فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۲۱ تا ۹٬۸۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
کنایه کلاه در شاهنامه با تأکید بر زمینه های فرهنگی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویرهای شعری، حاصل ذوق و قریحه شاعرانه، آگاهی ها و خلاّقیت های فردی است که هم ریشه در تأملات شاعر در آثار ادبی پیشینیان و تجربه های شعری آنان دارد و هم نتیجه تجربه های زیسته شاعر و ژرف اندیشی اش در محیط است که توأمان شرایط اقلیمی و اوضاع سیاسی- اجتماعی را دربرمی گیرد. شاید بتوان گفت از میان انواع تصاویر شعری، کنایه بیش از دیگر تصویرها خاستگاهی اجتماعی دارد. از این رو بررسی و تحلیل تصاویر شعری، به ویژه کنایه که غالباً از دل فرهنگ جامعه و تعاملات اجتماعی نشأت گرفته و وارد زبان ادبی شده است، افزون بر اهمیت در تحلیل زیبایی شناختی آثار ادبی، اهمیت زیادی در تبیین برخی مبانی فکری و فرهنگی نیز دارد. در مقاله حاضر با تمرکز بر کنایه های مرتبط با «کلاه» در شاهنامه، کوشش شده ضمن تبیین ابعاد زیبایی شناختی این کنایات، با روش بررسی متن و تحلیل محتوای کیفی و مقایسه داده های حاصل با نتایج تحقیقات مرتبط، تحلیلی از زمینه های اجتماعی کنایات مورد نظر داده شود. داده های ناشی از جستار حاضر که با استفاده از شیوه بررسی اسناد و مدارک علمی انجام شده است، نشان می دهد کنایه های مرتبط با کلاه در شاهنامه با بسامد نسبتاً زیاد دارای ساختارها و معنی های متنوعی است که همچنان در فرهنگ و ادب ایرانی تداوم دارد. تردیدی نیست که بخشی از تداوم و تنوع معنی این کنایه ها به خاستگاه های فکری و زمینه های اجتماعی و فرهنگی آنها بازمی گردد.
کم گرفت و کارکردهای آن در اشعار حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشخصه های اصلی شعر حافظ بلاغت کلام اوست. او با به کارگیری شگردهای مختلف ادبی توانسته به این مهم دست یابد. یکی از راهکارهای حافظ برای پررنگ کردن صبغه بلاغی اشعارش، استفاده از کم گرفت با بسامد بالاست که تاکنون از دید حافظ پژوهان و حافظ شناسان پنهان مانده است. کم گرفت، ابزاری بلاغی و ادبی است که نقطه مقابل اغراق به شمار می رود و مطلبی، کسی یا چیزی را ضعیف تر، فروتر یا کمتر از حد خود نشان دادن یا بیان کردن است. در پژوهش حاضر، ابتدا با تکیه بر نظر اُدبا و صاحب نظران تعریف جامع و کاملی از کم گرفت ارائه، سپس روش های ایجاد مفهوم کم گرفت و اغراض آن در اشعار حافظ به روش مطالعه کتابخانه-ای بررسی و تحلیل شده است. برایند پژوهش نشان می دهد که حافظ با تکیه بر گستردگی قلمرو دانش زبانی و بلاغی خود با استفاده از واژه هایی مانند کم و کمتر، ترسم، گویی یا گوییا، مگر، بهتر، اندکی و... توانسته مفهوم کم گرفت را در کلام خود ایجاد کند. کم گرفت در شعر او کارکردهای معنایی و زیبایی شناختی نیز دارد که از میان کارکردهای معنایی می توان به تواضع و کم گرفت خویش، اعتراض توأم با احتیاط، احترام، پند و اندرز و از میان کارکردهای زیبایی شناختی به تناسبات لفظی اشاره کرد.
استعاره مفهومی و تصویرسازی در شعر غاده السمان بر اساس نظریه لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره ی مفهومی و تصویرسازی در شعر غاده السمان بر اساس نظریه لیکاف و جانسون چکیده: زبان شناسان شناختی برداشت تازه ای از استعاره را ارائه کرده اند که با مفهوم سنتی آن متفاوت است. این برداشت از استعاره را نخستین بار، لیکاف و جانسون معرفی کردند. در این برداشت تازه، استعاره دیگر واحدی برحسب مشابهت با واحدی دیگر جایگزین نمی شود بلکه، نوعی ساخت اسنادی است و قبلا بر اساس تجربه حسی در ذهن ثبت شده است. برای مثال، استعاره زبانی «عاشق، کوله باری از رنج بر دوش دارد» بازنمود یک استعاره مفهومی ثبت شده در ذهن مان است که: «عشق، سفر است». استعاره های مفهومی به سه دسته: جهتی، هستی شناختی، ساختاری تقسیم می شوند. این مقاله بر آن است تا استعاره مفهومی را تشریح کرده و چگونگی ورود آن به زبان شعر نو را بر اساس نمونه های متعددی تحلیل کند و آنگاه به تحلیل و تطبیق استعاره های مفهومی در نمونه هایی از اشعار خانم غاده السمّان شاعر پرآوازه سوری بپردازد. در این میان، ارزش تصویری اشعار غاده السمان و هنجارگریزی در شعر وی نیز به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود. مهم ترین دستاورد این مقاله را می توان اثبات حضور پررنگ استعاره های مفهومی در شعر غاده السمان و تحلیل تصویرشناسانه این اشعار و تاثیر محیط زیست عربی شاعر، بر شعر وی دانست و این که صحرا به عنوان تصویر مرکزی و محوری شعر وی محسوب می شود.
بررسی تطبیقی سنّت امتحان الهی در قرآن کریم و مثنوی مولانا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بر پایه نصّ صریح قرآنی، سنّت «امتحان» یکی از قوانین تشریعی الهی است که تأثیر بسزایی در سعادت و شقاوت انسان دارد. هدف این پژوهش توصیفی، تحلیل محتوایی و بررسی تطبیقی امتحان الهی از منظر قرآن کریم و مثنوی مولوی می باشد. امتحان الهی امری دائمی است، که بسامد گسترده آن در قرآن کریم و مثنوی معنوی رسالتی بزرگ را گوش زد می کند. همه انسان ها در هر مقامی، حتّی پیامبران الهی، برای تکامل و تعالی، از امتحان فردی، خانوادگی، قبیله ای، گروهی و قومی مستثنی نیستند. نتیجه پژوهش حاضر، حکایت از کلمه ای کلیدی دارد که تم اصلی همه امتحان های الهی درقران کریم و مثنوی معنوی مدّ نظر تحقیق است ،امتحان الهی سبب تامین سعادت انسان است و هدف هر امتحانی شناخت نفس، ظرفیت ،تعالی و تکامل و یکی از امورضروری در تامین سعادت انسان است تا به اصل خویش بپیوندد. واژگان کلیدی: مثنوی، مولوی، قرآن کریم، امتحان الهی ، ابتلاء، فتنه، بلا.. .
مقایسه کارکردهای بلاغی ندا در اسرارالتوحید و مقامات ژنده پیل «بر مبنای فرانقش اندیشگانی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جملات ندایی یکی از انواع ساختارهای دستوری هستند که کارکردهای بلاغی گوناگونی دارند. با توجه به گفتمان مسلّط بر بافت متنی «اسرارالتّوحید» و «مقامات ژنده پیل» که گفتمانی تعلیمی - صوفیانه دارند، می توان به مقاصد بلاغی ندا در این متون دست یافت. نویسندگان در این آثار برای القای اندیشه خود به مخاطبان از امکانات مختلف بلاغی بهره گرفته اند. این پژوهش با تکیه بر دستور نقشگرا و نظریه نظم کلام به مطالعه ارتباط معنای ثانوی جملات پس از حروف ندا و شیوه به کارگیری فرآیندهای زبانی در اسرارالتوحید و مقایسه آن با مقامات ژنده پیل پرداخته تا از این طریق مشخص شود که هر یک از این نویسندگان از چه سازوکاری برای تعلیم مخاطب خود در قالب جملات ندایی بهره گرفته اند. مبنای تحلیل این پژوهش فرانقش اندیشگانی است. یافته ها نشان می دهد که گاهی رابطه معناداری میان معنای ثانوی کلام در جملات پس از حروف ندا و شیوه به کارگیری فرآیندهای زبانی در هر دو کتاب یادشده وجود دارد و گاه نیز جریان متفاوتی شکل گرفته که بیش از هر چیز تحت تأثیر موضوع کلام، سطح آگاهی مخاطب و رابطه میان گوینده و مخاطب قرار دارد. فرآیندهای مادی در هر دو اثر، ابزار اصلی انتقال اندیشه تعلیمی در قالب جملات ندا به شمار می روند.
