بسیاری از شاعران، بیآنکه خود متوجه باشند، حادثة شعری را به روایت شعری بدل میکنند. آنان تفاوت میان گزارش و تعبیر را در شعر نمیدانند. تنها برخی از شاعران بزرگ ایران، به ویژه شاعران عارف، این مقولــه را ادراک کرده اند. هنگامی که شاعری زندگی را توصیف میکند، نمیتواند آنچه را که احساس کرده است، به مخاطبش القا کند. درحقیقت، مخاطب نمیتواند در طیف عاطفة او قرار گیرد. مخاطب، تنها بخشی از ادراکات او را به صورت گزارشی ناقص درمییابد که شاعر اصرار دارد با توصیف های اغراق آمیز آن را در روان مخاطب بنشاند. توصیف، حالت آینه بودن شعر را کـه عین القضات همدانی و رولان بارت (1368: 39) بدان اشاره کرده اند، ازمیان میبرد؛ اما تعبیر در شعر و اصولاً هنر، آن حالت آینه بودن و ابهام را به آن میدهد و آن را برای تمامی مخاطبان قابل ردیابی و ادراک میسازد.
فرهنگ فارسی معین، بین سالهای 1342 تا 1352 در شش جلد منتشر و تاکنون بارها تجدید چاپ شده است. استاد معین، این فرهنگ را به منظور پاسخگویی به بخشی از نیازهای دانشپژوهان گرد آورده؛ از روش علمی در سه بخش لغات، ترکیبات خارجی و اعلام استفاده کرده است. مولف همچنین از استادان و خاورشناسانی که در تألیف کتاب با او همکاری کردهاند؛ درمقدمه جلد نخست نام برده است. نگارنده با توجه به اهمیت و تجدید چاپ این کتاب و مراجعه گسترده و مکرر اهل نظر، مواردی از «بخش ترکیبات خارجی» را به منظور ویرایش و بازنگری در چاپهای بعدی یادآوری میکند و پس از اشاره به روش استاد معین در نگارش فرهنگ فارسی، از پیشوایان فرهنگنویسی او، سخن میگوید. ترکیبات خارجی فرهنگ فارسی، شامل واژههایی از زبانهای عربی، ترکی و اروپایی مندرج در نوشتار و گفتار زبان فارسی است. این گونه ترکیبات، اغلب ویژگیهای اصلی خود را حفظ کردهاند. محدود بودن این گونه ترکیبات از نظر هویت دستوری به دو گروه ترکیبی و فعلی، موجب شده است مولّف کتاب، به ویژگیهای دستوری ترکیبات خارجی نپردازد و در این مقاله نیز از آن سخنی به میان نیاید. پیشینه نقد وبررسی فرهنگ معین به چندسال پس از انتشار آن میرسد که به عنوان نمونه میتوان مقاله دکتر علی اشرف صادقی در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران را برشمرد. مقاله حاضر، صرف نظر از علل و عوامل و نوع اشتباهات و کاستیها با نگارشی متفاوت از گفتارها و مقالات دیگر، به بازنگری در فرهنگ معین میپردازد. با این امید که گامی در ویرایش این کتاب مرجع، برداشته باشد.
انوری و گیوی (1374 ، ص 121) آورده اند که «گاهی اسم یا کلمه ای در جمله می آید که نه فاعل است نه مفعول یا متمم بلکه نسبت مبهمی رادر جمله روشن می کند که آن را تمیز می نامند». کلماتی که در جملات (1) زیر آنها خط کشیده شده است تمیز هستند: (1) این گونه افراد انسان دوست را مرد باید نامید . علی را همه بچه ها عقاب می نامند. در ایران باستان پهلوانی بود که را رستم می نامیدند. رستم پسری داشت که او را سهراب می گفتند. مسلمانان یکدیگر را برادر می شمارند. مرکز خوزستان را اهواز می خوانند. نکته مهم در این جملات آن است که حذف سازه تمیز باعث نادستوری شدن جمله می شود ...
کشف المحجوب، ابوالحسن علی بن عثمان هجویری، به کوشش محمود عابدی ، انتشارات سروش، تهران 1383، 1228 ( هفتاد و چهار + 610 + 544) صفحه. طی قرن های چهارم و پنجم هجری، سه کتاب با نام کشف المحجوب نوشته شده است: یکی به قلم ابویعقوب اسحاق بن احمد سگزی (وفات: پس از 361)؛ دیگری به قلم ابوابراهیم اسماعیل بن محمد بن عبدالله مستملی بخاری (وفات : 434) که در حقیقت عنوانی است نهاده شده بر یکی از نسخه های خطی شرح تعرف او (روشن ، ص 16)؛ سومی به قلم ابوالحسن علی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی (وفات: نیمه دوم قرن پنجم هجری ) که او را «پیرهجویر» و «سیدهجویر» و «داتا (=مربی) گنج بخش» خوانده اند ...
قابل توجه جناب وزیر علوم ( نمره 1) : بر ارباب دانش و فرهنگ مخفی و محتجب نیست که تنقید لغات امری است بس صعب خصوصا تنقید لغات پارسی که گویا زبان مرده را دوباره لباس حیات پوشانیدن است. لغاتی که الآن درج فرهنگ ها می باشد همان است که شعرا در اشعار خود استعمال کرده اند یا در کتب نثر مستعمل شده ولی با الفاظ ]ی[ است که تدوین نیافته مگر زبانزد خلق ایران می باشد. دانستن اشتقاق الفاظ امری دیگر است و چون کتب قدیمه و زبان باستانی پارسیان تحلیل رفته صعوبت کار بیشتر گردیده است. چون زبان سنسکرت با زبان پارسی باستانی وزبانی که کتاب زنداوستا در آن نگاشته شده سمت اخوت داشته است ماخذ بسیاری از الفاظ را از زبان سنسکرت می توان پیدا کرد و هم استعانت از زبان زند و پازند و دساتیر می توان جست. صاحب فرهنگ انجمن آرا مرحوم میرزا رضاقلی خان هدایت در این باره جهد بلیغ به کار برده و اکثر لغات را که در فرهنگ رشیدی و جهانگیری و برهان قاطع غلط نگاشته یا تصحیف خوانی کرده بودند به دقت تمام صحیح و تنقید فرموده و از تتبع دواوین شعرا اشعار صحیح را بر آورده غلطهای ارباب لغت را به قدر قوه خود تصحیح نموده و در اکثر موارد اشتقاقات صحیحه را برآورده است ...
یعقوب بن عثمان غزنوی چرخی از مردم خراسان و از عارفان سده های هشتم و نهم هجری است . در کارنامه این عارف نقشبندی ، تفسیری فارسی به چشم می خورد که همواره مورد توجه مردم شبه قاره هندوستان ، افغانستان و آسیای میانه بوده است . شاهد این توجه دستوشته های متعددی از این تفسیر است که تا کنون در کتابخانه های این کشورها باقی مانده و برخی از آنها نیز در فهرست های نسخ خطی شناسانده شده اند . علاوه بر دستنوشته های موجود ، این تفسیر چند بار از جمله در کابل ، بمبئی و لاهور با چاپ سنگی انتشار یافته ، اما تا کنون مقابله و تصحیح انتقادی نشده است ...