فرهنگ ایرانی و زبان فارسی، در طی قرون، همواره در رشد و اعتلای فرهنگ، ادبیات و دانش بسیاری از کشورها نقش و تأثیر داشته است. این تأثیر در فرهنگ و زبان ارمنی بسیار مشهود است؛ زیرا ارمنستان، از روزگاران گذشته، مناسبات فرهنگی، تاریخی و اقتصادی بسیار گسترده ای با ایران داشته است. در اسطوره ها و باورهای کهن ارمنی، نشانه های بسیاری از آیین مهرپرستی، تعالیم مانی و آموزه های زرتشتی یافت میشود که حاکی از تعامل و ارتباط و تبادلات فرهنگی میان آنها است. مردم ارمنستان به شاهنامة فردوسی، دلبستگی و علاقة بسیار نشان داده اند. آشنایی آنها با شاهنامه، مقارن با پایان حیات خود فردوسی آغاز شده است. زبان های ایرانی و ارمنی هر دو از خانوادة زبان های هندواروپایی هستند؛ و در میان آنها همانندیهای فراوانی میتوان یافت. وجود اشتراکات و مناسبات فرهنگی و تاریخی بسیار میان ایران و ارمنستان موجب شده است که زبان فارسی و فرهنگ ایرانی از دیرینه ترین روزگار در ارمنستان مورد اقبال و پژوهش قرار گیرد. امروز مراکز مهم و معتبری در ارمنستان وجود دارد که پژوهش درباب زبان و ادب پارسی را سرلوحة تحقیقات خود قرار داده اند. اینها نکاتی است که در پژوهش حاضر بررسی و دربارة آنها بحث شده است.
جشن و شادی در شعر هریک از شاعران فارسی گوی انعکاسات مختلف داشته است. برخی چون منوچهری همواره به شادخواری و نشاط پرداخته اند ،و بنابراین دیوان اشعار ایشان مملو از دعوت به شادی و اشاره به جشن ها و رسوم مربوط بدین آداب است؛ و برخی چون خاقانی و مسعود سعد بیشتر به شرح غم و اندوه درونی خویش پرداخته اند و هرچند اشعار ایشان از اشاره به جشن های ایرانی خالی نیست، لکن نمی توان این شاعران را شاعرانی شاد دانست. از این میان فرخی سیستانی را می توان شاعری شادخوار دانست دلایل این امر را می توان چنین برشمرد:
1- شادی ذاتی شاعر
2- هم عصر بودن فرخی با سلطان محمود غزنوی که شاهی کامیاب بود و در کنار رزم و پیروزی به بزم و شادمانی توجه خاصی داشت.
در این مقاله سعی بر آن است تا با توجه به شعر فرخی به تحلیلی از روحیه وی دست زده افزون بر آن اشاره ای به رسوم و آداب ایرانی کرده، تاثیر فرهنگ ایرانی بر دیگر فرهنگ ها و قومیت ها را نشان دهیم و علاوه بر این با تفکیک جشن های ایرانی و اعیاد اسلامی در شعر شاعر، میزان دلبستگی وی به ارزش های ملی یا مذهبی و دلایل آن را بررسی نماییم.