نگاهی اجمالی به شرح و ترجمه های دیوان حافظ شیرازی به ترکی
منبع:
سالنامه حافظ پژوهی ۱۳۹۸ دفتر ۲۲
103-112
حوزههای تخصصی:
بررسی شخصیت سودابه با نظریه هیجان خواهی ماروین زاکرمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه حکیم فردوسی (411 - 329 ه.ق) با توجّه به برخورداری از ظرفیت های مناسب جهت بررسی با نظریه ها و دیدگاه های علمی معاصر، انعکاس دهنده خصوصیات روانی و اخلاقی انسان در هر عصری است که به طرزی ماهرانه به تصویر درآمده است. شخصیت سودابه در شاهنامه نیز به دلیل ساختار و درون مایه کنش گرایانه، این قابلیت را دارد که با نظریه های روان شناسانه نقد و تحلیل گردد و نتایج آن در کنترل و واکنش های مبتنی بر هیجان طلبی انسان امروزی مورد استفاده قرار گیرد. هیجان خواهی یکی ازنظریه های ماروین زاکرمن (1978)،از روان شناسانمعاصر است. این نظریهدربردارنده یکی از چند صفت بنیادی تعیین کننده ماهیّت انسان است.در این مقاله، ویژگی های شخصیّتی سودابه با نظریه هیجان خواهی ماروین زاکرمن مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد هر چهار مؤلفه نظریه هیجان خواهی زاکرمن در کنش و رفتارهای نامتعارف سودابه از ماجراجویی، خودمحوری و خطرپذیری در نحوه انتخاب هم سر در هاماوران گرفته تا جست وجوی تجربه حسی تازه، اجتناب از یک نواختی و اقدام به رفتارهای بازداری شده در قصر شاه ایران، نمود دارد.
بازخوانیِ اجتماعیِ اسطوره کیومرث با تکیه بر میدان فرهنگیِ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره با مسائل اجتماعی رابطه ای تنگاتنگ دارد. بازخوانی اجتماعی این رابطه، نیازمند پشتوانه ای نظری است که بتواند رابطه بین متن و میدان را تبیین کند. رابطه ادبیّات و جامعه بر اساس شاخص های جامعه شناختیِ میدان فرهنگی تبیین می شود چراکه میدان فرهنگی، عرصه آفرینش های فرهنگی و از جمله آفرینش های ادبی است که در آن نیروهای مختلف، عامل ایجاد یک کنشِ فرهنگی می شوند. در این جستار، اسطوره کیومرث را با تکیه بر میدانِ فرهنگی ایران و با شیوه سندکاوی و تحلیل محتوا بررسی کرده و نتایج زیر را به دست آورده ایم: از آن جا که داستان های اساطیری در شاهنامه فردوسی، در زمان تاریخی پرداخته شده است، پرداختن به اساطیر، ن وعی بازگشت هدف مند به اسطوره است که وجه غالبش، وجه اجتماعی آن است؛ وجود روایت های متعدّد از داستان کیومرث در میدان فرهنگی و گ زینش خاصّ فردوسی از روایت ها، بیان گر نوعی خودآگاهی اجتماعی است که با میدان اجتماعی ایران روزگار فردوسی ارتباط دارد؛ در سازه های متنی اسطوره کیومرث در شاهنامه، مواردی وجود دارد که وجه دینی، عادت واره های اجتماعی و تأثیرپذیری فردوسی از جریان های اجتماعی و میدان قدرت را نشان می دهد.
