تدوین شده اند؛ این کتاب ها به سبب آموزش همزمان علم و زبان، باید از جنبه ی ویرایش فنی و نگارشی آسیب شناسی شوند. این پژوهش با هدف تبیین مشکلات و کاستی های حوزه ی ویرایش و نیز لزوم کاربرد و ناهمگونی های این نشانه ها در کتاب های فارسی و نگارش پایه های اول تا ششم، به بررسی توصیفی- تحلیلی آن پرداخته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که کتاب های فارسی و نگارش پایه ی ابتدایی از سه لحاظ: لزوم کاربرد نشانه های سجاوندی، کاربرد نادرست نشانه های سجاوندی و ناهمگونی در کاربرد نشانه های نگارشی در موارد مشابه نیاز به بررسی و بازبینی دارند. با وجود اینکه به کارگیری نشانه های سجاوندی برای زبان آموزان پایه ی ابتدایی سبب سهولت مطالعه و در نتیجه انتقال معنا و مفهوم آن می شود؛ در زمینه ی ویرایش این منابع درسی، چهارچوب مشخصی رعایت نشده است. در بخش های مختلف این کتاب ها نشانه های سجاوندی، به اشتباه جانشین یکدیگر شده اند. رسم الخط به کار گرفته شده در کتاب های فارسی و نگارش پایه ی ابتدایی در بیشتر موارد مبتنی بر سلیقه ی مؤلفان است و از دستور خطّ فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیروی نمی کند. پیوسته و جدانویسی واژه ها دارای نظم منطقی نیست و اصل یکسان و هماهنگی در درج تشدید دیده نمی شود. علاوه بر اشکالات ویرایشی، بخش بیشتری از این مسائل مربوط به مشکلات تایپی است، از جمله اینکه مبحث فاصله و نیم فاصله ی بین واژه ها و اجزای آن در این کتاب ها رعایت نشده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان