فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۷۸۱ تا ۱۳٬۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
پژوهشی در بابِ توانِ تحلیلی «مربع نشانه شناختی» در خوانشِ شعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مربع نشانه شناختی به مثابه الگویی که مبانی دلالت را طرح و تبیین می کند نخستین بار توسط گِرِماس طراحی شد. این الگو که بر نحوِ اولیه دلالت استوار است و حاصلِ بسطِ منطقی تقابل های دوگانی به شمار می رود، در آغاز، برای تحلیلِ ساختار روایت به کار گرفته شد، اما بعدها گرماس، راستیه و برخی از اعضای مکتبِ پاریس آن را در حوزه نشانه شناسی شعر نیز به کار بردند. با وجود این، در پژوهش هایی که بر این اساس در ادبیات فارسی صورت گرفته است، این الگو عمدتاً در تحلیلِ ساختار روایی حکایت های منظوم یا منثور استفاده شده است و تحقیقِ مستقلی که موضوعِ دلالتمندیِ شعر را بر اساسِ مربعِ نشانه شناختی توجیه و تبیین کند به چشم نمی خورد. بر این اساس، پژوهش حاضر می کوشد ضمنِ ارایه کلیّاتی درباره این الگو، آن را در خوانشِ نشانه شناختی شعر به کار گیرد. بنابراین، پس از بررسی مؤلفه های اصلی مربعِ نشانه شناختی و نحوه ترکیبِ این مؤلفه ها، کوشیده شده است نحوه سازمان دهی درونی عناصر، به طورِ موردی، در غزلی از عطار، مولوی و حافظ بر این اساس بررسی و تحلیل شود. چنین پژوهشی علاوه بر اینکه امکانِ بررسیِ ساختاری غزل را از چشم اندازِ نشانه شناسی فراهم می آورد و برخی از تلقی های پنهانِ شعر را آشکار می کند، الگویی خواننده محور به دست می دهد که نشان می دهد یک خواننده توانمند چگونه مؤلفه های معناشناختی را، در راستایِ فهم شعر، شناسایی و طبقه بندی می کند.
زمان و هویت در داستان های گلشیری از منظر نقد مضمونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان از خصیصه های اصلی نقد ادبی و رمان قرن بیستم است. ژرژ پوله (1902-1999م) از منتقدان بزرگ نقد مضمونی، بنیان آراء انتقادی-فلسفی اش را به مقوله ی زمان اختصاص می دهد و می کوشد تا از خلال تصاویر نویسندگان به تشریح درک آنان از زمان بپردازد. هوشنگ گلشیری از جمله داستان نویسان مدرن ایران است که در روایت داستان هایش، به ترسیم هویت انسان هم عصر خود و درک او از زمان می پردازد. شخصیت های داستانی او هر کدام به نوعی با زمان درگیرند.
مقاله ی حاضر بر اساس نگرش پوله و با رویکرد تحلیلی- توصیفی به درک شخصیت های داستانی گلشیری از لحظه می-پردازد. مفهوم فضاهای شخصی در داستان های او با ادراک لحظه ی گذرای حال مرتبط است و با تصاویری چون ایستادن افراد در صف های طولانی، هم قدم شدن راوی با آنان، سفر، گام زدن ها و شمردن نقطه های متوالی به ایجاد ادراک متقاطع شخصیت ها از زمان می پردازد. علاوه بر این سرریز شدن گذشته در قالب تداعی صداها و تصاویر در لحظه ی حال ویژگی دیگرچنین زمان است و خصلتی جاودانه به لحظات می دهند. طرح های تکه تکه و ناتمامی که در داستان های گلشیری به شکل نمادهایی چون ریزش مداوم و یکنواخت فواره ها، تکه تکه شدن و شکستن موج های حوض از آن یاد می شود در عین اشاره به گذرایی لحظه، طرحی از معنای ذاتاً پایان ناپذیر آن است. از این رو تکرارها، یادآوری ها و حتی فراموش کردن های افراد رکن اصلی کشف هویت آنان و درک شان از لحظه محسوب می شود.