واکاوی جغرافیای پایداری در شعر علی محمّد مؤدّب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال یازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
155-186
حوزههای تخصصی:
جغرافیای پایداری به گستره و حوزه جغرافیایی ای اطلاق می شود که شاعران یا نویسندگان متعهد در آثار خود به دفاع از مردم تحت ظلم آن خطّه در برابر سلطه جویان خارجی یا داخلی برمی آیند. علی محمّد مؤدّب، یکی از شاعرانی است که در اشعار خود، نگاهی فراملّی داشته و اندیشه های شعری اش متأثّر از رویدادهای جهان پیرامون وی است. در این جستار، جغرافیای پایداری در شعر علی محمّد مؤدّب با شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای و سندکاوی مورد واکاوی قرار گرفته است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که چگونه مؤلّفه های پایداری ملّی و فراملّی در شعر مؤدّب بازتاب داده شده و به غیر از ایران، به موضوعات پایداری کدام کشورها پرداخته شده است؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که پایداری در شعر مؤدّب به ایران منحصر نمی شود. وی در طرح موضوعات پایداری در شعرش، نگاهی عام و فراگیر داشته؛ اما به طور خاص بر موضوعات پایداری مرتبط با کشورهای خاورمیانه متمرکز شده است؛ از این رو، مؤدّب در شعرش به فلسطین، غزّه، لبنان، عراق، یمن، بحرین، سوریه، افغانستان، هائیتی و هیروشیما با رویکردی حمایتی پرداخته و در مقابل، نگاه انتقادی و اعتراضی خود را متوجه آمریکا، اسرائیل، انگلیس، روسیه، عربستان، مصر و ترکیه ساخته است.
زندگی و شخصیت شاطر عبّاس صبوحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۰
71 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران، گاه نسبت به غیاب شاطر عباس صبوحی از تاریخ های ادبیات دوره قاجاریه، ایراد روا داشته اند و حتی این غیاب را یک نوع سانسور انگاشته اند. بااین حال، بی گمان فقدان اسناد معتبر در باره زندگی او و ورود پرشمار شعرهای غیرصحیح الانتساب به مجموعه شعرهای وی، باعث این غیاب بوده است. تذکره شعرای معاصرین دارالایمان قم که طی دوره جوانی شاطر عباس تألیف شده است، با آوردن چکیده احوال و نمونه اشعار صبوحی تا حدی این ایراد را رفع می کند. در مقاله حاضر بر اساس این تذکره به واکاوی زندگی و شخصیت صبوحی پرداخته ایم. این مقاله با روش تحلیلی و تاریخی پیش رفته است و نتیجه آن نشان می دهد که صبوحی(1257-1315ق)، متولد در قم و متوطن و متوفی در تهران عصر ناصری، یک شاعر مردمی خوش قریحه با تعارض های درونی میان «کم سوادی و اطلاع»، «تجرّد و عشق» و در برهه ای حتی «پریشان حالی و فراآگاهی» بوده است و همه این تعارض ها به تعارض درونی اصلی وی، یعنی «عام بودن اجتماعی و خاص بودن فردی» بازمی گردند. همین تعارض، موجبات شهرت و محبوبیت او را میان عام و خاص فراهم آورده است و این دو طبقه، از زندگی وی روایات متناقضی هماهنگ با روحیاتشان به دست داده اند، تا جایی که مطابق موارد مشابه، گاه در این باره داستان پردازی ها و افسانه سازی ها صورت گرفته است.
