اسطوره ها هم از لحاظ ساختار و هم از لحاظ درون مایه ، دارای وجود و معانی کثیری هستند . در مقاله حاضر ، سازه ها و عناصر ساختاری داستان ضحاک بر مبنای رویکرد اسطوره شناس بررسی گردیده و سعی شده نشان داده شود که بررسی تطبیقی این عناصر در الگوهای مختلف و مرتبط و نگاه چند وجهی و از دیدگاه های مختلف و مکمل هم ، چگونه می تواند در روشن کردن جنبه های تاریک این اسطوره کمک کند .
در این مقاله به نقد و تحلیل دیدگاه ها و نظریات درباره صنعت تضاد پرداخته شده است. در ابتدا ضمن مقدمه ای کوتاه به طبیعی بودن وجود این صنعت در شعر و سخن اشاره گردیده، آنگاه با مراجعه به پانزده اثر بدیعی و بلاغی، از گذشته تا حال، تعاریف و نظریات نویسندگان آن آثار راجع به صنعت تضاد و سیر تاریخی آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته و بهترین دیدگاه ها معرفی شده است. سر انجام به عنوان نتیجه، موارد و نکاتی که باید در پرداختن به آرایه تضاد مد نظر قرار داد، عنوان گردیده است. هدف اصلی از نگارش این مقاله، بیان ضرورت بازنگری و تحقیق و تحلیل همه جانبه صنایع بدیعی است از گذشته تا حال شعر فارسی و نگرشها و کاربردهای ظریف این آرایه ها توسط شاعران.