بررسی تفاوت نگاره های عبدالصمد شیرازی در دربارشاه طهماسب صفوی و گورکانیان هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبدالصمد، از نقاشان فعال دربار صفوی، در جوانی به دعوت حاکم زمان به هند رهسپار شد تا پایه گذار مکتبی از نقاشی باشد که با اصول نقاشی ایرانی آغاز شد.در این پژوهش سعی شده است به معرفی نگاره های نگارگر در فاصله زمانی 1535م./921ه. تا حدود 1600م./986ه.پرداخته شود.در این زمان عبدالصمد در نگارخانه سلطنتی سه پادشاه با سه نوع اعتقاد مشغول به کار است: شاه طهماسبِ شیعه؛ همایون شاهِ سنی مذهب و اکبرشاه با اعتقاد به آیین اکبری. بنابراین به بررسی تفاوت های نگاره های این هنرمند در دوره زمانی مذکور پرداخته می شود.با توجه به اهمیت شخصیت هنری عبدالصمد و نفوذ بی بدیل وی در هنر هند، لازم است پژوهش هایی در باب شناساندن این نگارگر گرانمایه به جامعه هنری انجام شود.روش تحقیق با توجه به نیاز به بررسی نگاره های باقی مانده، مقایسه ایی و تحلیلی انتخاب شده و با استفاده از منابع کتابخانه ای و مشاهده به انجام رسیده است.تفاوت های بارزی در نگاره های انتخابی از دوره های کاری نگارگر مشاهده می شود که نتیجه اعمال سلیقه پادشاه در کار هنری نگارگر است زیرا اصول به کار رفته، با شیوه آغاز کار هنرمند همخوانی نداشته و آن را تنها می توان ناشی از فضای جدید فکری حاکم بر محل کار هنرمند دانست.
بررسی عنصرهای کارناوالی رمان های نوجوان ایرانی، بر اساس نظریه ی میخائیل باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل رمان های نوجوان ایرانی، در چارچوب نظریه ی کارناوال باختین است. «امپراطور کلمات»، «هستی» و «دختره ی خل وچل» به دلیل داشتن کنش و فضای کارناوالی، به صورت هدفمند از میان رمان های نوجوان ایرانی انتخاب شدند. به دلیل اهمیت توانمندسازی نوجوان و پرورش صدای متمایزش، پرداختن به این نظریه ضروری است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با روی کرد توصیفی تحلیلی است. براساس یافته ها، «امپراطور کلمات» با پدیدآوردن فضایی کارناوالی، اقتدار بزرگسال را می شکند و نوجوان را توانمند می کند. نوجوانان با درنوردیدن مرزها، نژادها و طبقه های مختلف را کنار هم قرار می دهند، اما مرزهای آهنین هنجارها، شکستنی نیستند و نه تنها نوجوانان که بزرگسالان را نیز محدود می کنند. در «هستی»، کنش های هنجارشکنانه ی نوجوان، در جامعه ای که نوجوانان ستم دیده اند، رسمیت و قدرت بزرگسالان را خدشه دار می کند. هنجارشکنی نوجوان، معطوف به قانون های خانه و جامعه و در زمینه ی جنسیت، دگرپوشی و گزینش هویت مردانه برای رسیدن به هویت زنانه در جامعه ی مردسالار اتفاق می افتد. در «دختره ی خل وچل»، طنز کارناوالی، قدرت مردانه را به نفع زنان رنج کشیده به سخره می گیرد. جنون نوجوان، زبانش را بی پرواتر و کنش هایش را کارناوالی تر می کند، اما تمسخر، تنها شکست هنجارها را یادآور می شود و تغییر دیگری در مناسبت های جامعه ی مردسالار به وجود نمی آورد. در نگاهی مقایسه ای، هنجارشکنی نوجوان در «هستی»، نتیجه بخش تر بوده است.
