ادعیه واذکار بخش مهمی از ادبیات غنی شیعی است که از نظر محتوی سرشار از حکمت و معرفت و ازحیث سبک وسیاق تابلوهایی نفیس وارزشمند از زیبایی . جمال و شکوهمندی است نزدیک به تمامی پژوهشهایی که درآثار مذکور انجام یافته است مربوط به محتوی و درونمایه های دعا است و جنبه های زیبایی شناختی آن مغفول عنه مانده است. این مقاله رویکردی است زیبایی شناسانه در ادعیه و اذکار ادیبان عشق ‘ اقطاب عرفان و اسوه های جاودانه عبودیت‘معصومان (ع) که گوهر معرفت را در صدفهای زیبا و جذاب الفاظ فصیح و بلیغ سفتند و راز و رمز کمال را به آدمی گفتند. در این مقاله ابتدا شکوه تعبیر و ضرورت آن در ادعیه و اذکار و نیز عناصر شکوه تعبیر مطرح گردید و آنگاه ابعاد هفتگانه شکوه تعبیر با ارائه مصادیقی از ادعیه مورد پژوهش قرار گرفت و سرانجام این نتیجه بدست آمد که آثار مذکور نمادی از حکمت و بلاغت است .
نگارنده این سطور همراه جناب آقای سید امیرمحمود انوار استاد دانشمند دانشگاه تهران در روز جمعه6/8/79 با جمعی از استادان ارجمند دانشگاههای مختلف کشور به منظور شرکت در کنگره بین المللی استادان زبان فارسی در سراسر هند راهی آن کشور شد که شرح آن در این مقاله پیش روی خوانندگان گرامی است.
این نوشته کوتاه نشانه تلاشی اندک است برای اشارت به لزوم انجام کارسترگ به منظور معرفی گزیده آثار ادب فارسی به دو صورت زبانی فارسی و انگلیسی، با این امید که به همت اشخاص متبحر در زبانهای فارسی و انگلیسی آثار ممتاز نظم و نثر فارسی به زبان انگلیسی ترجمه شود تا مردم دیگر کشورهای جهان با میراث غنی ادب فارسی آشنا شوند. اگر این مهم صورت پذیرد می توان امیدوار بود که در آغاز هزاره سوم کاری بس مهم و متن در جهت فراهم ساختن زمینه های همفکری و همدلی در میان ملل و امم جهان از گذار ادبیات به عمل آمده است. می دانیم که نیاز به تعامل زبانی و تعاملی فکری که در عبارت«جامعه مدنی» تحقق می یابد به عهد باستان می رسد و نیز می دانیم که انسان امروزین از برکت علم و فن آوری سر به آسمان می ساید و رسیده «به جایی که بجز خدا نبیند» اما آوخ همین انسان مفخر زمان، به لحاظ دور ماندن از قافله اخلاق نیک انسانی گاهی از غایت آزمندی و جاه طلبی آنچنان بی رحم و درنده خو می گردد که به خاطر تنگی مجال می گوییم «عرش کبریا به لرزه در می آید» به باور نگارنده، اگر بتوان روح پلید انسان گمراه را تطهیر کرد چاره در استفاده از اکسیر هنر است به راهی که از لحاظ عاطفی منقلب گردد. از مشاهده خوی زشت خویش در آیینه روشن هنر به انتباه رسد و مترنم به این پیام زیبای سعدی «بنی آدم اعضای یکدیگرند»، طرحی نو افکند...