شگردهای انتقادی در رساله مجدیّه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۲
189 - 218
حوزههای تخصصی:
میرزا محمّدخان مجدالملک از رجال سیاسی و یکی از منتقدان و نویسندگان عصر قاجار است و «رساله مجدیّه»ی او، یکی از نخستین آثار انتقادی منثور فارسی است که پیش از پیروزی انقلاب مشروطه، به نگارش درآمده و معایب و نابسامانی های عصر ناصری را در قالب نثری استوار، انتقادی و طنزآمیز به تصویر درآورده است. مقاله حاضر به شیوه توصیفی_تحلیلی به نقد و تحلیل جنبه های انتقادی این اثر پرداخته است. نویسنده با بهره گیری از شاهکارهای ادب فارسی، شناخت دقیق و عمیق زمانه، زبانی غنی و به کارگیری هنرمندانه ظرافت های هنری، به نقد وزراء، کارگزاران حکومت، علما، عرفا، پادشاه و تحصیل کردگان پرداخته و از رواج رشوه و تعارف، اخلاق ناپسند و شیوه نامطلوب حکمرانی حاکم ان، اخذ مالی ات های سنگی ن از مردم، منفعت طلبی علما، دورویی عرفا، سکوت و غفلت پادشاه و بی مایگی تحصیل کردگانِ از فرنگ برگشته، انتقاد کرده است. مجدالملک با نگاه دقیق به اوضاع عصر قاجار، بهره گیری از ظرفیّت های گوناگون زبان فارسی و سرانجام استفاده هنرمندانه از شگردهای بلاغی در انتقاد از اوضاع زمانه، اثری پرجاذبه در حوزه ادبیّات انتقادی عرضه کرده که می تواند الگوی درخوری در زمینه ادبیّات انتقادی به شمار آید.
بازتاب وقایع و شخصیت های تاریخی در شعر سبک خراسانی (ا تأکید بر اشعار فرخی سیستانی و منوچهری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۲
219 - 253
حوزههای تخصصی:
شاعران سبک خراسانی به عینیت گرایی علاقه نشان داده اند؛ چنانکه شعر ایشان را می توان مظهر «وقایع تاریخی» و «شخصیّت های مؤثّر» آن عصر دانست. فرّخی سیستانی و منوچهری دامغانی بخش عمده زندگی و فعّالیت شاعرانه خویش را در عهد غزنویان طی کردند. برغم آنکه این دو شاعر در سلسله ای واحد و با فاصله زمانی کوتاه، هر دو به سبک خراسانی شعر می سرودند، در شعر ایشان، علاوه بر شباهت های طبیعی در امر واقع نگری که شاهدی بر ادامه نوع خاصّی از رفتارهای اجتماعی است، تفاوت هایی ملاحظه می شود که کمتر مورد توجّه محقّقان واقع شده است؛ به خصوص، تفاوت در توصیف جزئیّات شخصیّت ها و رخدادها که حاصل نوع نگرش شخصی شاعر، زندگی پیشین او قبل از ورود به دربار و برخی ضروریات زمانه است. علاوه بر این، تأمّل در دلایل وصف ممدوحان و مغضوبانی که گاهی رابطه مستقیمی با شاعر ندارند، بلکه تحت تأثیر پسند ممدوح و حتّی انحلال هویّت مدّاح در ممدوح به شعر وارد شده اند، نشان می دهد که صدور احکام کلّی در مورد واقع نگری شاعران خراسانی چندان دقیق نبوده است. از دیگر یافته های این تحقیق، تأثیر برخی مسائل، از جمله حبّ و بغض ها بر واقع نگری و تضعیف آن است، به نحوی که در چنین مواردی لازم است تا محقّقان از طریق تفسیر، تأویل، قیاس و سایر ابزارهای پژوهشی، چیزهای واقعی را از آنچه تحت تأثیر احساسات شاعر به واقعیّت اضافه شده، تفکیک کنند.