بررسی شگردهای انتقادی در شعر پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پروین اعتصامی(1320-1285ش)، از شاعران برجسته ی دوره ی رضاشاهی محسوب می گردد؛ عصری که غلبه ی نظام سانسور و فشار اختناق حاکم بر آن، امکان طرح مستقیم اندیشه های اجتماعی و بیان نقد های سیاسی را به شدّت سرکوب نمود. امّا پروین، با استفاده از شیوه ای خاص و با تکیه بر خلاقیّت هنری و استعداد شاعری خویش به سبکی ویژه در نقد دست یافت که ضمن گریز از فشارهای موجود، آزادی او را نیز در جهان شعری به دنبال داشته است. استفاده از شگردهایی چون مناظره پردازی، تمثیل سازی، بهره گیری از طنز و گسسته سرایی و... و نیز ویژگی های مختلف ساختاری در بافت شعری، امکانات جالبی در حوزه ی نقد سیاسی و اجتماعی در اختیار او نهاده است. در نتیجه انتخاب راه کارهایی برای آفرینش متنی چند بعدی و لایه لایه، به طرح غیرمستقیم نقد و نظرات سیاسی و اجتماعی او منجر شده است تا با ایجاد نوعی خودسانسوری که در مورد اعتصامی بیش تر به رویکردی اعتلا یافته و زیرکانه قابل تعبیر است، بعد هنری شعرهایش را نیز تقویت نماید. بدین ترتیب مقاله ی حاضر با هدف تحلیل جوانب مختلف این موضوع و بررسی شیوه های انتقادی پروین، نقد شعر او را با تکیه بر شیوه ای تحلیلی- آماری در دستور کار قرار داده است.
بررسی مبانی استعاری ضرب المثل های دینی – مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه ی استعاره مفهومی، مثل ها که بخشی از اصطلاحات رایج زبان هستند بنیان مفهومی- استعاری دارند. بخش وسیعی از دانش متعارف جامعه ی ایران که قابلیت برانگیختن مفاهیم را دارد به مذهب و اعتقادات دینی مربوط می شود. فرض بر این است که این مفاهیم گسترده دینی مبنای بسیاری از اصطلاحات رایج زبان فارسی بویژه ضرب المثل ها قرار گرفته اند و میدانی استعاری ایجاد کرده اند که رابطه ی حوزه های مبدأ و مقصد از ضوابط خاصی تبعیت می کند. حدود دویست ضرب المثل پرکاربرد دینی مذهبی در این پژوهش انتخاب شده و پس از دسته بندی، در هر دسته از مثل ها، نگاشت های مرتبط ترسیم شده اند و روابط مفهومی دو حوزه ی مبدأ و مقصد انطباق داده شده اند. تحلیل داده ها بر اساس دیدگاه استعاری لیکاف و کوچش(Kovecses) انجام شده که مثل ها را گونه ای استعاره ی مفهومی با نگاشت عام خاص است، می شمارد. نتیجه ی پژوهش این است که ضرب المثل های فارسی که مبنای آنها فرهنگ دینی است استعاره هایی مفهومی بیشتر از نوع استعاره ی ساختاری هستند که در رابطه ی دو حوزه ی مبدأ و مقصد، به جز رابطه ی عام خاص است، نگاشت ترسیم شده برای هریک، تعیین کننده ی رابطه ی حوزه های مبدأ و مقصد است.
تحلیل اندیشه های مثبت گرایانه در مثنوی معنوی از منظر علم روانشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دنیای درونیات عالم ذهن و عالم روح- مقوله ای است که از دیرباز بسیاری از شاعران عارف مسلک و روانشناسان قرون اخیر بدان پرداخته اند و در ایده بازتاب حالات درونی در دنیای بیرونی، با یکدیگر اتفاق نظر داشته اند. مثبت نگری به عنوان یکی از شاخه های علم روانشناسی، مفاهیمی همچون خوش بینی، اعتماد به نفس، ایمان و اعتقاد، عشق، امید، صبر در برابر مشکلات و... را در برمی گیرد که تمام آن ها را می توان به طور مشروح در مثنوی مولوی یافت. در مقاله حاضر که پژوهشی میان رشته ای محسوب می شود، کوشش بر آن است تا با بررسی مؤلفه های روانشناسی مثبت و تطبیق آن با آرای مولانا که به طور ویژه در مثنوی معنوی همچون روانشناسی حاذق، هزار توهای روان آدمی را کاویده است، گامی در مسیر تبیین اثرگذاری ها و اثرپذیری های دو مقوله روانشناسی و ادبیات گذاشته شود.
نشانه شناسی نگرش های حروفی مولانا در کلّیات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا با بهره گیری از کیفیّت های تصویری و ترکیبی حروف الفبا در کلّیات شمس، اشعار بسیار زیبایی سروده است. به کارگیری نظریّه ای فراگیر در مطالعة این سروده ها که زمینه های فرهنگی هنر مولانا را پوشش دهد و نتیجه ای فراخور یک پژوهش را در بر داشته باشد، نیازی آشکار است. در مقالة حاضر، نگارنده بر پایة آرای چارلز سندرس پیرس به نشانه شناسی نگرش های حروفی مولانا می پردازد و همة سروده های حروفی او را گزارش می کند. نظریّة نشانه شناسی پیرس با دانش نقد بلاغی رایج در زبان فارسی پیوند تنگاتنگی دارد، امّا از توانش تفسیری بالاتری در مقایسه با آن برخوردار است و رسیدن به نتیجه ای علمی تر را میسّر می کند. در این پژوهش، سه گانه های مشهور «شمایل»، «نمایه» و «نماد» پیرس و فرایند تکامل نشانگی آنها در کلّیات شمس پژوهیده شده است. فرایندهای نشانگی متفرّد، خطّی و متداخل، سه گونة سِیر نشانگی حروف الفبا در کلّیات شمس هستند که نگارنده آنها را از یکدیگر بازشناخته است. نگارنده در پایان نتیجه می گیرد که نشانگی حروف الفبا در کلّیات شمس، بیشتر با موضوع و تفسیر خود نسبت آسان دارد.
بازخوانی چند مثل از «دره نادره»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«دره نادره» از مهم ترین آثار میرزا مهدی خان منشی به شمار می آید که درباره رخدادهای زمان نادرشاه به نثر مصنوع نوشته شده است. میرزا مهدی در نگارش این کتاب بیش از آن که به فکر روایت تاریخ و بازگویی کشاکش های سیاسی و نظامی نادرشاه باشد، همّ خود را متوجه فضیلت مآبی و خودنمایی های ادبی کرده است. وی در پرداخت کتاب از واژه ها و ترکیبات دشوار تازی و پارسی، آیات، احادیث، امثال و اشعار عرب و صنایع لفظی و معنوی بهره برده است. پژوهش حاضر به بررسی و بازخوانی چند مثل از «دره نادره» و ربط آنها و بررسی آنچه استاد جعفر شهیدی در توضیح و تصحیح امثال ارائه کرده اند، اختصاص دارد. بررسی ها نشان می دهد که استاد شهیدی در تصحیح و توضیح پاره ای از امثال دچار خطا گشته است. همچنین در این مقاله به توضیح و تبیین چند مثل که شهیدی از توضیح آنها صرف نظر کرده است، پرداخته می شود.