تجلیات اللغه العربیه وآدابها فی شعر أمیری فیروزکوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۱
37 - 56
حوزههای تخصصی:
أمیری فیروز کوهی أحد أهم شعراء المعاصرین فی ایران، ولد فی فیروزکوه وعاش بین عامیْ 1909م و1984م، وتأثر بشکل کبیر بالعربیه حتی أنشد قصائدا بالعربیه وملمعات قد عالجها البحث فلأول مره سمی الشاعر ب «ذی اللسانین». یبدو کان القرآن الملهم الأول له فتأّثر به من حیث اللفظ والمعنی، کما تأّثر بالحدیث النبوی ونهج البلاغه وقصص الأنبیاء علیهم السلام. وقد ضمن شعره مفردات وتراکیب عربیه من مصطلحات وأفعال وأسماء وأمثال واستخدام الأسالیب العربیه دون الوقوع فی الخطأ وأشار إلی بعض الکّتاب والشعراء العرب وخصائص شعرهم وقارن نفسه ببعضهم، وبقراءه شعره نجد کثیراً من المضامین التی استقاها منهم ومن الثقافه العربیه عموماً. والمنهج المتبع هو المنهج الوصفی- التحلیلی. وهذا المقال مقال بدیع فی عرض نموذج جدید من تأثیر اللغه العربیه علی الأدب الفارسی وجدید فی موضوع دراسه أشعار هذا الشاعر بهدف الکشف عن تأثیر الثقافه واللغه العربیه فی التعبیر عن حیاته الشخصیه، والإجتماعیه، والسیاسیه. ولعل أهم ما توصل إلیه البحث هو أن إهتمام الشاعر بحفظ القران هو عامل أساسی فی نزعه الشاعر إلی تعلّم اللغه العربیه وإتقانها.
سنّت و نمود آن در شعر شفیعی کدکنی
حوزههای تخصصی:
آشنایی عمیق و همه جانبه شفیعی کدکنی با ادب فارسی و تحقیق و تفحص مستمر او در متون و دیوانهای شعری فارسی، سبب شده که نشانه های بارزی از تاثیر سنت در شعر او دیده شود. این تاثیر در همه ابعاد ژرف ساختی و روساختی شعر او آشکار است ، هم در زبان شعری شاعر دیده می شود و هم در تصویرپردازی شاعرانه و هم در معنا و محتوی و مضامین شعری. شیفتگی او به سنت شعری فارسی ، سبب شده که هر از گاهی عباراتی از این شاعران را در شعر خود آورده و در بافتی هنرمندانه نو و کهنه را با هم درآمیزد. شاعر در بسیاری موارد ابیات و مصراعهایی از شاعران سنتی را در شعر خود آورده و گاه واژگان و ترکیبات و اصطلاحاتی را از آنان گرفته و در شعر خود آورده است؛ در برخی موارد مضامین تکراری شاعران کلاسیک را در شعر خود آورده است.گاهی نیز تصویرهایی را از شاعران سنتی و معاصر در شعر خود آورده است. باورهای عامیانه و اشارات تاریخی و اساطیری نیز از دیگر نشانه های توجه شفیعی به سنت است. هدف ما در این مقاله بررسی همه جوانب این تاثیرپذیری و توجه به سنت است. برای این منظور همه موارد ذکر شده در شعر شفیعی مورد پژوهش قرار گرفت و نمودهایی از این تاثیرپذیری و گرایش به سنت را آوردیم.
بررسی رابطه جنگ نامه های محلی فارسی با حماسه شاهنامه از منظر گونه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهم قابل توجهی از اشعار فارسی را گونه ادبی حماسه دربر می گیرد. دامنه این گونه تا قلمرو ادبیات شفاهی نیز کشیده شده است. جنگ نامه های محلی منظومه هایی هستند با حال و هوای حماسی که مشخصاً به تأثیر و تقلید از شاهنامه سروده شده اند. این شعرها در قالب مثنوی و بحر متقارب و گاه در بحر هزج هستند که با روایتی داستانی و توصیف مبالغه آمیز، دلاوری های فرد یا افرادی تاریخی از یک منطقه جغرافیایی را شرح می دهند و تا مدت ها پس از سروده شدن، میان مردمان آن منطقه مقبولیت دارند، و در اختلافات محلی و طایفه ای، کارکردهای تبلیغی دارند. جنگ نامه ها بسته به موضوع خود، گاه به جنگ میان سران طوایف و خوانین منطقه و در مواردی به نزاع یک گروه با حکومت مرکزی پرداخته و گاه نبرد گروهی از مردمان منطقه ای را با نیروهای بیگانه روایت کرده اند. عنصر «جنگ» و بزرگداشت یا خوارداشت شخصیت ها و حوادث محلی و منطقه ای، پایه و مایه اصلی این شعرها به شمار می رود. در این مقاله سه جنگ نامه محلی جنوب ایران، یعنی جنگ نامه رئیسعلی دلواری ، جنگ نامه حیات داود و شبانکاره و جنگ نامه بر تابناک لیراوی از جهت سبکی و گونه شناختی بررسی شده اند. این منظومه ها با آنکه از سبک زبانی و ادبی شاهنامه و دیگر متون حماسی و همچنین لحن و گفت وگوی آن ها تأثیر فراوانی پذیرفته اند، اما تفاوت های اساسی نیز با گونه حماسه دارند؛ مؤلفه هایی همچون زمینه اسطوره ای، داستانی، پهلوانی، صبغه ملی و خرق عادت در این سروده ها نیست. رنگ ملی ندارند؛ چراکه اهداف آن ها در راستای آرمان های یک ملت نیست و قهرمانانشان اغلب به دنبال رسیدن به آرمان ها و اهداف شخصی اند؛ بنابرین به باور ما، از منظر گونه شناسی این سروده ها را باید «شبه حماسه» نامید. با این همه جنگ نامه ها ازمنظر تأثیر شاهنامه بر فرهنگ ها و خرده فرهنگ های قلمرو زبان فارسی و نیز از لحاظ ثبت وقایع و حوادث محلی و به کارگیری برخی واژگان و اصطلاحات بومی در شعر شایسته توجه و درخور بررسی اند .
مبادله مضمون و خیال در بازی های نمایشی و شعر کلاسیک فارسی؛ با تکیه بر نمایش های رسن بازی و شب بازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال هفتم بهمن و اسفند ۱۳۹۸ شماره ۳۰
201-226
حوزههای تخصصی:
شعر فارسی محملی برای بازتاب نمایش و بازی های نمایشی بوده است. بستری که اگر نبود، چه بسا تصور می شد در زمینه هنرهای نمایشی تهیدستیم. بر این اساس، در این تحقیق سعی شده است که نشان داده شود، کدام مضامین و خصایص نمایش ها در گستره اشعار فارسی بیشتر نمود یافته است و در این ارتباط متقابل، شعر چه بهره ای از نمایش برده و چه مضامین و تصاویری را از دنیای نمایش برگرفته و پرورش داده است. روش تحقیق، تحلیلی توصیفی و مبتنی بر بررسی کتابخانه ای و مراجعه به متون بوده و از دو نرم افزار عرفان نور و دُرج نیز بهره برده شده است. این تحقیق نشان می دهد که شعر فارسی بخشی از خصایص بازی های نمایشی را حفظ و به ویژه به دو بازی رسن بازی و شب بازی توجه بیشتری کرده است. شعرا در عین اینکه مضامین نمایشی را منعکس کرده اند، مضمون سازی و خیال شاعرانه برایشان مهم تر بوده است به طوری که تخیلات مبتنی بر بازی های نمایشی بسیار شگفت انگیزند. نخستین شاعران فارسی دری تا شاعران معاصر، مضامین نمایشی را در اشعارشان منعکس کرده اند، از فردوسی و منوچهری تا قاآنی و فراهانی. در این میان، نظامی بیش از دیگران به نمایش توجه داشته است. همچنین، در این پژوهش برای نخستین بار نگرش عرفا نسبت به نمایش بررسی شده است . آن ها بیشتر به شکل تمثیلی از نمایش بهره برده اند. تمثیل عرفا بیشتر رمزی است و بی شباهت به تمثیل فلسفیِ خیام نیست که با مضمون پرده بازی ساخته شده است. از نظر ادبی، بیشترین تصاویر به کمک استعاره، تشبیه، تمثیل و تمثیل رمزی ایجاد شده است.