بررسی جنسیت در شعر کودک و نوجوان از منظر جامعه شناسی بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان بر حسب دارایی بدن، همیشه در موقعیتی بدنمند به سر می برد. بر این اساس اگرچه بدن در مقام عنصری هویت ساز زندگی فردی و اجتماعی هر فرد را سامان می دهد، خود نیز از تکنیک ها و آداب فرهنگی القاء شده از جامعه متأثر می گردد به طوری که جنبه فرهنگی بدن بر بعد بیولوژیکی و زیستی آن غالب می شود؛ کنش ها و وضعیت هایی برای هر فرد تجویز می کند یا متصور می شو د که باید آنها را نقش های اجتماعی و اساس هویت افراد خواند. یکی از این موارد، ساماندهی بدن ها بر حسب شیوه های جنسی و جنسیتی القاء شده از جانب نیروهای فرهنگی هر جامعه است. در این نوشتار نقش های جنسی کلیشه ای یا همان جنسیت زن و مرد ایرانی نیز تفاوت های جامعه شناختی آنها در نمایش «بدن آرمانی» و «بدن مطلوب» منطبق با الگوی فرهنگی در شعر فارسی کودک و نوجوان بررسی شده است. مبنای نظری بحث، آرای برخی از صاحب نظران جامعه شناسی بدن و روش تحقیق بر شیوه تحلیل محتوای کمی و کیفی -پدیدارشناسی تجربی- استوار است. نتیجه نشان می دهد که الگوی فرهنگی ساماندهی بدن در شعر کودک و نوجوان بیشتر با جهان سنتی ایرانی هماهنگ است و از نگاه مدرن و مصرفی می گریزد و بر همین اساس نقش ها میان زن و مرد توزیع شده یا در قالب بدن آرمانی و مطلوب از آنها انتظار می رود.
تحلیل سبک شناختی چند حکایت گلستان در پرتو دستور نقشگرای نظام مند هالیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با به کاربستن رویکرد نقشگرای نظام مندی هالیدی بر داده های زبانی چند حکایت از گلستان سعدی سعی شده است که به این پرسش ها پاسخ داده شود: در سبک شناسی حکایات مورد نظر (که به طور اتفاقی انتخاب شده اند) چه عناصر زبانی برجسته شده اند و از چه فرایند تجربی در هر حکایت بیشتر استفاده شده است؟ دلیل کاربرد آن فرانقش در آن داستان چیست و آیا نوع فرانقش تجربی مضمون مطرح را برجسته سازی می کند؟ فرضیه این پژوهش نیز این بوده است که مضامین مطرح در این حکایت ارتباط نزدیک با صورت زبانی به کار گرفته شده در آن ها دارد. به بیان دیگر، مضامین مورد نظر نویسنده در صورت زبانی برجسته سازی شده اند. پس از تحلیل آماری داده ها این نتیجه حاصل شد که مضمون مورد نظر نویسنده در حکایتها با نوع فرآیند تجربی و فرانقش ارتباطی متبلور در افعال جملات از نظر بسامدی ارتباط دارد، اما تفاوت معنی دار میان فرایندهایی که مستقیماً به مضمون مرتبطند و دیگر انواع فرایندها تنها در نمونه های بزرگی که تعداد افعال در آن ها بیشتر است قابل مشاهده است.
بازتاب تکرار در سروده های سعاد الصباح و نادر نادرپور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شگرد ادبی تکرار، جهت القای موسیقی کلام و انسجام متن، کارکردی برجسته دارد. این عنصر بلاغی در شعر معاصر، نقشی فراتر از شعر کلاسیک ایفا می کند زیرا در شعر نو، وظیفه انتقال احساسات و عواطف درونی و ایجاد آهنگ دراماتیک، بر عملکردهای تکرار افزوده شده است. جستار حاضر، بر آن است تا انواع تکرار را در دو دفتر شعری «رسائل من الزمن الجمیل» از «سعاد صباح» و «گیاه و سنگ نه، آتش» از «نادر نادرپور» بررسی کند. از جمله دستاوردهای پژوهش، این است که تکرارِ سازه های نحوی در سطوح صامت، مصوت، هجا، واژه، ترکیب های اضافی، جمله های خبری و انشایی، در سروده های این دو شاعر بروز یافته است که کاربستِ هرکدام، به متمرکز شدن دلالت در ذهن خواننده، تداوم یک عمل یا حالت و برجسته سازی مضمون می انجامد.