تحلیل خودگویی ها در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۴۰
117-137
حوزههای تخصصی:
عمده مختصات زبان در شاهنامه فردوسی، بر گفت وگو محوری استوار است، در جوار این گفتارها، با خودگویی شخصیّت ها نیز مواجه می شویم. نقش خودگویی، برای گفت وگوهای تنهایی به کار می رود و شیوه ای از روایت است که تجربیّات عاطفیِ شخصیّت های داستان، در سطوح مختلف ذهن، نشان داده می شود و به جریان سیّال ذهن نزدیک است. این مرحله پیش از گفتار، زمزمه درونی است که شخصیت برای تبیین موقعیّت ها و ارائه ذهن خویش، از آن بهره می برد. زبان و خودگویی در ادبیّات، دو نظام نشانگی است و سعی دارد محتویات ذهن شخصیت را به تصویر بکشد. خودگویی در شاهنامه، تولید معنا می کند و دارای کاربردهای مفهومی است. در این مقاله از منظر پیوند ادبیات با روان شناسی، ابیات مربوط به خودگویی در شاهنامه با دو روش پژوهشی کیفی و کمّی تبیین شده است که بیانگر ارتباط معناداری، بین خودگویی و شخصیّت پردازی، در شاهنامه فردوسی است. نتیجه آن که خودگویی ها در کنش گری شخصیت ها که شامل کردار، اقدام یا مقابله هستند، برخوردی منفعلانه، نشان دادند. به این معنا که در خود گویی؛ بیان اندیشه و مافی الضمیر صورت گرفته و ارتباط مستحکمی میان خودگویی و کنش و واقعه بعد از خودگویی وجود ندارد و به عبارتی، از جانب شخصیت، کنشی متفاوت و منفعلانه انجام می گیرد که اغلب در تضاد با خودگویی است که زمزمه کرده است. در حالی که ارتباط وجوه و لایه های شخصیت و نمایاندن مکنونات شخصیت به وسیله خودگویی به مراتب مؤثرتر و شفاف تر نمودار شده است. در این مسیر، خودآگاهی هم جریان می یابد و ترسیم بهتر شخصیّت پردازی رخ می دهد. در تحلیل محتوا مشخص شد، خودگوترین شخصیت شاهنامه با (۲۳) بیت رستم و سپس به ترتیب سیاوش (۲۰) بیت و کی کاووس (۱۸بیت)، خودگوترین شخصیت ها هستند.
Subjectivity Construction through Familial Discourse Represented in Film: A Case Study of Alyosha’s Identity in Andrey Zvyagintsev’s Loveless(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper aims to study the process of identity shaping of a teenager in a family from the perspective of Subjectivity theories. The process of identity formation has been one of the main concerns for various critical approaches in human sciences in general, and the psychoanalytical and Marxist approaches in particular. The case study of the present research is the character of Alyosha from Andrey Zvyagintsev’s film, Loveless (2017). Since there is no particular theory for the contentual analysis of Film, critics in the analysis of the films’ content, take advantage of various literary, sociological and psychoanalysis theories. Therefore, the Conceptual Framework of the present study concentrates on the critical approaches of Structural psychoanalysis and Structural Marxism; particularly definitions of the Unconscious, Repressed Desire, the Name of the Father by Lacan, the Ideology, ISAs, RSAs by Althusser, and the Žižekian concept of Lack of Language. This investigation in the process of identity formation can play a significant role in demonstrating the covert motives of the character’s suicidal act. It will illustrate the way Alyosha as a subject inherits his parents’ repressed desires and lack of language caused by ideology. The application of considering concepts indicates the central role and inevitable impact of the familial discourse at the emergence of subjectivity within the family.