بررسی تئاتر آبسورد در نمایشنامه «چوب به دست های ورزیل» اثر غلام حسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تلاش شده تا جنبه های ادبی و نمایشی تئاتر ابسورد (تئاتر عبث نما) که توسط نمایشنامه نویسانی همچون بکت، یونسکو و ... در فرانسه پایه گذاری شده در نوشتار و نمایشنامه چوب به دست های ورزیل اثر غلامحسین ساعدی، نمایشنامه نویس و یکی ازچهره های شاخص تئاتر معاصر ایران، نشان داده شود. این پژوهش به طرح این مسئله می پردازد که مفاهیم این جریان دراماتیک قرن بیستم چگونه در نمایشنامه چوب به دستهای ورزیل تجلی یافته است. جهت پاسخ به این مسئله، مقاله حاضر عناصر ساختاری نمایشنامه نویسی سنتی مانند کنش، پرسناژ، فضا و زمان، و گفتمان به کار گرفته شده در این اثر را مورد بررسی قرار می دهد. حاصل این بررسی نشان می دهد که ساعدی نیز همانند نمایشنامه نویسان تئاتر ابسورد همه عناصر ساختاری نمایشنامه نویسی سنتی را نقض کرده و موقعیت های متناقض و حتی تحیر برانگیز را پیش روی خواننده ایرانی به نمایش می گذارد و حرکتی نوین را در هنر نمایش ایران ایجاد می کند. تئاتر ساعدی که آینه نگرانی های موجود در زمان خود است، نگرشی بدبینانه نسبت به هستی دارد. این تئاتر اضطراب های نسلی را به نمایش می گذارد که پس از حوادث جنگ جهانی دوم خود را در مقابل اندوه عمیق اشغال (یا بهتر است بگوییم استعمار) می بیند و هیچ حقی حتی امیدواری را برای خود به رسمیت نمی شناسد. ساعدی در حالی که هرگونه گفتمان ایدئولوژیک و جهت دار مانند تئاتر متعهد (با تعریفی که سارتر از آن ارائه می دهد) را رد می کند، تصاویری عبث از وضعیت بشر را بر روی صحنه به نمایش می گذارد. از این رو، در تئاتر ساعدی ترس ناشی از بی معنایی هستی و عدم انسجام جهان خالی از روح بشری، یعنی جهان «گرازها» در معرض دید خواننده قرار می گیرد.
بازشناسی و تحلیل الگوی نُه گنبد در معماری ایرانی از خلال متون ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منابع ادبی مهم ترین اسناد مکتوب گذشته اند که غیر از معرفی ظرایف زبان و ادب فارسی، متضمن نکاتی اند که در بازشناسی مواد مطالعاتی دیگر زمینه های پژوهشی، به ویژه هنرهای کاربردی و معماری، بسیار سودمندند. از این جنبة ادبیات و اهمیت آن، در پژوهش های معماری چندان که بایسته است، استفاده نشده؛ بر همین اساس، پاره ای از الگو های معماری گذشته با عناوینی معرفی شده اند که هرگز با نام های اصیل و نخستینشان برابر نیستند. در پژوهش پیش رو، داده های معماری موجود در برخی از منابع ادبیِ مربوط به سده های چهارم تا دهم هجری، با رویکرد تطبیقی بررسی شدند و به موجب آن، تعداد چشمگیری از پلان ابنیه با کارکرد تشریفاتی (دادة معماری) با توصیف کاخ ها و کوشک ها در منابع ادبی (دادة ادبی) تطبیق داده و تلاش شد تا الگو و کارکرد گونه ای از معماری تشریفاتی بازشناسی شود. نتایج تحقیق نشان می دهد ویژگی عمومی این گونة معماری، داشتن شکل مربع و نُه بخشی است که در سده های نخستین دوران اسلامی در ادبیات معماری با جهان بینی مشخصی که این آثار را مِثالی از آسمان های نُه گانه دانسته اند، «نُه گنبد» خوانده شده است. پیشینة این گونة مشخصِ معماری، یعنی نُه گنبد، به آپادانای هخامنشی بازمی گردد و با عنایت به جهان بینی اسلامی، در سده های متأخر به «هشت بهشت» معروف شده است.
نقش کلیدی کلام و زبان در بازآفرینی یک اثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جرمیلا اُکایُوا نخستین نویسنده مهاجری است که به بازآفرینی یکی از نامی ترین آثار گنجینه ادبیات ایتالیا می-پردازد. بیش از یک قرن از نگارش ماجراهای پینوکیو توسط کارلو لورنتزینی با نام مستعار کارلو کلّودی می گذرد، اما پینوکیوی اُکایُوا بر خلاف انتظار مخاطبین کنونی ماشین انسان نمایی نیست که ما بین دنیای آدمک ها و انسان ها سردرگم باشد. بلکه همان آدمک چوبی پیشین است با یک تفاوت اساسی در ساختار: او خود رشته کلام را به دست گرفته و از منظر خود به روایت ماجرا می پردازد. تجزیه و ترکیب پی در پی واژگان، و واکاوی مفاهیم آنها و سبب-شناسی دگرگونه از جمله تحولات ساختاری و محتوایی هستند که اُکایُوا در این باز آفرینی به آن ها می پردازد. از سویی دگر گزینش این اثر برای بازنویسی بی علت نیست و سبب آن را در دوپارگی وجودی پینوکیو و تعلیق او میان دو دنیای انسان ها و آدمک های چوبی می توان بازجست. در این جستار جایگاه ویژه ای که در این بازآفرینی به زبان و کلام اختصاص داده شده است و علت گزینش این اثر برای نسخه برداری بررسی می شوند.
بررسی تطبیقی داستان های کوتاه جمالزاده و موپسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۱ بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
117 - 134
حوزههای تخصصی:
بسیاری از صاحب نظران وادی ادبیات جمالزاده را پدر داستان نویسی معاصرایران، به ویژه داستان کوتاه می دانند. زیرا او برای نخستین بار با انتشار یکی بود یکی نبود، علاوه بر این که انقلابی در نثر فارسی به وجود آورد ، تکنیک داستان نویسی اروپایی را آگاهانه به کار گرفت. از سوی دیگر به نظر بسیاری ازمنتقدان ، گی دو موپسان از برجسته ترین نویسندگانی است که در قرن نوزدهم، به سبب نگارش داستان های کوتاه متعدد وانتشار مجموعه داستان های کوتاه بی شمار در طی ده سال، به عنوان استاد این نوع ادبی به شمار می آید. هدف اصلی این مقاله بررسی تطبیقی شیوه های داستان نویسی این دو نویسنده بلند آوازه است. بدین منظور مؤلفان با بهره گیری ازدیدگاه های صاحب نظران ساختارگرا چون ژرار ژنت ، گریماس و تودورف ، بر تکنیک های مشترکی که این دو در آرایش زمان و فضای داستان، شخصیت پردازی ، کانون روایی ، تکنیک داستان در داستان که چند صدایی روایی را درپی دارد متمرکز می شوند.وانگهی روش های مشترکی که این نویسندگان در به کار گیری زبان مردمی و طنز از آن بهره جسته اند، در تعدادی از داستان های کوتاه ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
جایگاه تمثیل درخلق خلاف هنجارهای غزل گفتاری فروغ فرخزاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کاربرد پربسامد زبان گفتاری در آثارگروهی ازشاعران معاصر، جریانی در شعر امروز به وجود آورد، که به جریان شعرگفتاری شهرت یافت. اندیشه های نازک غنایی که فردی و تجربی هستند؛ کشف چشم اندازهای عاشقانه در جامه زبان گفتار و درهم شکستن قواعد معهود غزل اعم از وزن، قافیه، شمار ابیات و جایگزینی نوع گفتاری آن ها جریان «غزل گفتار» را شکل داد. فرخزاد و سپس سیدعلی صالحی بنیانگذاران رسمی غزل گفتار هستند. فرخزاد با توسیع دایره زبان، عواطف، آلام و آمال شخصی خویش را بی پرده و با کمترین قراین و وسایط زبانی و پیشروی فرهنگی با مخاطب در میان گذاشته است. همین عامل از او شاعری سنت شکن و جریان ساز ساخته است. فرخزاد با بهره گیری از زبان گفتار و تکیه بر روش اعتراض، انتقاد و بیان احساسات عصیان گرانه در راستای تجربیات عاطفی خویش، با نگاهی جامع به کل مضامین عاشقانه، به موضوع عشق، نگرشی «حسی ومادی» را عرضه می کند. وی در عرضه این نگرش، قراردادهای اخلاقی وهنجارهای زنانگی را قربانی کرده است و در این ابعاد، نگرش مطلوبی نسبت به شعراو دراذهان نیست. چراکه فروغ در بیان امورزنانگی، وسایط زبانی و ابزارهای مجازی و سمبلیک را درجایگاه ذهنی به کار نگرفته و غالباً به انتخاب هایی با وسایط اندک و استعاره و مجازهای قراردادی پرداخته است. این جستار ضمن تعریف: شعرگفتار، غزل گفتاری فرخزاد، به بیان مولفه های مغایر با قراردادهای زنانگی و تاثیرحذف زبان سمبلیک در شکل دادن الگوهای خلاف هنجار زنانگی پرداخته شده است. علاوه بر آن مصادیق زبان نمادین در شعر فرخزاد بررسی می شود.
بازتاب اسطوره ای جام در ادبیات کلاسیک
حوزههای تخصصی:
جام یکی از مضامین اصلی و پرکاربرد شعر فارسی به شمار می آید. استقبال زیاد از این مضمون باعث ایجاد جریان جدیدی در حوزه ی ادبیات شد جریانی تحت عنوان خمریه سرایی که شاعران بس بنامی در شکل گیری و انسجام آن دست داشتند. استفاده از جام و ترکیبات آن تنها در همین حوزه باقی نماند بلکه مفهوم دیگر آن که همان جام جم، جام جهان نما و جام جهان بین است راه را برای ورود این مضمون در ادبیات عرفانی هموار نمود و باعث ایجاد ترکیبات بدیعی در شعر عرفانی شد. شاید بتوان داستان ها و روایات اسطوره ای و تاریخی که در باب پیشینهی جام مطرح است را عامل اصلی اقبال این مضمون در آثار ادبی به حساب آورد. روایاتی که گاه جام را متعلق به جمشید وگاهی هم متعلق به کیخسرو می داند. در تحقیق حاضر که بر پایه ی مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته سعی شده است با نگاهی به پیشینه ی جام دوگانگی آن را از نظر مفهوم وتعلق در ادبیات منظوم و منثور مورد بررسی قرار داده و نوع برخورد شاعران را در باب داستان ها و روایات مربوط به آن بررسی کنیم.
أنماط الشخصیه فی روایه «تحت شمس الضحی» لإبراهیم نصرالله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال هشتم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۳۲
101 - 123
حوزههای تخصصی:
تسیطر علی روایه «تحت شمس الضحی» الخریطه الفکریه والرمزیه للواقع الفلسطینی، وإن الشخصیه تمثل صوتاً یعبر الکاتب من خلاله عن أفکاره وإیدیولوجیته. تتسم شخصیات هذه الروایه بالعمق والرمز، حیث نجد فیها شخصیات یرمز بها الکاتب إلی المقاومه والمناضله من أجل حریه الوطن والمجاهده ضد العدو الإسرائیلی، ویثیر الحب والفرح وقوه الأمل والنخوه القومیه والغیره الدینیه لتحمیس الإنسان الفلسطینی للدفاع عن وطنه. وفی رأیه أن الاحتلال لا یقتصر علی من یرید القضاء علی الأبطال الذین یضحّون بأنفسهم فی سبیل الوطن، وإنما الذین یحاولون استغلال هذه الأبطال ومن ثم القضاء علیهم لینالوا رغائبهم وأهدافهم هم المحتلون أیضا. یرمی هذا البحث إلی تحلیل الشخصیه فی روایه «تحت شمس الضحی» ووصف أبعادها الجسمانیه والنفسانیه معتمدا علی المنهج الوصفی- التحلیلی.